خانه / بورس و سهام / جنگل هم قانون دارد / حقوقی بزرگ نباید معامله روزانه بکند / به عشق وزیر نخرند و به دستورش بفروشند

جنگل هم قانون دارد / حقوقی بزرگ نباید معامله روزانه بکند / به عشق وزیر نخرند و به دستورش بفروشند

نهاد ناظر می تواند مثلا شرکت سرمایه گذاری یا صندوقی را که امروز سهم مپنا را حدود ٨١٠ تومن خریداری و ٨٣٠ تومن فروخته است و و ظبفه اش day trade نبوده است را مورد بازخواست قرار دهد تا این خرس بزرگ که از منابع دیگران چربی اندوخته است از شرایط قوای خود علیه طبیعت بزرگ استفاده ننماید.
سهامداران بورس تحلیل بورس بهترین سهام برنامه پیش بینی فوتبال اخبار بورس

بازار سرمایه طبیعتش به مثابه یک جنگل است که هر پرنده و درنده در آن دارای نقشی است مثلا شیر حیوانی است با قدرت ، روباه مکار و کفتار لاشه خور است ، کفتار و سگ وحشی گله ای حمله می کنند و بعضا می توانند سلطان جنگل را هم تسلیم نمایند.
تمامی این موارد طبیعت را به وجود می آورند نمی توانیم حضور آنها را نفی کنیم اما به شرط آنکه وظایف خود را انجام دهند ، حقوقی ها به چند دسته تقسیم می شوند:
١.صندوقهای بازنشستگی
٢.شرکتهای هلدینگ
٣.شرکتهای سرمایه گذاری
۴.صندوقهای موجود در بورس
۵.شرکتهایی که تولیدی هستند و به امر خرید و فروش بعضا فعالیت می نمایند.
۶.تامین سرمایه ها
سوال اصلی این است آیا واقعا این شرکتها وظایف واقعی خود را در بازار انجام می دهند و یا برنامه ریزی آنان با تغییر مدیریت کلان آنچنان تغییر می کند که وظایف خود را فراموش می کنند.
اما سوالهای مطروحه:
١. اشخاص حقوقی که دارای عضو هیات مدیره هستند و دارای سهام با اهمیت می باشند دارای دسترسی به اطلاعات نهانی بوده و لذا قبل از خرید و فروش باید اطلاع رسانی کنند .
مثلا آقای بیل گیتس زمانی که قسمتی از سهام مایکروسافت را میخواستند بفروشند ٢ هفته قبل از طریق اطلاع رسانی عمومی دلایل فروش و میزان آن را اعلام نمود، لیکن سهامدارن عمده ما در چند روز و ماه های گذشته این کار را انجام نداده اند و سازمان هم نسبت به آن سخت گیری نکرده است.
٢.معتقدم یک فعال بازار اعم از حقیقی و حقوقی به هر روشی که سهم را میخرد به همان روش باید بفروشد، مثلا اگر آستان قدس سهام بانکها را به صورت عمده خریده است به عنوان یک نهاد عمومی مورد وثوق بازار و خوشنام در عرضه بازار سرمایه نباید این سهام را به صورت خرد و روزانه در بازار عرضه نماید مگر آنکه صف طولانی خرید و متقاضیان زیادی برای سهم وجود داشته باشد.
٣.باید یک جمع بندی داشته باشیم که سازمان بورس ، نهاد ناظر است و شرکت بورس ، مدیریت معاملات در بستر مناسب برای حراج فراهم می نماید و به غیر از مقررات اطلاعات نهانی و افشای به موقع که جزو وظایف نهاد ناظر است به هیچ وجه در میزان عرضه و تقاضا و قیمت مچینگ نباید دخالت کند و به معنای دیگر مسئول پارک جنگل موصوف فوق الذکر نباید به یک طرف طبیعت تضعیف با تقویت نماید زیرا جنگل از طبیعتش خارج میشود.
یکی از دلایل اصلی این موضوع این است که نهاد ناظر باید در مورد حقوقیهایی که مشمول اطلاعات نهانی هستند چه سازمان خصوصی سازی و یا بخش عمومی و نهادهای عمومی و یا سایر اشخاص حقوقی در زمان خرید یا فروش اطلاع رسانی نمایند تا سهامداران خرد از نیت آنان مطلع باشند نه آنکه این نیت توسط بعضی از این کارگزاران که با این اشخاص حقوقی در ارتباط هستند به بازار دیکته شود .
ثانیا تمامی مدیران شرکتهای سرمایه گذاری توسط نهاد ناظر تایید صلاحیت می شوند و نهاد ناظر می تواند مثلا شرکت سرمایه گذاری یا صندوقی را که امروز سهم مپنا را حدود ٨١٠ تومن خریداری و ٨٣٠ تومن فروخته است و و ظبفه اش day trade نبوده است را مورد بازخواست قرار دهد تا این خرس بزرگ که از منابع دیگران چربی اندوخته است از شرایط قوای خود علیه طبیعت بزرگ استفاده ننماید.
در گذشته چه خبر بود ؟
تا سال ١٣٧٠ هیچ حقوقی نمی توانست بیش از ١٠ درصد سهام یک شرکت را داشته باشد و به معنای دیگر از نگاه بنگاه داری و بازار سرمایه دارای قدرت فعلی خود نبودند اما با برداشتن این محدودیت ، بدون تحمیل ضوابط مقررات اطلاعات نهانی ، حقوقی ها خصوصا وقتی سهام نقد و نسیه از خصوصی سازی می خریدند برای پرداخت اقساط خود هر ۶ ماه یک بار نقدینگی بالایی نیاز داشتند مضافا بر اینکه صندوقهای بازنشستگی که مشکل پرداختهای ماهیانه نیز بر دوش آنان بوده و هست فشار عدم وجود نقدینگی بیشتری را تحمل می کنند که موجب میشود مثلا دو صندوق بزرگ کشور بالغ بر ٢٠٠٠ میلیارد تومان فقط باید قسط بدهند.
حقوقی ها ۱۰ روز نقدینگی بازار را یکجا می بلعند 
 به معنی دیگر اگر متوسط معاملات روزانه را ٢٠٠ میلیارد تومان فرض کنیم یعنی ١٠ روز کاری کل نقدینگی باید تقدیم این صندوقها برای پرداخت بدهی خود به خصوصی سازی شود به معنی دیگر مدیریت این صندوقها اول منار را دزدیدند الان دنبال چالش می گردند به همین دلیل فشار زیادی را به بنگاه خود و بازار بورس وارد می کنند و در اینگونه موارد سهام با پی بر ای پایین و با ارزش خود را برای پرداخت اقساط می فروشند پس بیاییم فرصت را غنیمت بشماریم و سهام ارزان را بخریم.
مدیران شرکتهای سرمایه گذاری حق دارند ریسک بپذیرند می توانند از اهرم مالی استفاده نمایند و سهام نقد و نسیه بخرند اما در حدی که مدیران بعد از خود را اسیر و به گروگان نگیرند و به معنی دیگر حق دارند در چارچوب سرمایه و ورودیهای سالهای بعدی خود سرمایه گذاری نمایند اما باید قبول کرد بعضی از شرکتهای سرمایه گذاری خارج از اهداف و برنامه و بودجه خود وارد بازار اولیه و پروژه های دولتی کم بازده و یا مبادلات با سهامداران بالا دستی خود و یا معاملات چرخشی شده اند که هم سرمایه گذاران و بیمه شدگان تحت پوشش خود رابه خطر انداخته اند و نیز برای پرداخت اقساط خود بازار سرمایه را به گرفتازی انداخته اند .
بعضا فراموش کرده اند شرکتهای سرمایه گذاری و صندوقهای بازنشستگی باید دارایی نرخ بندی شده داشته باشند نه پروژه های دولتی کم بازده یا بی بازده، نباید در مدیریت دخالت کنند نه عاشق مدیریت شوند و نه فولاد یک میلیون تنی را به قیمت سه میلیون تومانی به عشق مدیریت بخرند و به دستور وزیر بفروشند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*