خانه / جالب و خواندنی / بیوگرافی مجید قناد (عمو قناد)+عکس دختر و پسرش

بیوگرافی مجید قناد (عمو قناد)+عکس دختر و پسرش

مجید قناد Majid Ghanad (متود ۱۳۳۳، خرمشهر) تهیه کننده و کارگردان و مجری برنامه‌های کودک و نوجوان در تلویزیون ایران است. او به عنوان مجری برتر توسط مخاطبان خارج از کشور (شبکه جام جم) انتخاب شده‌است.

همسر مجید قناد همسر عمو قناد بیوگرافی ناصر­ آویژه بیوگرافی مجید قناد بیوگرافی گیتا داوودی بیوگرافی سمن قناد Majid Ghanad

خانواده مجید قناد

مجید قناد دارای لیسانس کارگردانی و بازیگری از دانشگاه هنرهای زیبای تهران است. او فعالیت خود را با تئاتر آغاز نمود و سپس درسال ۱۳۵۵ وارد برنامه‌های تلویزیونی در صدا و سیمای آبادان گردید؛ و پس از شروع جنگ ایران و عراق در صدا و سیمای مرکز اصفهان کار خود را در زمینه تهیه کنندگی و کارگردانی آغاز کرد و از سال ۱۳۶۱ به بعد در صدا و سیمای مرکز خرم‌آباد مشغول به کار شده و در سال ۱۳۶۲ همراه با ادامه تحصیل در تهران و به عنوان مجری و تهیه کننده، کارگردان در شبکه ۲ سیما تهران مشغول به کار شد و این فعالیت تاکنون ادامه دارد. برنامه‌های بسیاری از جمله مسابقات، نمایش، جنگ‌های مختلف، سریال، همکاری با تلویزیون جام جم و خانه سینما از فعالیتهای ایشان می‌باشد. فعالیتهای سینمائی از جمله «شهر در دست بچه‌ها» و «همه دختران من» به عنوان بازیگر ایفای نقش نموده و در طول سال‌های فوق به عنوان مجری و کارگردان برنامه‌های فرهنگی و هنری در مناسبات‌های مختلف در سازمان‌ها از جمله دانشگاه‌های شهید بهشتی، صنعتی شریف، دانشگاه اصفهان، و شرکت‌های برق، پتروشیمی و… فعالیت داشته و دارند. در حال حاضر به عنوان تهیه کننده، کارگردان و مجری برنامه‌های کودکان به صورت پخش زنده حضور دارند.[۱] یکی از این برنامه‌ها فیتیله نام داشت که به مدت هشت سال بدون وقفه در تمامی جمعه‌ها و اعیاد تعطیل از شبکه دو پخش می‌شد.[۲] قناد در دی ۱۳۸۹ بر خلاف میل شخصی‌اش از اجرای این برنامه کنار رفت ولی همچنان تهیه‌کنندگی این برنامه را بر عهده داشت و ابراز امیدواری کرد برنامه با مجری جدید همچنان موفق باشد. او هم اکنون برنامه دیگری را با گروهی جدید متشکل از ۵ بازیگر جوان در روزهای جمعه ساعت ۹:۳۰ صبح اجرا می‌نماید با نام جمعه به جمعه خونه به خونه.

همسر مجید قناد همسر عمو قناد بیوگرافی ناصر­ آویژه بیوگرافی مجید قناد بیوگرافی گیتا داوودی بیوگرافی سمن قناد Majid Ghanad

سوابق کاری مجید قناد

وی از سال ۱۳۶۳ تا ۱۳۹۳ برنامه‌های بسیاری را کارگردانی و تهیه نموده و در برخی کارها سمت مجری بازیگر نیز داشته است به شرح زیر:

«از مدرسه تا مدرسه»، ۱۲۰ اجرا به عنوان مجری بازیگر
«بازی شادی تماشا»، ۸۰ برنامه به عنوان مجری بازیگر
«نمایش هفته»، ۲۶ برنامه به عنوان تهیه کننده
«چرخونک»، ۵۲ برنامه به عنوان بازیگر و تهیه کننده و کارگردان
فیلم کوتاه «فاصله»، ۴۵ دقیقه به عنوان تهیه کننده
«گل و گلدون»، ۱۰۴ برنامه مسابقه‌ای به عنوان مجری کارگردان تهیه کننده
«مسابقه کوچک (ساعت شنی)»، ۱۰۴ برنامه به عنوان مجری طراح سؤال کارگردان و تهیه کننده
«ویژه دهه فجر»، به عنوان مجری
۷ قسمت «ویژه بازگشایی مدارس»، ترکیبی به عنوان تهیه کننده و اجرا
«نمایشی پسر عموها»، ۲۶ قسمت برای شبکه جهانی جام جم به عنوان تهیه کننده و کارگردان
«بازی شادی»، ۵۲ قسمت برای شبکه جهانی جام جم به عنوان کارگردان تهیه کننده و مجری
«آقا قور قور»، کار عروسکی ۲۶ قسمت به عنوان تهیه کننده
«آقا تقی»، زنده-عروسکی مجری و تهیه کننده و کارگردان
«پالام پولوم پیلیم»، ۲۶ قسمت نمایشی به عنوان تهیه کننده
«انیمیشن سنجاق قفلی»، به عنوان تهیه کننده
«ماهک و ماهور»، ویژه نوروز به عنوان مجری و تهیه کننده
«دوقلوها»، سریال ۲۶ قسمتی به عنوان تهیه کننده و بازیگر
همکاری در تهیه «محله برو بیا»
همکاری در تهیه و اجرای برنامه «هاچین واچین»
همکاری با سریال «همسران» در دوقسمت به عنوان بازیگر
فیلم سینمایی «همه دختران من»، به عنوان بازیگر
فیلم سینمایی «شهر در دست بچه‌ها»، به عنوان بازیگر
تهیه کننده و مجری برنامه «فیتیله جمعه تعطیله»، به مدت ۸ سال
برنامه «جمعه به جمعه خونه به خونه»، به عنوان تهیه کننده و مجری و کارگردان از سه سال پیش تا کنون
و…

همسر مجید قناد همسر عمو قناد بیوگرافی ناصر­ آویژه بیوگرافی مجید قناد بیوگرافی گیتا داوودی بیوگرافی سمن قناد Majid Ghanadinstagram Majid Ghanad

آشنایی من با مجید قناد یا همان عمو قناد، مثل اکثر کسانی که او را می­شناسند از برنامه کودک شبکه دو سیما بوده است. او یکی از شناخته­شده­ترین چهره­های برنامه کودک تلویزیون ایران است و نزدیک به ۳۰ سال است که هر جمعه به خانه­ های ما می­ آید. برنامه ­اش برنامه­ ای است با موزیک و نمایش. برنامه های زیادی را هم ساخته که خودش به عنوان مجری یا بازیگر در آن حضور نداشته است.

همیشه دوست داشتم اجرای زنده یکی از برنامه­ های کودک را از نزدیک ببینم و با عوامل آن ارتباط داشته باشم. این آرزوی من اولین بار با آشنایی با ناصر­ آویژه و همسر ایشان که هرکدام به طور تخصصی در حوزه تولیدات فرهنگی کودکان فعالیت می­کنند، محقق شد.

ناصر آویژه کارگردان هنری و بازیگر جدید­ترین برنامه زنده ­ای است که مجید قناد تهیه کننده و مجری آن است. همچنین همسر وی، خانم گیتا داوودی سرپرست تیم نویسندگان این برنامه است.

پس از هماهنگی اولیه­ای که توسط آقای آویژه انجام شد، از من دعوت شد تا در پشت صحنه یکی از برنامه های زنده صبح جمعه عموقناد و ناصر آویژه شرکت کنم.

روز موعود فرارسید. ازدحام کودکان و پدر و مادرها در جلوی پیشخوان حراست ساختمان شبکه دو در انتهای خیابان الوند اولین چیزی بود که توجه مرا جلب کرد. پدر و مادرها پس از راهی کردن فرزندانشان در اتاق دیگری کمی آن طرف­تر از ورودی شبکه دو، به انتظار فرزندانشان می نشستند و از تلویزیون ال سی دی بزرگی که آن جا کار گذاشته شده بود، برنامه را می­دیدند.

من به اتاق فرمان یکی از استودیوهای پخش زنده هدایت شدم. اتاق نیمه تاریک بود و حدود ۱۵ نفر در آن مشغول بودند. چند نفر صدا را کنترل می­کردند، چند نفر تصویر، یک خانم مسوول زیرنویس­ها بود و …

همه به شدت مشغول بودند. عمو قناد به اتاق فرمان آمد و پس از سلام و احوال پرسی به سرعت به چند کار رسیدگی کرد. عمو قناد تقریبا می­دوید. استرس برنامه زنده حتی برای من که با این نوع    برنامه سازی غریبه بودم کاملا مشهود بود.

دیدن عمو قنادی که ۳۰ سال است می­شناسم یا فکر می کنم که می­شناسم، در شرایطی غیر از شرایط مجری مهربان برنامه با لبخند همیشگی، تکیه کلام­ها و نصیحت­ها برایم بسیار جذاب بود.

او بال دقت و وسواس خاصی، ریزترین نکات را پیش از رفتن برنامه روی آنتن چک می­کرد. یکی از افرادی که در اتاق فرمان بود اعلام کرد که ۳۰ ثانیه تا شروع برنامه مانده. عمو قناد چند نکته دیگر را چک کرد و بدو بدو به استودیوی پخش زنده رفت. در استودیو بسته شد و شمارش معکوس در اتاق فرمان شنیده شد.

پس از اتمام برنامه همراه با ناصر آویژه و عمو قناد از ساختمان شبکه دو خارج شدم. تعدادی از     بچه­ها با پدر و مادرشان منتظر عمو قناد و بقیه بازیگران برنامه بودند. ناصر آویژه شروع کرد به خوش و بش کردن با بچه ها و والدینشان و آن جا بود که فهمیدم تعداد زیادی از این بچه ها از شهرهای دیگر آمده­اند.

بیش از ۳۰ سال است که برنامه­های مختلف عمو قناد روی آنتن می رود. اما از او چه می­دانیم؟ نام او را در گوگل جستجو می­کنم و بیوگرافی او را در ویکی پدیای فارسی می­خوانم. جالب است که با این همه سابقه، آن چه از او در ویکی پدیا موجود است، یک بیوگرافی ۹ سطری است. این بیوگرافی، عینا در دایره­المعارف هنرمندان ایران و چندین وبگاه دیگر هم تکرار شده است.

آن چه داخل گیومه آورده شده، بخشی از بیوگرافی کوچکی است که در ویکی پدیای فارسی و چند وبگاه دیگر در­باره مجید قناد آورده شده است: « مجید قناد ­متولد ۱۳۳۳ در خرمشهر، مجری برنامه‌های کودک و نوجوان در تلویزیون ایران است. او به عنوان مجری برتر توسط مخاطبان خارج از کشور (شبکه جام جم) انتخاب شده‌ است. مجید قناد دارای لیسانس کارگردانی و بازیگری از دانشگاه هنرهای زیبا است. او فعالیت خود را با تئاتر آغاز نمود و سپس درسال ۱۳۵۵ وارد برنامه‌های تلویزیونی در صدا و سیمای آبادان گردید. پس از شروع جنگ ایران و عراق در صدا و سیمای مرکز اصفهان کار خود را ادامه داد. در سال ۱۳۶۲ به عنوان مجری و تهیه‌کننده، کارگردان در شبکه دو سیما مشغول به کار شد.»

البته فقدان محتوا به زبان فارسی، یکی از بزرگ­ترین معضلات و چالش­های کاربرد اینترنت برای فارسی­زبانان است. مشابه همین مساله در مورد هزاران هنرمند ایرانی صدق می­کند.

استادانی چون حنانه، خالدی، ورزنده، و… که آن چه در موردشان یافت می­شود تنها چند پاراگراف کلی است. به هرحال محل طرح این مساله در این مطلب نیست، آن چه در این مصاحبه مد­نظر           مصاحبه­کنندگان بوده، آشنایی بیشتر با یکی از آشنا­ترین چهره­های تلویزیونی ایران است.

عمو قناد یکی از شناخته­شده­ترین چهره­های برنامه کودک ایرن است. قریب به ۳۰ سال که عمو قناد بچه­ها را سرگرم می­کند، چند نسل با او، چهره­اش، صدایش و نصیحت­هایش خو گرفته­اند. کودکی خود عمو قناد چگونه بوده؟

– من در ۷ سالگی پدرم را از دست دادم و مادرم برایم هم مادری کرد و هم پدری. با همه تلاشی که مادرم برایم انجام می­داد، وقتی       می­دیدم بچه­ها دست در دست پدرشان به گردش و تفریح می­روند، احساس کمبود         می­کردم. به همین دلایل همیشه دوست دارم بچه ها را خوشحال کنم. فکر می­کنم دلیل اصلی من برای شغلم این باشد. چون من عاشق      بچه­ها هستم و دلم نمی­خواهد بچه­ای تنها باشد و خود را تنها احساس کند و غمگین و ناراحت باشد.

از دوره دبستان و راهنمایی به کار تئاتر      علاقه­مند شدم. سال ۵۴ معلم ما به نام آقای محمد ایوبی که خدا رحمتشان کند و خودش اهل قلم بود ما را با کار هنری در تلویزیون آبادان آشنا کرد. از آن به بعد من به این کار علاقه­مند شدم. هر وقت معلم نبود یا حتی می­خواست برای مدت کوتاهی کلاس را ترک کند، از من     می­خواستند که بچه­ها را سرگرم کنم.

علاقه شما تنها به کار تلویزیونی معطوف بود؟ هیچ وقت دلتان نمی­خواست که مثل اکثر بچه­ها خلبان یا پزشک بشوید؟

– نه دلم می­خواست درسم را بخوانم و وارد کار هنر بشوم. ضمن این که کارهای مختلفی را هم انجام دادم. از آرایشگری گرفته تا نجاری و خیاطی. هر تابستان در دوره دبیرستان خودم را مشغول به یک کاری می­کردم. مادر من پرستار بود و دلم می­خواست از همان دوران نوجوانی بتوانم کمکی برای او باشم.

یک دوره­ای هم در چلوکبابی کار می­کردم. یادم می­آید که صبح به صبح یک دیگ بزرگ جلوی من می­گذاشتند که باید پیاز پوست می­کندم.

حقوق و دستمزدها آن زمان چطور بود؟ یادتان می­آید چه­قدر دستمزد می­گرفتید؟

– دایی من نجار بود و من دوره­ای پیش او کار می­کردم. یادم می­آید که حقوقم پیش دایی،    هفته­ای ۲۰ ریال بود. به خوبی یادم می­آید که این پول برای دو تا بلیط سینما کفایت می­کرد. بلیط سینما ۶ ریال بود و من بعضی وقت­ها با یکی از دوستانم به سینما می­رفتیم و ۱۲ ریال بابت بلیط سینما می­دادیم و با ۸ ریال بقیه ساندویچ می­خریدیم.

این تجربه­های مختلف آیا هیچ وقت به کار شما آمد؟

– در دانشگاه استادی داشتم که معتقد بود که آشنایی با هر کاری برای بازیگری مفید است. من خدا را از بابت موفقیتم و هر چه دارم شکر می­کنم. اگر یک بار دیگر به دنیا بیایم همین مسیر را در زندگی ادامه می­دهم منتها سعی    می­کنم این بار کامل­تر باشم.

من خیلی به یادگیری زبان علاقه داشتم اما هیچ وقت فرصت این کار برایم پیش نیامد. به نظر من یک مجری باید علاوه بر زبان مادری خودش به یک زبان دیگر هم مسلط باشد. من عربی بلدم اما خیلی دوست داشتم با زبان انگلیسی هم آشنایی داشتم.

وقتی بچه­ها یا بزرگ­ترهایی که زمانی مخاطبان برنامه­های شما بوده­اند شما را در خیابان می­بینند چه واکنشی نشان می­دهند؟

– هر وقت کسی من را در خیابان می­بیند و راجع به برنامه­های من صحبت می­کند، من از سوالاتی که می­کند متوجه می­شوم که بیننده چه برنامه­ای از من بوده. یعنی اگر می­پرسد قلقلی چطور است؟ می­فهمم که او بیننده برنامه­های سال­های ۶۴ و ۶۵ من است که حالا بزرگ شده، برنامه­ای به نام بازی شادی تماشا. تقریبا هر نسلی من را با برنامه دوران خود می­شناسد و وقتی من را می­بینند، تکیه کلام مخصوص آن برنامه را به من می­گویند. مثلا می­گویند: ۱۰ و ۱۰، و ۱۰ و ۱۰ که تکیه کلام برنامه از مدرسه تا مدرسه بوده. یادی هم می­کنم از زنده یاد سرکار خانم فریماه فرهی تهیه­کننده آن برنامه، روحشان شاد که خیلی به من کمک کردند.

من تهیه­کننده، کارگردان و مجری- بازیگر هستم. در برخی از کارها فقط کارگردانی کردم و در برخی بازی و مجری­گری ولی من همیشه دنبال ایده­گرفتن هستم. شاید باور نکنید ولی خیلی اتفاق افتاده که من از همین بچه­هایی که صبح­های جمعه در برنامه حضور پیدا می­کنند ایده می­گیرم.

یکی از مهم­ترین ویژگی بچه­ها، صداقتشان است. هرچه را که در دلشان است به زبان      می­آورند و اگر واقعا کسی را دوست نداشته باشند نشان می­دهند. اگر مثلا عمه و خاله یا هرکس دیگری را دوست نداشته باشند وآن شخص بخواهد آن کودک را ببوسد، می­گویند من را نبوس. بچه­ها در این حد صادق هستند.

اولین چیزی را که من همیشه در برنامه­سازی برای بچه­ها رعایت کردم، ادب، احترام و اخلاق است.­ یعنی تاکید بر این موارد همیشه در دستور کار من بوده. ضمن این­که من سعی کرده­ام بچه­های روستا را همیشه در         برنامه­هایم از قلم نیندازم. درست است که ما در تهران هستیم و این برنامه باید طوری باشد که کودکان شهرهای دیگر، روستا­ها از آن لذت ببرند.

آقای قناد شروع برنامه­های جمعه شما از چه زمانی بود؟

– من خوشحالم که ۳۰ سال است در صدا و سیما هستم و از این ۳۰ سال، ۲۸ سال است که جلوی دوربین هستم. من معتقدم محبوب شدن هنر است نه معروف شدن. برنامه­های        جمعه­های من از سال ۱۳۶۲ با از مدرسه تا مدرسه، کلید خورد.

سایر برنامه­های من، شامل چند تئاتر برای برنامه کودک بود. برنامه چاق و لاغر هم بود که در زمان خودش بین بچه­ها خیلی طرفدار داشت. برنامه­ای بود به نام هاچین و واچین، چرخونک، برنامه فیتیله جمعه تعطیله.

و اخیرا هم برنامه جمعه به جمعه و خونه به خونه. که جمعه به جمعه صبح­های جمعه و برنامه خونه به خونه در ایام تعطیلات رسمی مثل اعیاد پخش می­شود.

لطفا از همین برنامه جدیدتان بگویید. این برنامه چه تغیراتی نسبت به سایر         برنامه­های شما داشته است؟

– من همیشه گفتم که تهیه­کننده تنها نیست. بازوهایی در کنارش هستند که همه با کمک هم یک برنامه موفق را می­سازند و بدون هرکدام از این دوستان کار آن­طور که باید پیش نمی­رود. از فیلم­بردار، عکاس، کارگردان هنری، نویسنده، شاعر، آهنگ­ساز، دکور­ساز، عروسک­ساز، عروسک­گردان، بازیگر و عوامل فنی همه وهمه در کنار تهیه کننده در موفقیت یک برنامه سهم دارند.

در این برنام تیمی ۵۰ نفر به من کمک می­کنند که همه آنها زبده و متخصص این کار هستند. هدف ما هم این بوده که این برنامه از        برنامه­های قبلی بهتر باشد. آن­چه در ظاهر کار دیده می­شود، از نظر دکور کاملا تغییر        کرده­ایم. از نظر متون، برنامه تغییر کرده ایمن و سعی کردیم حرفه­ای­تر باشیم. متون برنامه جدید ما طوری نوشته می­شود که زیر پوست بچه­ها برویم. سعی کرده­ایم نکات روان­شناسی کودک را با همکاری اساتید روان­شناسی کودک در متون­مان و ارائه­هایمان وارد کنیم. یعنی کارشناسان امر در کنار نویسندگان و شاعران برنامه می­نشینند و متون حاصل این همکاری است.

از این ۵۰ نفری که خدمت­تان گفتم، ۲۵ نفر  مستقیما در این کار مشغول هستند و ۲۵ نفر عوامل تولید و فنی هستند.

هربرنامه صبح جمعه که روی آنتن می رود، حاصل چند روز است؟

– دقیقا حاصل همان یک هفته­ای که جمعه­اش برنامه پخش می­شود. باید در این یک هفته کار نوشته شده باشد، تمرین بشود، آهنگ­ها و شعرها ساخته شود. توسط بازیگران حفظ شود و در استودیو ارائه شود. یعنی سرپرست نویسندگان که در این برنامه سرکار خانم گیتا داوودی ، سرپرست شاعران که سرکار خانم رودابه حمزه­ای ، سرپرست ­آهنگ­سازان که آقای مهرداد یکتا و در راس آنها کارگردان هنری، که آقای ناصر آویژه هستند، تمام این یک هفته را مشغول به کار هستند.. شاید بد نباشد این توضیح را هم بدهم که این کار شب و روز ندارد. شما اگر بخواهید کار ما را از نزدیک پیگیری کنید، باید یک هفته از صبح تا شب وقت بگذارید و ببینید که روال کار چگونه است. کل یک هفته کاملا پر است. ۵ شنبه هر هفته هم باید کل برنامه را برای نهایی شدن، اجرا کنیم. در این مرحله تصمیم­گیری نهایی روی کل برنامه جمعه صورت می­گیرد.

آقای قناد من سر ضبط برنامه شما و بعد از آن وقتی در خیابان الوند با پدر و مادرها صحبت می­کردید فهمیدم، بچه­ها برنامه شما را بیشتر دوست دارند تا کارتون­هایی را که میان برنامه پخش می­شود. آیا نمی­شود برنامه را یک­سره پخش کرد؟

– بله بخشی از حرف شما درست است. بعضی از بچه­ها برنامه را بیشتر از کارتون­های میان برنامه دوست دارند ولی همه بچه­ها که این­طور نیستند. اتفاقا من خودم معتقدم هرچه تنوع بیشتر باشد بهتر است. چون برنامه مستقیم و پخش زنده است بد نیست که زمانی بین برنامه باشد. هم تنوع برنامه را بیشتر می­کند و هم زمان کوچکی است که هم بچه­های داخل استودیو و هم ما یک استراحت ۱۰ دقیقه­ای داشته باشیم.

پشت صحنه وقتی کیف­تان را باز کردید، من پرینت بلندبالایی از نامه­های بچه­ها دیدم که زیر برخی از جمله­های آنها و برخی کلمات و نام و نشانی­ها خط کشیده بودید.

– بله. نامه­های ارسالی از طریق پست الکترونیکی برنامه و نامه­های پست معمولی را برای من همیشه کنار می­گذارند تا ببینم. بسیاری از این نامه­ها حرف­های بچه­ها با من است که از پدر و مادرشان خواسته­اند تا برایشان بنویسند یا بفرستند. تعداد از این     نامه­ها و پیام­ها همان­طور که در کیفم به صورت پرینت مشاهده کردید، کم هم نیست. من سعی می­کنم تا آن جایی که ممکن است به این نامه­ها پاسخ دهم.

تعدادی از آن نامه­ها درخواست بچه­ها است برای شرکت در برنامه. همان­طور که خودتان هم مشاهده کردید، بسیاری از این درخواست­ها از شهرهای دیگر است. ما سعی می­کنیم به نوبت تمام درخواست­ها را برای دعوت در برنامه رسیدگی کنیم.

بسیاری از پدران و مادران امروز، همان      بچه­های دیروز بوده­اند که حالا در کنار      بچه­هایشان برنامه شما را نگاه می­کنند.

– من واقعا لذت می­برم از این مساله و احساس غرور می­کنم. اتفاقا یکی از ویژگی­های برنمامه جدید ما، مربوط است به همین مطلب که شما اشاره کردید. هم­اکنون در این برنامه جدید ما یعنی در برنامه جمعه به جمعه، یک قسمت از برنامه سال ۱۳۶۲ پخش می­شود و تصویر روی یک یا چند کودک آن زمان متوقف         می­شود. ما می­خواهیم که آن کودک با برنامه تماس بگیرد یا این که دوستانش او را به برنامه معرفی کنند و ما او را به برنامه دعوت می­کنیم. در آن موقع اگر این کوردک ۸ ساله بوده الان که سال ۱۳۹۱ است، ۳۵ ساله شده. الان وقتی من آن مرد ۳۵ ساله را که زمانی در برنامه سال  ۱۳۶۲ ما شرکت کرده در آغوش می­گیرم احساسی دارم که فوق­العاده است. من به این فکر می­کنم که این مرد امروز، ۲۸ سال پیش    نیم­ساعت مهمان برنامه ما بود. امروز هم       نیم­ساعت مهمان برنامه ما است. اما معلم آن زمانش که یک سال تحصیلی با این کودک ۲۸ سال پیش بوده، الان چه­قدر لذت می­برد و قتی دوباره شاگرد ۲۸ سال پیش خودش را در برنامه می­بیند که حالا پدر شده.

موسیقی در برنامه شما چه جایگاهی دارد؟

– همه می­دانیم که بچه وقتی به دنیا می­آید، چند ماه با ریتم صدای قلب مادرش خو گرفته است. بچه با موسیقی در شکم مادرش انس می­گیرد. ما سعی کرده­ایم در کنار نمایش­هایمان همیشه موسیقی داشته باشیم. موسیقی برنامه ما عموما موسیقی شاد است. اتفاقا یکی از بخش­های مورد توجه بچه­ها هم همین اجرای موسیقی است.

آقای قناد شما خودتان چند تا بچه دارید؟

– من ۳ فرزند دارم. دو تا پسر که دوقلو هستند و یک دختر.

پدربزرگ شده­اید؟

– نه هنوز. هرسه فرزندانم الان دانشجو هستند.

آیا تابه­حال بچه­های خودتان را به برنامه آورده­اید؟

– بله زمانی که کوچک بودند به برنامه از مدرسه تا مدرسه آورده بودمشان.

شما ۲۸ سال است که بهترین روز هفته را که جمعه است و بهترین تعطیلات رسمی را، لا­اقل صبح­های این روز­ها را مشغول کار هستید و در کنار خانواده نیستید. تا به حال همسر یا فرزندان شما از این بابت از شما دلخور نشده­اند؟

– نه. دلخور نشده­اند. چون از قبل می­دانستند که این جزیی از کار من است. ولی برنامه­هایی هم بوده که از قبل ضبط می­کردیم و می­توانستیم در کنار خانواده باشیم مثل ایام نوروز. اما این مساله دلیل نمی­شود که چون من عاشق کارم هستم عاشق خانواده­ام نباشم. هر چیزی در زندگی من جایگاه خودش را دارد.

چه مقداری از آرزو های شما محقق شده است؟

– خدا را شکر. بیشتر چیزهایی که از خدا خواستم محقق شده. از این بابت از پروزدگار و از تمام کسانی که در این راه به من کمک     کرده­ و همین الان هم به من کمک می­کنند واقعا و صمیمانه تشکر می­کنم.

بزرگ­ترین آرزویی که دارم و محقق شدنش به شرایط زیادی از جمله خود پدر و مادرها بستگی دارد، این است که امیدوارم خانواده­ها هر چه مستحکم­تر و گرم­تر باشند و برای هر چیز کوچکی خانواده از هم نپاشد. بچه­ها به پدر و مادر و کانون گرم خانواده نیاز دارند.     جدایی­ها ممکن است آثار بسیار بدی روی فرزندانمان بگذارد. از شما هم بابت این مصاحبه متشکرم. همان­طور که آخر برنامه­ها می­گویم خدایا چنان کن سرانجام کار که تو خشنود باشی و ما رستگار.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*