خانه / آرشیو برچسب: داستان خیانت دوست

آرشیو برچسب: داستان خیانت دوست

زن جوان: دیدم دوستم دارد با همسرم می‌رقصد!

زن ۲۷ ساله درحالی که گواهی پزشکی قانونی برای اثبات شکستگی دستش را به همراه داشت درباره چگونگی وقوع درگیری به کارشناس اجتماعی کلانتری توضیح داد. وی گفت: ۲۲ ساله بودم که به عقد نصرت درآمدم. او کارمند یکی از ...

ادامه مطلب »

نوشین دوست مطلقه من بود و در خانه ام با شوهرم خلوت می کرد

مردی وقتی دلباخته دوست مطلقه زنش شد دست به دسیسه چینی زد. اگر چه با هوشیاری مأموران پلیس فتا، پشت پرده «پیامک های زشت» افشا و با اثبات بی گناهی من، مشخص شد که همسرم برای تحت فشار قرار دادن ...

ادامه مطلب »

بعد از ازدواج هم افسارم دست دختر همسایه بود تا اینکه..!

پدرم سرگرم کارهای خودش بود و مادرم درگیر کارهای دو خواهر بزرگم. من که دختر ته‌‌تغاری خانو‌اده بودم، در حالی بزرگ شدم که هیچ‌کس کاری به کارم نداشت. هرچه هم می‌خواستم خانواده‌ام مهیا می‌کردند. با این که هیچ کم و ...

ادامه مطلب »

پیام های عاشقانه زنم به مرد غریبه آتشم زد و ..!

من زندگی‌، آبرو و تمام دار و ندارم را باختم. نه اینکه فکر کنید وضع مالی‌ام خراب است. همه‌چیز دارم‌ اما حالا می‌فهمم این‌ها بی‌ارزش‌ترین دارایی‌های دنیا هستند. ۲۰ سال قبل ازدواج کردم و جوانی یک‌لاقبا بودم. همسرم زنی خوب، ...

ادامه مطلب »

زن شوهردار تهرانی در دام شیطانی یک مرد با گریم خاص افتاد / او یک فیلم غیر اخلاقی از من برای شوهرم فرستاد و …

زن جوان که با دوست صمیمی‌اش دچار اختلافات شده بود برای گرفتن انتقام از او تغییر چهره داد و خود را به شکل مرد درآورد تا نقشه شومش را عملی کند. مدتی قبل زن جوانی نزد مأموران پلیس فتا پایتخت ...

ادامه مطلب »

مرگ مرموز دختر دانشجویی که دوست پسرش به او خیانت کرد

ساعت ۱۰ صبح سه شنبه ۷ دی ماه کارکنان خدماتی ساختمانی در شهرک اکباتان با جسد دختر جوانی در فضای سبز پشت ساختمان ۱۲ طبقه شهرک اکباتان روبرو شدند و ماموران کلانتری ۱۳۵ آزادی در جریان مرگ مرموز دختر جوان ...

ادامه مطلب »

مرگ مرموز مرد جوان هنگام فرار، پس از افشای رابطه اش با یک زن شوهردار

ساعت ۱۱:۵۶ دقیقه شامگاه شنبه ۲۲ آبان، مأموران کلانتری ۱۳۶ فرجام، بازپرس جنایی تهران را از مرگ مشکوک مرد جوانی باخبرکردند. به گزارش ایران، ساعتی بعد هم تحقیقات جنایی دراین باره آغازشد.درنخستین بررسی‌ها مشخص شد مرد جوان ساعتی قبل از ...

ادامه مطلب »

مرجان دلبسته شوهرم شده بود و نگاه ناپاک شوهرم دنبالش /ناگفته های عروس بی نوا

به خاطر دوستم حاضر نبودم ازدواج کنم. مثل دو خواهر بودیم وبا تمام وجود دوستش داشتم. اما خانواده ام با اصرار زیاد وادارم کردند تابه خواستگارم بله بگویم . آنها حق داشتند . نصیر جوانی تحصیلکرده بود و کار درست ...

ادامه مطلب »