خانه / حوادث / قتل مادربزرگ ثروتمند هنگام خواندن نماز

قتل مادربزرگ ثروتمند هنگام خواندن نماز

پسر ۲۰ ساله پس از آنکه مادربزرگ پولدارش را در حین نماز خواندن به قتل رساند و طلاهای دست او را به سرقت برد دستگیر شد.

مهدی در حالی به قتل مادربزرگش اعتراف کرده که مدعی شده با همدستی زن مورد علاقه اش این کار را کرده است با این حال این زن ۲۶ ساله صبح امروز در حضور قاضی ایلخانی بازپرس شعبه هشتم دادسرای ویژه امور جنایی تهران منکر اتهامات خود شد.

معمای این پرونده از آنجا پیچیده تر شده که به جز مهدی ،دو نوه دیگر این پیرزن نیز متهم اند که در این جنایت دست داشته اند.

ساعت ۴ بعد از ظهر پنج شنبه گذشته ، از طریق مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ یک فقره کشف جسد متعلق به پیرزنی ۷۰ ساله به نام زرین تاج در محل سکونتش واقع در خیابان امام رضا به کلانتری ۱۵۸ کیانشهر اعلام شد.

با حضور مأموران کلانتری در محل و تأیید خبر کشف جسد که به علت اصابت ضربات جسم تیز به ناحیه سر و قسمت چپ سینه به قتل رسیده بود ، بلافاصله موضوع به قاضی ایلخانی ،بازپرس ویژه قتل و اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ اعلام شد .

با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع “قتل عمـد” و به دستور شعبه هشتم بازپرسی دادسرای ناحیه ۲۷ تهران ، پرونده جهت رسیدگی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت .

همسر زرین تاج پس از حضور در اداره دهم، در اظهاراتش به کارآگاهان گفت: “ساعت ۱۲:۳۰ درحالیکه همسرم در خانه حضور داشت و آماده خواندن نماز می شد، برای خواندن نماز جماعت در مسجد محل از خانه خارج شدم؛ حدودا ساعت ۱۴:۰۰ بود که به خانه بازگشتم اما بر خلاف همیشه در آپارتمان قفل شده بود و همسرم نیز پاسخگوی تماس های تلفنی نبود؛ این در حالی بود که همسرم درباره خروج خود از خانه چیزی عنوان نکرده بود. بلافاصله با فرزندان خود تماس گرفته و آنها نیز پس از دقایقی به محل آمدند اما آنها نیز موفق به باز کردن در آپارتمان نشدند ؛ حتی کلیدساز هم موفق نشد تا در آپارتمان را باز کند. نهایتا تصمیم گرفتیم تا در ورودی آپارتمان را تخریب و وارد خانه شویم که پس از ورود ، با پیکر خون آلود همسرم روی زمین روبرو شدیم.”

با بررسی دقیق آثار بدست آمده از صحنه ارتکاب جنایت از قبیل ” اصابت ضربات جسم تیز به قسمت های پشت سر و کتف سمت چپ”، “آثار پارگی ناشی از اصابت جسم تیز بر روی چادر نماز مقتول که نشان از وقوع جنایت در زمان خواندن نماز توسط مقتول داشت” ، “عدم وجوع هرگونه آثار تخریب تا قبل از ورود همسر مقتول و فرزندانش به محل جنایت” ، “سرقت تمامی طلا و جواهرات مقتوله از محل نگهداری آنها ” و دیگر شواهد و دلایل بدست آمده از محل بررسی صحنه جنایت ، کارآگاهان اطمینان پیدا کردند که جنایت با انگیزه سرقت طلاجات و توسط فرد یا افرادی صورت گرفته است که بدون هرگونه درگیری و یا اجبار وارد خانه شده و مقتول را در حالیکه خواندن نماز بوده از پشت سر مورد حمله و اصابت ضربات جسم تیز (چاقو) قرار داده و پس از سرقت طلا و جواهرات نیز از محل متواری شدند .

دیروز یکی از طلافروشان منطقه کیانشهر با مرکز فوریت های پلیسی ۱۱۰ تماس گرفت و گفت که مرد جوانی قصد فروش مقدار قابل طلا و جواهرات (نزدیک به ۲۰۰ گرم طلا و جواهرات) به وی را دارد و احتمال می دهد که این طلا و جواهرات مسروقه هستند؛ بلافاصله با اعلام خبر به کلانتری ۱۵۸ کیانشهر، مأمورین کلانتری در محل طلافروشی حاضر و نسبت به دستگیری این جوان ۲۰ ساله به نام امید اقدام کردند.

با شناسایی طلا و جواهرات بدست آمده توسط اعضای خانواده مقتول، امید جهت انجام تحقیقات به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد که بلافاصله در همان مراحل اولیه تحقیقات مشخص شد او یکی از نوه های پیرزن پولدار است .

امید در اظهاراتش منکر هرگونه ارتکاب جنایت شد و در خصوص طلا و جواهرات مادربزرگش نیز به کارآگاهان گفت: “روز جنایت وارد خانه مادربزرگم شدم که متوجه شدم یکی از پسر عمه ام مهدی ،مادربزرگم را با چاقو زده و قصد سرقت طلا و جواهرات وی را دارد بعد از آنکه مهدی را تعقیب کردم و او کیسه حاوی طلاهای مادربزرگ را به کناری انداخت و خودش فرار کرد. من هم آن را برداشتم که بفروشم اما دستگیر شدم .

با توجه به اظهارات امید ، بلافاصله مهدی نیز دستگیر و به اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ منتقل شد .

مهدی پس از دستگیری در اظهارات متناقضی ،یکبار مدعی شد که این جنایت را به همراه دو پسر دایی اش مرتکب شده و بار دیگر نیز ادعا کرده که زن ۲۶ ساله ای به نام لیلا که قرار بود با هم ازدواج کنند او را در این جنایت همراهی کرده است .

بااین حال صبح امروز ، لیلا ، به دستور قاضی جمشید ایلخانی به دادسرا آمد و در خصوص اتهاماتش توضیحاتی ارائه کرد.

لیلا خطاب به بازپرس پرونده گفت:۲۶ سالم است. شغلم خیاطی است. یکبار ازدواج کردم و ۴ سال پیش طلاق گرفتم و دو بچه ۱۰ ساله و ۷ ساله دارم. ۱۰ ماه پیش با مهدی دربی تاک آشنا شدم. او به من گفت که در پاساژ علاالدین کار می کند و پس از مدتی او به من ابراز علاقه کرد و از من خواست با هم ازدواج کنیم . خانواده ام خیلی موافق نبودند و خودم هم چندان رغبتی به این موضوع نداشتم .این زن ادامه داد: چهارشنبه شب در خانه بودم . وقتی برای کاری به حیاط رفتم پایم لیز خورد و چانه ام زخم شد و مرا به بیمارستان بهار لو بردند .به همین خاطر در تمام طول ۵ شنبه و جمعه درخانه بودم و اینکه مهدی گفته که من همراه او بودم دروغ محض است و نمی دانم چرا چنین دروغی گفته است.از چهار شنبه شب تا بعد از ظهر ۵ شنبه که مهدی دستگیر شد چندین بار با من تماس گرفت و بهمن پیامک داد تا با او بیرون بروم اما من قبول نکردم. او مدام پیام می داد که می خواهد بامن ازدواج کند و می گفت این آخرین فرصت مان است .حتی به پدرم گفته بود که می خواهم لیلا را به مشهد ببرم و او را عقد کنم اما بعد از این مپکه دید من جواب او را نمی دهم شروع به فحاشی کرد. من حتی در گوشی او نام دو دختر به اسم ستایش و فاطما گل هم دیدم و به او گفتم که اینها که هستند و او گفت اگر می خواهی بدانی فاطما گل کیست بیا هم را ببینیم تا به تو بگویم.من همقبول نکردم. بعد از ظهر ۵ شنبه مهدی به من زنگ زد و گفت که مادربزرگش مرده و می خواهد مرا برای بار آخر ببیند من هم فکر کردم طبق معمول نقشه ای دارد و به همین خاطر با او نرفتم.تا اینکه متوجه شدم مهدی مادربزرگش را کشته است . من اصلا باورم نمی شود که او این کار را کرده است چون او خیلی پسر خوبی است.

لیلا در پاسخ به این سوال قاضی که چرا مهدی نام تو را به عنوان همدست خود آورده گفت:نمی دانم چرا مهدی این کار را کرده است. ولی اگرآدم کسی را دوست داشته باشد هیچ وقت چنین اتهامی به او نمی زند . من در تمام طول آخر هفته درخانه بودم و بیرون نرفتم و حتی شاهد هم دارم .

پس از ثبت اظهارات این زن ،پرونده به دستور قاضی ایلخانی برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارآگاهان قرار گرفت.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*