خانه / آخرین اخبار / درد دل سیاهی لشکرهای سینما و تلویزیون در برنامه ماه عسل +عکس

درد دل سیاهی لشکرهای سینما و تلویزیون در برنامه ماه عسل +عکس

بیست و یکمین برنامه ی «ماه عسل» چهار مهمان داشت که عاشق سینما بودند.

این هنروران سینما که به ترتیب ۵۶ سال، ۶۶ سال، ۶۷ و ۶۸ سال سن داشتند ،این ۴ نفر در ماه عسل از رفاقت قدیمی ۴۸ ساله خود با یکدیگر گفتند و این که در سال ۱۳۴۸ وارد سینما شدند و باوجود علاقه‌ای که به این قاب جادویی دارند اما نتوانستند آن گونه که باید سهم خود از سینما را دریافت کنند.
مهمانان ماه عسل محمد ذوالفقاری ماه عسل احسان علیخانی شغل بازیگری سیاهی لشکر سایت ماه عسل بیوگرافی غلام ژاپنی بیوگرافی حسن نوروزی وفا برنامه ماه عسل
غلام ژاپنی ،محمد ذوالفقاری ، احمد یاوری ، احسان علیخانی و حسن نوروزی وفا

هر چهار نفر بیشتر از ۶۰ سال سن داشتند. آنها با تدارکات شدن وارد عرصه ی ساخت فیلم های سینمایی شده اند و از همین راه و با اصرارهای بسیار گاهی نقشی هم از کارگردانان گرفته اند. تعداد فیلم هایی که در آنها حضور داشته اند گاهی به عدد ۴۰۰ فیلم هم می رسد. اما به قول «غلام» تمام دقایق حضورش بر روی پرده ی سینما به ۱۰ دقیقه هم نمی رسد.

محمد ذوالفقاری ، غلام میرزایی معروف به غلام ژاپنی، حسن نوروزی وفا ملقب به حسن فردین و احمد یاوری چهار عاشق سینما بودند که عمرشان را پای این هنر گذاشته اند. از این چهار نفر و البته دیگر دوستانِ عشقِ سینمایشان فیلمی ساخته شده که هم اکنون در بخش «هنر و تجربه» در حال اکران است.

حرف های این چهار نفر در استودیوی «ماه عسل» گاهی عجیب و حتی گاهی شبیه به دیالوگ های فیلمنامه ای و از پیش تعیین شده بود.

غلام میرزایی معروف به غلام ژاپنی: من شصت و پنج ساله ام و ایشان (اشاره دارد به ذوالفقاری که کنارش نشسته و قدرت تکلمش اندک است) شصت و شش ساله است.

حسن نوروزی وفا ملقب به حسن فردین (که به نوعی سرپرست گروه هم هست و البته در فیلم هایی که ساخته اند سِمت کارگردانی را دارد):ما سال ۴۸ وارد سینما شدیم و تا الان هم به عشق سینما هستیم.

غلام: بچه خیابان پیروزی هستم. برادری داشتم که عاشق فوتبال بود. وقتی داشت فوتبال می دید از بس حرص خورد، سکته ی مغزی کرد. خیلی کمکش کردیم اما متاسفانه فلج شد. پول نداشتیم که خیلی به او برسیم و به همین دلیل فلج شد. اگر پول داشتیم مانند آقای عابدزاده که سکته کرد و صحیح و سلامت به زندگی بازگشت، ما هم می توانستیم به برادرمان کمک کنیم که فلج نشود.

احمد: هم تدارکاتم و هم بازیگرم. هر تدارکاتی که می روم یه نقش می گیرم. هر کاری هم که رفته ام نقش را گرفته ام. ما صنف تدارکات بسیار زحمت کش هستیم. ساعت ۵ صبح می روم نانوا را بیدار می کنم و نان داغ برای عوامل می برم. در فیلم فروشنده فرهادی نقش صاحبخانه شهاب حسینی و ترانه علیدوستی را داشتم. تدوین گرش زنگ زد و گفت زمان فیلم خیلی شده و بخش های مربوط به من را حذف کردند.

غلام: حدود ۳۰۰ یا ۴۰۰ فیلم بازی کرده ام اگر همه را با هم جمع کنید، کل حضورم بر روی پرده سینما ۱۰ دقیقه هم نمی شود. در جشنواره فجر سال گذشته جناب مهدی هاشمی من را به تالار وحدت برد و به من لوح داد.

حسن: سینما ۴ تا در دارد. ما از اون در پایینی آمدیم. یک در برای ورود به سینما از راه تئاتر است، یک در پول داری و ثروت است و یک در دیگر هم دانش و علم است. ما از راه چهارم که پادویی و تدارکات بود وارد شدیم.

غلام: گفتم راهش این است که خودم از این در بیام و وارد شوم. شب ها که همه می رفتند فیلمنامه را کامل می خواندم و از بین نقش ها یکی را برای خودم انتخاب می کردم و فردایش به یکی از عوامل می گفتم که این نقش را به من بدهید.

احمد: دیالوگ در سینما خیلی مهم است. باید بتوانی دیالوگ حفظ کنی. من یک فیلم روسی بازی کردم. نقش سلطان را به من دادند. هشت روز جلو دوربین بودم. جوگرفته بود منو.

غلام: درست یک ماه آقای پیمان قاسمخانی را التماس کردم. تا در نهایت یک سکانس ۲۰ ثانیه ای بازی کردم. این بازی کردن های ما در سینما به اندازه ی یک خمیازه است، یعنی زمانی که در سینما ما را نشان می دهند اگر تماشاگر یک خمیازه بکشد، ما رد می شویم و اصلا دیده نمی شویم.

احمد: چند سال پیش در یک فیلم در نقش بدلکار ظاهر شدم و به جای یک خانم از پشت بام پریدم پایین. خُب مایه می دادند. لباس پوشیدم و از پشت پریدم بیرون. بعد که فیلم اکران شد اونقدر فیلمه چرت بود. پول چایی اش را هم در نیاورد. در فیلم هزاردستان هم به بدلِ جمشید مشایخی بودم.

حسن: تا الان حدود ۱۲ فیلم برای خودمان ساخته ایم. این فیلم ها برای کسی پخش نمی شود و برای خودمان نگه می داریم.

غلام: بنده همیشه هنرورم و هنرپیشه نیستم. در مکانی که هستیم آرزویمان این است که یک کارگردان بگوید می خواهیم یک پلان به شما بازی بدهیم. خسرو شکیبایی من را می شناخت. پرویز پرستویی کامل من را می شناسد. هر کسی بیاید توی باند ما پیر نمی شود. عمو حسن یه فیلم خواست همه اش خودش بود.

علیخانی: عموحسن چرا به این بنده خدا نقش اول نمی دهی.

حسن: اگر کل سرمایه ی فیلم را بدهد نقش اول را به او می دهم. با هم جمع می شویم و پول روی هم می گذاریم و فیلم می سازیم. قبلاها با ۴۰۰ هزار تومان فیلم می ساختیم. اما الان به چند میلیون نیاز داریم برای ساخت هر فیلمی.

احمد: سینما کلافی پیچ در پیچ است و آخرش هیچ… همین عشق هنرپیشگی من را بیچاره کرد. الان ۶۸ ساله ام و ازدواج نکرده ام.

حسن: این خلاقیت است که باعث می شود فیلم بسازم. حداقل در ساخت ۸۰ فیلم دستیار دوم کارگردان بوده ام. اگر برگردیم به ۵۰ سال پیش این راه را نمی آیم.

احمد: وقتی از مدرسه بیرون می آمدم بلندگوی سینماها صدایش بلند بود و صدا را می شنیدم. عاشق این صدا شدم. آمدم توی سینما و آپاراتچی شدم.

غلام: در خیابان منوچهری دستفروشی می کنم. دوچرخه ی ۲۸ دارم. رنگ مو می فروشم. خرجم را در می آورم و راضی ام، خدا را شکر. یک روز در خیابان فیلم برداری می کردند و دوربین را در وانت گذاشته بودند و چادر مشکی رویش کشیده بودند. هنرپیشه ها هم مشغول بازی بودند. چون دوربین معلوم نبود، کسی متوجه ماجرا نشد. اما من فهمیدم و رفتم از کنار هنرپیشه ها رد شدم. از جمهوری اسلامی ایران تشکر می کنم که به من بها داد و چند فیلم خوب کار کردم.

حسن: فیلم هایی که ساخته ایم را این محمد برده و به آقای کیانیان نشان داده است. ایشان هم دیده و از اول تا آخرش خندیده است. دو تا دختر دارم و یک پسر و یک نوه هم در راه دارم. بهترین راه آمدن به سینما تئاتر است.

احمد: پدرم گفت این بازی ها را ول کن و بیا کار کن. اما من ول نکردم. کاش حرفش را گوش می دادم.

عمو احمد در خصوص اینکه آیا کسی آنها را می‌شناسد، اظهار داشت: یک روز یک خانم در مترو آمد و به من سلام کرد و گفت احمد آقا خیلی خوشحال شدم شما را دیدم، من فکر کردم از طریق سینما مرا شناخته اما او گفت که شما همسایه خواهرم در تهرانپارس هستید، که من از این موضوع خیلی ناراحت شدم. ‎

عمو غلام نیز گفت از اینکه وی را نسبت به هنروران دیگر بیشتر می‌شناسند، خوشحال است.

مهمانان ماه عسل محمد ذوالفقاری ماه عسل احسان علیخانی شغل بازیگری سیاهی لشکر سایت ماه عسل بیوگرافی غلام ژاپنی بیوگرافی حسن نوروزی وفا برنامه ماه عسل

غلام: اگر دو هنرمند در دنیا باشند، یکی منم و یکی هم این آقای ذوالفقاری. ایشون در حق من رفاقت را تمام کرده است. برای خودش یلی بود. هر کسی می خواست به من زور بگوید، محمد آقا بالاخواه من درمی آمد.

علیخانی: از طرف حامی برنامه یک دوربین حرفه ای خوب به عمو حسن هدیه می شود. به کل تیم هم ۴۰ میلیون تومان هدیه داده می شود. خودتان به هر نسبتی که می دانید تقسیمش کنید.

حسن: جوانان باید بدانند که اگر قصد ورود به سینما را دارند باید با علم و دانش وارد شوند. البته به نظر من بهترین راه ورود به سینما همان تئاتر است. چرا که هنرمند تئاتری وقتی مقابل دوربین سینما قرار می گیرد هیچ مشکلی برای بیان دیالوگ هایش ندارد.

مهمانان ماه عسل محمد ذوالفقاری ماه عسل احسان علیخانی شغل بازیگری سیاهی لشکر سایت ماه عسل بیوگرافی غلام ژاپنی بیوگرافی حسن نوروزی وفا برنامه ماه عسل

از راست مهدی هاشمی، محمد ذوالفقاری، شمس الدین دولتشاهی و غلام میرزایی

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش ‌های مورد نیاز علامت‌ گذاری شده ‌اند %s *

*