خانه / جالب و خواندنی / سرنوشت شاپور بختیار پس از فرار از ایران +عکس همسر و فرزندان

سرنوشت شاپور بختیار پس از فرار از ایران +عکس همسر و فرزندان

شاپور بختیار Shapour Bakhtiar فرزند محمد رضا خان بختیاری در سال ۱۲۹۳ در بختیاری به دنیا آمد. وی در هفت سالگی مادرش را از دست داد و در اندک مدتی تحصیلات اولیه را در نزد آموزگار در خانه و سپس در شهر کرد و اصفهان گذرانید و بعد از کلاس سوم دبیرستان به بیروت و سپس به پاریس رفت.

ویوین بختیار گودرز بختیار گای بختیار کودتای نوژه قاتل شاپور بختیار فرزندان شاپور بختیار فرانسه بختیار عکس قدیمی عکس قبل از انقلاب شهین تاج بختیار شاپور بختیار و صدام زندگینامه شاپور بختیار بیوگرافی ثریا اسفندیاری بیوگرافی تیمور بختیار Shapour Bakhtiar

شاپور بختیار و فرزندانش

شاپور بختیار در ۴ تیر ۱۲۹۳ در کنرک (جنوب غربی شهرکرد) و از پدری به نام محمدرضا معروف به سردار فاتح بختیاری و مادری به نام نازبیگم دختر صمصام السلطنه بختیاری صدر اعظم پس از مشروطه به دنیا آمد. خانوادهٔ او از طوایف ایل بختیاری بودند. در آن زمان ایل بختیاری یکی از بانفوذترین قبایل به شمار می‌رفت و بختیاری‌ها توانسته بودند پست‌های بسیار مهم و حساس را در عرصهٔ سیاسی از آن خود کنند. پدربزرگ مادری بختیار، نجف قلی صمصمام‌السلطنه ۲ بار در ۱۲۹۱ و ۱۲۹۷ به نخست‌وزیری احمد شاه قاجار رسیده بود. ایل بختیاری سال‌ها در جهت حفظ مشروطه از گزند یورش استبداد قاجارها کوشش کرده بودند. تیمور بختیار، پسرعموی شاپور، ۴ سال ریاست ساواک را بر عهده داشت. از دیگر خویشاوندان بختیار ثریا اسفندیاری (دخترعموی بختیار)، لوئیز صمصام بختیاری و محمدعلی قطبی هستند.

وی نوجوانی و جوانی خود را در خارج از کشور و مشخصا در فرانسه گذراند. یک دهه و اندی از بخش پایانی عمر ۷۶، ۷۷ و یا احتمالا ۷۸ ساله او نیز در فرانسه گذشت. عمر او نیز در این کشور به سر آمد و همانجا درگذشت و تنها ازدواج او با دختری فرانسوی و در فرانسه بود.در گزارش کتبی بازجویی به تاریخ ۴/۸/۱۳۴۶ وی فرزندان خود را چنین معرفی کرده است: «۱. گای در فرانسه مشغول کار ۲۷ سال؛ ۲. پاتریک دانشجوی پزشکی در فرانسه ۳۲ سال؛ ۳. ویویان ۳۵ ساله، شوهر نموده است؛ ۴. فرانس فعلا در ایران نزد خود من ۱۸ سال» وی که به گفته خود « در دانشگاه پاریس دکتر حقوق شناخته» می شد، به «آخرین مدارج تحصیلی دکترا از دولت فرانسه» دست یافت.

از پذیرش نخست وزیری تا فرار از ایران
بی شک یکی از سرنوشت ساز ترین مراحل زندگی شاپور بختیار اعطای مقام نخست وزیری محمد رضا پهلوی به وی بود به نحوی که محمد حسن صنعتی درباره ی دوران نخست وزیری و چگونگی قتل وی طی مقاله ای می نویسد:
در ۷ دی ۱۳۵۷ بختیار به دربار دعوت شد و پس از دیدار و گفتگو با شاه قرار شد ظرف ده روز کابینه ای تشکیل دهد. بختیار در کتاب یکرنگی می نویسد: «من با شتاب هرچه تمامتر دوازده نفر را دعوت کردم و از آنها خواستم تمام پیشنهادات قطع نامه هایی که ظرف سال گذشته در تجمعات و میتینگها مورد بحث قرار گرفته است برایم گردآورند. پس از مقایسه آنها به این نتیجه رسیدم که از زمان آموزگار تا آن روز از گروه چپیها ی تندرو گرفته تا سلطنت طلبان همه در هفت مورد با هم توافق دارند.»

ویوین بختیار گودرز بختیار گای بختیار کودتای نوژه قاتل شاپور بختیار فرزندان شاپور بختیار فرانسه بختیار عکس قدیمی عکس قبل از انقلاب شهین تاج بختیار شاپور بختیار و صدام زندگینامه شاپور بختیار بیوگرافی ثریا اسفندیاری بیوگرافی تیمور بختیار Shapour Bakhtiar

بختیارگویا علاوه بر تایید توصیه و تأکید حامیان غربی شاه را نیز پشت سر خود داشت. «آمریکا و انگلیس به این نتیجه رسیده بودند که باید محمدرضا موقتا از کشور خارج شود. در کنفرانس گوادلوپ سران غرب امید خود را به بختیار بستند. شاه می گفت: من با اکراه و تحت فشار خارجیها و آمریکاییها موافقت کردم که او را به نخست وزیری منصوب کنم. من همیشه او را انگلوفیل و عامل نفت انگلیس می دانستم. پایگاه سیاسی او خیلی عمیق نبود. او به من اعتراض کرد که تمامی اعضای جبهه ملی فقط ۲۷ نفر بودند.»

نه شاه می خوایم نه شاپور؛ لعنت به هر دو مزدور!
شاپور بختیار در ۱۱ دی در نطقی رادیو – تلویزیونی از مردم خواست با برقراری آرامش او را در برقراری حکومت «سوسیال دموکراسی» در ایران یاری کنند. کارکنان اداره برق تهران هم همزمان با نطق بختیار، برق سراسر تهران را قطع کردند، اما پس از پایان سخنان بختیار به مناسبت آغاز سال نو میلادی، دوباره برق شهر وصل شد. در همین حال سایروس ونس بار دیگر حمایت را از دولت جدید ایران اعلام داشت و گفت: «دولت آمریکا از نیروهای مسلح ایران خواسته است تا از دولت غیر نظامی جدید حمایت کنند.»

در همین روز بیش از یکصد هزار نفر از مردم تهران به مناسبت هفتمین روز شهادت استاد کامران نجات اللهی در قطعه ۲۴ بهشت زهرا گردهم آمدند و علیه بختیار تظاهرات کردند. مردم در تظاهرات خود شعار می دادند: «نه شاه می خواهیم نه شاپور / لعنت به هر دو مزدور.» درباره بحران ایران دو نظریه در آمریکا وجود داشت؛ گروهی اعتقاد داشتند که شاه را باید رها کرد و با مخالفان رژیم برای آینده منافع آمریکا در ایران تماس گرفت، اما گروهی دیگر معتقد بودند که باید شدیدا از شاه در مقابل مخالفان حمایت کرد. آمریکایی ها در ۱۲ دی ۱۳۵۷ تصمیم گرفتند رابرت هایزر را به ایران اعزام کنند تا ارتش را در حمایت از بختیار تشویق کند و در صورت شکست دولت جدید در ایران دست به کودتا بزنند.

روز شنبه ۱۶ دی ماه ۵۷ وقتی روزنامه ها پس از ۶۰ روز اعتصاب و تعطیل دوباره منتشر شدند، بر پیشانی خود فرمانی به امضای «روح الله الموسوی الخمینی» داشتند که در حقیقت اجازه انتشار مجددمطبوعات از سوی رهبری انقلاب بود. بختیار در نخستین روز تصدی نخست وزیری اش از روی نا علاجی نتوانست به مردم وانمود کند که او شرایط آزادی بیان و قلم را فراهم آورده است،وتا حدودی رو بسوی حرکاتی دیگر ،رود.

ویوین بختیار گودرز بختیار گای بختیار کودتای نوژه قاتل شاپور بختیار فرزندان شاپور بختیار فرانسه بختیار عکس قدیمی عکس قبل از انقلاب شهین تاج بختیار شاپور بختیار و صدام زندگینامه شاپور بختیار بیوگرافی ثریا اسفندیاری بیوگرافی تیمور بختیار Shapour Bakhtiar

شاپور بختیار و همسری فرانسوی‌اش مادلین و چهار فرزندشان

عوام فریبی شاپور
اولین مواضع بختیار به عنوان نخست وزیر، نشان داد که او بسیار کوچکتر از پستی است که پذیرفته است. وی، هنگامی که در ۱۷/۱۰/۵۷ بر صحنه تلویزیون ظاهر شد، کوشید تا رضایت مخالفان را جلب کند. او اعلام کرد که شاه برای گذران تعطیلات، کشور را ترک خواهد کرد و قول داد حکومت نظامی را لغو و انتخاباتی کاملا آزاد برگزار کند. وی طی هفته بعد چند قرار داد تسلیحاتی به ارزش هفت میلیارد دلار را لغو، فروش نفت به آفریقای جنوبی و اسرائیل را متوقف و اعلام کرد که ایران از سازمان سنتو خارج شده است و دیگر ژاندارم خلیج فارس نخواهد بود. او همچنین برخی وزرای پیشین را دستگیر کرد و زندانیان سیاسی بیشتری را آزاد کرد. او وعده داد ساواک را منحل می کند. دارایی های بنیاد پهلوی را ضبط کرد و اعلام کرد که آیه الله خمینی «گاندی ایران»! می تواند به کشور بازگردد.

اما در واقع بختیار آمده بود تا فرصت لازم را فراهم کند تا آنها که می خواهند بتوانند فرار کنند واز این رو طی دستوری نوشت: «جناب آقای یحیی صادق وزیری، وزیر دادگستری. خواهشمند است دستور فرمایید خروج تیمسار ارتشبد غلامرضا و جناب آقای اردشیر زاهدی از کشور به مراجع مربوط بلامانع اعلام گردد. ۱۹/۱۰/۵۷ نخست وزیر – شاپور بختیار.»

و شاه نیز با انتصاب بختیار به عنوان عضو شورای سلطنت از کشور می گریزد:
«جناب دکتر شاپور بختیار، نخست وزیر
چون عازم خارج از کشور هستیم، بر اساس اصل چهل و دوم،به موجب این فرمان شمار ا به عضویت شورای مزبور منصوب و مقرر می داریم که در جلسات آن حضور به هم رسانیده و به وظایف خود عمل نمایید. کاخ نیاوران، به تاریخ بیست و ششم دیماه ۱۳۵۷ شمسی، محمد رضا پهلوی.»

و این همان تاریخی است که شاه از کشور خارج شد.بختیار پس از کسب رأی اعتماد مجلس در ۲۵ دی ماه ۵۷ از گفتگویی تفاهم آمیز با امام خمینی در گذشته خبر داد. امام خمینی نیز در اعلامیه هفتم بهمن ۵۷ به شدت این شایعه را تکذیب کرد:
«آنچه ذکر شده است که من شاپور بختیار را با سمت نخست وزیری می پذیرم دروغ است. بلکه تا استعفا ندهد او را نمی پذیرم. چون او را قانونی نمی دانم. من با بختیار تفاهمی نکرده ام و آنچه سابق گفته است که گفتگویی بین من و او بوده، دروغ محض است.«

از زمانی که در ۹ دی ۱۳۵۷ نخست وزیری بختیار اعلام شد نه تنها از تظاهرات مردمی کاسته نشد بلکه بر آن افزوده شد. به طوری که در طول یک هفته اول (۹دی تا ۱۵ دی ۱۳۵۷) در سراسر کشور علیه او تظاهرات بود. در مقابل نظامیان نیز به سرکوب شدید مردم پرداختند که در نتیجه صدها نفر شهید و هزاران نفر مجروح شدند. اوج درگیری ها در ۹ و ۱۰ دی ۱۳۵۷ در مشهد بود که طی این دو روز بر اساس گزارش ارتش حدود۳۰۰ نفر شهید شدند. این درگیری ها در طول هفته بعد نیز ادامه داشت. همزمان هایزر جلسات مشترکی با سران ارتش برگزار می کرد تا آنان را در حمایت از دولت بختیار مصمم کند و در صورت شکست دولت نیزآماده کودتا باشند.

فرار از ایران به سوی فرانسه
امام خمینی در ۱۲ بهمن ۵۷ وارد ایران شد و ده روز بعد، در ۲۲ بهمن ۵۷ با اعلام بی طرفی ارتش به عنوان آخرین سد دفاعی رژیم، بختیار در اندیشه جان به در بردن از ورطه ای بود که با آتش خشم ملت به جان آمده از ظلم ستمگران و منافقان برپا گردیده بود. او خود را در نجات از این مهلکه مدیون پونیاتفسکس، وزیر کشور پیشین فرانسه و سفیر ژیسکاردستن، رئیس جمهوری وقت فرانسه در تهران می داند و میگوید: «باید از این بابت از او تشکر کنم. آدم کشان حرفه ای در تعقیب من بودند و او کمکم کرد.»

تشکیل رادیوی ضد انقلاب اسلامی!؟
بختیار در سالهای اقامت در فرانسه، فعالیت های گسترده ای علیه انقلاب اسلامی انجام داد که یکی از آنها راه اندازی یک رادیوی ضد انقلاب اسلامی بود. وی یک بار از عملیاتی تروریستی در صبح روز جمعه ۲۷ تیر ۱۳۵۹ در حومه پاریس جان به در برد. در مورد هویت حمله کنندگان جلال الدین فارسی ضمن خاطرات خود در زوایای تاریخ می نویسد:
« آنان گروهی معتقد به انترناسیونالیسم هستند و پاسداران اسلام در جهان می باشند. کسی که کودتاگر است و می خواهد مراکز تجمع مسلمانان را بمباران کندو ایادیش افرادی از نیرو هوایی و پاسداران ما را می کشند مسلما مورد انتقام قرار خواهد گرفت.»

فارسی که این مطالب را همراه با حمایت از ترور بختیار در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی بازگو کرده بود، در ادمه خاطراتش می نویسد: «شاپور بختیار در دادگستری فرانسه علیه من به عنوان طراح و آمر ترورش اعلام جرم و اقامه دعوا کرد. پرونده ای جنایی تشکیل شد و ورودم به خاک فرانسه به مشکل برخورد.»
بختیار سرانجام در ۱۵ مرداد ماه ۱۳۷۰ در ویلای مسکونی اش در حومه پاریس به قتل رسید؛ بی آنکه معلوم باشد چه کسانی او را به قتل رسانده اند.
به راستی گروهی معتقد به انترناسیونالیسم و شامل پاسداران اسلام در جهان چنان که جلاالدین فارسی به تلویح پنداشته است- قتل بختیار راطراحی کرده بودند؟

قرائنی بر مدخلیت بختیار در توطئه علیه سرزمین اسلامی ایران و طراحی بمباران مراکز تجمع مسلمانان وجود دارد. وی پس از فرار از ایران در همان ماه های نخست به قصد دسیسه علیه انقلاب اسلامی حرکات و اقداماتی حساب شده را آغاز کردو متقابلا اولین ارتباطهای تشکیلاتی با بختیار بر قرار شد. بنا به اعترافات یکی از سران کودتای نوژه، دو الی سه ماه بعد از پیروزی انقلاب،اولین تماس بین مأموران سیا و یکی از دوستان بنی عامری – از عوامل کودتا – در اروپا برقرار شد و آنها بنی عامری را در خط بختیار قرار دادند.

کودتای نوژه
ناصر رکنی یکی از عوال بختیار و از اعضای اصلی کودتای نوژه نیز می گوید: « در پانزدهم اسفند ۵۸ که قرار بود دکتر بختیار به ایران بیاید، قرار بود که به تبریز یا خوزستان برود. اگر تبریز در جریان اقدامات حزب خلق مسلمان تصرف می شد و نیروی زمینی و پایگاه هوایی آنجا تبعیت می کرد، بختیار به آنجا وارد می شده و آذربایجان را به عنوان ایران آزاد اعلام می نمود. البته آذربایجان به علت نزدیکی با مرز شوروی و حساسیت روسها به آن از لحاظ جمهوری های مسلمان نشین خودش در مرحله دوم بود. مرحله اول خوزستان بود که قرار بود با یک تهاجم گسترده هوایی و زمینی توسط عراق و مصر تصرف شده و به عنوان ایران آزاد اعلام و در اختیار بختیار قرار بگیرد.»

با عقیم ماندن این توطئه، در سال ۵۹ستاد کودتایی در پاریس به سرکردگی بختیار و متشکل از عناصری مانند جواد خادم، لطفعلی صمیمی، حسن نزیه، سرلشکر امیر فضلی و سرهنگ بای احمدی تشکیل شد. طراحی این ستاد و اقدامات آن تا بدان پایه عمیق بود که بنا بر اعتراف سران کودتا موسوم به کودتای نوژه، مدتی بر سر تقدم کودتای نوژه یا آغاز جنگ تحمیلی بحث شد و سرانجام پس از سفر بنی عامری از عوامل اصلی و داخلی کودتا به پاریس، جنگ تحمیلی در مرتبه دوم قرار گرفت و اولویت به کودتا داده شد.

ویوین بختیار گودرز بختیار گای بختیار کودتای نوژه قاتل شاپور بختیار فرزندان شاپور بختیار فرانسه بختیار عکس قدیمی عکس قبل از انقلاب شهین تاج بختیار شاپور بختیار و صدام زندگینامه شاپور بختیار بیوگرافی ثریا اسفندیاری بیوگرافی تیمور بختیار Shapour Bakhtiar

ویوین دختر بختیار

تمام هماهنگی های لازم بین کشور های عضو بازارچه مشترک اروپا و ستاد بختیار در پاریس از طریق سیا انجام گرفت. نماینده سیا مستقر در دفتر دکتر بختیار در پاریس، هماهنگی لازم را بین اسرائیل و کشور های منطقه نظیر عربستان، مصر و عراق برقرار کرده بود. تأمین هزینه های مادی، چه به صورت مستقیم و چه غیر مستقیم نظیر چک دومیلیون دلاری عربستان سعودی، توسظ آمریکا صورت می گرفت. شناسایی افراد مختلف در داخل یا خارج از کشور و معرفی آنها به بختیار و تقویت امکانات آنها انجام شده بود. نیز با در اختیار گذاردن امکانات لازم به آنها، نظیر معرفی پالیزبان که در یکی از دهات عراق مخفی بود و توسط سازمان جاسوسی اسرائیل شناسایی و معرفی شد و هماهنگی لازم بین او و بختیار صورت گرفته بود.

اقدامات بختیار علیه انقلاب اسلامی
از جمله اقدامات توطئه گرانه او علیه انقلاب اسلامی می توان به مواردی اشاره کرد: شاپور بختیار در سفر محرمانه ۲۴ ساعته به مصر با شاه دیدار و گفتگو کرد. در جلسه مذاکره شاپور بختیار و انور سادات، سفرای اسرائیل و عراق در قاهره نیز حضور داشتند. گفته می شود این دیدار به منظور ایجاد هماهنگی در زمینه اقداماتی که علیه انقلاب اسلامی صورت می گیرد، انجام یافته و در این دیدار انور سادات قول همه گونه همکاری را به شاپور بختیار داده است.
شاپور بختیار اعلام کرد: «برای سرنگونی رژیم [امام] خمینی آماده ام.» و هنگامی که صدام جنگ را آغاز کرد ضمن حمایتی تلویحی ازآغاز جنگ در اطلاعیه ای مورخ ۲۵/۷/۵۹ گفت: «رژیم کنونی ایران به هیچ وجه نمی تواند نماینده منافع کشور محسوب شود.» وی صریحا نیز به حمایت از صدام می پرداخت: «چرا باید عراق در خلیج فارس ساحل نداشته باشد اما ایران دارای بیش از دو هزار کیلو متر ساحل در این آبراه باشد.»

بختیار حامی صدام
بختیار در راستای حمایت از صدام یک بار در سفری به لندن از شرکت های غربی خواست که از ارسال قطعات یدکی به ایران خود داری کنند تا دولت جمهوری اسلامی ایران بدین وسیله شکست بخورد. در اواسط سال ۶۲ که پیروزی های پی در پی نیرو های نظامی جمهوری اسلامی، دشمنان را دچار ترس و سردرگمی ساخته بود، از طرق مختلف عراق را تشویق به زدن جزیره خارک می کرد. وی در مصاحبه ای با پاری مارچ در آذر ۶۲ می گوید: «بهتر بود عراقیها سه سال پیش به جای دون کیشوت بازی و کشتن ده ها هزار ایرانی به ترمینال خارک حمله می کردند که با قطع شاهرگ حیاتی نفت ایرانی ها، زیر پای [امام] خمینی خالی می شد و ایران از درآمده نفت محروم می شد.«

فرضیه هایی درباره ی قتل بختیار
فرض دیگر در قتل بختیار شاید این باشد که وی تاوان نوعی کناره گیری از مدیریت مبارزه با جمهوری اسلامی را پرداخته باشد. خبر گذاری آلمان در تاریخ ۱۸/۵/۷۰ طی مطلبی به قلم بیژن ترابی در پاریس، ضمن اشاره به گونه ای تصفیه گزارش می دهد: «بختیار که رهبری جنبش مقاومت ملی متشکل از گروه های لیبرال ایران سوسیال دموکرات و سلطنت طلب تبعیدی را بر عهده داشت در ماه مارس گذشته بخش عمده ای از قدرت خود را به یک شورا منتقل کرد و خود را برای بازنشستگی آماده ساخت. کناره گیری تدریجی بختیار از صحنه مخالفان دولت ایران در سال ۱۹۸۹ و به دنبال دومین ازدواج وی آغاز شد. پس از سال ۱۹۹۰ اغلب روزنامه های تبعیدیان را تعطیل کرد و به فعالیت دو ایستگاه رادیویی تحت اختیار گروه خود در مصر و عراق خاتمه داد.» حال آنکه تا پیش از آن حتی در مورد بالاترین مقام در تشکل سلطنت طلب ها تصمیم می گرفتو در لابلای سخنانش آمده است که او گفته : «به او [رضا فرزند محمد رضا پهلوی] گفتم که شاه باشد نه نخست وزیر. او باید بر فراز سیاست های حزبی بماند و چون مظهر گروه هایی که با رهبری جمهوری اسلامی می جنگند عمل کند.»

یک ماه از افشای توطئه نوژه نگذشته بود که روزنامه کیهان گزارش داد: روز جمعه ۲۰ تیر ماه در آپارتمانی در بلوار راسی پای پاریس اجتماعی با شرکت شاپور بختیار، هوشنگ نهاوندی، حسن نزیه، علی طباطبایی و دو ژنرال اسرائیلی تشکیل شد. این گروه برای هماهنگی نقشه های آینده علیه انقلاب اسلامی ایران گرد آمده بودند. هم اکنون سی هلی کوپتر شنوک از سوی آمریکا در اختیار توطئه گران قرار گرفته است و بالاخره ۲۶ روز پس از ماجرای نوژه یعنی ۱۴ مرداد ۱۳۵۹، نهضت مقاومت ملی ایران توسط بختیار در پاریس اعلان موجودیت کرد.

همزمان با شکل گیری نهضت مقاومت ملی، سازمان سیا در عراق دو ایستگاه رادیویی علیه انقلاب اسلامی دایر کرد، همراه با شورایی ویژه برای برنامه ریزی عملیات تخریبی علیه انقلاب اسلامی. این ایستگاه های رادیویی یک ماه بعد در اختیار بختیار قرار گرفت و از این طریق ارتباطی تنگاتنگ بین بختیار و عراق به وجود آمدکه آماده حمله به ایران می شد.
نهضت مقاومت ملی در کنار ایستگاه رادیویی، نشریاتی نیز برای مبارزه با انقلاب اسلامی ترتیب داده بود: نشریه نهضت که مدیر مسئول آن شخص بختیار بود و اولین شماره آن در ۲۳ مهرماه ۱۳۶۰ در فرانسه منتشر شد و این هفته نامه بعدا جای خود را به قیام ایران داد که همان اهداف را دنبال می کرد. نشریه پیام ایران نیز وابسته به نهضت بود و از سوی بختیار تأمین مالی می شد. این نشریه از سال ۱۳۶۱ به طور هفتگی و در روزهای یکشنبه در لس آنجلس آمریکا در ده برگ منتشر می شد.

این فعالیت ها با حمایت غربیها امکان می یافت. بختیار گاه به جلسات بحث و گفتگو در مجلس سنای فرانسه که با شرکت نایب رئیس ستاد و روسای فراکسیونهای پارلمانی تشکیل می شد، شرکت می کرد و امکان بیان مواضع می یافت. حمایت آمریکا را نیز بختیار از اولین روزهای فرار از ایران در پیوند با دستگاه جاسوسی این کشور تأمین کرده بود:
«سری – تلگرام غیر فوری ۲۸ مهری ۵۸ از واشنگتن ۵۳۵۵۰۴ به تهران … بعد از اینکه پ/۱ به طرف ما آمد ما به او اطلاع دادیم به بختیار بگوید برای عرضه نظریاتش به سیا از پ/۱ به عنوان رابط استفاده کند. پاسخ بختیار این بود که او از تهیه این کانال ممنون است.» از نظر سیاسی آمریکا پشتیبان نهضت ضد انقلابی مقاومت ملی بود، تا جایی که بارها در کنگره این کشور به عنوان جانشین حکومت ایران مطرح شده اعلامیه های آن خوانده شده بود.

پس از کشته شدن بختیار خبرگزاری فرانسه گفته سخن گوی ریاست جمهوری آمریکا را چنین نقل کرد: «هیچ اطلاعی از عاملان این قتل و موقعیت آن نداریم.»
درباره عاملان و انگیزه های این قتل احتمالات متنوعی داده شده تا جایی که یک روزنامه سعودی اعلام کرد: «رژیم عراق در نقشه قتل بختیار در پاریس دخالت داشته است.»روزنامه الیوم چاپ عربستان در شماره روز دوشنبه خود نوشت: «رژِیم عراق برای برهم زدن روابط ایران و فرانسه و لغو دیدار فرانسوا میتران از تهران از طریق مزدوران خود سعی در ایجاد مانع و جلوگیری از نزدیکی ایران و فرانسه کرده است.»

امیر طاهری سردبیر سابق روزنامه کیهان در رژیم شاه طی مصاحبه ای با کانال دو تلویزیون فرانسه در مورد این احتمال که بختیار قربانی اختلافات درون گروهی و در واقع تسویه حساب داخلی نهضت مقاومت ملی شده باشد می گوید: «در واقع انحلال اخیر نهضت مقاومت ملی توسط شاپور بختیار موجب شده بود تا منبع در آمد بسیاری از افراد بویژه افسران سابق ارتش و ساواک که برای این سازمان فعالیت می کردند، قطع شود.» سخت است که اختلاس های کلان بختیار – همراه با برومند – از بودجه نهضت نیز در ازدیاد خشم بعضی نیروهای نهضت مقاومت ملی، مزید و موثر واقع شده باشد. خبرگزاری آلمان سه روز پس از قتل بختیار در ۱۸/۵/۷۰ به نقل از بیژن ترابی،فعال سیاسی مقیم پاریس گفته بود: افراد ناراضی در درون تشکیلات بختیار، وی و برومند را به بالا کشیدن ۶۰ میلیون دلار کمک های عراق به جنبش مقاومت ملی طی سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۹۰ متهم می کنند. بختیار ضمن رد این اتهامات اعلام کرده بود کمک های عراق در قالب وام بدون بهره ارائه شده و تماماً برای فعالیت های جنبش مقاومت ملی علیه دولت ایران خرج شده است.
و در مجموع سازمان ویا مرکزی عامل اصلی قتل بختیار معرفی نگردید و این ماجرا در هاله ای از ابهام باقی ماند.

ویوین بختیار گودرز بختیار گای بختیار کودتای نوژه قاتل شاپور بختیار فرزندان شاپور بختیار فرانسه بختیار عکس قدیمی عکس قبل از انقلاب شهین تاج بختیار شاپور بختیار و صدام زندگینامه شاپور بختیار بیوگرافی ثریا اسفندیاری بیوگرافی تیمور بختیار Shapour Bakhtiar

گای پسر شاپور بختیار

ناگفته های زندگی شاپور بختیار پس از پیروزی انقلاب

در روزهای گذشته تلویزیون وابسته به بنگاه خبرپراکنی انگلیس بار دیگر به مویه سر دادن در سالمرگ شاپور بختیار پرداخت. این به خوی خود، نه رویداد مهمی است و نه درخور توجه. داستان هنگامی مطایبه‌آمیز می‌شود که عده‌ای برآن می‌شوند که از ابلیس، قدیس بسازند و مگر حافظه تاریخی یک ملت و اسناد را می‌توان یکجا به بوته فراموشی سپرد.
شاپور بختیار پس از ۳۷ روز نخست‌وزیری و فرار از ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی، رهبری گروهی از عناصر ضد انقلاب را به عهده گرفت و در سایه چاپلوسی‌های عده‌ای از عناصر فریبکار، دچار نوعی غرور کاذب شد. این غرور بی‌حد و مرز هنگامی که با سکولاریسم و ولنگاری و بی‌بند و باری درآمیخت، نور علی نور شد و از او موجودی غرق در منجلاب بی‌اخلاقی ساخت.

الکل وتریاک و مهمانی!
بختیار بعد از فرار از ایران و در پاریس به رفتارهای غیراخلاقی خود ادامه داد و مهمانی‌های رسوا و معاشرت وی با زنان روسپی، شهره خاص و عام بود.
بختیار غیر از اعتیاد شدید به الکل، از اواسط دهه ۱۳۲۰ که برای اقامت دائم به ایران آمد، به تریاک نیز اعتیاد پیدا کرد و در دوره نخست‌وزیری هم نتوانست این عادت ناپسند را ترک کند.
ارتشبد فردوست ـ‌که از طریق مأموران نفوذی ساواک در نخست‌وزیری تمام حرکات و رفتار او را زیر نظر داشت- در این باره می‌نویسد: «…بختیار تریاکی و عرق‌خور است و در نخست‌وزیری روزی دو بار، ساعت ۱۰ صبح و ساعت ۵ بعدازظهر برای او بساط برپا می‌شد.‌.‌.‌»(۱)
وی پس از فرار از ایران نیز این آلودگی را با خود داشت و در زمان رهبری نهضت به اصطلاح مقاومت و با استفاده از مصونیت دیپلماتیک مواد مخدر مورد نیاز خود و دوستانش را به این سو و آن سو می‌برد و به هر شهری که می‌رسید، قبل از انجام هر کار، دست به کار «ساختن»! خود می‌شد.

دلقکی به نام امیررضا!
افراط بختیار در بی‌بند و باری موجب شد کادرهای متوسط و پایین نهضت به اصطلاح مقاومت، در مکاتبات و نوشته‌هایشان او را به باد انتقاد بگیرند. نامه سرگشاده یکی از مسئولان نهضت به اصطلاح مقاومت، شاخه لس‌آنجلس ـ‌که مجالس «لهو و لعب» رهبری را زیر ذره‌بین گذاشته بودـ نمونه‌ای از این اعتراضات است.
شاپور بختیار پس از مطرح شدن و پس از اندکی کسب شهرت در محافل بین‌المللی برای خود زندگی شاهانه‌ای ترتیب داد و حتی به سبک شاهان و امیران برای خود دربار درست کرده و برای تلذذ! بیشتر «دلقک» نیز انتخاب کرده بود:
«…دلقک و لوده بختیار امیررضا نام داشت. این عموزاده صمیمی همیشه جزو نزدیکان بختیار محسوب می‌شد. در ایران امیررضا مسئول مأموریت‌های دلچسب! بود. او در پاریس هم به بختیار پیوست. در ویلای سورن نیز اتاقی که در نزدیکی هال ورودی قرار داشت در اختیار او قرار گرفته بود… این دلقک جزو معدود آدم‌هایی بود که بختیار را «تو» خطاب می‌کرد… هنگامی که همه ملاقات‌کنندگان می‌رفتند، بختیار با امیررضا [دلقک] چون کودکان بوکس بازی می‌کرد… بختیار علاقه زیادی به بازی «قایم‌باشک» داشت. آنها هر روز در ویلای وسیع «سورن» ساعت‌ها «قایم‌باشک» بازی می‌کردند و معمولاً همیشه امیررضا [دلقک] بود که باید رو به دیوار می‌ایستاد و می‌شمرد…». (۲)
شاپور بختیار پس از دستیابی به قدرت، شعارهای دموکراتیک خود در باب حقوق زنان و غیرانسانی بودن صیغه را به فراموشی سپرد و برای نسخه‌برداری دقیق از زندگی پادشاهان، در پیری و در حالی که کوچک‌ترین فرزندش حدود ۵۰ سال سن داشت، با دخترعمویش ازدواج کرد. البته همسر اول بختیار که فرانسوی است و‌ نیز چهار فرزندش، این ازدواج را به رسمیت نشناختند.

بازگشت به صیغه!
بختیار به‌سرعت از این زن صاحب فرزند شد. وی این بار و با هدف فریب مردم برای فرزندش نام ایرانی «امیرگودرز» را انتخاب کرد، درحالی که بختیار هیچ علاقه‌ای به فرهنگ ایران و شاهنامه نداشت و بیشتر از این‌که به ایران دلبسته باشد، به فرانسه دلبستگی داشت و دلیل آن اینکه برای چهار فرزند قبلی‌اش اسامی فرانسوی انتخاب کرده بود.
در خانواده بختیار هیچ‌ کس حق نداشت او را با نام کوچک صدا بزند و هیچ ‌یک از افراد فامیل حتی فرزندان بختیار اجازه نداشتند تا در برخورد با وی از لفظ «تو» استفاده کنند. تنها «امیررضا» دلقک او از این قانون مستثنی بود و بختیار را «تو» خطاب می‌کرد. بقیه افراد باید او را حضرت اشرف خطاب می‌کردند. مبتکر و رواج‌دهنده این لقب و عنوان علیرضا نوری‌زاده بود.

حضرت اشرفِ نوری‌زاده
در روزهای اوج‌گیری انقلاب دکتر علی امینی از سوی محمدرضا پهلوی مأمور شد تا یکی از سران جبهه ملی را برای قبول پست نخست‌وزیری راضی کند. در این زمان نوری‌زاده نقش مشاور مطبوعاتی و «کیف‌کش» امینی را بازی می‌کرد. امینی توسط نوری‌زاده، دکتر سنجابی، فروهر و بختیار را به خانه خود دعوت کرد و به هنگام مذاکره با دکتر صدیقی نیز نوری‌زاده را با خود به کرج و خانه او برد. نوری‌زاده وقتی امتناع جدی دکتر صدیقی و مخالفت نیم‌بند دکتر سنجابی را دید، خود را به بختیار نزدیک کرد و چندین بار او را به‌تنهایی به دیدار علی امینی برد. می‌گویند در همین ملاقات‌ها بود که علی امینی فکر نخست‌وزیری را به ذهن شاپور بختیار انداخت. نوری‌زاده که تخصص عجیبی در جلب توجه قدرتمندان دارد، به‌سرعت در شمار نزدیک‌ترین مشاوران بختیار درآمد و به همراه دکتر محمود عنایت مقیم خانه او شد و سرپرستی ستاد تبلیغاتی او را بر عهده گرفت و کوشید تا روابط وی و روزنامه‌نگاران را اصلاح کند. روزی که بختیار از مجلس شورا رأی اعتماد گرفت و پس از بدرقه شاه از فرودگاه به خانه بر‌گشت، علیرضا نوری‌زاده تمام اهالی خانه بختیار را در کنار در ورودی خانه به خط و آنها را آماده استقبال از او کرد. وقتی بختیار به خانه رسید و از اتومبیل پیاده شد، اهالی خانه به افتخار موفقیت او کف زدند و مطابق آموزش‌هایی که نوری‌زاده به آنها داده بود، هورا کشیدند و گفتند: «زنده‌باد حضرت اشرف»! چند روز بعد که نوری‌زاده عده‌ای از خبرنگاران مطبوعات را برای دیدار و مذاکره به خانه بختیار آورد، پس از آمدن بختیار به این جمع، نوری‌زاده او را حضرت اشرف خطاب ‌کرد و انتظار داشت همکاران مطبوعاتی او هم بختیار را حضرت اشرف صدا کنند. یکی از خبرنگاران قدیمی و سپیدموی مطبوعات که در این جمع حضور داشت تعریف می‌کند که اتفاقاً در آن روز هیچ‌ یک از خبرنگاران به وی حضرت اشرف نگفتند و همه او را آقای دکتر خطاب ‌کردند.

خانه لوکس برای شهین خانم!
بختیار پس از ازدواج دوم دستور داد تا از محل بودجه نهضت به اصطلاح مقاومت خانه‌ای بسیار لوکس و اشرافی و مشرف به رود سن در نزدیکی خیابان کلوزوره پاریس برای عروس که شهین‌خانم نام داشت خریداری کردند.
این ازدواج و دیگر هرزگی‌های شاپور بختیار در کاباره‌های پاریس و ولخرجی‌هایش برای فواحش و روسپی‌ها موجب بروز سر و صدا و اعتراض در کادرهای نهضت به اصطلاح مقاومت و هواداران ضد انقلابی آنان شد و دامنه این اعتراضات آن ‌قدر بالا گرفت که سرتیپ هاشمی، رئیس تشکیلات اطلاعاتی و جاسوسی بختیار مجبور شد در این ماجرا دخالت کند. او در دفاع از اربابش گفت: «…عده‌ای از هموطنان در کمال بی‌انصافی در باره زندگی خصوصی جناب آقای دکتر شاپور بختیار با عنوان اینکه چون ایشان ادعای رهبری ملت ایران را دارند، باید مثل مرحوم دکتر مصدق پاک و منزه… باشد، مطالبی در باره می‌خوارگی و زنبارگی ایشان نوشته‌اند و از چند نفر بانوان وجیهه به اسامی «مهری» و «شهین» و… نام برده و درباره روابط خصوصی جناب آقای دکتر شاپور بختیار با این بانوان محترمه مطالبی را ذکر کرده‌اند…». (۳)
او با بحث حول این محور که هیچ‌ یک از ما حق دخالت در زندگی خصوصی افراد دیگر را نداریم، به دفاع از ارباب خود می‌پردازد و مدعی می‌شود که این‌گونه روابط هیچ‌ گونه زیانی به دیگر وظایف و مسئولیت‌های بختیار نمی‌زند:
«…بر فرض که آقای دکتر بختیار هم ساعاتی را با دوستان و آشنایان اناث خود به صرف مشروب و معاشرت با یکی دو نفر از خانم‌های مورد علاقه خود می‌گذرانند، این کار چه ضرر و زیانی به نهضت بزرگ ملت ایران می‌زند؟…»(۴)

ودکای قرمز به جای ویسکی
سرتیپ هاشمی در پایان توضیح می‌دهد که آقای شاپور بختیار در سال ۱۹۷۲ پس از یک عمل جراحی بی‌خطر، مجبور شده است تا مشروب مورد علاقه خود ویسکی را کنار بگذارد و پس از آن و از روی ناچاری (کذا) به نوشیدن ودکای روسی روی آورد! و بنا به توصیه پزشک معالجش ودکای قرمز «تولیچنایا»ی خود را با یک نیمه لیموترش درآمیزد و به صورت خنک مصرف کند.
تیمسار سرتیپ هاشمی در وصف ویژگی‌های ممتاز رهبر عالیقدر! خود می‌گوید: «…جناب دکتر شاپور بختیار به‌راحتی یک بطر از این مشروب را یک‌شبه تمام می‌کند، بدون اینکه دچار سرگیجه شود یا اینکه فردا صبح با زبانی گس از خواب برخیزد…»(۵)
این سخنگوی محترم و مدافع رهبر نهضت به اصطلاح مقاومت این ویژگی را محصول ایلیاتی بودن شاپور بختیار و از کرامات ماست و خیار و چیپس! می‌داند، چون او همیشه این مشروب را با ماست و خیار و چیپس صرف می‌کند. (۶)

خروج ازخاصیت!
بختیار از نخستین روز فرار خود و در تمام سال‌هایی که به عنوان رهبر نهضت به اصطلاح مقاومت فعالیت می‌کرد، همواره از پیشرفت کارها اظهار رضایت می‌کرد و بر این اصل مانور می‌داد که به‌زودی حکومت اسلامی شکست خواهد خورد و او با عزت و اقتدار به ایران باز خواهد گشت، اما واقعیت این بود که به‌‌رغم تمام این تبلیغات و هزینه‌های هنگفت، هیچ‌ گونه پیشرفتی در کارها حاصل نمی‌شد. بر اساس این شکست‌های ملموس بود که امپریالیسم و سازمان سیا کم‌کم تکیه خود را از روی او برداشت و در این اواخر کمتر رغبتی برای سرمایه‌گذاری روی بختیار و اطرافیانش داشت، زیرا شاهد بود که مردم کمترین علاقه‌ای به وی و برنامه‌هایش ندارند و مطلقاً روی او حتی به عنوان ضد انقلاب حساب جدی نمی‌کنند.
نهضت به اصطلاح مقاومت ملی و کار به اصطلاح مبارزه با حکومت اسلامی بهانه‌ای برای بختیار و اطرافیانش بود تا بدین‌وسیله از قدرت‌های استکباری و سازمان‌های جاسوسی اخاذی کرده و این پول‌های بادآورده را خرج عیش و نوش خود در اروپا کنند. بی‌عملی و سردرگمی شاپور بختیار و اطرافیانش موجب بحث و گفت‌وگوی فراوان در مجامع مختلف شد تا جایی که نشریه راه آزادی ارگان حزب دموکراتیک ایران، پیرامون بختیار و نهضت به اصطلاح مقاومت ملی چنین اظهار نظر کرد:
«…در محافل سیاسی در حقیقت نهضت مقاومت ملی بیشتر معادل خود بختیار است و در ۱۰ سال گذشته بختیار و نهضت ملی مقاومت هیچ هویتی نداشته است…»(۷)
ولی بختیار و سرکردگان نهضت به اصطلاح مقاومت گناه این مسئله را به گردن بی‌تفاوتی ایرانیان مقیم خارج و ضد انقلاب می‌انداختند و می‌گفتند: «…وقتی که مخاطب شما یک مشت ایرانی بی‌تفاوت در خارج از کشور هستند که روزنامه شما را به این خاطر می‌خوانند که برایشان مجانی ارسال شود، چه تأثیری در مقابله با نظام می‌توانند داشته باشند؟ این درحالی است که هزینه ماهانه نشریه بالغ بر ۱۵۰ هزار فرانک است».(۸)

به هر حال بختیار در تاریخ ۱۵ مرداد ۱۳۷۰ در سن ۷۶ سالگی و چند ماه پس از کشته شدن معاون خود عبدالرحمن برومند، در منزل خود در پاریس با ضربات چاقوی افراد ناشناسی کشته شد. جنازه بختیار و منشی او، سروش کتیبه ۳۶ ساعت پس از مرگ آنها کشف شد.
گزارش‌های منتشر شده در این باره حاکی از آن است که در شب حادثه، سه مرد به خانه بختیار رفته و او و منشی‌اش را کشته بودند. جنازه آنها پس از تلفن‌های بی‌پاسخ پسر شاپور بختیار به پدرش و ورود محافظین به داخل خانه آنها در صبح پنج‌شنبه کشف شد. جسد بختیار روی کاناپه و جسد منشی‌اش چند متر آن طرف‌تر روی زمین افتاده بود.
پس از اعلام مرگ بختیار، نشریه نهضت مقاومت ملی آن را به دولت جمهوری اسلامی ایران نسبت داد. علی شاکری، مسئول هیئت اجرایی نهضت مقاومت ملی از سهل‌انگاری پلیس فرانسه در این ماجرا صحبت کرد و گفت: «…رفت و آمدها این‌ طور بود که به‌جز عده‌ معدودی که نام آنها موجود بود، دیگران با بازجویی و بازرسی بدنی وارد می‌شدند… حتی ما هم که از همکاران نزدیک ایشان بودیم اولاً قرار قبلی می‌گرفتیم و نام ما به محافظین داده می‌شد و وقتی وارد می‌شدیم، اول اوراق هویت ما را دریافت می‌کردند و هم با دست و هم با دستگاه بازجویی بدنی می‌شدیم. بعد با ورود ما که موافقت می‌شد، تا دم در با یکی از نگهبان‌ها بدرقه می‌شدیم. پلیس فرانسه بیش از همه در این ماجرا مقصر است که چگونه تروریست‌ها از این موانع عبور کرده‌اند…»)۹)
گی بختیار پسر شاپور بختیار هم پلیس فرانسه را به ضعف متهم کرد و گفت: «محافظین پدرم در چندین مورد کوتاهی کرده‌اند. یکی آن که پنجره‌های آشپزخانه باز بوده است، در حالی که به‌طور معمول شب همه پنجره‌ها بسته می‌شدند. هر بار که ملاقاتی با پدرم می‌شد، رئیس مأموران شخصاً می‌بایست تا وسط خیابان برود و وضع امنیت ویلا را مورد بررسی قرار بدهد، در حالی که اصلاً از جای خود تکان نخورده است….» (۱۰)

ویوین بختیار گودرز بختیار گای بختیار کودتای نوژه قاتل شاپور بختیار فرزندان شاپور بختیار فرانسه بختیار عکس قدیمی عکس قبل از انقلاب شهین تاج بختیار شاپور بختیار و صدام زندگینامه شاپور بختیار بیوگرافی ثریا اسفندیاری بیوگرافی تیمور بختیار Shapour Bakhtiar

پسر بختیار که خود از کارشناسان پلیس فرانسه بود، افزود: «افرادی که نقشه قتل پدرم را اجرا کرده‌اند در حرفه خود بسیار ورزیده بوده‌اند و برای فرار هم از کمک همدستان استفاده کرده‌اند…»(۱۱)
برخی از نشریات فرانسوی هم دولت ایران را در این ماجرا متهم شناختند، از جمله روزنامه اکسپرس و روزنامه لوموند.
به این ترتیب زندگی ۷۶ ساله یکی از سرسپردگان قدرت‌های استعماری و یکی از کارگزاران جریان جهانی سلطه در ایران به نقطه پایان رسید. بدون هیچ تردیدی شاپور بختیار یکی از مهره‌های تربیت شده امریکا بود که برای بهره‌برداری در ایام بحران آماده شده بود، اما هوشیاری حضرت امام این مهره را که تا آخرین لحظه از حمایت جریان سلطه جهانی برخوردار بود، عاطل و باطل و رسوا ساخت.
شکی نیست که تاریخ ایران همواره از شاپور بختیار به عنوان یکی از عوامل و موانع در مقابل انقلاب و تکامل تاریخ ملت مسلمان ایران یاد خواهد کرد.

منبع : قدس انلاین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*