خانه / آخرین اخبار / بیوگرافی زهرا جواهری (بازیگر سریال دنیای شیرین) +عکس فرزندش

بیوگرافی زهرا جواهری (بازیگر سریال دنیای شیرین) +عکس فرزندش

خانم زهرا جواهری یک معرفی مختصری از خودتان داشته باشید.

من متولد سال ۵۶ هستم و از دانشکده جهاد دانشگاهی، لیسانس کارگردانی نمایش دارم. از سال دوم دانشگاه به بعد، گرایشم خیلی به سمت کارهای عروسکی و کار برای کودکان و حتی بزرگسالان به شیوه عروسکی بود. یعنی همیشه در ذهنم یک جورایی همه چیز را عروسکی می دیدم.

همسر زهرا جواهری نوستالژی عکس جدید بازیگران بیوگرافی زهرا جواهری بیوگرافی بازیگران بازیگران سریال دنیای شیرین

عکس علیرضا رئیس و زهرا جواهری

یعنی کار بزرگسال هم که می کردید، عروسکی بود؟

بله. عروسکی انجام می دادم. حتی یک کار از چخوف کارگردانی کردم به نام «بازیگر تراژدی، علی رغم میل خود» متن چخوف کاملاً یک کار بزرگسال است ولی عروسکی اجرا کردم که در دو جشنواره اجرا رفتیم و خیلی موفق بود و بعد در تئاتر شهر اجرای عمومی رفتیم. من ورودی سال ۷۴ دانشگاه بودم و از همان سال هم با تئاتر عروسکی شروع کردم به کار کردن. مدتی در کانون پرورش فکری کودکان کار می کردم. بعد در سال ۷۶ با سریال «دنیای شیرین» وارد دنیای بازیگری شدم و یک کم حرفه ای تر به این قضیه نگاه کردم. چون دو سال درگیر کارهای دانشجویی بودم البته یک فیلم سینمایی هم بازی کردم به نام «حریف دل» اما نقش خیلی گذرا و کوتاهی داشتم.

چرا از میان این همه تنوع مخاطب و گستردگی موضوعات، کودک و کار عروسکی را انتخاب کردید؟

برای این که فکر می کنم اصلاً آدم ها با عروسک بزرگ می شوند، هنوز خودشان کوچولو هستند. اگر ۸۰ سالشان هم بشود باز بچه اند، باز هم عروسک ها و کارتون را که می بینند دوست دارند. یعنی همیشه کودک درونشان تا آخر عمر با آنها هست. خود من فکر می کنم این کودک درونم خیلی بازیگوش است و با این که من وقتی بچه بودم خیلی بازی و شیطنت می کردم و به اندازه کافی تخلیه شدم ولی هنوز حس می کنم دوست دارم با عروسک ها بازی کنم. یک جورایی وقتی در این فضاها قرار می گیرم حس می کنم هنوز دارم بازی می کنم… خاله بازی ، عروسک بازی و …

همسر زهرا جواهری نوستالژی عکس جدید بازیگران بیوگرافی زهرا جواهری بیوگرافی بازیگران بازیگران سریال دنیای شیرین

خانم جواهری ، چرا شخصیت های عروسکی مجموعه، تمساح و سمور آبی هستند؟ احساس می کنم این حیوانات خیلی به فضای ذهنی و سلیقه بچه های ایرانی نزدیک نیست.

بله، نزدیک نیست. اتفاقاً دلیلش همین بود. چون دیدم بچه ها خیلی با آنها آشنا نیستند. آشنایی شان فقط درحد مرغ و خروس و گربه و اینهاست. ما دوست داریم چیزهای جدید بیاوریم. من دوست داشتم حیوان های دیگری بیاورم. این طرح از اول در ذهنم بود که چون این حیوانات عجیب و غریبند، ما ماجرای حیوانات دیگری که عجیب و غریب ترند را برای بچه ها تعریف کنیم.

در مورد قارچ ها چطور؟ آنها هم به نوعی با ذهنیت بچه های ما غریبه اند.

اینها همه نشان می دهندکه ما باید به طبیعت نگاه کنیم. مثلاً خود درخت، تا حالاچنین چیزی را نداشتیم . به نظرم این یعنی «توجه کنید» یعنی تمام این چیزهایی که شما اطرافتان می بینید، موجودات زنده ای هستند که می توانند حرف بزنند، برای خودشان زندگی دارند، اگر آنها را جدا کنید، دردشان می آید. می خواستم به بچه ها بگویم کمی به این زندگی توجه کنند، به طبیعت و محیط اطرافشان.

کل مجموعه چند قسمت شد؟

این سری دوم که شما دیدید، قرار بود ۵۲ قسمت باشد. حدود سی و یک یا سی و دو متن هم نوشته شد. منتهی من گفتم اگر قرار است ۵۲ قسمت باشد ما نمی توانیم در یک ماه کار را ببندیم. باید ۳ ماه به ماوقت بدهند. خوشبختانه با این موضوع موافقت نکردند و گفتند همان ۲۶ قسمت. به نظرم خیلی بهتر شد.

با توجه به این که قبلاً سابقه کارگردانی و بازی در عرصه تئاتر را داشتید، در تلویزیون این نخستین تجربه کارگردانی تان محسوب می شد؟

بله. البته من به عنوان دستیار برنامه ریز فعال بودم. از سال ۷۶ و بعد از مجموعه دنیای شیرین، در «سیب خنده» (به کارگردانی رضا عطاران)، «جشن خاطره ها»، «باغ ستاره ها»، کارهای خانم محبوب مثل «قلعه وروره گیو» و کارهای آقای فیاضی دستیار برنامه ریز بودم. یعنی در این حوزه تجربه زیاد داشتم، حتی خیلی بیشتر از بازیگری.

همسر زهرا جواهری نوستالژی عکس جدید بازیگران بیوگرافی زهرا جواهری بیوگرافی بازیگران بازیگران سریال دنیای شیرین

برای دو بازیگر زنده مجموعه – دایی و گلپر – چرا از بازیگران سرشناس تر و چهره استفاده نکردید؟ آیا این بیم وجودداشت که حضور عروسک ها در سایه شهرت بازیگران اصلی، کمرنگ شود و کارکرد و تأثیر لازم را نداشته باشند؟

نه، یکی از بازیگرها که خودم بودم. به این دلیل که در سری پخش زنده، اصرار داشتند خودم حضور داشته باشم. آن موقع نمی خواستم قبول کنم چون می خواستم کارگردانی کنم و از بیرون کار را ببینم. ولی چون قبلاً در شبکه جام جم به عنوان مجری هم کار کرده بودم خیلی اصرار داشتند که خودم بیایم. روی این حساب، چون آنجا خودم «گلپر» بودم دیگر مجبور شدم بعداً هم باشم که در این سری به خاطر این موضوع خیلی اذیت شدم. چون بیشتر موقع ها حواسم به حفظ کردن دیالوگ های خودم بود و همزمان حواسم به بازی این بازیگر و عروسک گردانی آن بود و واقعاً من بخصوص در سری دوم که در خانه بود خیلی خسته شدم. خیلی انرژی از من گرفته شد. درباره نقش دایی هم، ما در پخش زنده دایی نداشتیم. در تولیدی سری اول گفتیم یک دایی بیاوریم. خب اول یکسری بازیگرهای معروف تری ذهنم بود که بیاورم. حتی سراغ برخی از بچه ها هم رفتیم، با آنها تماس هم گرفتیم که وقتی متن را خواندند خیلی هم استقبال کردند. منتهی من کسی را می خواستم که موسیقی بداند و بتواند شعر بخواند و حتی خودش شعر بگوید.

«امیر سلطان احمدی» خودش شعر می گوید، ریتم را هم می شناسد. بخصوص در سری قبل، کار خیلی موزیکال تر بود و آهنگهایی که دایی می خواند بیشتر بود.

در یک برنامه عروسکی خارجی – که اتفاقاً از همین تلویزیون خودمان پخش شد – عروسکی دیدم درست شبیه به عموجون جون. این نمونه برداری آگاهانه بود یا خیلی اتفاقی این درخت طراحی شد؟

نه، اصلاً نمونه برداری نبود. ببینید فکر درخت در همان سری پخش زنده ایجاد شد. آنجا همه چیز ما طبیعت بود. اصلاً اسم برنامه هم «کلبه جنگلی» بود. در دکورهایمان یک هزارپا داشتیم که حوض برایش درست کردیم و از آن آب می ریخت، یک فیل بود که خرطومش تکان می خورد، به نوعی همه چیز برمی گشت به حیوانات و طبیعت و…

عمو جون جون به عنوان یک پیردانا هم کارکرد خوبی دارد. آیا از همان ابتدا با همین منظور وارد قصه شد؟

عمو جون جون یک جورایی از همان ابتدا این مدلی بود و اطلاعات دقیق تری داشت. مخصوصاً که من و دایی هم به نوعی جوان به حساب می آمدیم در برنامه. آن ۱۳ قسمتی را هم که یوسفی پور نوشت، من و خانم صبری بازنویسی کردیم که متن یکدست بشود. ولی خود عمو جون جون، شخصیت و شناسنامه اش و این که کاملاً پیردانا باشد در سری اول تولیدی شکل گرفت.

تخصص: نویسنده، کارگردان، بازیگر،‌ مدیرصحنه، عروسک‌گردانی
تحصیلات: لیسانس کارگردانی نمایش تهران جهاد دانشگاهی؛ ۱۳۷۸
اجراها: عروسک‌گردانی و صدا در نمایش”عصا، عصای کارگشا” نوشته”رضا فیاض” به کارگردانی”عادل بزدوده”؛ تهران، کانون پرورش فکری؛ ۱۳۷۵
بازی در نمایش”دختر، ابر، آدمک” نوشته و کارگردانی‌”سوسن مقصودلو”؛ تهران، تالار هنر؛ ۱۳۷۶
کارگردانی نمایش”بازیگر تراژدی علی رغم میل خود” نوشته”آنتوان چخوف”؛ تهران، تئاترشهر، ۱۳۸۰
بازی در نمایش تلویزیونی عروسکی”خاله و مموشی” نوشته”نغمه ثمینی” به کارگردانی”مرضیه محجوب”؛ شبکه ۱ ؛ ۱۳۷۹
بازی و دستیار کارگردان و برنامه ریز در نمایش تلویزیونی عروسکی”منگوله گوش میرزا” نوشته”نغمه ثمینی” به کارگردانی”مرضیه محبوب”؛ شبکه ۱ ؛ ۱۳۸۰
توضیحات: دستیار کارگردان و برنامه ریز نمایش تلویزیون عروسکی”رفوزه” نوشته”آذر یوسفی” به کارگردانی”مرضیه محبوب”؛ شبکه ۱ ؛ ۱۳۸۱
دریافت لوح تقدیر برای کارگردانی اول چهارمین جشنواره دانشجویی عروسکی تهران؛

 

نظرتان را ثبت نمایید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد .بخش ‌های مورد نیاز علامت‌ گذاری شده ‌اند * *

*