خانه / آخرین اخبار / عیار مدیران پر مدعای ایرانی!

عیار مدیران پر مدعای ایرانی!

از خدم و حشم و کیا و بیا چیزی کم ندارند، پسوندهای دکتر و مهندس هم که در کنار نام شان متجلی است و شان و شوکت شان هم براه است؛ از امتیازات ویژه و امکانات فوق العاده هم که کم برخوردار نیستند؛ حقوق های نجومی و املاک آنچنانی هم که ….

اما به هنگامه عمل این مدیران پر طمطراق چیزی در چنته ندارند؛ از مدیریت جهانی هم دم می زدند؛ عده ای دیگر از تدبیر داد سخن می دهند و آن دیگری ها خود را مدیر جهادی می خوانند! اما در وادی عمل کمیت همه شان لنگ می زند!
۱- چند سال پیش برف سهمگینی استان های شمالی به خصوص منطقه گیلان را در بر گرفت؛ چند روز وضعیت بحرانی بر مردم این مناطق مستولی بود و ضررهای هنگفتی متوجه کشاورزانو باغداران آن مناطق شد. نزدیک به یک دهه از ۀآن روزها گذشته است؛ یکبار دیگر آسمان سخاوت به خرج داده و برف سنگینی باریده است اما بازهم همان مصایب و سختی ها گریبان گیر مردم مناطق شمالی شده اما این بار مازندرانی ها با فاجعه روبرو شده اند؛ تنها فرق ماجرا همین است.

در همه این سال ها هیچ یک از مدیران برجسته و کاربلد ما از آن اتفاق درس نگرفته و تمهید و تدارک درست و مطلوبی برای مقابله با این بلایای طبیعی اتخاذ نکرده است، تکنولوژی پیشرفت کرده؛ امکان رصد وضعیت هوا بهتر شده اما هنوز به مجرد آنکه بارش ها از حد معول فراتر می رود؛ بحران آغاز می شود و مردم زمین گیر می شوند و حالا باید میلیاردها تومان خسارت به باغداران پرداخت شود در حالی که می شد با تمهیدات درست و اخطارهای به هنگام  از بسیاری از این خسارات جلوگیری به عمل آورد.

۲- تهران از فرط عدم بارش با بحران آلودگی هوا و کمبود بی سابقه منابع  آبی دست به گریبان است؛ مسئولین محترم تنها راه علاج را تعطیلی می بینند و بس. باز جای شکرش باقی است که آسمان به داد می رسد و بارش آغاز می شود و تهران کمی سفیدپوش می شود اما این بارش اندک همانا و ترافیک های چند کیلومتری همان؛ خیابان ها و معابر قفل می شود؛ مردم مستاصل می شوند و … جالب آنجاست که در تقاطع بسیاری از معابر کیسه های نکمک و شن آماده است و در تمامی فصول سرد جلوه ای ناخوشایند در برابر انظار شهروندان ترسیم می کند ( که البته پیمانکاران هم بودجه های هنگفتی برای این تمهیدات اخذ می فرمایند) اما به هنگامه ای که این نمک و شن باید معابر را بگشاید خبری نیست که نیست. در خبرها می خوانیم که درختان شهر در حال خشک شدن هستند و از خود می پرسیم چقدر این خشک شدن به سیلاب نمک هایی باز می گردد که در طول چند ماه در معابر و تقاطع ها جا خوش کرده اند و با کوچکترین بارش شسته شده و به پای درختان می رود؟!.

۳- مسئول محترم وزارت جهاد کشاورزی بادی بغبغب انداخته و تاکید می کند که وزارت جهاد کشاورزی با تمام قدرت پیگیر طرح خودکفایی گندم است و با افتخار می گوید که اکنون صادرات گندم به دیگر کشورها نیز داریم!. مسئول محترم البته نمی گویید خودکفایی به چه قیمتی؟! گندم کالایی استراتژیک است قبول؛ خودکفایی چیز خوبی است قبول اما ذخایر آبی بی گمان استراتژیک تر است اگر آب نباشد ایران به کویر لم یزرع تبدیل می شود و دیگر مردمی نیستند که گندم بخواهند دیگر آبی نخواهد بود برای کشت گندم!. باید از کشاورز حمایت کرد اما اکنون نرخ خرید تضمینی گندم بسیار بیش تر از قیمت خرید گندم خارجی است که شسته و رفته و سم زدایی شده قابل خرید در بنادر ما است.

حکایت؛ حکایت، حمایت از دو غول خودروسازی داخلی است که برای دوام و بقای این صنعت و چند ده هزار یا چند صد هزار شاغل این عرصه، هفتاد میلیون ایرانی باید کیفیت نامطلوب خودروها را تحمل کنند و …  اما اینجا وضعیت بغرنج تر است با آب نمی توان شوخی کرد مایه حیات است و مسئولین شعارزده؛ خودکفایی را گرفته و ول نمی کنند در حالیکه در هر کنش و واکنشی باید حساب هزینه و فاید کرد و …
خلاصه دولتی و غیر دولتی؛ شهری و مهرورزی و تدبیری ندارد؛ مدیران ما کشور را عرصه هنرنمایی خود کرده اند و مردم می بایست تاوان تصمیمات غیر کارشناسی را بدهند .

منبع : خرداد نیوز

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*