خانه / آخرین اخبار / بیوگرافی حمیدرضا عطایی ، عباس خوان سریال «یلدا» + مصاحبه

بیوگرافی حمیدرضا عطایی ، عباس خوان سریال «یلدا» + مصاحبه

 رسائب بن مالک جوانی رشید ، غیور و جنگجو است ، وی هم چنان وفادار به مختار تا آخرین لحظات با او می ماند و به او یاری می رساند ، نقش او را حمید رضا عطاییعظیمی به زیبایی ایفا کرده است . وی نوه حاج ابراهیم عطایی عظیمی است که اصالتاْ رویینی می باشد.آنچه در ذیل می آید از سایت رسمی سریال مختارنامه نقل شده است.
بیوگرافی حمیدرضا عطایی بازیگران سریال مختارنامه
حمیدرضا عطایی ، عضو رسمی فدراسیون نجات غریق 
 
ورود به مختارنامه 
باور قلبی من این است که در زندگی هیچ اتفاقی ، اتفاقی نیست و عالم دائما ما را با خودمان رو به رو می کند .
 
شروع فعالیت هنری 
نیمه دوم سال ۱۳۸۲  جهت تمرینات سوارکاری و شمشیر زنی عربی معرفی‌ شدم 
ودر فروردین سال ۱۳۸۳ فیلمبرداری کلید خورد و من در تیر ماه همان سال  مقابل دوربین عظیم جوانروح قرار گرفتم و اینطوری وارد جریان کار شدم .
شخصیت سائب بن مالک 
اولین کاری که کردم رجوع به کتابهای تاریخ بود  وبه دنبال شخصیت سائب بن مالک می‌گشتم جوانی حدود ۳۵ سال ،متحول ، دلاور .
شوق و ذوقی از این بابت که چنین شخصیتی در تاریخ وجود داشته پیدا کردم،چون در مختارنامه شخصیتهای بزرگی داریم که به آنها در تاریخ زیاد پرداخت شده است حالا من باید کاری می کردم نقشی که به من واگذار شده را  باور پذیر در بیاورم ، پس می رسیدم به جزئیات سائب که به دو بخش تقسیم می شد یکی ظرافتهای دراماتیک و دیگری ظرفیت های فیزیکی،‌ برای بخش فیزیکی سابقه نزدیک به ۲۵ سال ورزشهای مختلف داشتم ،اما سوار کاری ، شمشیرزنی بلد نبودم برای‌ همین روزی دوبار تمرین می کردم (صبح وعصر) وهمچنین چون شمشیرزنی در صحنه ها زیاد داشتم ، یکی از شمشیرها را به من داده بودند تا درمنزل تمرین کنم .
من در تمام اکشن کاریها از بدلکار استفاده نمی‌کردم چون رفلکس بدن من اجازه می داد،در کنار شنا ورزش بوکس را هم داشتم این ورزشها در یک جای اساسی به دردم خورد ، به لطف خدا و همه عوامل اعتماد تهیه کننده محترم و لطف میرباقری توانستم از عهده همه سکانس ها بر آیم .  
 
بیوگرافی حمیدرضا عطایی بازیگران سریال مختارنامه
اولین بازی 
من این مسئولیت را از دوش خودم برداشتم و گذاشتم روی دوش خداوند و باید خودم را متعهد نشان دهم که من این توانایی را دارم که از من بازی بگیرند بدون هیچ ادعا و اندیشه ای باید خود را مستعد بازی نشان می دادم . خاطرم هست در صحنه هایی که ان روز گرفته می شد تمام بچه ها و عوامل به من انر‍‍ژی می دادند و خدا را شکر که آن سکانس گرفته شد و آقای میرباقری یک اعتماد به من کرد و این اعتمادها تا جایی پیش رفت تا یک روز برنامه ریز محترم تشخیص دادند که قسمتهایی را به نقش من  اضافه کنند .
دلیل این اعتماد 
این همان کثرت در وحدت ، همان چیزی که من همیشه به آن اعتقاد دارم من در واقع اعتماد دارم که اینها همه برگزیدگان خداوند بودند که در مسیر راه من قرار گرفتند 
من خیلی آگاهانه و بی تعصب دریچه های ذهنم را باز گذاشتم و ذهنیتم این بود که همه نظریه هایشان  را بدهند و در نهایت من عمل کنم ، کاملا رها در مختارنامه و با انرژی مثبت ، این باعث شد که در واقع این اعتماد نسبت به من شکل بگیرد .
 
جزو خاطرات شیرین ومثبت زندگی من در همین رابطه 
در جایی دستی روی شانه من خورد و دیدم استاد عبدالله اسکندری هستند و گفتند می خوام اولین نفری‌ باشم که به تو تیریک می گم چون ایشان رایش ها را دیده بوده و من اینجا از ایشان قدردانی می کنم به خاطر تاثیر مثبت عمیقی که روی من گذاشتند و من در اجرای نقشم مصمم تر شدم .
من وارد تیمی شده بودم همه کار کشته ، همه کاربلد این باعث یک شوقی در من شده بود بعد یواش یواش می رفتم جلو ،‌مسئولیت جای شوق و ذوق را گرفت
 
خاطرات یا اتفاقات 
یک بار پایم در رکاب اسب گیر کرد و چند متر منو کشید در حال کشیده شدن بر روی ‌زمین  تو  کمرمن سنگی خورد که ۱۵روز خانه نشین شدم و جایی بیان نکردم ، چون اگر به گوش میرباقری می رسید ممکن بود نارحت شود که چرا مواظب خودت نبودی یا مکثی در پروژه ایجاد شود به هر حال بعد از چندین بار زمین خوردن با آن اسب عیاق شدم واز آن بعد این اسب مختص بازیهای من شد.
در یک صحنه دیگربدلکاری ۱۰۰ کیلویی روی پایم افتاد که بعد از آن من با مالک اشتر سکانسی داشتیم که می بایست می دویدیم و چون به کسی نگفته بودم که پام پیچ خورده اجباراَ به مسئول اکسسوار لباس گفتم که برایم دو سایز بزرگتر کفش بیاورد تا پای باند پیچی شده ام  در آن جا  شود ،ولی آقای میرباقری وقتی فیلم پشت صحنه را دیدند متوجه این قضیه شدند  یا صحنه ای در شاهرود از نبرد گرفته می شد که چون خیلی شلوغ بود شمشیر بقل دستی من در دهنه اسب رفت و اسب به پهلو بلند شد و روی من افتاد ، این معجزه بود در این صحنه ها اتفاقات بسیاری افتاد که به همین علت  تهیه کننده محترم برای سلامتی  افراد قربانی کردند. 
 
میر باقری کارگردان 
ما به میر باقری افتخار می کنیم و دوستش داریم ، او فوق العاده آدم با احساسی است که افکارش ، اندیشه هایش در احساسش دخیل می شود و نتیجه آن می شود مختارنامه 
 
تهیه کننده فرهنگی 
آقای مهندس فلاّح بدون شک  پشتوانه بسیار مطمئنی‌  برای ما در این اثربود ، ایشان تا اوج کار به درست ترین شکل ممکن در قالب هنراز ما پشتیبانی کردند.
 
عرصه هنر تا کجا ، پیشرفت یا به بالا رسیدن
در عرصه هنر شما باید ببنید کجا زندگی می کنید اینجا کشوری است به نام ایران ، این ذات ما ایرانیان است ، پشت هر ایرانی قدمتی ۷۰۰۰ ساله وجود دارد و در ذات هر ایرانی هنری نهفته است پس جلوی این مردم نمی توان ادعایی از هنر کرد .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*