خانه / آرشیو برچسب: داستان تلخ زندگی

آرشیو برچسب: داستان تلخ زندگی

ازدواج زن جوان ۲۶ ساله با ۲ برادر!

زندگی مروارید قربانی تصمیمات اشتباه پدر و پدر شوهرش شد. مروارید، ۲۶ ساله در مقابل قاضی دادگاه خانواده گفت: ۱۷ سالم بود که پدرم، مردی را برای همسری من برگزید. من هیچ شناختی از آن مرد که داریوش نام داشت ...

ادامه مطلب »

دختر جوان: برای انتقام با رئیس شرکت ازدواج کردم

ترلان هنوز ۲۵ سالش نشده بود اما چهره و رفتارش به زنی میانسال و باتجربه می‌آمد. مرور خاطرات گذشته بی‌اختیار اشک را از چشمانش جاری می‌کرد و آه می‌کشید او گفت: «من در خانواده‌ای سنتی بزرگ شده بودم که روابط ...

ادامه مطلب »

مدیر کارخانه گفت عاشقم شده و مرا صیغه کرد / خشکم زد وقتی گفت صیغه ات تمام شد برو!

لاله زندگی پیچیده ای داشت و به همین خاطر در سن پایین بسیار باتجربه شده بود. او داستان زندگی اش را از ماجرای عاشقی اش در دانشگاه شروع کرد و گفت: «من در خانواده ای در سطح مالی متوسط رو ...

ادامه مطلب »

الهه مطلقه بود و میثم او را به دوستانش فروخت! / زن ۱۸ ساله سرنوشت تلخی دارد!

الهه با وجود ۱۸ ساله بودن مطلقه بود و میثم وقتی در فضای مجازی با او دوست شد نقشه کثیفی داشت. البته می‌خواستم از روز اول حقیقت را بداند و با چشم باز در مورد آینده تصمیم بگیرد. اما نمی‌دانستم ...

ادامه مطلب »

مادرم صیغه جوان ۲۰ ساله شد /غلام گوشه چشم ناپاکی هم به من دارد

دختر ۱۹ ساله که چادر خاک آلودش را تکان می داد، به همراه مادر و جوانی ۲۰ ساله از خودروی گشت انتظامی پیاده شد و مقابل مددکار اجتماعی کلانتری سپاد مشهد قرار گرفت. این دختر با چشمانی اشکبار درحالی که ...

ادامه مطلب »

زندگی شوم ۳ زن / مهناز، سحر و سمیرا تا آخر خط رفته اند

این گزارش روایتی‌ست از ۳ زن! روایتی از زندگی شوم و تلخِ زنانی که سال‌ها مصرف‌کننده بودند و حالا پاکِ پاکند، از طرفی دیگر صاحب فرزند هستند از رابطه‌های مشروع و نامشروع و به نوعی سرپرست خانوار به حساب می‌آیند؛ ...

ادامه مطلب »

از خانه پدرم فرار کردم و صیغه عباس شدم / او وقتی فهمید باردار شدم ناپدید شد!

از روزی که فرزندم را سقط کردم دچار عذاب وجدان شده ام. عذاب سختی که رهایم نمی کند اما آن زمان از آبروریزی می ترسیدم و می دانستم خانواده ام ماجرای گم شدن مرا به پلیس اطلاع داده اند و ...

ادامه مطلب »

پسر جوان شوهرم از من درخواست شرم آور کرد و من تسلیم سرنوشت تلخ خودم شدم و ..!

زن ۳۳ ساله ای که به قصد شکایت از پدر، برادر و همسرش وارد کلانتری شده بود با بیان این که سومین ازدواجم به دلیل دخالت های خانواده ام به آبروریزی کشید و همسرم مرا رها کرد، درباره سرگذشت خود ...

ادامه مطلب »