خانه / سیاسی / مش غضنفرو کمبود مدرسه در طرقبه شاندیز / بیمار کالا نیست، عابربانک است / روزنامه خندان

مش غضنفرو کمبود مدرسه در طرقبه شاندیز / بیمار کالا نیست، عابربانک است / روزنامه خندان

طنز در روزنامه های کشور کم پیدا می شود و این یعنی روزنامه ها کم لبخند می‌زنند و آنها که روزنامه می‌خوانند هم به تبعیت از رسانه محبوب شان کمتر می خندند.حکمت ستون روزنامه خندان، در این است که طنز همه روزنامه های کشور را جمع کنیم و در جام جم آنلاین برسانیم به دست تان تا هر صبح، دستکم در اینترنت گردی روزانه، لبخندی روی لب تان بنشیند.

جام جم: زیرمیزی بگیر می گیریم

در این سرمای زودرس پاییزی، کلاهمان را از فرط خوشحالی مفرط حاضریم به قاعده برج رفیع میلاد به هوا بیندازیم به خاطر شنیدن این خبر که ظاهرا قرار است خیلی جدی و بدون یک ذره رودربایستی لازم، با برخی از پزشکان زیرمیزی بگیر، برخورد قاطع و شدیداللحن بشود. یعنی یک طوری که دیگر هوس نکنند چیزی اضافه بر سازمان از بیماران بیچاره و مستاصل بگیرند. اگر زیرمیزی بگیرند، ما از آنها رومیزی می گیریم؛ یعنی همان جریمه نقدی معروف. این به آن در!

خبر وارده: «دو پزشک ارتوپد متخلف به علت دریافت پول زیرمیزی از بیماران خود،۴۶۰ میلیون تومان جریمه شدند.» ـ به نقل از جراید

از قرار معلوم، پزشکان فوق الذکر، مبالغی بین ۱۵ تا ۳۰ میلیون تومان، علاوه بر تعرفه پزشکی خود از بیماران دریافت می کرده اند که کشف و شناسایی سپس خنثی شده اند.

این دو پزشک، هر کدامشان در یک بیمارستان خصوصی کار می کرده اند و از قضا هر دوشان نیز متخصص ارتوپد. ظاهرا اندام شکسته را درست می کرده اند، اما شکسته شدن دل ها و کمرهای مردم در زیر بار پرداخت های آنچنانی، خیلی برایشان مهم نبوده و فکر نمی کردند که ارتباطی به سوگندنامه بقراط داشته باشد. حتما تصور می کردند که خود بقراط هم زیرمیزی می گرفته است!

بسته پیشنهادی: اهتمام وزارت بهداشت را در برخورد قاطعانه با برخی پزشکان زیرمیزی بگیر معدود که به آبروی اکثریت پزشکان دلسوز و زحمتکش خدشه وارد می آورند؛ پاس می نهیم و تشویق می کنیم و برای آن که شعار خالی نداده باشیم، رهنمودهایی ارزنده نیز در ادامه تقدیم می کنیم:

۱ ـ رسیدگی شبانه روزی: مردم می تواننداز طریق سامانه تلفنی ۱۶۹۰ یا سامانه الکترونیکی www.1690.ir شکایات خود را درباره هرگونه مورد مشکوک زیرمیزی گرفتگی، به اطلاع مسئولان امر برسانند. به نظر ما که بهتر است این مرکز شبانه روزی باشد. زیرا برخی از همین زیرمیزی بگیران کوشا و فعال ممکن است که اضطرارا به جای روز، در دل شب بگیرند. رسیدگی به بیماران مضطر، شب و روز ندارد که!

۲ ـ ممنوعیت پرداخت و دریافت: می گویند که از حیث حقوقی، قانون پرداخت زیرمیزی به پزشکان را جرم نمی داند، اما دریافت زیرمیزی را جرم می داند؛ فلذا به نظرم باید برای جلوگیری از سوءاستفاده های رندانه از این تبصره قانونی، علاوه بر دریافت زیرمیزی لعنتی، پرداخت آن هم ممنوع اعلام شود. اگر برخی پزشکان زیرمیزی بگیر که به این کار عادت کرده و به آنها اطلاعات غلط داده اند که ترک عادت موجب مرض است؛ از فردا جوری با بیمار برخورد کنند که ظاهرش این باشد که خود آنها دارند با لبخند و به زبان خوش، به آنها زیرمیزی پرداخت می کنند؛ آن وقت قانون می تواند بفرماید که چه کار باید کرد؟… گاهی قانون برای بعضی ها آخرش «ن» دارد ها!

کیهان: استارت (گفت و شنود)

گفت: ایهود اولمرت نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی که به فساد اخلاقی و سوء استفاده کلان مالی متهم و محکوم شده است، در مصاحبه با یک روزنامه اسرائیلی اعلام کرده که اکثر مقامات اسرائیلی اتهامات مشابهی دارند.
گفتم: از کسانی که مثل آب خوردن کودک می کشند و بمب و راکت بر سر مردم بی پناه می ریزند، سرزمین دیگران را غصب کرده اند و از هیچ جنایتی روی گردان نیستند، آلودگی به فساد اخلاقی و مالی که مسئله قابل ذکری نیست!

گفت: اولمرت می گوید نتانیاهو نیز چندین مورد فساد اخلاقی و مالی دارد و چند تن دیگر از اعضای کابینه او هم آلوده به فساد هستند!
گفتم: یارو به دکتر گفت؛ آقای دکتر! این داداش من فکر می کنه که ماشینه و هر وقت باهاش کار دارم، میگه پنچرم! چراغم شکسته! ترمزم بریده! و… دکتر گفت؛ خب! بیار اینجا معاینه اش کنم! و یارو گفت؛ نمیشه آقای دکتر! چون هر چی گوشش رو می پیچونم، استارت نمی زنه!

شرق: بیمار کالا نیست، عابربانک است

گهی زین به پشت و گهی پشت به زین؛ با همین فرمول «رییس نظام پزشکی»که همیشه نسبت به آمبولانس چی جماعت، زین به پشت است، نشست توی آمبولانس و پشت به زین شد. بعد گفت: «بیمار کالا نیست.»

به همین مناسبت ما نظر چندتا دکتر را پرسیدیم که ببینیم بیمار در نظرشان چیست؟ (البته یادتان باشد که پزشکان ما اینطوری نیستند و پزشکان خارج اینطوری هستند وگرنه پزشکان ما همه رایگان بیماران را درمان می کنند و اگر لازم باشد پول هم می گذارند گوشه جیب مریض. در نتیجه شما تحت تاثیر تبلیغات غرب قرار نگیرید و اگر دیدید دکتری از شما زیرمیزی می خواهد بدانید بازیچه دست دیگران شده و قصد سیاه نمایی دارد.)

خلاصه دکتر پولپاروییان در پاسخ به این سوال که آیا واقعا بیمار کالا نیست؟ گفت: بیمار کالا نیست، بیمار عابربانک است. باید تا جایی که جان در بدن و پول در حساب دارد ویزیتش کرد.
دکتر آمپولوریدیان گفت: بیمار کالا نیست، بیمار کالابرگ است و هرچه از برگه های دفترچه بیمه اش را بشود بیشتر کند بهتر.

دکتر رادیوموجِ کوتاه لوژیزاده گفت: بیمار کالا نیست، بیمار توپ است و باید بین صاحب رادیولوژی و دکتر مربوطه پاسکاری شود.

دکتر نسخه پیچ آبادی گفت: بیمار کالا نیست، بیمار انبارگردانی است و باید نسخه را طوری برایش نوشت که مثلا وقتی مریض با یک قرص آسپرین حالش خوب می شود، ۴۰تا قرص، کپسول و شربت هم مجبور بشود از داروخانه بگیرد، تا انبار داروخانه زود زود خالی شود.

دکتر… گفت: بیمار کالا نیست، چون کالا تاریخ انقضا دارد و ممکن است سرمایه آدم بخوابد و ضرر کند. ولی بیمار خواب ندارد و انقضا ندارد و همه اش سود است.

دکتر بیمارستان دولتی زاده گفت: بیمار کالا نیست، بیمار وسیله است و جلو دست وپاست و الکی تخت پر می کند که زودتر باید مرخصش کرد.

دکتر بیمارستان خصوصی زاده گفت: بیمار کالا نیست، بیمار قطره قطره جمع گردد وانگهی برج سازی شود. دکتر پوریا عالمیبولانسیان نیز در پایان افزود: من یک بار رفتم بیمارستان و دستم شکسته بود. دکتر آمد گفت شغلت چیست؟ گفتم روزنامه نگار. یک نگاهی کرد و گفت می شود شش تومن. باید یک هفته بخوابی بیمارستان. اگر داری ویزیت کنم. گفتم دارم بفرما.
در اینجا خاطره ما به دلایل مختلف یکهو تمام شد.

قدس:​ مش غضنفرو کمبود مدرسه در طرقبه شاندیز

بِزِتا گفته بودُم که ای بِچّه خُردویَم که به مَردِسه مِره، مدیرِشا ایقذَر خرج رو دستُم مُگذاره که دِگه پولِ سرویس گیریفتن بِرَشِ نِدِرُمُ هَم هَرروز مجبورُم خودُم بُبُرُمِشُ بیِرُمِش. دیروز که با پیکان خوسُرُم رِفته بودُم به سَرِ کار، از رایِ وَرگشت با هَمو رفتُم دَر مَردِسه بِچَّم دنبالِش.

وَختی زنگِشا خوردُ آزاد رِفتن، دیدُم بِچَّم با یَک بِچِّگه دِگه که همکلاسِش بود از دَر مَردِسه آمدَن بیرون. وَختی بِچَّم سِوار رَفت به او بِچِّگه یَم گفتُم تویَم بیا سِوار رو سَرِ راه تورَم مِرِسِنُم دَرِ خِنَتا. بِچِّگه خِندیدُ گفتِگ خِنه ما سَرِ رایِ شما نیستِگ. گفتُم مَگِر خِنَتا کُجه یِ؟ گفتِگ طرقِبه.

واچُرتیدُمُ گفتُم یَره مَگِر طرقِبه شاندیز مَردِسه نِدِره که تو ایقذَر رایِ وَرمِخِزی میِی اینجه؟ گفتِگ چرا دِره ولی با ایقذَر خِنه که جِدیدا جایِ ما درست کِردنُ ایقذَر که به جمعیتِما اِضاف رِفته، حالا ایقذَر مَردِسه یُ کلاسِ درس کَم دِرِم که جینگی پُر مِرَنُ بِرِیِ نصفی از بِچّه هایِ طرقِبه شاندیز جا نِمِمانه یُ بِرِیِ درس خواندن مجبورِم بیِم به مِشَد.

حالا مو یِ مَش غضنفر موندُم یَنی پُر کِردنِ شیکمِ آدم بزرگا از پُر کِردنِ مغزِ بِچّه ها مهمتره که تو طرقِبه شاندیز هر یَک قِدَم یَک رستورانُ کافه از زِمین سبز رِفته ولی هر یَک کیلومترَم یَکدِنه مَردِسه پیدا نِمِره؟!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*