خانه / جالب و خواندنی / آشنایی با دختری زیبا در پارتی مختلط ، ازدواج و سپس قتل

آشنایی با دختری زیبا در پارتی مختلط ، ازدواج و سپس قتل

چند ماه قبل از وقوع این حادثه با نامزدم در یک مجلس پارتی آشنا شدم و با هم ازدواج کردیم اما همیشه حرکات و رفتار و معاشرتش با دوستان ناباب عذابم می داد. خانواده ام راضی به این ازدواج نبودند ولی باز هم من با او ازدواج کردم چون او دختر خیلی زیبایی بود. به خاطر همین مسائل با هم اختلافات شدیدی داشتیم.

مجلس پارتی عکس دختر زیبا عکس پارتی مختلط عکس پارتی دختر زیبا پارتی

سیدخلیل سجادپور – جوان ۲۶ ساله ای که پس از آشنایی با دختری در یک پارتی شیطانی با وی ازدواج کرده و چند ماه بعد نیز به دلیل اختلافات شدید خانوادگی او را به قتل رسانده بود، پنجشنبه گذشته در حضور قاضی ویژه قتل عمد و پزشک قانونی، ماجرای جنایت خود را تشریح کرد.

متهم این پرونده جنایی که دارای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد است در حالی که دستبندهای آهنین بر دستانش گره خورده بود در محل ارتکاب قتل، مقابل دوربین قوه قضاییه ایستاد.

او با توصیه «قاضی موحدی راد» مبنی بر این که مواظب اظهارات خود باشد و حقیقت ماجرا را بیان کند لب به سخن گشود و پس از معرفی خود گفت: چند ماه قبل از وقوع این حادثه با نامزدم در یک مجلس پارتی آشنا شدم و با هم ازدواج کردیم اما همیشه حرکات و رفتار و معاشرتش با دوستان ناباب عذابم می داد. خانواده ام راضی به این ازدواج نبودند ولی باز هم من با او ازدواج کردم چون او دختر خیلی زیبایی بود. به خاطر همین مسائل با هم اختلافات شدیدی داشتیم.

این گزارش حاکی است: متهم به قتل در حالی که سعی می کرد اظهارات قبلی خود را در حضور قاضی ویژه قتل عمد و کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی به نوعی زیرکانه انکار کند، درباره چگونگی وقوع جنایت ادامه داد: پدرم فوت کرده است و مادرم نیز به همراه دیگر نزدیکانم برای خرید از منزل بیرون رفته بود و من در خانه تنها بودم که نامزدم دیر وقت به خانه آمد و در پاسخ من که پرسیدم کجا بودی؟ گفت: با دوستانم به طرقبه شاندیز رفته بودم. به همین خاطر مشاجره ما شروع شد و او در این حال به پدر و مادرم توهین کرد. البته او همیشه مرا تحقیر می کرد ولی این بار از توهین هایش خیلی ناراحت شدم. در اثنای مشاجره لفظی او از جایش بلند شد و به سمت دستشویی رفت که ناگهان پایش روی سرامیک های منزل سر خورد و به زمین افتاد. نمی دانم چطور شد که یک لحظه شیطان در جلدم نفوذ کرد من هم به طرف او رفتم و در حالی که روی زمین افتاده بود با هر دو دستم گلویش را حدود ۱۵ تا ۲۰ دقیقه فشار دادم که دیگر تکان نمی خورد البته نمی دانم وقتی من دستم را روی گلویش گذاشتم او به خاطر اصابت به زمین مرده بود یا نه!

وقتی متهم این اظهارات را مطرح کرد مقام قضایی از او پرسید: پای نامزدت دقیقاً در کجا سر خورد که او نقطه ای از منزل را نشان داد اما محل سقوط را در نقطه دیگری نشان داد. در این هنگام قاضی موحدی راد از وی سوال کرد: آیا وقتی همسرت به زمین افتاد از سر، گوش یا بینی او خون آمد و یا دچار تشنج شد که متهم پاسخ منفی داد.

در ادامه بازسازی صحنه جنایت، دکتر ناصر غروبی (پزشک باتجربه قانونی) که در محل حضور داشت خطاب به قاضی ویژه قتل عمد گفت: از نظر پزشکی اظهارات متهم با واقعیت انطباق ندارد.

سپس متهم در پی درخواست مقام قضایی برای توضیح ادامه ماجرا گفت: وقتی گلویش را رها کردم مدتی کنارش نشستم و پشیمان شدم که این چه کاری بود کردم. در این حال دوستم که قبلاً با او تماس گرفته بودم به دنبالم بیاید، زنگ زد و گفت: من کنار منزل منتظرت هستم، می خواستم با او دور بزنم چون حالم خوب نبود. جسد را به داخل اتاق بردم و رفتم. شب که بازگشتم دیدم جنازه تکان نخورده است. صبح هم سر کارم رفتم و بعدازظهر پراید دوستم را گرفتم و جسد را داخل ملحفه ای پیچیدم و آن را در صندوق عقب پراید گذاشتم و بعد هم به طرف جاده آسیایی رفتم. در نزدیکی روستای منزل آباد قصد داشتم جسد را کنار یک درخت توت بگذارم که چشمم به حفره ای مانند حوضچه افتاد. جسد را از سوراخ حوضچه رها کردم و دیگر هم به آن منطقه نرفتم. وقتی پدر و مادر همسرم نگران شدند به خاطر این که به من مشکوک نشوند به همراه آنان برای اعلام مفقودی به پلیس آگاهی رفتم تا این که کارآگاهان به من مظنون شدند و مرا دستگیر کردند اما جسد را من نسوزانده ام.

این گزارش حاکی است: در ابتدای بازسازی صحنه جنایت نیز افسر پرونده خلاصه ای از ماجرای قتل دختر ۲۱ ساله و چگونگی دستگیری متهم را تشریح کرد و در پایان «قاضی موحدی راد» دستور انتقال متهم به زندان را صادر کرد تا این پرونده جنایی دیگر مراحل قانونی را طی کند.

روزنامه خراسان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*