خانه / جالب و خواندنی / عروس و داماد جنجالی در کرج به خانه بخت رفتند

عروس و داماد جنجالی در کرج به خانه بخت رفتند

مرد جوان محکوم به اعدام که با وجود تأیید حکم قصاص‌اش، روز میلاد امام حسن مجتبی(ع) سر سفره عقد نشسته بود، با پرداخت دیه ۱۵۰ میلیونی ازسوی نیکوکارناشناس، نامه آزادی گرفت وهمراه با نوعروس راهی خانه بخت شد.
 عکس عروس و داماد عروس و داماد عجیب زندگی عاشقانه زندان رجایی شهر ازدواج جالب
به گزارش ایران، آشنایی پرسروصدا و جنجالی این زوج عاشق پیشه ازسال ۹۴ و در اتاق ملاقات زندان رجایی شهر کلید خورد. دختر جوان برای دیدن برادرش آمده بود اما ضجه‌های مادر پسرجوان اعدامی او را منقلب کرد.
وقتی فهمید این پسر ۷ سالی است به اتهام قتل ناخواسته برادرزاده‌اش در زندان است و با تأیید حکم قصاص وضعیت روانی خوبی ندارد ابتدا برای آرام کردن او هفته‌ای چند بار تلفنی با وی صحبت کرد اما با گذشت زمان، این تماس‌های کوتاه برای هر دونفر آنها معنای دیگری یافت چراکه آنها دراوج ناباوری به هم علاقه‌مند شده بودند تااینکه مدتی بعد دختر جوان، پیشنهاد ازدواج داد و پسر اعدامی که حالا عاشق این دختر شده بود بشدت از این پیشنهاد استقبال کرد اما از طرفی ترس اجرا شدن حکم و نابودی زندگی دختر جوان تحصیلکرده، او را از این کار منع می‌کرد. از طرف دیگر خانواده دختر نیز مخالف این وصلت بودند.
سرانجام با پافشاری‌های دختر جوان همه موانع با کمک مسئولان قضایی برداشته شد و با هماهنگی دست اندرکاران زندان رجایی شهر، مراسم عقد این زوج پانزدهم ماه رمضان مصادف با میلاد امام حسن مجتبی(ع) در محوطه زندان رجایی شهر برگزار شد.
آزادی با چک نیکوکار ناشناس
زندگی مشترک این زوج در حالی آغاز شد که دیوار بلند زندان بین آنها بود. دختر جوان لحظه‌ای آرام نداشت و برای آزادی شوهرش به هر دری می‌زد اما اولیای دم کوتاه نمی‌آمدند و برای اعلام رضایت ۲۰۰ میلیون تومان خواسته بودند.
با این حال همزمان با رسانه‌ای شدن ماجرای ازدواج عجیب و باورنکردنی آنها، تلاش‌های عروس جوان و کمک رسانه‌ها در ۵ مرداد ۹۵ به بار نشست چراکه یک نیکوکار ناشناس با حضور در دادسرای جنایی و پرداخت چک ۱۵۰ میلیون تومانی به خانواده مقتول، رضایت آنها را گرفت. بدین ترتیب فصل تازه زندگی زوج جوان کلید خورد. آنها هیجان زیادی داشتند.
هر لحظه به آزادی نزدیک تر می‌شدند تا اینکه سرانجام روز چهارشنبه۲۴ شهریور پسر جوان حکم آزادی‌اش را گرفت و با خروج از در بزرگ زندان برای شروع زندگی عاشقانه‌اش روانه خانه بخت شد.
از این ستون به اون ستون فرج هست.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*