معنی شعر درشتی و نرمی فارسی دهم

0

معنی شعر درشتی و نرمی فارسی دهم

درشتی و نرمی بهم دربهست
چو رگ زن که جراح و مرهم نهست
درشتی نگیرد خردمند پیش
نه سستی که نازل کند قدر خویش
نه مرخویشتن را فزونی نهد
نه یک باره تن در مذلت دهد
شبانی با پدر گفت ای خردمند
مرا تعلیم ده پیرانه یک پند
بگفتا نیکمردی کن نه چندان
که گردد خیره گرگ تیز دندان

خشم بیش از حد گرفتن، وحشت آرد و لطفِ بی‌وقت، هیبت ببرد. نه چندان درشتی کن که از تو سیر گردند و نه چندان نرمی که بر تو دلیر شوند.

تحلیل متن: در این حکایت سعدی بر این نکته تأکید دارد که مهربانی و خشونت در جای مناسب خود اثر بخش است.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ