خانه / آخرین اخبار / گفتگو جالب با رضا چلنگر ، صندوق اسرار فوتبال ایران و راز کروات ها + عکس

گفتگو جالب با رضا چلنگر ، صندوق اسرار فوتبال ایران و راز کروات ها + عکس

چلنگر در تیر ماه ۱۳۸۷ به اتهام ترغیب بازیکنان باشگاه فوتبال پاس همدان برای دوپینگ به چهار سال محرومیت از فعالیت‌های فوتبالی محکوم شد اما در دی ۱۳۸۹ کمیسیون استیناف آرای دوپینگ وی را مشمول تخفیف در مجازات دانست و محرومیت وی را لغو کرد.

همسر رضا چلنگر بیوگرافی رضا چلنگر بیوگرافی رزیتا ارضی

اینکه چه جریان و اتفاقی رخ داده تا او با اینکه نه فوتبالیست است نه مدیر و نه سرمربی اما محبوب و دوست داشتنی است، اولین نکته ای بود که ذهن ما را به خودش مشغول کرد. رضا چلنگر نه به واسطه بلاژویچ بلکه به دلیل نوع کاراکتر متفاوتی که دارد همواره جلب توجه می کند. او به چند زبان زنده دنیا مسلط است. به خانه چلنگر رفتیم. او برخلاف آنچه در صفحه تلویزیون می بینیم آرام و متفاوت است. خانواده رضا چلنگر هم آنقدر شاد و خندان بودند که تعجب ما را برانگیختند.

رضا چلنگر (متولد تهران) مترجم اهل ایران است. او از مشهورترین مترجمان فوتبال ایران می‌باشد و سابقهٔ مترجمی مربیان کروات از جمله میروسلاو بلاژویچ، برانکو ایوانکوویچ و وینگو بگوویچ را دارد و در حال حاضر مترجم زلاتکو کرانچار (سرمربی باشگاه فوتبال سپاهان اصفهان) است. او چند سال نیز در سفارت ایران در زاگرب کار می‌کرد.

وی به زبان‌های ترکی استانبولی، فرانسوی، کروات و انگلیسی تسلط دارد.

همسر رضا چلنگر بیوگرافی رضا چلنگر بیوگرافی رزیتا ارضی

در تمام سال‌هایی که همراه با مربیان بالکانی شاغل در فوتبال ایران به فعالیت پرداخته‌ام، همیشه از من پرسیده شده که راز علاقه مدیران داخلی به استفاده از مربیان کروات و صربستانی چیست؟

پاسخ این پرسش بسیار کلی را من نمی‌توانم در یک جمله و دوجمله خلاصه کنم و شاید نیاز باشد ساعت‌ها با سوال‌کنندگان در این خصوص بحث شود ولی تجربه‌ای که در طول سال‌های حضور در کنار این مربیان به‌دست آوردم به من می‌گوید رفتار خاص و البته دانش مربیگری بالا به اضافه دستمزد مناسب ٣ فاکتور مهم برای استفاده از این دست مربیان است.

آن روزهایی که میروسلاو بلاژویچ بعد از سومی با کرواسی در جام‌جهانی به ایران آمد، کمتر کسی تصور می‌کرد این مربیان کشور ما را به‌عنوان خانه دوم خود انتخاب کنند ولی آرام‌آرام درهای فوتبالمان به روی تعداد زیادی از آنها باز شد.

مربیان بالکانی اغلب نوع خاصی از رفتارها را با خود دارند. آنها به واسطه عرف جامعه‌شان مردمانی آرام و خونسرد هستند که معمولا بسیار کم عصبانی می‌شوند. همین است که به امثال ایوانکوویچ، بگوویچ، بلاژویچ و… انگ بی‌عرضگی زده شد ولی درواقع این‌طور نیست. شخصیت این مربیان به‌گونه‌ای است که اگر دورادور زیرنظرشان بگیرید، گمان می‌برید هیچ در چنته ندارند و بله‌قربان‌گویی بیش نیستند. برخلاف این مسائل کروات‌ها مربیانی بسیار ریزبین، دقیق و به‌روز شده هستند که از قضا سبک‌کاری شان چون به توانایی‌های تکنیکی بازیکنان وابسته است در فوتبال ایران به خوبی جواب می‌دهد.

به گذشته نگاه کنید شاید برانکو تا قبل از حضور در ایران مربی شناخته‌شده‌ای نبود اما او با فوتبال ایران به موفقیت‌های زیادی رسید و توانست کلاسی جهانی برای خود دست و پا کند. به عبارت بهتر ایوانکوویچ هم به خودش کمک کرد و هم به فوتبال ایران. سایر کروات‌ها نیز به اشکال گوناگون زحمات زیادی برای فوتبال کشیده‌اند. حالا به واسطه همین زحمات است که باشگاه پرسپولیس حاضر می‌شود برای بازگرداندن برانکو به ایران مالیات عقب‌افتاده‌اش را هم پرداخت کند. 

آنها با وجود این‌که دستمزد گزافی مثل بسیاری از مربیان خارجی دیگر (که در ایران مشغول به کارند) دریافت نمی‌کنند، به بهترین شکل ممکن برای تیمی که تحت امرش هستند وقت می‌گذارند و برای موفقیت تلاش می‌کنند. شاید تصور کنید این همه تعریف و تمجید به واسطه منافع شخصی‌ای است که از حضور کروات‌ها در ایران می‌برم که کاملا هم حق دارد هرکس چنین گمان کند ولی واقعیت این است که در این مقال هرگز منافع شخصی دخیل نبوده و فقط سعی شده است پاسخ یک پرسش اپیدمی شده در فوتبال داده شود. حال این‌که چقدر موفق بوده‌ام، نمی‌دانم.

ماجرای باطری اضافی چلنگر

این حس و هیجانی که از تو می بینم را در طول این سال ها چطور حفظ کردی؟

– من از اول هم اینگونه بودم و برای کاری که انجام می دهم همیشه هیجان و احساس مسئولیت داشتم.

یعنی خسته نمی شوی…

– البته که می شوم؛ مواقعی خستگی بروز می کند که از باطری ذخیره ام استفاده می کنم و این باطری ذخیره به من کمک می کند تا سرپا بایستم.

همسر رضا چلنگر بیوگرافی رضا چلنگر بیوگرافی رزیتا ارضی

امسال به نظر خیلی از باطری ذخیره استفاده کردی؟

– این موضوع را جدی می گویم؛ هر باشگاهی جز سپاهان بود تا حالا سقوط کرده بود یا به سرنوشت تیم هایی چون ذوب آهن و راه آهن دچار می شد. سپاهان امسال پرنوسان ترین باشگاه ایران بود. سه مدیرعامل عوض کردیم و دو مدیرعامل کارخانه که این برای هر باشگاهی ضررهای زیادی دارد اما دید که تا روزهای آخر مدعی قهرمانی بودیم.

وقتی یک خانم، الگوی رضا می شود!

فکر می کنی چرا بقیه مترجم های فوتبال ایران نتوانستند مانند رضا چلنگر چهره شوند؟

– من به شخصیت سایر مترجمان هم احترام می گذارم و در مورد خودم صحبت می کنم. من از روزی که این کار را شروع کردم خودم را یک خبرنگار دانستم چرا که شغل من با شما خبرنگار فاصله چندانی ندارد. هر دوی ما وظیفه انتقال اطلاعات برعهده داریم حالا من از طریق کلام و شما به وسیله نوشتن.

برای خودت الگو یا تیپ خاصی در ترجمه داری؟

– همواره سعی کرده ام شخصیت و سبک خودم را داشته باشم و تنها برای اینکه در این حرفه بتوانم موفق شوم از یک نفر کمک زیادی گرفتم و آن فرد کسی نبود جز خانم یلنوویچ مترجم رئیس جمهور کرواسی. وقتی خانم یلنوویچ را دیدم دلیل موفقیت اش را پرسیدم و او گفت هر روز یک ربع جلوی آینه لب خوانی تمرین کن و من بعد از سه ماه شدم رضا چلنگری که اکنون مقابل شما نشسته …

مدتی به عنوان خبرنگار در یک روزنامه مشغول بودی؛ چطور تجربه ای بود؟

– خبرنگاری شغل خوب و سختی است که درآمد آن با کاری که انجام می دهی تناسبی ندارد و پایین است. در خبرنگاری هم مانند مترجمی امانتداری حرف اول را می زند.

نمی خواهم مربی شوم

خیلی ها می گویند رضا چلنگر، صندوق اسرار فوتبال ایران است؟

– دوستان لطف دارند؛ اینطور هم که می گویند نیست، من فقط سعی می کنم محترمانه با مدیر و مربی که کار می کنم رفتار کنم. وظیفه اول من بعد از درست انتقال دادن اطلاعات امانتدار بودن است. یک مترجم حق تفسیر و اظهارنظر تا زمانی که از او نخواسته اند ندارد. من به عنوان یک مترجم تنها انتقال دهنده اطلاعات و مفاهیم هستم.

خبرنگاری را بیشتر دوست داری یا مترجمی؟

– خبرنگاری را هم دوست دارم اما مترجمی دیگر جزیی از وجود من شده و بیشتر دوست دارم.

تا حالا شده به این موضوع که چرا دنبال مربیگری نرفته ای فکر کرده باشی؟

– به هیچ وجه؛ چون معتقدم یک مربی دارای خصوصیات مادرزادی است؛ من اگر ۲۰ نفر را جلویم بگذارند نمی توانم تشخیص دهم کدامشان بازیکن می شوند. اینکه تشخیص بدهید و بتوانید در کنار مدیریت، مقابل خیلی از مسائل بایستید، کار هر کسی نیست. به اعتقاد من مربیگری مادرزادی است چرا که هر کس نمی تواند در برابر خیلی مسائل بایستد. پول در فوتبال خیلی ها را خراب کرده بنابراین یک سرمربی باید بتواند با این مسائل کنار بیاید.

مترجمی چطور؛ این شغل هم مادرزادی است؟

– من اعتقاد دارم بخشی از کار من مادرزادی است و بخش دیگر آن آموزشی و اکتسابی.

سرمربی باشم؛ تلفیقی کار می کنم

حالا اگر قرار باشد یک روز سرمربی شوی با شیوه کدامیک از مربیانی که تا حالا کار کرده ای این شغل را آغاز می کنی…

– فکر کنم تلفیقی کار کنم اما به طور کل شیوه برانکو را می پسندم چرا که او منطقی و آکادمیک کار می کند و کرانچار که سبک تهاجمی را دوست دارد؛ از هر دوی آنها استفاده می کنم. دوست دارم تیمی که سرمربی اش هستم یک تیم تهاجمی به شیوه منطقی باشد.

تا حالا شده مربیان کروات از چلنگر مشاوره فنی هم بگیرند؟

– مشاوره فنی نه؛ اما درخصوص شخصیت افراد که از من سوال کنند من سعی می کنم در کار فنی دخالتی نداشته باشم چون علم و آگاهی مربیان کروات به مراتب از من و امثال من بالاتر است.

نگاه مدیران ایرانی به مربیان کروات چگونه است؟

– هر مدیری برای اینکه موفق باشد نیاز به کسب نیتجه دارد؛ همه کار می کنیم برای کسب نتیجه و برای موفقیت؛ باید روند آکادمیک را به طور موازی در کنار نتیجه گرایی به جلو هل بدهیم.

مترجمی شغل اولیاست

رضا چلنگر قبل از آن که مترجم باشد یک کشاورز است؛ درست می گویم؟

– بله؛ من کشاورزی را از مترجمی بیشتر دوست دارم. کشاورزی هم شغل اولیا است؛ هم ساده و هم آرامش بخش است؛ البته من معتقدم مترجمی هم شغل اولیا است.

از کی مترجم شغل اولیا شده؟

– من با مدرک به شما ثابت می کنم که مترجمی شغل اولیا است. در تاریخ اولیا آمده که حضرت موسی دچار لکنت زبان بوده و برادرش ابراهیم که از اولیاءا… بود صحبت های او را ترجمه می کرده است. بروید و در تاریخ مطالعه کنید تا متوجه این حرف من شوید.

همسر رضا چلنگر بیوگرافی رضا چلنگر بیوگرافی رزیتا ارضی

کار مترجمی چقدر تو را از کشاورزی که شغل پدری توست دور کرده است؟

– زندگی من حکایت فیلم آژانس شیشه ای است؛ آنجایی که رفیق حاج کاظم می گوید قبل از جنگ سر زمین بودم با یک تراکتور و بعد از جنگ سر همان زمین بودم بدون تراکتور… من هم قبل از شروع کارم در این شغل ۳ دانگ و یک تراکتور داشتم اما بعد از اینکه با بلاژویچ شروع به کار کردم همان ۳ دانگ را هم به شریکم واگذار کردم و شدم بدون تراکتور… اینجوری است که سرنوشت من شبیه به آژانس شیشه ای است.

این شغل کشاورزی سود مالی هم دارد؟

– بله اما نوسان دارد و هر سال براساس تورم متغیر است. سال گذشته ۳۰ میلیون سود داشت اما سال قبل ۴۵ میلیون برای مکانیزه شدن سیستم آبیاری زمین هزینه کردم.

چه محصولی را در زمین کشت می کنی و می خواهم بپرسم وقتی سر زمین هستی چه حسی داری؟

– گندم بهاره و ذرت پاییزه کشت می کنم. حس خوبی دارم، احساس آزادی به آدم دست می دهد وقتی سر زمین کار می کنی. احساس می کنم تمام مشکلاتم زمانی که کشاورزی می کنم حل شده است.

کسانی که تو را سر زمین می بینند تعجب نمی کنند؛ رضا چلنگر اینجا چه کار می کند؟

– اوایل چرا، خیلی تعجب می کردند؛ اهالی هشتگرد زمانی که تازه معروف شده بودم خیلی سوال می کردند و از فوتبال می پرسیدند ولی الان دیدن من برایشان عادی شده است.

چه شد وارد کشاورزی شدی؟

– این زمین ارث پدری من است. پدرم از ۱۲ سالگی مرا سر زمین می برد و از آن زمان این کار را دوست داشتم.

هیجانم را کنترل نکنم؛ سکته را زده ام

فکر می کنی رضا چلنگر چرا نسبت به سایر مترجمان محبوب است؟

– این را باید از مردم بپرسید، شاید به خاطر چهره خاصی که دارم یا هیجانی که در ترجمه دارم باشد. مردم همیشه مرا می بینند و می پرسند چرا می خندی و من می گویم چون حق با مشتری است!

کلا هیجانی هستی؟

– واقعا دست خودم نیست. اول مصاحبه گفتم که باطری ذخیره دارم؛ منظورم از باطری ذخیره قرص قلبم بود. اگر نتوانم این هیجان را کنترل کنم سکته را زده ام. در همان بازی که گفتند داور غش کرده از شدت هیجان نتوانستم بعد از بازی تا یک ربع از جایم تکان بخورم. اگر کوچکترین حرکتی می کردم سکته را زده بودم. قرص قلبم را می خورم تا در طول بازی سکته نکنم.

از شغل مترجمی خسته نشدی؟

– با اینکه شغل کشاورزی سودش از مترجمی بیشتر است اما مترجمی را دوست دارم.

اما خیلی ها فکر می کنند حداقل به اندازه یک بازیکن درجه ۲ در فوتبال درآمد داری؟

– این هم از لطف شان است اما واقعیت این نیست و من به اندازه یک کارمند باشگاه قرارداد دارم. دنبال پول زیاد نیستم بلکه بیشتر می خواهم آرامش در زندگی ام داشته باشم.

ازدواجم را مدیون مترجمی هستم

شغل مترجمی چقدر در ازدواجت تاثیرگذار بود؟

– راستش زندگی ام را مدیون مترجمی هستم چون زمانی که به خواستگاری همسرم رفتم بحث مترجمی نبود و جواب همسرم هم نه بود … اما تنها کسی که توانست جواب بله را از همسرم بگیرد بلاژویچ بود که داستانش را بارها گفته ام؛ راستش تنها کسی که می توانست از همسرم بله را برای من بگیرد، چیرو بود.

و زندگی بعد از جواب بله…

– واقعا خیلی برای من و زندگی مان ایثار کرده و علیرغم اینکه درآمد فوق العاده ای از این کار ندارم با تمام شرایط سخت زندگی ساخته است و در اصل برای فرزندانم هم پدر بوده و هم مادر و پشتیبانی او باعث موفقیت من در کارم بوده.


جشن صعود به جام جهانی امسال را پرشورتر از ۲۰۰۶ برگزار کردیم

همسر چلنگر: بلاژویچ قهارترین روانشناس بود، ذهن ما را می خواند

رزیتا ارضی همسر رضا چلنگر در واقع قرار نبود با ما مصاحبه کند و در طول چند سال اخیر هرگز نگذاشته بود عکس یا مطلبی از او در رسانه ها منتشر شود اما در نهایت با وساطت رضا و فرشاد عباسی عکاس مجله رضایت داد.

همسر رضا چلنگر بیوگرافی رضا چلنگر بیوگرافی رزیتا ارضی

ایشان گفت: خاطر شما خیلی عزیز بوده چرا که پیشنهاد تلویزیونی را هم رد کرده بودم. در کنار خانم ارضی دو کوچولو بودند، یکی وانیا دختر آقا رضا بود و دیگر آریا که می خواست به طور همزمان فوتبالیست و خلبان شود.

چرا خیلی اهل مصاحبه نیستید؟

– من همیشه زندگی آرام و بدون حاشیه را دوست دارم چرا که معتقدم این آرامش به تربیت بچه ها و نزدیکی اعضای خانواده کمک می کند.

قبل از اینکه به آقا رضا جواب بله را بدهید، فکر می کردید یک مترجم شریک زندگی تان بشود؟

– واقعیتش این است که هرگز به ذهن ام هم خطور نمی کرد که با یک مترجم ازدواج کنم.

و بعد چه شد که ازدواج کردید؟

– خیلی شناخت نداشتم و از اول هم اهل فوتبال نبودم. ما از طریق خانواده ها با هم آشنا شدیم ودیدم آدم خوبی است و صداقت دارد. در اصل یکی از دوستان مشترک من و خواهر آقا رضا معرف ما به هم بود. خواهر آقا رضا از موسسین یکی از مساجد بزرگ نیویورک بود.

پس اینکه می گویند به خاطر بلاژویچ جواب بله دادید درست نیست؟

– مگر می شود به خاطر یک نفر دیگر جواب بله داد. من خودم از آقا رضا شناخت پیدا کرده بودم و به خاطر بلاژویچ جواب بله ندادم.

پس ماجرای آمدن بلاژویچ به خانه شما برای خواستگاری چه بود؟

– بلاژویچ برای خواستگاری به خانه ما نیامد؛ من به اتفاق آقا رضا به هتل محل اقامت بلاژویچ رفتیم و در آنجا صحبت کردیم. ماجرا به این شکل بود که چون دانشگاه من سمت انقلاب بود، رضا پیشنهاد داد که به هتلی در همان نزدیکی (فکر کنم هتل پارس یا پارسا بود) برویم وآقای بلاژویچ هم برای دیدن من بیاید.

آقا رضا مدعی است که جواب بله را بلاژویچ از شما گرفت. این درست است؟

– آقا رضا درست می گوید چون من هنوز جواب بله را به ایشان نداده بودم و داشتم با خودم به جمع بندی می رسیدم اما صحبت های بلاژویچ باعث شد آن روز جواب بله را بدهم.

از نظر شما بلاژوویچ چه جور آدمی بود؟

– او یک روانشناس قهار بود؛ طوری با شما حرف می زد که انگار ذهن شما را می خواند. نوع بیانی داشت که فوق العاده تاثیرگذار بود.

پیش از خواستگاری هم چلنگر را دیده بودید؟

– چون خیلی فوتبالی نبودم بعد از اینکه آمدند خواستگاری ایشان را در تلویزیون دیدم و نمی دانستم مترجم بلاژویچ هستند.

قبل از اینکه زندگی تان را آغاز کنید چه تصوری از شغل مترجمی داشتید؟

– اصلا در موردش فکر هم نمی کردم چون دلیلی نداشت اما بعد از ازدواج شرایط فرق کرد و راستش را بخواهید باز هم در آن اوایل فکر نمی کردم مشکلات این شغل اینقدر زیاد و سخت باشد.

چرا در بین این همه مترجم فقط همسر شما است که اینقدر محبوب و مورد توجه است؟

– فکر می کنم به خاطر این باشد که آقا رضا فوق العاده احساس مسئولیت بالایی دارد و زمان زیادی برای کارش صرف می کند؛ البته باید بگویم انرژی زیادی برای اینکه همه از او راضی باشند می گذارد.

به نظر شما رضا چلنگر مشهور است یا محبوب؟

– هر کس که مدتی او را در تلویزیون و سایر رسانه ها ببینید مشهور می شود اما اینکه مردم به او علاقمند باشند مقوله ای جدا است که من فکر می کنم اگر تعریف نباشد همسر من محبوب است.

از اینکه همسر یک فرد مشهور هستید چه احساسی دارید؟

– شهرت خوب است اما من آرامش را بیشتر ترجیح می دهم. آقا رضا محبوب است چون از شرایطی که دارد سوءاستفاده نمی کند و برای مردم ارزش قائل است.

چرا اینقدر هیجانی است؛ در خانه هم اینگونه رفتار می کند؟

– من که در این سال ها به هیجانی بودن همسرم عادت کرده ام، دذرست مثل شما و مردم اما راستش در خانه یک رضا چلنگر دیگر است؛ بسیار آرام و خونسرد.

مردم درخصوص رضا به شما حرفی هم می زنند؟

– اکثرا از ترجمه و رفتار او راضی هستند و می گویند خیلی صادق و راستگو است. به نظر من مردم خیلی خوب شخصیت آدم ها را تشخیص می دهند.

می دانید که همسر شما دو شغله است؛ کدام شغلش را بیشتر دوست دارید؟

– کار کشاورزی همیشگی نیست و یک دوره کوتاه در سال وقت شما را می گیرد؛ کشاورزی آرامش خاصی به انسان می دهد اما من با مترجمی کنار آمده ام.

بچه ها چطور؟ آنها هم شغل پدرشان را دوست دارند؟ خیلی ها فکر می کنند درآمد او حداقل به اندازه یک فوتبالیست درجه چندم است؟

– درآمدمان فوتبالی نیست و خیلی ها هم دوست دارند یک شبه پولدار شوند. به شخصه یک زندگی آرام و بدون تجملات را بیشتر ترجیح می دهم.

رفتار رضا در خانه چگونه است؟

– صادق، آرام و منظم است؛ خیلی تعریف کردم.

زندگی تان چقدر با حاشیه های فوتبال درگیر است؟

– خیلی علاقمند نیستم که زندگی خصوصی ام با کار همسرم تداخل پیدا کند؛ آرامش در زندگی برای ما از اهمیت زیادی برخوردار است، برای همین در خانه خیلی درخصوص مسائل حاشیه ای فوتبال صحبت نمی کنیم.

وقتی به اتفاق رضا چلنگر بیرون هستید واکنش مردم را چطور می بینید؟

– بیشتر درخصوص آنجایی که کار می کند سوال می پرسند. مردم لطف دارند و من هم ناراحت نمی شوم، گوشه ای می ایستم تا کارش را انجام دهد. این مشهور بودن بعضی از مواقع هم به درد ما می خورد.

دوست داشتید رضا الان به عنوان مترجم کی روش در جام جهانی بود؟

– بیشتر دوست دارم در کنار خانواده باشد. حالا هم از اینکه ایران به جام جهانی صعود کرده خوشحالم و امیدوارم موفق باشند.

امسال زمانی که به جام جهانی صعود کردیم کجا بودید و نسبت به سال ۲۰۰۶ چه تفاوتی داشت؟

– نگاهی به رضا می اندازد؛ راستش از سال ۲۰۰۶ بیشتر خوشحال شدم و آنقدر با بچه ها در خیابان بوق زدیم که فکر کنم بوق ماشین داشت می سوخت.

با فوتبالیست ها هم رفت و آمد دارید؟

– با یحیی گل محمدی، عادل فردوسی پور، خانواده آقای فرکی و خانواده مرحوم آقای رنجبر رفت و آمد داریم و با برخی از همسران فوتبالیست ها هم دوست هستیم. البته دوستی مان فوتبالی نیست.


وانیا: من هدیه باشکوه الهی هستم

چه اسم جالبی داری؟

– معنی اسم من یعنی هدیه باشکوه الهی.

دوست داری مثل بابا مترجم شوی؟

– من شغل بابام رو دوست دارم اما شغل مورد علاقه ام متخصص پوست و زیبایی است.

دوست داری بابا کشاورز باشد یا مترجم؟

– هر چی که خودش دوست داره اما این شغلش را هم دوست دارم. فقط می گویم چرا دیر به دیر می آیی، هر وقت بابا زنگ می زنه ازش می پرسم کی می آیی…


آریا: دوست ندارم مردم بابام را صدا بزنند

آریا تو چطور دوستداری مترجم شوی؟

– من دوست دارم فوتبالیست و خلبان شوم.

پس مثل بابا می خواهی دو شغله باشی…

– من خوشحالم رضا چلنگر بابام است.

از این که بابات مشهور است خوشحالی؟

– راستش نه؛ هر وقت می رویم بیرون مردم دائما صدایش می زنند و من دوست ندارم.

بابا فوتبالش هم خوب است؟

– بد نیست اما فکر کنم ترجمه اش بهتر باشد. (خنده)


وقتی رضا کوچک بود

این دو عکس نشان می دهد که رضا چلنگر از بچگی مو داشت و اتفاقا تا همین سی سال قبل هم سرش اینقدر خلوت نبود. البته چیزی که در نظر اول در صورت او توی چشم می زند موهایش نیست. رضا چلنگر به تدریج وارد فرهنگ لغات فارسی زبانان شد و حالا هر کس می خواهد به مترجم زبان اشاره کند به جای مترجم می گوید «چلنگر».

همسر رضا چلنگر بیوگرافی رضا چلنگر بیوگرافی رزیتا ارضی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*