خانه / اخبار روز / دانلود لغات ۵۰۴ با ترجمه فارسی جدول pdf

دانلود لغات ۵۰۴ با ترجمه فارسی جدول pdf

کتاب ۵۰۴ واژه ضروری یکی از مهمترین کتابهای آموزش واژگان و لغات می باشد. لغات این کتاب بسیار کاربردی و مهم می‌باشند. از این رو همه زبان آموزان باید این کتاب را مطالعه کنند بخصوص آن دسته از زبان آموزانی که قصد دارند در آزمون های تخصصی مانند تافل، آیلس و کنکور زبان انگلیسی شرکت کنند. این کتاب شامل ۴۲ درس می باشد که هر درس به آموزش ۱۲ لغت پرداخته است. در هر درس علاوه بر لغات جدید، برای هر لغت در صورت امکان چند مترادف و متضاد نیز نوشته شده است تا دایره لغات زبان آموزان عزیز افزایش یابد.

دانلود کتاب لغات ۵۰۴ (فایل pdf)

ردیف

لغت انگلیسی

ترجمه فارسی

۱Abandonترک کردن ، رها کردن
۲Keenتیز ، زیرک
۳Jealousحسود
۴Tactتدبیر
۵Oathقسم ، سوگند خوردن
۶Vacantخالی
۷Hardshipبی نوایی
۸Gallantشجاع
۹Dataاطلاعات ، داده ها
۱۰Unaccustomedغیرعادی
۱۱Bachelorمرد مجرد
۱۲Qualifyواجد شرایط شدن
۱۳Corpseجنازه ، جسد
۱۴Concealپنهان کردن ، پوشاندن
۱۵Dismalغمگین
۱۶Frigidخیلی سرد
۱۷Inhabitساکن شدن
۱۸Numbبی حس
۱۹Perilمخاطره ، خطر
۲۰Reclineتکیه کردن
۲۱Shriekجیغ کشیدن
۲۲Sinisterشیطانی
۲۳Temptوسوسه
۲۴Wagerشرط بندی
۲۵Typicalنمونه ، معمولی
۲۶Minimumحداقل
۲۷Scarceکمیاب
۲۸Annualسالی یکبار ، سالانه
۲۹Persuadeمتقاعد کردن
۳۰Essentialضروری
۳۱Blendمخلوط کردن
۳۲Visibleدیدنی
۳۳Expensiveگران
۳۴Talentاستعداد
۳۵Deviseطراحی کردن
۳۶Wholsaleعمده فروشی
۳۷Vaporبخار
۳۸Eliminateحذف کردن
۳۹Villainآدم شرور ، مجرم
۴۰Denseفشرده ، انبوه
۴۱Utilizeبه کار بردن
۴۲Humidمرطوب
۴۳Theoryتئوری ، نظریه
۴۴Descendفرود آمدن
۴۵Circulateگشتن ، دور زدن
۴۶Enormousعظیم ، بزرگ
۴۷Predictپیش بینی کردن
۴۸Vanishناپدید شدن
۴۹Traditionسنت
۵۰Ruralروستایی
۵۱Burdenمسئولیت سنگین
۵۲Campusمحوطه دانشگاه یا مدرسه
۵۳Majorityاکثریت
۵۴Assembleتجمع ، مونتاژ کردن
۵۵Exploreبررسی کردن
۵۶Topicموضوع
۵۷Debateبحث
۵۸Evadeشانه خالی کردن ، فرار کردن
۵۹Probeجستجو
۶۰Reformاصلاح کردن
۶۱Approachنزدیک شدن
۶۲Detectمتوجه شدن ، کشف کردن
۶۳Defectنقص
۶۴Employeeکارمند
۶۵Neglectغفلت کردن از
۶۶Deceiveفریب دادن
۶۷Undoubtedlyبی تردید
۶۸Popularعامه پسند
۶۹Thoroughتمام عیار
۷۰Clientموکل ، مشتری
۷۱Comprehensiveجامع ، مفصل
۷۲Defraudپول گرفتن
۷۳Postponeبه تعویق انداختن
۷۴Consentرضایت دادن
۷۵Massiveحجیم
۷۶Capsuleکپسول
۷۷Preserveمحافظت کردن
۷۸Denounceمحکوم کردن ، انتقاد کردن
۷۹Uniqueمنحصر به فرد
۸۰Torrentسیلاب
۸۱Resentرنجیدن از
۸۲Molestآسیب رساندن ، حمله کردن
۸۳Gloomyتیره تار ، تاریکی
۸۴Unforeseenغیر مترقبه
۸۵Exaggerateمبالغه کردن
۸۶Amateurآماتور ، ناشی
۸۷Mediocreمعمولی
۸۸Varietyگوناگونی ، تنوع
۸۹Validمعتبر ،‌ قانونی
۹۰Surviveجان سالم به در بردن
۹۱Weirdعجیب و غریب ،‌ مرموز
۹۲Prominentمشهور ، برجسته
۹۳Securityامنیت ، تضمین
۹۴Bulkyتنومند ، چاق
۹۵Reluctantناراضی
۹۶Obviousآشکار ، واضح
۹۷Vicinityنزدیکی ، محله
۹۸Centuryقرن
۹۹Rageخشم
۱۰۰Documentسند
۱۰۱Concludeپایان دادن ، به نتیجه رسیدن
۱۰۲Undeniableغیر قابل انکار
۱۰۳Resistمقاومت کردن در برابر
۱۰۴Lackنیاز ، نداشتن
۱۰۵Ignoreنادیده گرفتن
۱۰۶Challengeبه مبارزه طلبیدن
۱۰۷Miniatureمینیاتور ، ریز
۱۰۸Sourceمنشا ، منبع
۱۰۹Excelبی نظیر بودن
۱۱۰Feminineزنانه
۱۱۱Mountسوار شدن ، بالا رفتن
۱۱۲Competeرقابت کردن
۱۱۳Dreadهراس ، وحشت
۱۱۴Masculineمردانه
۱۱۵Menaceتهدید ، خطر
۱۱۶Tendencyتمایل ، گرایش
۱۱۷Underestimateکمتر از حد برآورد کردن
۱۱۸Victoriousفاتح ، پیروزمندانه
۱۱۹Numerousمتعدد
۱۲۰Flexibleانعطاف پذیر
۱۲۱Evidenceشهادت ، گواه
۱۲۲Solitaryآدم گوشه گیر ،‌ تنها
۱۲۳Visionدید ، خیال
۱۲۴Frequentمکرر
۱۲۵Glimpseنظر اجمالی
۱۲۶Recentاخیر
۱۲۷Decadeدهه ، دوره ده ساله
۱۲۸Hesitateمکث کردن ، اکراه داشتن
۱۲۹Absurdپوچ
۱۳۰Conflictاختلاف
۱۳۱Minorityاقلیت ، گروه اقلیت
۱۳۲Fictionافسانه ، خیال
۱۳۳Igniteآتش گرفتن
۱۳۴Abolishلغو کردن
۱۳۵Urbanشهری
۱۳۶Populationجمعیت
۱۳۷Frankرک و راست
۱۳۸Polluteآلوده کردن
۱۳۹Revealآشکار کردن
۱۴۰Prohibitقدغن کردن
۱۴۱Urgentفوری
۱۴۲Adequateکافی
۱۴۳Decreaseکاهش دادن
۱۴۴Audibleقابل شنیدن ، رسا
۱۴۵Journalistروزنامه نگار
۱۴۶Famineقحطی
۱۴۷Reviveنیروی تازه گرفتن
۱۴۸Commenceشروع کردن
۱۴۹Observantتیز بین
۱۵۰Identifyنشان دادن هویت
۱۵۱Migrateمهاجرت کردن
۱۵۲Vesselکشتی ، ظرف ، آوند
۱۵۳Persistاصرار کردن
۱۵۴Hazyمه رقیق ، مه آلود
۱۵۵Gleamنور ضعیف
۱۵۶Editorویراستار
۱۵۷Unrulyعنان گسیخته ، سرکش
۱۵۸Rivalرقیب
۱۵۹Violentخشن
۱۶۰Brutalوحشیانه
۱۶۱Opponentحریف ، رقیب
۱۶۲Brawlکتک کاری
۱۶۳Duplicateکپی کردن
۱۶۴Viciousوحشی ، وحشیانه
۱۶۵Whirlingچرخش ، چرخیدن
۱۶۶Underdogآدم بازنده ، توسری خور
۱۶۷Thrustحمله کردن
۱۶۸Bewilderedسردرگم کردن
۱۶۹Expandگسترش دادن
۱۷۰Alterاصلاح کردن
۱۷۱Matureبالغ
۱۷۲Sacredمقدس ، مذهبی
۱۷۳Reviseتجدید نظر کردن ، اصلاح کردن
۱۷۴Pledgeتعهد
۱۷۵Casualاتفاقی
۱۷۶Pursueتعقیب کردن
۱۷۷Unanimousهم عقیده
۱۷۸Fortunateخوش شانس
۱۷۹Pioneerپیشگام
۱۸۰Innovativeابتکاری
۱۸۱Slenderلاغر ، کم و اندک
۱۸۲Surpassسبقت گرفتن از
۱۸۳Vastوسیع
۱۸۴Doubtتردید کردن
۱۸۵Capacityگنجایش ، ظرفیت
۱۸۶Penetrateنفوذ کردن
۱۸۷Pierceسوراخ کردن
۱۸۸Accurateصحیح ، درست
۱۸۹Microscopeمیکروسکوپ
۱۹۰Gratefulسپاسگزار
۱۹۱Cautiousمحتاط
۱۹۲Confidentمطمئن
۱۹۳Appealعلاقه
۱۹۴Addictمعتاد
۱۹۵Waryمراقب
۱۹۶Awareآگاه ، دانا
۱۹۷Misfortuneبدشانس
۱۹۸Avoidاجتناب کردن
۱۹۹Wretchedفلاکت بار
۲۰۰Kegبشکه کوچک
۲۰۱Nourishتغذیه کردن
۲۰۲Harshتند
۲۰۳Quantityمقدار
۲۰۴Optانتخاب کردن
۲۰۵Tragedyتراژدی
۲۰۶Pedestrianعابر پیاده
۲۰۷Glanceنگاه گذرا ، نگاهی انداختن
۲۰۸Budgetبودجه
۲۰۹Nimbleچابک ، فرز
۲۱۰Manipulateدستکاری کردن
۲۱۱Recklessبی احتیاط
۲۱۲Horridترسناک ، مهیب
۲۱۳Raveهذیان گفتن
۲۱۴Economicalمقرون به صرفه
۲۱۵Lubricateروغن کاری کردن
۲۱۶Ingeniousمبتکر
۲۱۷Harvestدرو کردن
۲۱۸Abundantفراوان
۲۱۹Uneasyناراحت
۲۲۰Calculateمحاسبه کردن
۲۲۱Absorbجذب کردن رطوبت یا آب
۲۲۲Estimateمحاسبه کردن ، قضاوت
۲۲۳Morselلقمه
۲۲۴Quotaسهمیه
۲۲۵Threatتهدید ، خطر
۲۲۶Banمنع کردن ، ممنوع کردن
۲۲۷Panicسراسیمگی ، هول
۲۲۸Appropriateمناسب ، درست
۲۲۹Emergeبیرون آمدن
۲۳۰Jaggedدندانه دار
۲۳۱Lingerباقی ماندن ، طول کشیدن
۲۳۲Ambushشبیخون زدن
۲۳۳Craftyماهر ، حرفه ای
۲۳۴Defiantنافرمان
۲۳۵Vigorقدرت ، توان
۲۳۶Perishهلاک شدن
۲۳۷Fragileشکستنی
۲۳۸Captiveاسیر جنگی ، محبوس
۲۳۹Prosperرونق گرفتن
۲۴۰Devourبلعیدن ، از چیزی مملو بودن
۲۴۱Pleaتقاضا
۲۴۲Wearyخسته
۲۴۳Collideتصادف کردن
۲۴۴Confirmتتایید کردن
۲۴۵Verifyدرباره ی صحت چیزی تحقیق کردن
۲۴۶Anticipateانتظار داشتن
۲۴۷Dilemmaدوراهی ، تنگنا
۲۴۸Detourراه انحرافی
۲۴۹Meritشایستگی
۲۵۰Transmitانتقال دادن
۲۵۱Relieveتسکین دادن درد
۲۵۲Baffleسر در گم کردن
۲۵۳Wardenمسئول ، نگهبان
۲۵۴Acknowledgeپذیرفتن ، به رسمیت شناختن
۲۵۵Justiceعدالت
۲۵۶Delinquentبزهکار
۲۵۷Rejectنپذیرفتن
۲۵۸Depriveمحروم کردن از
۲۵۹Spouseهمسر
۲۶۰Vocationحرفه
۲۶۱Unstableناپایدار ، متزلزل
۲۶۲Homicideقتل ، قاتل
۲۶۳Penalizeاجحاف کردن ، ظلم کردن
۲۶۴Beneficiaryذینفع ،‌ بهره مند
۲۶۵Reptileجانور خزنده
۲۶۶Rerelyبه ندرت
۲۶۷Forbidممنوع کردن
۲۶۸Logicalمنطقی
۲۶۹Exhibitبه نمایش گذاشتن
۲۷۰Proceedپیش رفتن
۲۷۱Precautionاحتیاط
۲۷۲Extractبیرون کشیدن
۲۷۳Priorقبلی ، قبل از
۲۷۴Embraceآغوش ، بغل
۲۷۵Valiantشجاع
۲۷۶Partialنسبی ، نا تمام
۲۷۷Fierceخشن و وحشی
۲۷۸Detestمتنفر بودن
۲۷۹Sneerریشخند کردن
۲۸۰Scowlاخم کردن
۲۸۱Encourageتشویق کردن
۲۸۲Considerدرباره چیزی فکر کردن
۲۸۳Verminآفات جانوری
۲۸۴Wailشیون کردن
۲۸۵Symbolنماد
۲۸۶Authorityقدرت ، مقتدر
۲۸۷Neutralبی طرف
۲۸۸Trifleامر جزئی
۲۸۹Architectمعمار
۲۹۰Matrimonyازدواج
۲۹۱Baggageاسباب سفر
۲۹۲Squanderضایع کردن
۲۹۳Abroadبه کشور دیگر ، خارج از کشور
۲۹۴Fugitiveفراری
۲۹۵Calamityمصیبت
۲۹۶Pauperفقیر ، مسکین
۲۹۷Envyحسادت ، حسادت ورزیدن
۲۹۸Collapseفروپاشی ، شکست
۲۹۹Prosecuteوکالت شاکی را به عهده گرفتن
۳۰۰Bigamyداشتن دو همسر همزمان
۳۰۱Possibleاحتمال ، ‌امکان
۳۰۲Compelمجبور کردن
۳۰۳Awkwardدست و پا چلفتی ، شرمسارانه
۳۰۴Ventureبه خطر انداختن ، جرات کردن
۳۰۵Awesomeترسناک ، عالی
۳۰۶Guideراهنما
۳۰۷Quenchخاموش کردن ، عطش را فرو نشاندن
۳۰۸Betrayنارو زدن ، لو دادن
۳۰۹Utterبر زبان آوردن
۳۱۰Pacifyآرام کردن
۳۱۱Respondپاسخ دادن ، واکنش نشان دادن
۳۱۲Beckonبا اشاره فرا خواندن
۳۱۳Despiteبر خلاف ، با وجود اینکه
۳۱۴Disruptمتلاشی کردن
۳۱۵Rashجوش ، عجولانه
۳۱۶Rapidسریع
۳۱۷Exhaustتا ته مصرف کردن ، خسته کردن
۳۱۸Severityشدت
۳۱۹Feebleضعیف
۳۲۰Uniteمتحد کردن ، یکی کردن
۳۲۱Ceaseمتوقف کردن
۳۲۲Thriftyصرفه جو
۳۲۳Miserlyخسیس
۳۲۴Monarchفرمانروای مطلق
۳۲۵Outlawقانون شکن
۳۲۶Promoteترفیع دادن ، ایجاد کردن
۳۲۷Undernourishedسوء تغذیه
۳۲۸Illustrateبا مثال توضیح دادن
۳۲۹Discloseفاش کردن
۳۳۰Excessiveبیش از حد
۳۳۱Disasterفاجعه
۳۳۲Censorسانسورچی ، سانسور کردن
۳۳۳Culpritمجرم
۳۳۴Juvenileنوجوان
۳۳۵Baitطعمه
۳۳۶Insistتاکید کردن ، اصرار کردن
۳۳۷Toilزحمت
۳۳۸Blunderاشتباه بزرگ ، اشتباه کردن
۳۳۹Dazeمبهوت کردن
۳۴۰Mournسوگواری کردن
۳۴۱Subsideفروکشی کردن
۳۴۲Maimعلیل کردن
۳۴۳Comprehendقهمیدن
۳۴۴Commendتحسین کردن
۳۴۵Finalنهایی ، قطعی
۳۴۶Exemptمعاف کردن ، معاف
۳۴۷Vainمغرور ، بیهوده
۳۴۸Repetitionتکرار
۳۴۹Depictتصویر کردن ، شرح دادن
۳۵۰Motalفناپذیر ، مهلک
۳۵۱Novelنوین ، جدید ، رمان
۳۵۲Occupantساکن ، مقیم
۳۵۳Appointمنصوب کردن ، مقرر کردن
۳۵۴Quarterمحل سکونت ، اسکان دادن
۳۵۵Siteمحل
۳۵۶Quoteنقل قول کردن ، قیمت دادن
۳۵۷Verseآیه ، بیت
۳۵۸Moralityاخلاقیات
۳۵۹Roamپرسه زدن
۳۶۰Attractجذب کردن
۳۶۱Commuterمسافر هر روزه
۳۶۲Confineمحبوس کردن
۳۶۳Idleبیکار ، تنبل
۳۶۴Idolبت ، محبوب
۳۶۵Jestشوخی کردن ، شوخی
۳۶۶Patrioticمیهنی ، میهن پرستانه
۳۶۷Disputeمخالفت ، جر و بحث
۳۶۸Valorشجاعت
۳۶۹Lunaticاحمق
۳۷۰Veinسیاهرگ ، رگه
۳۷۱Uneventfulبی حادثه ، بدون رویداد مهم
۳۷۲Fertileبارور شده ، حاصلخیز
۳۷۳Referاشاره کردن ، ارجاع کردن
۳۷۴Distressدرماندگی ،‌ مخمصه
۳۷۵Diminishکاهش دادن ، تضعیف کردن
۳۷۶Maximumحداکثر
۳۷۷Fleeفرار کردن
۳۷۸Vulnerableآسیب پذیر ، حساس
۳۷۹Signifyمعنی دادن ، مهم بودن
۳۸۰Mythologyاسطوره شناسی
۳۸۱Colleagueهمکار
۳۸۲Tormentدرد و رنج ، عذاب دادن
۳۸۳Provideتامین کردن
۳۸۴Loyaltyوفاداری
۳۸۵Volunteerداوطلب
۳۸۶Prejudiceپیش داوری ، لطمه
۳۸۷Shrillگوش خراش
۳۸۸Jollyشاد ، خوش
۳۸۹Wittyشوخ
۳۹۰Hinderبه تاخیر انداختن
۳۹۱Lectureتدریس ، نصیحت
۳۹۲Abuseخشونت کردن ، سوء استفاده کردن
۳۹۳Mumbleمن من کردن
۳۹۴Muteخاموش ، بی صدا
۳۹۵Wadگلوله پنبه ، دسته
۳۹۶Retainحفظ کردن ، وکیل گرفتن
۳۹۷Candidateکاندیدا ، نامزد
۳۹۸Precedeمقدم بودن بر
۳۹۹Adolescentنوجوان
۴۰۰Coeducationalمدرسه یا دانشگاه مختلط
۴۰۱Radicalریشه ای ، افراطی ، تندرو
۴۰۲Spontaneousخودبخود ،‌خودجوش
۴۰۳Skimاز روی چیزی گذشتن
۴۰۴Vaccinateواکسن زدن
۴۰۵Untidyنامرتب
۴۰۶Utensilابزار
۴۰۷Sensitiveحساس ، زود رنج
۴۰۸Temperateمعتدل
۴۰۹Vagueمبهم ، دو پهلو
۴۱۰Elevateبلند کردن ، ارتقاع دادن
۴۱۱Lotteryبخت آزمایی
۴۱۲Financeامور مالی
۴۱۳Obtainبه دست آوردن
۴۱۴Cinemaسینما
۴۱۵Eventاتفاق ، مسابقه
۴۱۶Discardدور انداختن
۴۱۷Soarاوج گرفتن
۴۱۸Subsequentبعدی
۴۱۹Relateگفتن ، ربط دادن
۴۲۰Stationaryثابت
۴۲۱Promptباعث شدن
۴۲۲Hastyشتابزده ،‌عجول
۴۲۳Scorchجای سوختگی
۴۲۴Tempestتوفان
۴۲۵Sootheآرام کردن ، تسکین دادن
۴۲۶Sympatheticهمدرد
۴۲۷Redeemباز خریدن ، جبران کردن
۴۲۸Resumeاز سر گرفتن
۴۲۹Harmonyسازگار
۴۳۰Refrainبرگردان ، خودداری کردن
۴۳۱Illegalبر خلاف قانون
۴۳۲Narcoticماده مخدر
۴۳۳Heirوارث
۴۳۴Majesticبا عظمت
۴۳۵Dwindleبه تدریج ضعیف شدن
۴۳۶Surplusمازاد
۴۳۷Traitorخائن
۴۳۸Deliberateتعمق کردن
۴۳۹Vandalآدم خرابکار
۴۴۰Droughtخشکسالی
۴۴۱Abideتحمل کردن
۴۴۲Unifyبا هم متحد شدن
۴۴۳Summitاوج ، قله
۴۴۴Heedتوجه کردن به
۴۴۵Biographyشرح حال
۴۴۶Drenchخیس کردن
۴۴۷Swarmگله
۴۴۸Wobbleلرزیدن ، لرزش
۴۴۹Tumultغوغا
۴۵۰Kneelزانو زدن
۴۵۱Dejectedافسرده
۴۵۲Obedientمطیع
۴۵۳Recedeعقب رفتن
۴۵۴Tyrantظالم
۴۵۵Charityصدقه ، بخشش ، خیریه
۴۵۶Verdictرای ، عقیده
۴۵۷Unearthاز زیر خاک بیرون کشیدن
۴۵۸Departترک کردن ، فوت کردن
۴۵۹Coincideهمزمان بودن
۴۶۰Cancelباطل کردن
۴۶۱Debtorبدهکار
۴۶۲Legibleخوانا
۴۶۳Placardپلاکارد
۴۶۴Contagiousمسری ، واگیر
۴۶۵Clergyروحانیت
۴۶۶Customaryمرسوم ،‌رایج
۴۶۷Transparentواضح ،‌شفاف
۴۶۸Scaldسوزاندن ، سوختگی
۴۶۹Epidemicهمه گیر
۴۷۰Obesityفربهی ، چاقی
۴۷۱Magnifyبزرگ کردن
۴۷۲Chiropractorپزشک متخصص دست یا پا
۴۷۳Obstacleمانع
۴۷۴Ventilateتهویه
۴۷۵Jeopardizeبه خطر انداختن
۴۷۶Negativeمنفی
۴۷۷Pensionمستمری ، حقوق بازنشستگی
۴۷۸Vitalضروری ، حیاتی
۴۷۹Municipalمربوط به شهرداری ، شهری
۴۸۰Oralشفاهی ، دهانی
۴۸۱Complacentاز خود راضی
۴۸۲Waspزنبور بدون عسل
۴۸۳Rehabilitateتوان بخشیدن ،‌بازسازی کردن
۴۸۴Paroleآزادی مشروط ، قول شرف
۴۸۵Verticalعمودی
۴۸۶Multitudeفراوانی ، جمعیت
۴۸۷Nominateنامزد مقامی کردن
۴۸۸Potentialبالقوه
۴۸۹Morgueسردخانه
۴۹۰Preoccupiedمشغول و نگران
۴۹۱Upholsteryرویه
۴۹۲Indifferenceبی توجهی
۴۹۳Maintainحفظ کردن ، تامین کردن
۴۹۴Snubبی اعتنایی کردن
۴۹۵Endureتحمل کردن ، دوام آوردن
۴۹۶Wrathخشم
۴۹۷Exposeفاش کردن
۴۹۸Legendافسانه ،‌اسطوره
۴۹۹Ponderبه فکر فرو رفتن
۵۰۰Resignاستعفا دادن ، تسلیم شدن
۵۰۱Drasticاساسی ، بنیادی
۵۰۲Wharfاسکله
۵۰۳Amendاصلاح کردن
۵۰۴ballotبرگه رای

ساتین

نظرتان را ثبت نمایید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد .بخش ‌های مورد نیاز علامت‌ گذاری شده ‌اند * *

*