دانلود قسمت آخر سریال احضار شبکه یک
دانلود قسمت آخر سریال احضار شبکه یک
دانلود قسمت آخر سریال احضار قسمت ۲۷ بیست و هفتم رایگان
[]
[]
قسمت آخر سریال احضار چه می شود
خلاصه قسمت پایانی سریال احضار :
مائده و زهره دختر عمه و دختر دایی یکدیگر هستند. آنها همراه با دو تن از دوستان خود، برای یک سفر تفریحی عازم شمال شدهاند. گرچه هر چهار نفر ظاهرا از دوستان صمیمی یکدیگر هستند اما یکی از آنها نسبت به مائده حسادت مىورزد و دل خوشی از او ندارد. این سفر بهانهای مىشود تا کینهورزیهای او برملا گردد. با پیوستن محسن (خواستگار قبلى مائده) به این جمع، حوادثی رقم مى خورد که زندگی و سرنوشت مائده و زهره را دگرگون مىنماید…
زهره و پدرش در حال صحبت کردن درباره رها میباشند و دنبال راهی هستند تا بتوانند او را راضی کنند تا با مائده صحبت کند.
افشین و فرهاد باهم درباره رها صحبت می کنند و افشین از این که او به رها ۵۰۰ میلیون پول داده است و هیچ ضمانتی نگرفته او را سرزنش میکند.
رها و پرستو در خانه رها نشسته اند و درباره فرهاد با یکدیگر صحبت میکنند و رها میگوید قصد دارد که فرهاد را طور دیگری اذیت کند و از وضع مالی مائده میگوید.
رها تصمیمش را گرفته تا زندگی فرهاد را خراب کند.
مینو خانم با پدر زهره تماس میگیرد و میگوید از این که تنها به خانه اش برود، میترسد و از او درخواست میکند تا با هم به خانه اش بروند که او در ابتدا طفره میرود و در نهایت قبول میکند که برای روز های آینده همراهی اش کند.
رابطه مینو و برادر زاده اش باهم خوب شده است.
رها با فرهاد تماس میگیرد و با آوردن اسم مائده او را تهدید میکند که باعث بهم ریختن فرهاد میشود که یک پیامک التماس برای او ارسال میکند.
رها با زهره تماس میگیرد و میگوید حاضر است که با مائده صحبت کند و برای دو ساعت دیگر باهم قرار میگذارند و زهره بلافاصله موضوع را به پدرش اطلاع میدهد.
حامد به دفتر دوستش سیاوش میرود که با نبودنش شک میکند و با پرس و جو از همسایه ها میفهمد که کلاهبرداری کرده و فراری میباشد.
رها به همراه زهره و پدرش به درب خانه مائده رفته اند تا واقعیت را برملا کنند و برای همین نقشه میکشند تا فرهاد را به خانه شان بکشانند و آن ها را با هم رو در رو کنند.
مادر مائده با فرهاد تماس میگیرد و او را با زدن حرف هایی وادار به رفتن به خانه شان میکند.
زهره و رها در ماشین مشغول گپ زدن درباره تموم شدن رابطه رها و فرهاد میباشند.
فرهاد به خانه آن ها میرود و از چهره اش مشخص است که حسابی ترسیده و با شک داخل خانه میرود.
مادر مائده به سراغ مائده میرود و او را صدا میکند تا به پایین بروند و مائده نیز شوکه شده است. دایی مائده او را به نشستن دعوت میکند و دایی مائده سر صحبت را با او باز می کند و ناپدری مائده، زهره و رها را به داخل خانه دعوت میکند و حیدری شوکه میشود و هیچی برای گفتن ندارد.
رها مقابل مائده قرار میگیرد و تمام جزئیات رابطه شان را تعریف میکند.
حال مائده بد شده است، اما فرهاد اقرار میکند که دوستش دارد که رها میان حرف هایش میپرد و باعث میشود تا فرهاد به او سیلی بزند.
مرادی عصبانی به سمت او میرود و هولش میدهد و مائده نیز به او تو گوشی میزند.
فرهاد با تهدید کردن رها از خانه بیرون میرود.
مائده در اتاقش نشسته و گریه میکند و حال و احوال خوبی ندارد.
رها در خانه قرص خورده است که متوجه پیام افشین میشود که او را تهدید کرده است که باعث میشود با ترس حاضر شود و از خانه اش خارج شود اما در پارکینگ پشیمون میشود و به خانه اش برمیگردد.
با پرستو تماس میگیرد و او میگوید که تا نیم ساعت دیگه میرسد و با قطع کردن تلفن به پرستو پیام میدهد که فرهاد قصد دارد به خانه اش برود و او را بکشد و از او خداحافظی میکند و سراغ چاقو های آشپزخانه میرود و گویا قصد خودکشی دارد.
فرهاد به آن جا میرود و داخل خانه میشود و دنبال رها میگردد که او از پشت او را غافلگیر میکند.
پرستو خودش را سراسیمه به آن جا رسانده است و بالا میرود و در را باز میکند و رها را میبیند که با چاقوی خونی نشسته و جنازه فرهاد روی زمین نشسته است.
پرستو با آمبولانس تماس میگیرد تا بتواند فرهاد را نجات دهد، او حالش بد شده و دائما گریه میکند اما رها با قرص هایی که مصرف کرده است، خنثی نشسته است.
مرادی به خانه اش رفته است که متوجه پریشانی همسرش میشود و به آشپزخانه میرود و جویای احوالش میشود که او از حال و احوال بد مائده میگوید.
مرادی به سراغ مائده میرود تا با حرف هایش او را آرام کند که مائده اظهار پشیمونی میکند و مرادی میگوید که او را بخشیده است که مائده از خوشحالی بابا صدایش میکند.
زهره و پدرش به خانه مینو خانم رفته اند تا او بتواند به خانه اش برود.
شیده خانم با زهره تماس میگیرد و درباره علاقه و خاطرخواهی پسرش به او میگوید که باعث شوکه شدن زهره میشود…
مینو خانم مشغول جمع کردن وسایلش میباشد که شیطان ظاهر میشود و با او صحبت میکند اما دیگر او را نمیبیند و صدایش را نیز نمیشنود و با از بین بردن تمام وسایل شیطان را نیز از بین میبرد.
