خانه / آخرین اخبار / «سانتافه» به جای «مهریه»

«سانتافه» به جای «مهریه»

سال‌ها بود یکدیگر را می‌شناختند و با هم رفت و آمد داشتند. دوستان خانوادگی بودند تا این‌که در همین رفت و آمد به یکدیگر علاقه‌مند شدند. بعد از مدتی فریبرز پیشنهاد ازدواج را مطرح کرد و جواب بله را از عروس خانم گرفت.

فریبرز همراه خانواده اش به خواستگاری سولماز رفت و چون خانواده ها راضی به این وصلت بودند مراسم عقد و عروسی خیلی زود صورت گرفت و آنها راهی خانه مشترک شدند. اوایل زندگی خوبی داشتند، اما کم کم مشکلات شروع شد تا جایی که بعد از پنج سال تصمیم به جدایی گرفتند.

سولماز وقتی در برابر رئیس شعبه ۲۶۸ دادگاه خانواده تهران قرار گرفت به قاضی عموزادی گفت: من و شوهرم در زندگی با هم تفاهم نداریم، برای همین بهتر است زندگی مان را از یکدیگر جدا کنیم و هرکدام راه خود را برویم.

زن جوان ادامه می دهد: چند سالی است مشکلاتمان شروع شده و مرتب با هم دعوا داریم. فریبرز مرد لجبازی است و اخلاق عجیبی دارد. باور کنید بعد از ازدواج تغییر کرد، فریبرزی که من از نوجوانی می شناختم این طور نبود. هرچه من می گویم برعکس آن را انجام می دهد تا مرا عصبی کند. ابتدا تصمیم گرفتم نسبت به رفتارهای او بی تفاوت باشم. وقتی دیدم فایده ای ندارد گفتم بهتر است راهمان را جدا کنیم. باور کنید خیلی تلاش کردم زندگی ام را بسازم، اما نشد حتی بارها دست به دامن خانواده ها شدم، اما فریبرز نصیحت آنها را هم جدی نمی گیرد تا این که چند وقت پیش تصمیم به جدایی گرفتیم.

حرف های زن جوان که تمام می شود، قاضی از فریبرز می پرسد: شما هم قصد جدایی دارید؟

فریبرز می گوید: همسرم زن زیاده خواهی است، این موضوع را من قبل از ازدواج متوجه شدم. روز خواستگاری مهریه اش را ۶۰۰ سکه تعیین کرد درحالی که همه مخالف بودند، حتی حاضر نشد نظرش را تغییر دهد. از همان ابتدای زندگی، بهترین ها را می خواست. من هم عصبی می شدم وقتی می دیدم که مرا درک نمی کند. گران ترین کلاس های ورزشی را می رفت و مرا مجبور می کرد تا همه هزینه آن را بپردازم. چند وقت پیش از من خواست یک پیانوی گرانقیمت برایش بخرم، اما من مخالفت کردم و سر این موضوع حسابی با هم درگیر شدیم اما با وساطت خانواده ها آشتی کردیم. ما نمی توانیم در کنار هم زندگی کنیم، دوستان خانوادگی خوبی بودیم، اما نمی توانیم زن و شوهر خوبی باشیم. برای همین قصد داریم توافقی از یکدیگر جدا شویم.

در ادامه جلسه قاضی عموزادی از زن جوان پرسید: مهریه ات را می بخشی؟

زن جوان بعد از این که کمی فکر کرد گفت: نه هرگز، اما به شوهرم تخفیف می دهم. به جای ۶۰۰ سکه یک سانتافه ۲۰۰ میلیونی می خواهم. اگر سوئیچ این خودرو را در اختیار من قرار دهد حرفی ندارم در غیراین صورت باید ۶۰۰ سکه را بپردازد.

مرد جوان با عصبانیت پیشنهاد همسرش را قبول کرد و قرار شد این خودرو را بخرد و در اختیار همسرش قرار دهد و بعد از آن توافقی از یکدیگر جدا شوند.

نگاه کارشناس

تفاوت ها را درک کنید

دکتر حسین ابراهیمی مقدم / روان شناس: هر انسانی دارای یک شخصیت و یک دیدگاه است.

وقتی یک زن و مرد با یکدیگر ازدواج می کنند و زندگی مشترکشان آغاز می شود، مسلم است به دلیل شخصیت متفاوتی که دارند دچار اختلاف سلیقه شوند. هیچ کس مثل دیگری نیست و زندگی با یک فرد متفاوت اختلافات زیادی را رقم خواهد زد. برای همین هم زن و هم مرد باید به این درک برسند که طرف مقابلشان با خودشان متفاوت است و این تفاوت ها نباید در زندگی مشترک تاثیر زیادی بگذارد.

بخصوص در سال های اولیه زندگی زن و مرد دچار اختلافات زیادی خواهند شد. زوج هایی که کارشان به جدایی می کشد و بعد از مدتی زندگی مشترک نمی توانند همدیگر را تحمل کنند هنوز نتوانسته اند تفاوت های طرف مقابلشان را درک کنند و تصور می کنند همسرشان باید همان گونه که خودشان فکر و رفتار می کنند، عمل کنند و همین باعث بروز اختلافات شدید و در نهایت جدایی می شود.

آنها نتوانسته اند اختلافات هم را تحمل کنند و شرایط را درک کنند. در صورتی که اگر زن و مرد پیش از ازدواج سعی کنند با این دید جلو بروند که یک فرد متفاوت وارد زندگیشان خواهد شد و اختلاف سلیقه های زیادی با هم دارند، هیچگاه یک زندگی مشترک از هم نمی پاشد و زن و مرد می توانند با وجود بروز اختلافات کوچک در کنار هم زندگی کنند. بنابراین باید ابتدا و پیش از هرگونه اقدامی زن و مرد به درک کامل برسند و بعد ازدواج کنند.

در ابتدای زندگی برخی زوج ها به اختلاف های عقیده ای توجه نمی کنند و وقتی زیر یک سقف می روند تازه متوجه این اختلاف ها شده و به جای حل مشکل ، به جنگ با یکدیگر می پردازند.

سیما فراهانی

۱ دیدگاه

  1. زنه یه احمق مجسم بود!!امروزه پر از زنها عقده ای و راحت طلبه که مفت میخوان همه چیزو بدست بیارن

    (0)(0)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*