خانه / آخرین اخبار / پژمان دشتی نژاد ، جوان موفق ایرانی در گوگل و اریکسون

پژمان دشتی نژاد ، جوان موفق ایرانی در گوگل و اریکسون

پژمان دشتی نژاد Pejman Dashtinejad متولد ۱۳۵۸ در آبادان

در سالهای اخیر، کسب و کارهای اینترنتی در کشورما رشد خیره کننده ای داشته و فروشگاه های اینترنتی روز به روز سهم بیشتری از بازار کالاهای مختلف رو به خودشون اختصاص داده اند. خوبی کسب و کارهای اینترنتی اینه که با سرمایه خیلی کم هم میشه شروعشون کرد و برخلاف بسیاری دیگه از کسب و کارها که داشتن سرمایه زیاد برای موفقیت ضروریه، در دنیای وب، سرمایه نقش چندانی نداره و با داشتن سه عامل دانش، پشتکار و خلاقیت، میشه یک کسب وکار اینترنتی موفق راه انداخت و ثروت زیادی خلق کرد.

کارآفرین برنامه پایش بیوگرافی پژمان دشتی نژاد برنامه پایش استارت آپ چیست Pejman Dashtinejad

درود بر هموطنان خوبم.  نام من پژمان است. از نخستین وبلاگ نویس های زبان فارسی. همان زمانی که تعداد وبلاگهای فارسی به تعداد انگشتهای دو دست و پا می رسید!

آن روزگار وقایع شگفت انگیزی در وبلاگستان نوپای فارسی اتفاق افتاد که هرگز دیگر تکرار نخواهد شد. یک تجربه ناب که خیلی شانسی و اتفاقی من هم جزیی از آن شدم. سالهای نخستین وبلاگ نویسی یک نمونه کوچک از فضای جامعه ما بود و من از نزدیک تهدیدها، موفقیت ها و فضای متفاوت آن را دیم و تجربه کردم.

در آن سالها وقایع وبلاگهای فارسی در شناختن جامعه ایرانی به صورت فشرده و عملی کمک فراوانی به رشد شخصیتی من کرد. این وبلاگ همیشه تحت عنوان یه وجب خاک اینترنت نوشته شده است. شوربختانه قسمت بسیار زیادی از این نوشته ها بر روی اینترنت وجود ندارند و دلیل آن هم جابه جایی سرویس دهنده و نام دومین بوده است.

علی رغم قبولی در دانشگاه ترجیح دادم که به سربازی بروم چرا که رشته دانشگاهیم را دوست نداشتم و دوران خدمت رو در یکی از سخت ترین پادگان های ایران به اتمام رسانده ام. دوران خدمت به من لایه های مختلف اجتماعی ایران و سیستم پوسیده کشورم رو نشون داد. در یک غروب جانکاه و غم آلود  بود که به هم خدمتیم قول دادم روزی از این دیار بروم و چندی نگذشت که پس از اتمام خدمت سربازی، با یک چمدان نیمه خالی و در تنهایی مطلق کشورم را ترک کردم. هیچ گاه لحظه خداحافظی از مادرم در فرودگاه را از یاد نمی برم. از سویی شوق و فریاد برای رسیدن به آرزوهایم و از سویی گریه های دلتنگی مادر احساس دوگانه ی خفه آوری برایم ایجاد کرده بود. هنوز هم بعد از سالهای طولانی مهاجرت، یادآوری آن لحظات، اشک در چشمانم می آورد.

کارآفرین برنامه پایش بیوگرافی پژمان دشتی نژاد برنامه پایش استارت آپ چیست Pejman Dashtinejad

سه سال و نیم در کشور امارات زندگی کرده ام و مدرک کارشناسی فن آوری اطلاعات را با درجه بسیار ممتاز دریافت کرده ام.  قبل از اتمام تحصیلات لیسانس در دوره کارشناسی ارشد دانشگاه سلطنتی استکهلم قبول شدم و چندی نگذشت که  راهی اروپا شدم. استکهلم را بسیار دوست دارم و احترام بسیار زیادی برای سوئدی ها قائل هستم. رشته فوق لیسانس من شبکه های کامپیوتری با گرایش امنیت شبکه  است.

اجازه بدهید که یک نکته بسیار مهم را برای بسیاری از خوانندگان و یا کسانی که در ملاقاتهای کاری با من آشنا می شوند ذکر کنم. من همواره علاقه بسیار زیادی به کارآفرینی و ارزش آفرینی داشته ام و در واقع بیش از آنکه به مهندسی علاقه مند باشم به دنیای بازرگانی و کارآفرینی علاقه مندم. حتما تعجب کرده اید که چرا من که به دلیل عدم علاقه به رشته دانشگاهیم در ایران، کابوس سربازی را به جان خریدم، رشته مهندسی را انتخاب کرده ام حال آنکه به کارآفرینی و تجارت علاقه دارم! پاسخش این است که من در جوانیم عاشق رشته شبکه های کامپیوتری بوده ام اما از آنجا که علاقه وافری هم به کارآفرینی داشته ام، کوشش کرده ام که رشته ای انتخاب کنم که هر دو مبحث را بگنجاند از همین روی است که اگر کارنامه هر دو برهه زمانی لیسانس و فوق لیسانس مرا نگاه کنید، تقریبا نصف واحدهایی که پاس کرده ام، بازرگانی و یا در زمینه کارآفرینی بوده است. به قولی من هم خر را خواستم و هم خرما و خوش شانس هم بودم که شد!

از تاریخ ماه مه ۲۰۰۷ در شرکت آرزوهای آن زمانم یعنی گوگل مشغول به کار شدم و به مدت یکسال مهمان مردم دوبلین در ایرلند بودم. شغل من در گوگل نگاهداری و مراقبت از سیستم های کنفرانس از راه دور بوده است. در گوگل بسیار دیدم و یاد گرفتم و ملاقات با آدمهای بزرگ به من شجاعت بسیار بیشتری در راه رسیدن به اهدافم داد. پس از حدود یک سال کار در گوگل و تاثیر آن بر بینش کاری من، به دلایل بسیار به استکهلم بازگشتم. از جمله اصلی ترین این دلیل ها، رغبت بسیار زیاد من برای تاسیس شرکت و استارتاپ خودم بوده است. من همچنین سابقه  پژوهش در شرکت اریکسون را هم دارم که در زمینه موبایلهای هوشمند تحقیقاتی انجام دادم.

پس از بازگشت به استکهلم، مانند هر مهاجر دیگری می بایست شروع به ساختن شبکه اجتماعی دوستانی می کردم که در حیطه کارآفرینی می توانستند به من یاری کنند و برای همین در یک بازه چند ساله سعی کردم تا آنجا که می توانم با اکوسیستمهای مختلف کارآفرینی آشنا بشوم، با آنها از نزدیک کار کنم و مشکلات و نقاط قوت و ضعفشان را یاد بگیرم و نهایتا شرکت خودم را تاسیس کنم. از جمله خلاصه این فعالیتها می توان به سمت  مدیر کل بخش خاورمیانه و شمال آفریقا  بنیاد جی بی ال اشاره  که با همکاری انکوباتور (مرکز رشد) دانشگاه اقتصاد استکهلم – از دانشگاه های بسیار مطرح بیزنس دنیا – اشاره کرد که  هدفمان فرهنگ سازی و گسترش مراکز رشد موفق در کشورهای رو به توسعه بود.  از جمله دیگر فعالیت های من همکاری با بهترین مجموعه های کارآفرینی دنیا است که از آن جمله می توان به “موسسه بنیانگزار” اشاره کرد . چنانچه می خواهید راجع به این انیستیتوی قدرتمند که مرکزیتش در دره سیلیکون (مهد کارآفرینی دنیا) آشنا شوید لطفا به این پست وبلاگ مراجعه بفرمایید.

من همچنین بنیانگزار خانه کارآفرینی فانتازیو در ایران هستم که اولین مفهوم  شتاب دهنده کارآفرینی به معنای واقعی در ایران بوده است. فاز آزمایشی این خانه کارآفرینی در سال ۸۷ راه اندازی شد و خیلی هم خوب پیش رفت اما به دلیل این که من به طور دایمی در ایران اقامت نداشتم و علی رغم تلاش بسیار، نتوانستم در آن بازه زمانی خاص به ایران بازگردم فعالیتهای این خانه کارآفرینی متوقف شد. خانه کارآفرینی  فانتازیو شانس و موقعیت بسیار خوبی بود که من با فضای نابالغ اما بسیار پویا و پر انرژی کارآفرینی ایران آشنا بشوم و از سویی بتوانم شروع به ایجاد پلی بین سوئد و ایران بکنم. در تمامی چند سال گذشته این قضیه یکی از دغدغه های من بوده است. در همین راستا، توانستم با همکاری صمیمانه و خوشفکری خوانندگان همین وبلاگ،  چندین کنفرانس و همایش کارآفرینی با موضوعات مختلف در ایران برگزار کنم که نتایجش عالی بود و تحقیقات پیرامونی من در زمینه اکوسیستم کارآفرینی در ایران را تکمیل کرد. من وقت زیادی را در اوقات فراغتم برای پایش فضای کارآفرینی ایران و سوئد اختصاص داده ام و دلیل عمده اش این است که ما در زمینه فضای کارآفرینی استارتپها و بوم سازگان (اکوسیستم) آن از دنیا نیازمند بازسازی جدی هستیم .چنانچه می خواهید نظر من را راجع به این بوم سازگان بخوانید لطفا به پست فضای بکر استارتاپی ایران مراجعه کنید.

در چند سال گذشته در استکهلم تلاش کرده ام تمام فعالیتهایم را معطوف کارآفرینی کنم. فعالیتهایی از قبیل آشنا شدن با سرمایه گزاران خارجی، تاسیس شرکت خودم در یک مقیاس اروپایی  که در حال حاضر چهار سال از تاسیس آن می گذرد و درک مشکلات کار از نزدیک( چرا که اعتقاد ۱۰۰ در صد دارم که کارآفرینی با خواندن و تدریس سودی ندارد و می بایست وارد گود شوید تا مشکلات بسیار سخت یک کارآفرین را با پوست و گوشت خود لمس کنید). از سویی به واسطه کنفرانسهای بسیار زیادی که در سطح اروپا شرکت کرده ام و همچنین گسترش دامنه همکاری با مجموعه های مختلف کارآفرینی همگی دست به دست هم داده اند که این بار وقتی به ایران باز می گردم، بتوانم تجربیات و دانشم را در حیطه کارآفرینی و اکوسیستم کارآفرینی در اختیار هموطنان عزیزم قرار بدم. انشالله.

آینده ام را نمی دانم اما قلب و ذهن من سرشار از آرزوها و کارهای بزرگ است. امیدوارم که خداوند این توفیق را به من بدهد که بتوانم از تجربیاتم و دانشم به بهترین نحو استفاده کنم و در هنگام مرگ خدایم و حجت او بر روی زمین از من راضی باشند. بنده احترام بسیار بالایی برای شهدا و جانبازان و آزادگان قائل هستم. این عارفان سنگرنشین کسانی بودند که ره صدساله را یک شبه رفتند و من حقیر احساس کوچکی در مقابلشان می کنم.  در همین راستا فرازی کوتاه از وصیت نامه شهید همت را می آورم. امید آنکه پیرو راه این مردان آسمانی باشیم:

خودتان می دانید که من چقدر به شهیدان عشق می ورزیدم غنچه هایی که (کبوترانی که) همیشه در حال پرواز به سوی ملکوت اعلایند.الگو و اسوه هایی که معتقد به دادن جان برای گرفتن بقا (بقا و حیات ابدی) و نزدیکی با خدای چرا که «ان الله اشتری من المومنین».
من نیز در پوست خود نمی گنجم.گمشده ای دارم و خویشتن را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیمهای خاردار مانعند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه که از خدا بازم می دارد متنفرم(هوای نفس شیطان درون و خالص نشدن

خطاب به خوانندگان گرامی:

نکته اول: شوربختانه کسانی که در همایش های من نکته برداری می کنند ممکن است کاملا اشتباه برداشت کنند و یا خبرنگارانی که با من مصاحبه می کنند، ممکن است در متن خبریشان، اطلاعاتی را درج کنند که گاهی ۱۸۰ درجه با آنچه گفته ام تفاوت دارد. من نیز مانند شما دارای کمبود وقت هستم و نمی توانم به طور صد در صد این اخبار را رصد و درخواست ویرایش کنم از این رو تنها منبع موثق حرفهای من همین وبلاگ است و لاغیر.

نکته دوم : علی رغم درخواست خوانندگان این وبلاگ مبنی بر ارایه فایلهای صوتی و یا تصویری همایشهایی که برگزار کرده ام، متاسفانه به دلیل ذیق وقت و همچنین عدم آشنایی با تدوین، این فیلمها در معرض همگان نیستند دلیلش هم این است که باید این فیلمها ویرایش شوند و همچنین با کیفیتهای مناسب در اختیار همطونان قرار بگیرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*