خانه / آخرین اخبار / عید قربان چه روزی است؟ ،عید قربان ۹۶ چه تاریخی است

عید قربان چه روزی است؟ ،عید قربان ۹۶ چه تاریخی است

درباره عید قربان ، عید قربان چه روزی است ، عید قربان ۹۶ ،  عکس عید قربان ، تحقیق درباره ی عید قربان ، عید قربان چه تاریخی است ، انشا در مورد عید قربان ، داستان عید قربان ، تاریخ دقیق عید قربان امسال ۱۳۹۶ ، تاریخ عید قربان ۲۰۱۷

تاریخ عید قربان در سال ۱۳۹۶

روز دهم ذی الحجه هجری قمری، (برابر با جمعه ۱۰ شهریور ماه ۱۳۹۶) مصادف ، با عید سعید قربان از گرامی ترین اعیاد مسلمانان است.

عید قربان، روز اثبات عشق و تسلیم در برابر امر الهی، روز آزمایش و امتحان حضرت ابراهیم خلیل الله و حضرت اسماعیل علیه السلام که از آن سربلند بیرون آمدند.

عید قربان عکس پروفایل خاص عکس پروفایل جالب درباره عید قربان داستان عید قربان تقویم قمری تقویم سال 96 با مناسبت ها تقویم 96 تاریخ عید قربان امسال

داستان عید قربان

حضرت اسماعیل و مادرش در مکه بودند اما حضرت ابراهیم در شام بود. وی برای دید ن زن و فرزند به مکه آمد. در آن زمان اسماعیل ۱۳ ساله بود. در آنروز اسماعیل از شکار برمی گشت. ابراهیم فرزندش را دید که مانند ماه شب چهارده می درخشید

، پدر و فرزند همدیگر را در آغوش کشیدند و … چند روز گذشت و شب هشتم ذیحجه شد. در آن شب ابراهیم (ع) در خواب دید که به او ندا دادند: دعوی محبت ما را داری اما مهر فرزند در دل خود راه می دهی؟

اگر در دعوی خود صادقی برخیز و فرزند عزیزت را قربانی کن!

ابراهیم (ع) از خواب پرید و تمام روز در فکر این خواب بود. با خود می اندیشید که آیا این دستور خداوند است یا وسوسه شیطان؟! شب بعد دوباره همین خواب را دید و فردای آنروز که روز عرفه بود، فهمید که این خواب خوابی رحمانی است.
دو شب دیگر هم این خواب را دید و کاملا متوجه شد که مامور به انجام این کار شده است. صبح روز بعد به هاجر گفت: برخیز و به فرزندت لباس های ارزشمند و فاخر بپوشان! زیرا می خواهم او را به مهمانی دوست بسیار ارجمندی ببرم. سرمه به چشمانش بکش که خادمان آن دولتسرا چشم به راه این فرزند هستند.

هاجر، اسماعیل را شستشو داد و معطر ساخت، بویید و بوسید و گفت:

مادر جان! نمی دانم تو را به کدام میهمانی می برند اما از گیسوی تو بوی پریشانی می بویم.

ابراهیم (ع) به هاجر گفت: کارد بیاور!

هاجر گفت: میهمانی باعث دوستی و ارتباط است اما کارد آلت قطع و فصل است، کارد برای چه می خواهید؟!

ابراهیم (ع) گفت: شاید نیاز به قربانی کردن پیدا کنیم!!

سپس آنها از هاجر خداحافظی و بسوی منی حرکت کردند.

حضرت ابراهیم فرزند خود را برداشته و برای اینکه قربانی کردن اسماعیل از چشم مادرش دور باشد بسوی مناحرکت کرد- منا محلی است که در حدود ۱۰ کیلومتری مکه واقع شده است و حجاج در آنجا قربانی می کنند- در هنگام حرکت بسوی منا، در سه جا شیطان در برابر حضرت ابراهیم ظاهر شد و به وسوسه او پرداخت- این محل هم اکنون جمرات سه گانه است و حجاج به هر ستون از ستون شیطان که می رسند سنگ پرت می کنند- اما حضرت ابراهیم (ع) با اراده ای استوار و تصمیمی پایدار شیطان را از نزدیک خود راند و بسوی منا ادامه مسیر داد. دست های جوان خویش را بست و او را مانند قربانی به زمین خواباند و کارد خود را بر گلوی او گذاشت و محکم کشید اما کارد گلوی اسماعیل را نبرید. دو بار، سه بار اینکار تکرار شد اما ابراهیم(ع) در کمال تعجب دید که کارد گلوی اسماعیل را نمی برد. خداوند متعال در قرآن کریم فرمو ده اند:

(در آن هنگام) به او ندا دادیم که: ای ابراهیم! آن رویا را تحقق بخشیدی (و به ماموریت خود عمل کردی)
سپس خداوند متعال قوچی را فرستاد و حضرت ابراهیم (ع) آن گوسفند را به جای حضرت اسماعیل قربانی کرد.

از آن روز به بعد سنت شد که حجاج پس از انجام اعمال حج، حیوانی را قربانی کنند و گوشت آنرا در بین فقرا تقسیم نمایند و رضایت خداوند متعال را جلب کنند.

نظرتان را ثبت نمایید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد .بخش ‌های مورد نیاز علامت‌ گذاری شده ‌اند * *

*