خانه / آخرین اخبار / عاشقانه‌های سوزناک امیرالمومنین (ع) در فراق زهرای مرضیه(س)

عاشقانه‌های سوزناک امیرالمومنین (ع) در فراق زهرای مرضیه(س)

«هجران تو نزد من بزرگ‌ترین مصیبت‌هاست و از دست دادن تو ای فاطمه سخت‌تر از فرزند مرده است. من گریه با حسرت خواهم کرد و نوحه گلوگیر خواهم نمود بر دوستی که راهی بلند رفته است. ای چشم! احسان کن و به من یاری نما در گریه‌کردن؛ که حزن من دائمی است و به دوست گریه می‌کند».
شهادت حضرت فاطمه زهرا زندگینامه امیرالمومنین زندگانی حضرت علی اشعار شهادت حضرت فاطمه زهرا
«زهرای من، دوستی بود که هرگز دوست دیگری جای او را نخواهد گرفت و جز او کسی در دل من جایی ندارد.»

به گزارش مهرخانه، زهرا سلام‌الله‌علیها، تنها دخت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نبود؛ تنها همسر علی علیه‌السلام نبود؛ تنها مادر امامت نبود؛ که او پشت و پناه دین خدا بود، بانوی یگانه خانه علی که حمایتش از ولایت، در عین ظرافت زنانه، غیرت صد مرد داشت.

جفت زهرا سلام‌الله‌علیها، علی علیه‌السلام بود و علی بود که قدر و قیمت و منزلت بانوی آسمانی خانه‌اش را به خوبی می‌دانست؛ این قدردانی را از لابه‌لای کلام مولا در وصف همسر می‌توان شنید.

لحظات تلخ جدایی
امیرمؤمنان علی علیه‌السلام بر بستر بانوی خود نشسته است و برای او از تنهایی‌هایش می‌گوید: «جان من با آه و ناله‌هایش در اندرون من زندانی است. ای کاش جان من هم با ناله‌ها از بدنم خارج شود. بعد از تو خیری در زندگی نیست و من از ترس این‌که مبادا زندگی‌ام به طول انجامد، گریه می‌کنم».

مظلومیت زهرا سلام‌الله‌علیها
امیرمؤمنان علی علیه‌السلام در حین دفن بانوی عالمین، با دلی لبالب از اندوه، روزهای مظلومیت زهرا سلام‌الله‌علیها را مرور کرده و با خدای خود راز دل می‌گفت: «خداوندا! از دختر پیامبر تو راضیم، خصم او را به تنهایی و وحشت انداخت؛ تو او را انس بده، مردم از او بریدند؛ تو او را پیوند ده، به او ستم کردند؛ تو ای احکم‌الحاکمین درباره او داوری کن».

مصائب زهرا سلام‌الله‌علیها
«به زودی دخترت به تو خبر می‌دهد که چگونه امتت برای ستم بر او هم گروه شدند، پس همه چیز را از او بپرس و حال ما را از او جویا شو، و این چنین کردند؛ درحالی‌که از رحلت تو چیزی نگذشته و یاد تو از میان نرفته است».

بازگرداندن امانت رسول صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم
«سلام بر تو ای رسول خدا! از من و دخترت که اینک در جوار تو فرود آمده و شتابان به تو ملحق شده است. … اینک امانت تو؛ زهرا علیهاالسلام بازگشت، و گروگان دریافت شد».

به پایان رسیدن صبر مولا علیه‌السلام
مولای متقیان، همسر و هم‌خانه و همدرد و حامی خود را که به خاک می‌سپارد، رسول خدا را خطاب قرار داده و ناله سر می‌دهد: «ای رسول خدا! شکیبایی من در مصیبت دختر برگزیده تو کم شد، و طاقت و توانایی من در فقدان او از دست رفت، جز آن‌که مرا پس از مصیبت عظیم و مفارقت و فقدان تو، در هر مصیبت دیگری جای تسلیت هست (مصیبت تو به قدری بزرگ است که هر مصیبت دیگری را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد)؛ چراکه تو را به دست خود در آرامگاهت مدفون ساختم و در آغوش من جان دادی، “اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّا اِلَیْهِ راجِعُونَ”».

بزرگ‌ترین مصائب بر مولا علیه‌السلام
فاتح خیبر در فراغ مهربان حامی‌اش این‌گونه می‌سرود: «هجران تو نزد من بزرگ‌ترین مصیبت‌هاست و از دست دادن تو ای فاطمه سخت‌تر از فرزند مرده است. من گریه با حسرت خواهم کرد و نوحه گلوگیر خواهم نمود بر دوستی که راهی بلند رفته است. ای چشم! احسان کن و به من یاری نما در گریه‌کردن؛ که حزن من دائمی است و به دوست گریه می‌کند».

روزگار پس از زهرا سلام‌الله‌علیها  
امیرمؤمنان روزهای خود پس از زهرا سلام‌الله‌علیها را این‌گونه توصیف می‌کند: «از این پس اندوه من جاودانی است و شبم به بیداری خواهد گذشت تا آن‌گاه که خداوند مرا به سرایی که تو در آن اقامت داری ببرد».

واگویه‌های امیرمؤمنان علیه‌السلام با همسر
مظلوم اولین عالم، شبهای بی‌زهرابودن را در کنار مزار همسر سر کرده و عاشقانه‌هایی از جنس غم و جدایی را با خود زمزمه می‌کرد؛ اشعاری که عمق غم و مظلومیت و تنهایی امیرمؤمنان را نشان می‌دهد: «چرا من ایستاده‌ام به قبر حبیبم سلام می‌کنم و او جواب مرا نمی‌دهد؟ اى دوست! چرا جواب ما را نمی‌دهى؟ آیا چون از پیش ما رفتى، دوستى را فراموش کردى؟ دیگر ما در دل تو جایى نداریم؟» و بعد خود حضرت، از قول محبوب پاسخ می‌دهند: «این چه انتظارى است که از من دارى؟ مگر نمی‌دانى که من در زیر خروارها خاک محبوس هستم؟»

و عمق دلتنگی و تنهایی مولا را زمانی می‌توان بهتر احساس کرد که به یاد بیاوریم این کلام مولا در وصف فاطمه سلام‌الله‌علیها را: «هرگاه به فاطمه علیهاالسلام نگاه می‌کردم، غم و اندوه از من زدوده می‌شد».

منابع
۱٫    بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۱۷٫
۲٫    بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۵۶٫
۳٫    امالی شیخ طوسی، ج ۱، ص۱۰۷- ۱۰۸٫
۴٫    بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۱۸٫
۵٫    بحارالانوار،جلد۴۳، صفحه ۱۳۴٫

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*