خانه / جالب و خواندنی / صدیقه کیانفر (بازیگر): چهار ساعت مرا به درخت بستند! +عکس

صدیقه کیانفر (بازیگر): چهار ساعت مرا به درخت بستند! +عکس

بازیگر پیشکسوت عرصه تلویزیون وسینما با بیان ناگفته‌هایی از روزهای بیماری خود ، گفت: حضور در رادیو به من انرژی و سلامتی می‌دهد.

صدیقه کیانفر بازیگر پیشکسوت عرصه تلویزیون و سینما گفت: مدتی بیمار بودم و استخوان‌هایم درد می‌کردند و در واقع این درد شدید از ناحیه کتف به سایر نقاط بدنم منتقل شده بود.

همسر صدیقه کیانفر شغل بازیگری بیوگرافی صدیقه کیانفر بیماری بازیگران

وی ادامه داد: مشکل مفصلی در کتفم از زمان سریال ” امیر و غول چراغ جادو” اثر امیر حسین قهرایی ایجاد شد.

کیانفر توضیح داد: درآن فیلم مرا به عنوان یک مجرم به درختی بستند و حدود ۴ ساعت به درخت بسته شده بودم والان نتیجه این اتفاق را می‌بینم که تاندون‌ها در ناحیه کتف مشکل پیدا کرده است.

وی یادآور شد: سر مشکل استخوان‌‌ها به پزشک مراجعه کردم و خدا را شکر این دکتر به من کمک کرد که با لطف پروردگار هم اکنون حال خوبی دارم و مشغول فعالیت هستم.

بازیگر سریال پرمخاطب “پهلوانان نمی‌میرند” تصریح کرد: این اتفاق مربوط به سال ۷۹ بود که به یاد دارم از نظر مالی هیچ چیزی به هیچ فردی داده نشد البته این بخش از موضوع برای من چندان اهمیتی ندارد.

وی اظهار کرد: وقتی سر کار می‌روم، حال بسیار خوبی دارم و باورم نمی‌شود که بیمار بودم.

کیانفر همچنین افزود: هم اکنون بعد از ظهرها به رادیو می‌روم وسر کار محمدعمرانی هستم. این فعالیت در شبکه رادیویی نمایش انجام می‌شود که ۲۴ ساعته است وهمیشه نمایش پخش می‌کند.

وی در ادامه صحبت‌های خود گفت: خدا را شکر رادیو مرا فراموش نکرده وبرای نمایش‌ها همیشه ازمن دعوت به عمل می‌آورد و این موضوع باعث خوشحالی من است.

همسر صدیقه کیانفر شغل بازیگری بیوگرافی صدیقه کیانفر بیماری بازیگران

این بازیگر پیشکسوت عرصه تلویزیون و سینما تصریح کرد: به عنوان نمونه بخشی از این هفته را با محمدعمرانی کار کرده‌ام و از سه شنبه به بعد با آقای پیشگر به فعالیت می‌پردازم و حضوردر محیط کار به من انرژی وسلامتی قابل ملاحظه‌ای می‌دهد.

وی خاطر نشان کرد: من همان صدیقه کیانفری هستم که در مجموعه “پهلوانان نمی‌میرند” به ایفای نقش پرداختم و هیچ تفاوتی با آن زمان ندارم تنها کمی سنم افزایش پیدا کرده اما نمی‌دانم که چرا برای حضور در آثار نمایشی از من دعوتی نمی‌شود.

* خانم کیانفر از اولش بگویید؛ از آن زمانی که به عرصه‌ی هنر وارد شدید.

– سال ۱۳۳۶ وارد هنر شدم. آن زمان در آبادان بودم و برای گرفتن دیپلم، شبانه درس می‌خواندم. استادی داشتم که هم در شرکت نفت کار می‌کرد و هم هنر تدریس می‌کرد، صدای من را که شنید گفت صدای خوبی داری، دوست داری بیایی رادیو؟ گفتم مگر می‌شود؟ گفت چرا نمی‌شود و از آنجا بود که به رادیو رفتم و همراه با استادم یک نمایشنامه‌ی زنده، «سه قطره خون» صداق هدایت را کار کردیم. رادیو «نفت ملی» تازه راه‌اندازی شده بود. بعد از آن گفتند چون صدای خوبی دارم قرار شد برنامه ادبیات را هم دوشنبه‌ها من اجرا کنم و این شد که من شروع به کار هنری کردم. چون استادم استاد تئاتر هم بود، من در کنار ایشان تئاتر را یاد گرفتم و سال ۳۹ بود که به تهران آمدم، آن زمان کارمند شرکت نفت بودم و خودم را به تهران منتقل کردم. استادم اگر هست، یادش بخیر باشد و اگر هم خدای نکرده از دنیا رفته است، روحش شاد باشد.

* در تمام این سال‌ها آیا از مسؤولان و مدیران کسی به دیدن شما آمده است؟

– (با یک خنده تلخ)، چقدر این حرف خنده‌دار است، من همان زمان که «میوه ممنوعه» را کار می‌کردم بیمار شدم و ۱۲ روز در بیمارستان بستری بودم اما هیچکس به سراغم نیامد جز رضا بنفشه‌خواه، مجتبی اسدی‌پور و حمید شهیری. از کل جمعیت هنر، بازیگر، کارگردان و تهیه‌کننده هیچکس نگفت این بازیگر بیمارستان بستری شده برویم سراغش، ولی از رادیو آمدند. حتی خانواده‌هایشان آمدند. وقتی بمیریم های و هوی می‌کنند.

همسر صدیقه کیانفر شغل بازیگری بیوگرافی صدیقه کیانفر بیماری بازیگران

*به عنوان یک هنرمند پیشکسوت انتظارتان از مسوولان و مدیران چیست؟

– انتظار؟! من سال‌ها در یک ساختمان بودم که ۴۷ پله داشت، فریادم به آسمان بود که من نمی‌توانم این پله‌ها را بالا بروم اما هیچکس کمکم نکرد، همه می‌دانستند که من این پله‌ها را با بدبختی چهار دست و پا بالا می‌روم . یکبار آقای رامبد جوان زمانی که در «گمگشته» بازی می‌کردم آخر شب من را که آوردند به خانه‌ام برسانند گفتند “کول کنم ببرمتان بالا؟” گفتم نه خودم می‌روم، همین آقا کمک کرد بروم بالا ولی آقای رامبد جوان دیگر من را کجا دید؟ مدیران از کجا می‌دانند من کجا هستم؟

اما روی لوح‌های من امضای همه مدیران هست، برای بازی‌های مختلف به من کلی لوح دادند اما پس چرا الان من بیکارم و کسی به یاد من نیست؟؛ حمایت، حمایت است، من وقتی می‌گویم چرا من را به کار نمی‌گیرند، این یک نوع حمایت است. وقتی من را به کار بگیرند یعنی از من حمایت کرده‌اند. هم از خانه‌ بیرون آمده‌ام و افسرده نمی‌شوم و هم تا حدودی کمک مالی می‌کنند. من آدمی نیستم که بخواهم تجارت کنم. مردم مرا دوست دارند و همیشه می‌گویند چرا بازی نمی‌کنی؟ به من می‌گویند توروخدا خانم کیانفر بازی کنید، می‌گویم چرا به من می‌گویید؟ به مسوولان بگویید. پول تنها حمایت نیست، من الان دلم می‌خواهد یک ماشین داشته باشم این سر بالایی خیابان را که نمی‌توانم بروم یک شیر بخرم، راحت بروم، آیا به من می‌گویند بیا فلان مقدار را بگیر برو ماشین بخر؟ نه من این را نمی‌خواهم ولی شاید اگر کار کنم می‌توانم یک ماشین بخرم، از دستمزدم می‌خواهم نه اینکه بیاورند به من پول بدهند، از بازو و توان خودم می‌خواهم.

همسر صدیقه کیانفر شغل بازیگری بیوگرافی صدیقه کیانفر بیماری بازیگران

*دیگر زیاد وقتتان را نمی‌گیریم اگر دوست دارید کمی هم درباره‌ی زندگی‌تان بگویید.

– من متولد ۲۰ بهمن ۱۳۱۱ هستم. یک پسر دارم که مهندس مخابرات است، یک نوه‌ی ۱۶ ساله به اسم شهرزاد هم دارم، نوه و عروسم را کم می‌بینیم ولی پسرم همیشه حالم را تلفنی می‌پرسد ولی دوستان هنری من بیشتر سراغم را می‌گیرند. از عروسم گله نمی‌کنم شاید گرفتار است، عروسم اگر بداند نیاز دارم حتما سراغم را می‌گیرد، شاید همینطوری نمی‌رسد. البته این پسر من پسر خوانده‌ی من است و در واقع پسرخاله‌ی من است. پدرش که فوت کرد، یک و نیم سالش بود، چون خاله‌ی من از یک پا علیل بود، مادرم گفت همه‌مان یک جا زندگی کنیم، چون خاله‌ام نمی‌تواند بچه‌اش را به تنهایی نگه دارد. من سرپرستی آن‌ها را داشتم و بزرگش کردم.

صدیقه کیانفر در سال ۱۳۱۱ در شهر آبادان متولد شد. فعالیت در رادیو را از سال ۱۳۳۶ با گویندگی و اجرای نمایش در رادیو نفت آبادان تجربه کرد.

وی بازی در سینما را با «بحران» کاری از «علی‌اصغر شادروان» آغاز کرد.

فیلم های صدیقه کیانفر

سینمایی

  1. بحران (۱۳۶۶)
  2. هامون (۱۳۶۸)
  3. مجنون (۱۳۶۹)
  4. آپارتمان شماره ۱۳ (۱۳۶۹)
  5. پرنده آهنین (۱۳۷۰)
  6. یک مرد یک خرس (۱۳۷۱)
  7. مستأجر (۱۳۷۱)
  8. مأموریت آقای شادی (۱۳۷۱)
  9. دلاوران کوچه دلگشا (۱۳۷۱)
  10. همسر (۱۳۷۲)
  11. من زمین را دوست دارم (۱۳۷۲)
  12. سه مرد عامی (۱۳۷۲)
  13. زیر سایه کنار (۱۳۷۲)
  14. دره هزار فانوس (۱۳۷۲)
  15. جای امن (۱۳۷۲)
  16. پنجاه روز التهاب (۱۳۷۲)
  17. انتهای قدرت (۱۳۷۳)
  18. آن سوی آینه (۱۳۷۶)
  19. جوانی (۱۳۷۷)
  20. خاک و آتش (۱۳۸۹)
  21. دنیای پرامید (۱۳۹۱)
  22. کوچولوی خوش‌شانس (۱۳۸۳ حضور افتخاری)

تلویزیونی

سالنامسمتکارگردانتوضیحات
۱۳۹۴کیمیابازیگرجواد افشارشبکه ۲
۱۳۹۴تله‌فیلم «گاهی می‌شود»بازیگرهادی رحیمی خواصشبکه ۳
۱۳۹۲–۱۳۹۳خوب، بد، زشتبازیگرمنوچهر هادیدر نوروز ۱۳۹۳ از شبکه ۲ پخش شد.
۱۳۹۲–۱۳۹۳ما فرشته نیستیمبازیگرفلورا سامدر نوروز ۱۳۹۳ از شبکه ۵ پخش شد.
۱۳۹۱تله‌فیلم «شوق خواندن»بازیگرداود موثقیشبکه قرآن و معارف
۱۳۹۱تله‌فیلم «آخرین روز سال»بازیگرمنوچهر هادیشبکه ۱
۱۳۹۱تهران پلاک یکبازیگرمهدی مظلومیشبکه تهران
۱۳۹۰تله‌فیلم «فاصلهٔ کانونی»بازیگربهمن گودرزی
۱۳۹۰تله‌فیلم «دعوت»بازیگرسیدمجتبی اسدی‌پورصدا و سیمای مرکز قم
۱۳۸۹تله‌فیلم «روستای مرزی»بازیگرمنوچهر هادی
۱۳۸۸تله‌فیلم «رها»بازیگربشیر آزادپور
۱۳۸۸بچه‌های کوچهٔ دوستیبازیگرهنگامه مفیدگروه کودک و نوجوان شبکه قرآن
۱۳۸۸همهٔ بچه‌های منبازیگرمرضیه برومندشبکه ۱
۱۳۸۷آواز در بارانبازیگرصدرالدین شجرهشبکه ۴
۱۳۸۶–۱۳۸۷بی‌گناهانبازیگراحمد امینی
۱۳۸۶میوه ممنوعهبازیگرحسن فتحیشبکه ۲
۱۳۸۶تله‌فیلم «یک کوچه گل»بازیگرصادق پروین آشتیانیشبکه ۱
۱۳۸۶تله‌فیلم «ابر می‌بارد، باران نه»بازیگرمحمدرضا آهنجشبکه ۲
۱۳۸۴و خداوند عشق را آفریدبازیگرمسعود شاه‌محمدیشبکه ۳
۱۳۸۳سایهٔ آفتاببازیگرمحمدرضا آهنج
۱۳۸۲شهر بارانبازیگرسید جواد هاشمی
۱۳۸۲تنهایی منبازیگر مهمانمحمدرضا آهنجبخشی از مجموعه تلویزیونی «معما»
۱۳۸۲سایه سکوتبازیگرجواد افشاراز تولیدات سیمای مرکز مهاباد، که در ابتدا «راز نرگس»
نام داشت.
۱۳۸۱عسل‌ها و مثل‌هابازیگرسید مجتبی یاسینیبرنامه کودک و نوجوان شبکه ۱
۱۳۸۰–۱۳۸۱سیب ترشبازیگرخسرو معصومیشبکه ۲
۱۳۷۸–۱۳۸۱روشنتر از خاموشیبازیگرحسن فتحیشبکه ۱
۱۳۸۰شب دهمبازیگرحسن فتحیشبکه ۱
۱۳۸۰گمگشتهبازیگررامبد جواندر رمضان ۱۳۸۰ از شبکه ۳ پخش شد.
۱۳۷۹–۱۳۸۰بازی پنهانبازیگرشاپور قریب
۱۳۷۹امیر و غول چراغ جادوبازیگرامیرحسین قهراییشبکه تهران
۱۳۷۹داستان یک شهر ۲بازیگر مهماناصغر فرهادیشبکه تهران
۱۳۷۹مسافربازیگرسیروس مقدمشبکه تهران
۱۳۷۹ماجراهای خانواده تمدن ۲بازیگرغلامعباس قنبری
سپهر محمدی
شبکه ۱
۱۳۷۹دخترانبازیگر مهماناصغر توسلیبازی در اپیزود «بچه را کجا بگذاریم؟»
؟عروسک مادر بزرگبازیگرسید مجتبی یاسینیاواخر دهه هفتاد از برنامه کودک شبکه ۲ پخش می‌شد.
۱۳۷۷ماجراهای خانواده تمدنبازیگرغلامعباس قنبری
سپهر محمدی
شبکه ۱
۱۳۷۷آوای بی‌صدابازیگرسیدمجتبی یاسینیشبکه ۲
۱۳۷۶زیر یک سقفبازیگرعبدالله صادقیشبکه ۱
۱۳۷۶راهیبازیگررامین حیدری فاروقیشبکه ۱
۱۳۷۶تله‌تئاتر «جان گابریل بورکمن»بازیگرحسن فتحینویسنده: «هنریک ایبسن»
۱۳۷۴–۱۳۷۶پهلوانان نمی‌میرندبازیگرحسن فتحی
؟راز تنهاییبازیگرمحمود رضاییاواسط دهه هفتاد از برنامه سیمای خانواده پخش می‌شد.
؟بازی تلخبازیگر؟اواسط دهه هفتاد از برنامه سیمای خانواده پخش می‌شد.
۱۳۷۵صدای صنوبربازیگرشاپور قریببرنامه کودک و نوجوان شبکه ۲
۱۳۷۵تله‌تئاتر «کسب و کار آقای فابریزی»بازیگرمحمدرضا خاکیکارگردان تلویزیونی: «مسعود فروتن»
۱۳۷۵–۱۳۷۴وکلای جوانبازیگربهرام کاظمیشبکه ۲
۱۳۷۴تروربازیگرحسین حکمت‌جوشبکه ۱
۱۳۷۳–۱۳۷۲فاصلهبازیگرسیدمجتبی یاسینیشبکه ۲
۱۳۷۲هفتهٔ پُرماجرابازیگرعباس زارعیان
فریدون فکوری
شبکه ۱
۱۳۷۲سنگ و شیشهبازیگرجمشید حیدریشبکه ۲
۱۳۷۲شیطان در خانهبازیگرمحمدرضا زهتابیشبکه ۱
۱۳۷۲مغازهٔ آقای ساعتچیبازیگرکاظم بلوچیبرنامه کودک و نوجوان شبکه ۱
۱۳۷۱تله‌فیلم «پیراهن یوسف»[۳]بازیگراحمدرضا مؤید
۱۳۶۹–۱۳۷۰پاپیچبازیگررسول نجفیانشبکه ۲
۱۳۶۹کالیبازیگرحسن کاربخششبکه ۲
نسخهٔ سینمایی آن با نام «عروس حلبچه» در سینماها
به نمایش درآمد.
۱۳۶۹تلکسبازیگرکامران نواب‌صفوی
۱۳۶۸رفتار با کودکبازیگرعلی پویانشبکه ۲
۱۳۶۶آئینه (سری سوم)بازیگرفریدون فرهودیشبکه ۱
۱۳۵۳–۱۳۵۷آقای مربوطهبازیگربهزاد اشتیاقی
۱۳۵۶طلاقبازیگرمسعود اسداللهی
۱۳۵۳تلخ و شیرینبازیگرمنصور پورمند
؟کلبهٔ شومبازیگر؟

 

نظرتان را ثبت نمایید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد .بخش ‌های مورد نیاز علامت‌ گذاری شده ‌اند * *

*