خانه / بورس و سهام / بورس تهران در جستجوی منجی! / تخم مرغ تمام سبدها شکسته است

بورس تهران در جستجوی منجی! / تخم مرغ تمام سبدها شکسته است

دیگر استراتژی مهم بازار سرمایه خرید و نگهداری سهام با نگاه بنیادی است؛ اما در شرایط کنونی سهام شرکت های دارای بنیاد قوی که علاوه بر تداوم سودآوری با افزایش سود خود نیز همراه هستند، با روند نزولی و فرسایشی قیمت حاکم بر کلیت معاملات دست به گریبان هستند.

معامله گران و سهامداران در حالی برای سرمایه گذاری در بورس استراتژی های مختلفی را تعریف می کنند که رکود حاکم بر بازار سهام در شرایط کنونی حجم پایین معاملات را رقم زده و هر از گاهی این حجم ناچیز داد و ستد سهام با افت قیمت ها و روند نزولی شاخص ها نیز همراه است. همانند آنچه طی معاملات روز گذشته مشاهده شد و طی یک ساعت اولیه دو روز کاری قبل حجمی حدود 27 میلیارد تومان معامله در تابلوی بورس رقم خورد.

به گزارش بورس نیوز، در این روند نزولی و رکود حاکم بر بازار آنچه که به وضوح مشخص است عدم کارایی استراتژی های معاملاتی و بی توجهی به شرایط بنیادین سهام می باشد.

وقتی استراتژی ها نیز جواب نمی دهد!

هم اکنون شرایط بازار سهام به نقطه ای رسیده که استراتژی های مهم و معروف نیز برای سرمایه گذاری و کسب بازدهی از معاملات جواب نمی دهد و به نظر می رسد بورس از بیماری و تلاطماتی رنج می برد که علل طولانی شدن مدت زمان این بیماری و نوع درمان موجود برای آن به وضوح مشخص نیست.

آیا بازهم نباید تخم مرغ ها را داخل یک سبد گذاشت؟

یکی از استراتژی های مهم و قدیمی در سرمایه گذاری ها این است که بایستی سرمایه گذاران در پرتفوی خود تنوع داشته و از صنایع مختلف تشکیل سبد داده و به عبارتی تمام تخم مرغ ها را نباید درون یک سبد قرار دهند!

اما این نوع نگرش و مبنای تصمیم گیری نیز در شرایط رکودی حاکم بر بورس مثمر ثمر نبوده و نمی توان از آن نتیجه دلخواه را برای کسب بازدهی به دست آورد. چراکه بیش از شش ماه است سهام تمامی صنایع و گروه ها نیز از این روند فرسایشی اثرپذیرفته و همگی به صورت دسته جمعی با کاهش قیمت مواجه بوده اند. بطوریکه کمتر سهامی را می توان پیدا کرد که از طوفان های به پا شده در بورس در امان مانده باشد و اینگونه می توان تعبیر کرد که تخم مرغ های موجود در تمامی سبدهای سرمایه گذاری شکسته است!

آیا هنوز خرید و نگهداری سهام بنیادی بهترین استراتژی است؟

دیگر استراتژی مهم بازار سرمایه خرید و نگهداری سهام با نگاه بنیادی است؛ اما در شرایط کنونی سهام شرکت های دارای بنیاد قوی که علاوه بر تداوم سودآوری با افزایش سود خود نیز همراه هستند، با روند نزولی و فرسایشی قیمت حاکم بر کلیت معاملات دست به گریبان هستند و به نظر می رسد این استراتژی نیز در حال حاضر کارایی خود را از دست داده است.

چرا باید به صندوق های سرمایه گذاری اعتماد کرد؟

هم اکنون شرایط بازار سهام به نقطه ای رسیده که استراتژی های مهم و معروف نیز برای سرمایه گذاری و کسب بازدهی از معاملات جواب نمی دهد و به نظر می رسد بورس از بیماری و تلاطماتی رنج می برد که علل طولانی شدن مدت زمان این بیماری و نوع درمان موجود برای آن به وضوح مشخص نیست.

همواره یکی از تأکیدات مدیران و مسئولان بازار سرمایه جهت کسب بازدهی برای سرمایه گذاران به ویژه افرادی که آشنایی کافی را با فرآیند معاملات سهام در بورس ندارند، خرید واحدهای سرمایه گذاری صندوق ها بوده است.

این نکته در حالی به عنوان یک استراتژی برای سرمایه گذاری همراه با ریسک کمتر معرفی می شود که حداقل طی سه ماه اخیر این بخش از فعالان بازار سرمایه عملکرد مطلوبی از خود به نمایش نگذاشتند و 97 درصد از آنها طی این بازه زمانی بازدهی منفی محقق کردند. حال آنکه انتظار می رود صندوق های سرمایه گذاری با حضور مدیرانی که همگی دارای مدارک و تحصیلات مرتبط با بازار سرمایه هستند و با در اختیار داشتن استیشن های معاملاتی مجزا جهت انجام خرید و فروش های خود عملکردی به مراتب بهتر از معامله گران حقیقی محقق کنند. حال آنکه طبق آمارهای موجود تنها سه درصد از صندوق ها بازدهی مثبت محقق کرده اند که البته رقم بازدهی آنها نیز چندان قابل توجه نیست.

ضمن اینکه با این شرایط وضعیت برای افراد عادی که امکانات، تجربه و دانش مدیران صندوق ها را ندارند، به مراتب سخت تر است و اینجاست که تمام استراتژی های مهم و اثرگذار کارایی خود را از دست می دهند.

بورس نیاز به همیّت و اتحاد ملی دارد!

با تمامی این تفاسیر، هم اکنون بورس نیاز به همیّتی ملی و اتحادی همه جانبه از سوی دولت، مجلس، سازمان بورس، کانون ها و رسانه های مرتبط با حوزه بازار سرمایه دارد. اما هم اکنون این اتحاد در میان نهادهای اثرگذار و فعالان بازار سرمایه مشاهده نمی شود و دلیل آن نیز معلوم نیست. آنچنان که بدون وجود این همبستگی، گویا در عمل همه قبول کرده ایم که اقتصاد کشور در وضعیت مناسبی به سر نمی برد. اما در گفتار صحبت ها در حالی از بهبود شرایط از جمله کنترل نرخ تورم، میزان رشد اقتصادی و بهبود فضای حاکم بر روابط بین المللی است که این دو امر با یکدیگر در تناقض بوده و علت وجود این پارادوکس میان زبان و عمل مشخص نیست.

بازار سرمایه صنف ندارد، منتظر منجی است

نکته دیگر اینکه، طبق روال عادی اگر در هر صنفی تحت هر شرایطی مشکلی بروز کند، آن صنف برای حل مشکلات اعتراض می کند. همانند آنچه در انجمن صنفی کارفرمایان صنایع سیمان، پتروشیمی و خودرو پیرامون افزایش نرخ های فروش و خوراک مصرفی آنها رخ داد.

همچنین خانه سینما وقتی بسته شد، صنف هنرمندان اعتراض خود را به دولت، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و مجلس شورای اسلامی اعلام کرد. حال آنکه خانه سینما فعالیتی سمبلیک دارد. اما در بازار سهام که ذوب سرمایه را در شرایط فعلی شاهد هستیم، هیچگونه صنف و مجرای قانونی برای اعتراض وجود ندارد.

همواره یکی از تأکیدات مدیران و مسئولان بازار سرمایه جهت کسب بازدهی برای سرمایه گذاران به ویژه افرادی که آشنایی کافی را با فرآیند معاملات سهام در بورس ندارند، خرید واحدهای سرمایه گذاری صندوق ها بوده است. این نکته در حالی به عنوان یک استراتژی برای سرمایه گذاری همراه با ریسک کمتر معرفی می شود که حداقل طی سه ماه اخیر این بخش از فعالان بازار سرمایه عملکرد مطلوبی از خود به نمایش نگذاشتند و 97 درصد از آنها طی این بازه زمانی بازدهی منفی محقق کردند.
به نظر می رسد سرمایه گذاران و معامله گران بازار سرمایه منتظر یک منجی هستند تا با حمایت و تدبیر آن، بهبود اوضاع حاکم بر معاملات را شاهد باشند. این انتظار در حالی وجود دارد که هیچ گزارش و اطلاعات دقیقی از مشکلات موجود به مسئولین ارایه نشده و اعتراضی اثرگذار نیز پیرامون آن صورت نمی گیرد تا از این طریق حرف دل سهامداران و سرمایه گذاران به گوش آنها برسد.

و اما یک راهکار …

اما بهترین راهکاری که به ذهن می رسد، همفکری نهادهای تصمیم گیرنده، ارایه گزارش های جامع به دولت و مجلس و همچنین تشکیل کارگروهی برای بررسی وضعیت کنونی، مشکلات موجود و عوامل مؤثر بر بازار سرمایه است تا مشکلات زیرساختی هرچه سریع تر حل شود.

پرواضح است که نبود انجمن، کانون و یا تشکل های فعال در این حوزه موجب می شود نتوان حرف ها و مشکلات موجود را به صورت سیستماتیک و در چارچوبی منظم به نهادها و مسئولان تصمیم گیرنده بیان کرد و در اکثر موارد، مشکلات به صورتی پراکنده و بدون ساختاری مشخص ارایه می شود. در نتیجه سیاست گذاران نیز در این راستا از مشکلات موجود مطلع نمی شوند و همین امر تداوم بی اعتمادی ها و پایداری معضلات را در بازار سرمایه رقم می زد.

در پایان امید آن می رود که فعالان بورسی با اتحاد بیشتر و همراهی مسئولان امر به رفع هرچه سریع تر مشکلات و بازگشت رونق و اعتماد به بورس دست به دست یکدیگر داده و با هم همکاری کنند. این راهکار یادآور شعری از شاعر معروف عباس یمینی شریف است که می گوید:

دست در دست هم دهیم به مهر                     میهن خویش را کنیم آباد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*