قبل از انتخاب پراپ فرم | این ۷ اشتباه را مرتکب نشوید
خیلی از تریدرها وقتی با فضای پراپ تریدینگ آشنا می شوند، از هیجان استفاده از سرمایه بزرگ خوشحال می شوند و سریع سراغ خرید چالش می روند. اما بعد از چند هفته، یا چالش رد شده، یا فشار روانی آن قدر بالا رفته که حتی دیگر روی حساب شخصی هم نمی توانند عادی معامله کنند. اگر شما هم سر دو راهی انتخاب پراپ فرم هستید، بد نیست قبل از هر تصمیمی این ۷ اشتباه رایج را مرور کنید.
۱. انتخاب پراپ فقط بر اساس مبلغ سرمایه روی حساب
فهرست مطالب
- ۱. انتخاب پراپ فقط بر اساس مبلغ سرمایه روی حساب
- ۲. نخواندن دقیق قوانین و تکیه بر شنیده ها
- ۳. نداشتن استراتژی ثابت قبل از ورود به چالش
- ۴. بی توجهی به مدیریت ریسک متناسب با قوانین پراپ
- ۵. نادیده گرفتن فشار روانی چالش و تاثیر آن بر عملکرد
- ۶. مقایسه سطح خود با دیگران و انتخاب طرح های بزرگتر از توان
- ۷. تحقیق نکردن در مورد ساختار و مدل کاری پراپ فرم
- جمع بندی:
تمرکز روی عدد اکوییتی به جای شرایط واقعی
اولین چیزی که در صفحه معرفی هر پراپ به چشم میآید، عدد سرمایه است: ۱۰ هزار، ۵۰ هزار، ۱۰۰ هزار دلار و… خیلیها همین جا قفل میشوند و تنها معیارشان همین عدد میشود. اما در عمل، عدد سرمایه بدون توجه به قوانین ریسک، چیزی را در تجربه ترید شما عوض نمیکند.
مثلاً دو پراپ مختلف را در نظر بگیرید که هر دو حساب ۱۰۰ هزار دلاری میدهند، اما:
یکی حداکثر ضرر روزانه ۵٪ دارد، دیگری ۳٪.
یکی حداکثر ضرر کلی ۱۰٪ دارد، دیگری ۶٪.
یکی قانون ثبات حجم و سود دارد، دیگری نه.
نتیجه؟ روی کاغذ هر دو ۱۰۰ هزار دلار هستند، اما در عمل فضای تنفس شما برای مدیریت ریسک در آنها کاملاً متفاوت است. کسی که فقط روی رقم سرمایه تمرکز میکند، معمولاً بعد از شروع چالش تازه میفهمد چقدر دستش بسته است.
چطور از این اشتباه دوری کنیم؟
قبل از هر چیز به این چند مورد نگاه کنید:
حداکثر ضرر روزانه حداکثر ضرر کلی حداکثر حجم مجاز معاملات نسبت به اندازه حساب قوانین محدودیت معامله در خبرهای مهم قوانین ثبات سود و حجم
اگر این موارد با سبک معاملاتی شما همخوان نباشد، رقم سرمایه فقط یک عدد روی صفحه است و کمکی به شما نمی کند.
۲. نخواندن دقیق قوانین و تکیه بر شنیده ها
برداشت اشتباه از تجربه بقیه
خیلی ها قبل از انتخاب پراپ فرم، تنها منبع اطلاعاتی شان چند پیام در کانال ها و صحبت دوستان است. مشکل اینجاست که بخش زیادی از نارضایتی ها، نتیجه نخواندن کامل قوانین است، نه لزوما مشکل خود پراپ.
برای مثال، موارد زیر بسیار تکرار می شود:
بستن معامله در زمان خبر ممنوع بوده اما تریدر نمی دانسته. حد ضرر روزانه بر اساس بالاترین اکوییتی روز محاسبه می شده، نه موجودی ابتدایی. برداشتن سود وابسته به تعداد روزهای معاملاتی بوده. استفاده از اکسپرت یا کپی ترید ممنوع بوده اما تریدر استفاده کرده.
راه ساده اما زمان بر
قبل از خرید هر چالش:
صفحه قوانین را کامل تا آخر بخوانید. سوالات رایج را بررسی کنید. اگر نکته مبهمی دیدید، قبل از خرید از پشتیبانی بپرسید و جواب مکتوب داشته باشید.
این یک کار وقت گیر است، اما در مقایسه با از دست دادن یک چالش چند صد دلاری، ارزشش را دارد.
۳. نداشتن استراتژی ثابت قبل از ورود به چالش
امتحان استراتژی در حساب پراپ
یکی از اشتباه های تکراری این است که تریدر با خودش می گوید: «بگذار اول حساب پراپ بگیرم، بعد سر فرصت روی آن روش معاملاتی ام را تکمیل می کنم.» نتیجه مشخص است: استراتژی مدام عوض می شود، اندازه معامله ثبات ندارد و بعد از چند روز، کل برنامه از هم می پاشد.
داشتن استراتژی روشن یعنی:
قوانین ورودی و خروجی دقیق حد ضرر مشخص برای هر معامله نسبت ریسک به بازده تقریبا ثابت حداکثر تعداد معاملات روزانه یا هفتگی ساعت های مشخص برای معامله
چرا اول باید روی حساب شخصی تمرین کنید؟
پراپ چالش محل تست سیستم معاملاتی نیست. شما باید سیستمی داشته باشید که:
قبلا روی حساب دمو یا واقعی با حجم کوچک تست شده باشد دوره ضرر و دوره سود آن نسبتا برایتان قابل پیش بینی باشد از نظر روانی بتوانید نوسانات آن را تحمل کنید
وقتی این پایه را نداشته باشید، در زمان افت های عادی سیستم، به جای ادامه منطقی، شروع به عوض کردن روش، جابجا کردن حد ضرر و گرفتن معامله های هیجانی می کنید و همین باعث رد شدن چالش می شود.
۴. بی توجهی به مدیریت ریسک متناسب با قوانین پراپ
ریسکی که در حساب شخصی قابل تحمل است، در پراپ ممکن است خطرناک باشد
خیلی ها روی حساب شخصی مثلا دو درصد در هر معامله ریسک می کنند و تصور می کنند با همان مدل می شود سراغ پراپ رفت. اما چند تفاوت جدی وجود دارد:
در پراپ حداکثر ضرر روزانه و کلی مشخص است. گاهی محدودیت زمان برای رسیدن به هدف سود وجود دارد. فشار روانی به خاطر ترس از رد شدن چالش بیشتر است.
در چنین شرایطی، همان مقدار ریسک که در حساب شخصی قابل تحمل بوده، روی حساب پراپ می تواند به راحتی باعث نزدیک شدن به سقف ضرر شود و کنترل ذهنی را به هم بریزد.
مدیریت ریسک محافظه کارانه تر در پراپ
برای بسیاری از تریدرها، منطقی تر است که:
ریسک هر معامله را کمتر از حساب شخصی در نظر بگیرند، مخصوصا در مراحل اولیه چالش تعداد معاملات روزانه را محدود کنند در روزهای ضرری، خیلی سریع تر از حساب شخصی معامله را متوقف کنند
مدیریت ریسک در پراپ فقط حفظ سرمایه نیست، حفظ آرامش ذهنی برای اجرای درست سیستم هم هست.
۵. نادیده گرفتن فشار روانی چالش و تاثیر آن بر عملکرد
وقتی می دانید زیر ذره بین هستید
خیلی ها فکر می کنند اگر روی حساب شخصی می توانند خوب معامله کنند، روی حساب پراپ هم همان طور خواهند بود. اما چالش پراپ یک عامل اضافه دارد: احساس نظارت و ترس از رد شدن.
این شرایط واقعی را تصور کنید:
دو روز اول کمی ضرر کرده اید و به حد ضرر روزانه نزدیک شده اید. حد سود فاصله قابل توجهی دارد و زمان چالش محدود است. در شبکه های اجتماعی مدام نتایج دیگران را می بینید که می گویند در چند روز چالش را پاس کرده اند.
ترکیب این عوامل، حتی یک تریدر با سیستم منطقی را هم وسوسه می کند که:
ریسک را بالا ببرد معامله های عجولانه بگیرد حد ضرر را جابجا کند خارج از برنامه معاملاتی، فقط برای جبران ضرر وارد بازار شود
شناخت خودتان مهم تر از انتخاب پراپ است
قبل از ورود به فضای پراپ، از خودتان بپرسید:
چقدر در مدیریت احساس ترس از دست دادن و جا ماندن قوی هستم؟ آیا قبلا در دوره های ضرر، توانسته ام طبق استراتژی بمانم؟ تا حالا چند بار فقط برای جبران ضرر، خلاف سیستم خودم معامله کرده ام؟
اگر در این موارد مشکل دارید، شاید قبل از خرید چالش، بهتر باشد مدتی روی ذهنیت و نظم معاملاتی کار کنید.
۶. مقایسه سطح خود با دیگران و انتخاب طرح های بزرگتر از توان
اثر مقایسه در شبکه های اجتماعی
امروز هر جایی را باز کنید، تصویری از نتایج چالش ها، برداشت سود و حساب های بزرگ می بینید. طبیعی است که ذهن شما هم به سمت این برود که اگر او توانسته، من هم می توانم همین حالا حساب بزرگ بگیرم.
اما چیزی که نمی بینید:
چند بار رد شده قبل از این نتیجه چقدر سرمایه صرف چالش های ناموفق شده چقدر تجربه قبلی در حساب های واقعی داشته چه نوع استراتژی و روانشناسی معاملاتی پشت آن نتیجه بوده
انتخاب طرح بر اساس توان واقعی نه آرزو
مسیر منطقی تر برای بیشتر تریدرها این است که:
با طرح های کوچکتر شروع کنند در طرح های کوچکتر، توانایی خود در رعایت قوانین و حفظ نظم را بسنجند بعد از چند دوره موفق، به فکر طرح های بزرگتر بیفتند
پراپ تریدینگ دویدن سرعتی نیست؛ بیشتر شبیه دویدن استقامتی است که نیاز به ثبات دارد، نه جهش های کوتاه هیجانی.
۷. تحقیق نکردن در مورد ساختار و مدل کاری پراپ فرم
تنها دیدن ظاهر سایت و جدول قیمت ها
بعضی تریدرها فقط بر اساس ظاهر سایت، قیمت چالش و چند جمله تبلیغاتی تصمیم می گیرند. در حالی که موارد زیر مستقیم روی تجربه شما تاثیر می گذارد:
شفاف بودن قوانین و قرارداد نحوه محاسبه ضرر و سود روش برداشت سود و زمان بندی آن نحوه برخورد پشتیبانی در زمان مشکل سابقه گزارش شده از طرف تریدرهای دیگر
استفاده از منابع تحلیلی به جای قضاوت احساسی
به جای این که بخواهید همه چیز را خودتان از صفر بررسی کنید، می توانید از تجربه جمعی تریدرها استفاده کنید. مثلا در بعضی سایت ها ساختار پراپ ها، قوانین، مدل پرداخت و مزایا و محدودیت ها به شکل تحلیلی مقایسه می شود و نمونه قوانین توضیح داده می شود. یکی از نمونه ها، صفحاتی است که در قالب معرفی بهترین سایت های پراپ تریدینگ، ساختار انواع مدل های چالش و قوانین رایج را تشریح می کنند و به تریدر کمک می کنند قبل از ورود، تصویر واضح تری از فضای کلی داشته باشد.
جمع بندی:
پراپ تریدینگ می تواند برای بعضی تریدرها یک ابزار مناسب برای استفاده از سرمایه بزرگتر باشد، اما برای همه مناسب نیست. اگر هنوز در حساب شخصی درگیر تغییر مداوم استراتژی، رعایت نکردن حد ضرر، تصمیم های عجولانه بعد از ضرر و نداشتن دفترچه ثبت معاملات هستید، ورود مستقیم به چالش پراپ، معمولا فشار اضافه ای ایجاد می کند که اوضاع را بدتر می کند.
فقط روی عدد سرمایه تمرکز نکنید. قوانین را به دقت بخوانید و ابهام را قبل از خرید چالش برطرف کنید. با استراتژی تست شده وارد شوید، نه با روش نیمه کاره. مدیریت ریسک خود را متناسب با قوانین پراپ تنظیم کنید. فشار روانی و اثر آن روی رفتار خودتان را دست کم نگیرید. خودتان را با نتایج دیگران نسنجید و طرحی انتخاب کنید که با واقعیت شما جور است. ساختار و مدل کاری هر پراپ را جداگانه بررسی کنید، نه فقط ظاهر آن را.
در نهایت، مسئولیت تمام نتیجه ها در بازار، چه روی حساب شخصی و چه روی حساب پراپ، با خود تریدر است. اگر تصمیم گرفتید وارد فضای پراپ تریدینگ شوید، آن را مثل یک تعهد جدی شغلی ببینید: با آمادگی، انضباط، آگاهی از ریسک ها و پذیرش این واقعیت که هیچ ساختاری در بازار، جایگزین نظم شخصی و مدیریت ریسک نمی شود.