خانه / سیاسی / ماجرای آن لطیفه بی‌تربیتی / روزنامه خندان

ماجرای آن لطیفه بی‌تربیتی / روزنامه خندان

کیهان: خجالت (گفت و شنود)

گفت: روزنامه های زنجیره ای اظهارات دکتر فرهادی علیه فتنه آمریکایی- اسرائیلی ۸۸ و اعلام مرزبندی با فتنه گران را سانسور کردند.
گفتم: مگر همین ها نبودند که یقه چاک می دادند و رگ های گردنشان را سیخ می کردند و می گفتند و می نوشتند که «دانستن حق مردم است»؟!

گفت: ضیاءالدین طباطبایی را می شناسی؟!
گفتم: چه کسی است که این عامل نشان دار انگلیس را نشناسد؟ او رضاخان را به ژنرال آیرون ساید انگلیسی معرفی کرد و بعد به فلسطین اشغالی رفت و مأموریت خرید زمین مردم فلسطین برای صهیونیست ها را داشت و قبل از آن سه روزنامه شرق و رعد و برق را منتشر می کرد و…

گفت: پس حتما در تاریخ خوانده ای که او هم در گوشه سمت راست روزنامه اش می نوشت «دانستن حق مردم است»!
گفتم: یارو داشت با یک انگلیسی صحبت می کرد، می خواست بهش بگه خجالت بکش ولی کلمه انگلیسی خجالت را نمی دانست به دوستش گفت؛ انگلیسی ها به خجالت بکش، چی میگن؟ دوستش جواب داد؛ نمی کشند که بگن!

سیاست روز: ماجرای آن لطیفه بی تربیتی

برادر مطهری: پزشک بودن آقای دکتر فرهادی هم چندان با وزارت علوم سازگار نیست بلکه با وزارت بهداشت و درمان سازگارتر است بنابراین تقاضا می کنم برای حفظ منزلت مجلس به وزارت جناب آقای دکتر فرهادی رای مخالف بدهید.

اظهار نظر فوق یادآور کدام شعر شیوای فارسی است؟
الف) میگم بیا میگی نمی شه / میگم برو میگی نمی شه / میگم بمون میگی نمی شه / یک بوم و دو هوا نمی شه
ب) خسته شدم از این همه بهونه / بگو به من کجاست راه خونه
ج) تاب تاب همبازی / خدا منو نندازی
د) بوشو بوشو / تو را نخوام / سیاهی تو را نخوام / بلایی / تو را نخوام

الیاس نادران: رفتار آقای مطهری مثل فردی است که به داروخانه رفت و میخ خواست.
به نظر شما منظور از این کنایه چیست؟
الف) در داروخانه «قیر» می فروشند نه میخ.
ب) داروخانه محل فروش «قیف» است و در آن میخ نمی فروشند.
ج) داروخانه ها از سر صدقه کاغذپاره ها (تحریم های سابق) داروی درست و حسابی که ندارند. اگر میخ هم نداشته باشند خیلی بد می شود.
د) اگر آدم در خانه ملت لطیفه های بی تربیتی تعریف نکند کجا اینکار را بکند؟

یک نماینده مجلس: انحراف اصلی شیوع استفاده از خانم ها با اهداف اقتصادی و ترویج در تبلیغات به زاویه های جامعه را دچار انحراف می کند و از مبانی اقتصادی به دور است.
جمله بالا را به زبان شیرین فارسی برگردان کنید.
الف) انحراف اصلی چیزی است که شیوع پیدا می کند و به شکل خانمانه ای مبانی اقتصاد را خدشه دار می کند.
ب) ترویج در تبلیغات به زاویه های جامعه لطمه می زند به خصوص وقتی ترویجش خانمانه باشد.
ج) اگر جامعه ای می خواهد زاویه های خودش را محکم حفظ کند باید شیوع خانم ها را متوقف کند تا به اهداف اقتصادی خود برسد.
د) شیوع استفاده از خانم ها، زاویه های جامعه را منحرف می کند و از مبانی اقتصادی به دور است.

قدس: مش غضنفر و اسب سواری

هَمی دیروز که جُمه بود یَکی از رِفیقام آمَد دَر خِنَمایُ گفتِگ وَخِز لباساتِ بَرِت کُن که مُخوام بُبُرُمِت یَکجایِ مَقبول. مویَم تا دیدُم مُفته جینگی حاضِر رِفتُمُ پِرّیدُم تو ماشینِش. یَرِگه هَموجور بُردُم تا تَیِ وَکیلاباد، بعدَم کِلّه کِرد تو یَک جاده دِگه. بِزِش گفتُم کُجه مُبُریم؟ گفتِگ مِرِم پیستِ اسب سِواری که امروز مسابقاتِ اَسبدُوونی هَستِگ.

خُلِصه رَفتِم به یَکجایِ گُنده ایکه یَکعالَم آدِمایِ شیکّان پیکّان با ماشینایِ مَکُش مَرگِما لوکّه بودَنُ یَکعالَمَم اَسبایِ مَقبول با سِوارکاراشا اونجه تارتُ پارت بودَنُ یَکدِنه یَکدِنه مِرِفتن او وِسط از رو چوبا مِپِرّیدَنُ خِلایِقَم تشویقِشا مِکِردَن.

مو که حوصِلَم سَر رِفته بود وَرخاستُم رَفتُم چِفتِ یَک یَرِگه که لباسِ اَسب سِواری بَرِش بودُ اَزِش پرسیدُم بِرار! ای اَسبا نُووِش یَکی به چَنده؟ گفتِگ دِگه از بیست سی مِیلون دِره تا یَک دو مِیلارد. واچُرتیدُمُ گفتُم مَگِر اَسبا از طِلایَن که ایقذَر گیرونَن؟ گفتِگ تازَش فِقَط قیمتِ خِریدِش که نیستِگ، اَقَلَّکَندِش بُرجی یَک دو سه مِیلونَم هزینه غِذایُ نِگَرداریِ هرکودوم اَزی اَسبایِ.

حالا مو یِ مَش غضنفر موندُم چیجوریه که مِگَن آدم اَشرَف مَخلوقاته یُ از هَمّه موجودا بالاتَرُ بِیتَرِ، بعد اووَخت یَک اسبِ مَمولی هَم قیمتِ خِریدِش چَندبرابرِ نِرخِ پولِ خونُ دیه یِ مو یِ، هَمَم هزینه نِگَرداریش چندبرابرِ هزینه هایِ جاریُ ماهانه یِ مو یِ!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*