سیروس احمدی فر همسر مریم بوبانی کیست +عکس پسرش
سیروس احمدی فر کیست سیروس احمدی فر الان کجاست عکس سیروس احمدی فر
سیروس احمدی فر همسر مریم بوبانی
سیروس احمدی فر همسر مریم بوبانی اصالتا اهل اهواز است و از ترانه سرایان قدیمی ایران می باشد. حاصل ازدواج مریم بوبانی و سیروس احمدی فر ۲ فرزند پسر بنام یاور و آیین می باشد.
یاور احمدی فر نوازنده سرشناس دف و آیین احمدی فر تنظیم کننده گروه چارتار است.
خانواده سیروس احمدی فر سال ۱۳۷۰ از خوزستان به تهران مهاجرت کرند تا شرایط زندگی برای بچه هایشان بهتر شود.
مریم بوبای در مصاحبه ای گفت : همسر من به شدت همراه هست و بار زیادی از زندگی روی دوش ایشون هست ، به خاطر این که من اغلب اوقات نیستم یا شهرستانم یا به دلیل کارم خارج از کشورم ایشون بخشی از زندگی رو که از من خالی می شوه رو پر می کنند
مصاحبه با سیروس احمدی فر
عدهای از شاعران آنچنان در عرضه شعر تاخت و تازه کردهاند که در استقبال از کتابهای گویندگان وفادار شعر امروز تاثیر گذاشته و مردم را در تهیه آثار شاعران واقعی معاصر بیتوجه کردهاند.
سیروس احمدیفر در سال ۱۳۸۴ گفت: با آنکه هنوز تعریف جامع و یکدستی از شعر، میان بزرگان شعر معاصر وجود ندارد، اما در جمعبندیها بر این تعریف اتفاق نظر دارند که شعر دو عنصر هستهیی دارد: یکی روحی و دیگری مادی؛ عنصر مادی همان ظاهر، شکل و فرم شعر است که با توجه به مهارت و دقت شاعر به اصطلاح ورز داده میشود و عنصر روحی محتواست که بسیار مهم و قابل تامل است. وی با اعتقاد بر اینکه یک شاعر واقعی باید چیزی برای گفتن داشته باشد، تصریح کرد: یک شاعر باید در امر سرودن هم محتوا را در نظر بگیرد و در مرحله بعد، زیباترین شکل و قالب را برای تثبیت پیام خود بیان کند. البته در اینجا با تعریف قدیم و اولیه شعر، یعنی تعریف شمس قیس رازی مبنی بر اینکه شعر باید کلامی مقفا و موزن باشد، کاری نداریم و اصراری بر رعایت نکتههای آن تعریف نمیکنیم؛ تنها میگوییم، محتوا را چنان بیان کنید که بر احساس خواننده تلنگری زند و با رفتار و زندگیاش ارتباطی هرچند ظریف و باریک برقرار کند.
او افزود: مخاطب باید از خواندن یک شعر احساس لذت و با شاعر همدردی و همنوایی کند. یک شعر خوب باید دانایی و منطق شاعرانگی را در خود داشته باشد. احمدیفر متذکر شد: شعر امروز از ابتدای ظهور خود و تاکنون و در طول دههها، فراز و نشیبهای فراوانی در مسیر خود دیده و آنها را پشت سر گذاشته است. بخصوص در سالهای اولیه و اوایل یکصد سال اخیر، پرچمداران این اتفاق بزرگ فرهنگی، رنجها و دشواریها دیدهاند، اما در مقابل ناهنجاریهایی که از سوی شیادان ادبی و واپسگرایان این میدان ایجاد شده بود، پایمردی کرده و حتا شاید بتوان گفت تا مرز شهادتطلبی هم پیش رفتند.
سیروس احمدی فر در ادامه همین بحث یادآور شد: آن قوم، بعد درخشان این نوع شعر، یعنی فراتر از جنبه ادبی آن را که همانا اجتماعی بودن آن است، میخواستند به شکست بکشانند که نیما در بسیاری از نوشتههایش به این مسائل پرداخته است. این شاعر تصریح کرد: پدیدههای ایستا یا گمراه کننده در مسیر شعر امروز در هر چند دهه خود را به شکلهای مختلف نشان دادهاند؛ این موج ها خود را در هیات افرادی شبه شاعر که دچار توهم هستند، نمود مییابد و همین جماعت هستند که گمان میکنند نمایندگان راستین شعر روزگار خود شدهاند و در به کج راه کشاندن شعر امروز تلاش بیهوده دارند.
وی پریشان گویی، گفتارهایی شبیه هذیان، با الفاظ بازی کردن و بی هویتی کلام را از شاخصه های این عده از شاعران دانست و گفت: بسیاری از آنها بسیار از مرحله پرت هستند؛ بدون پشتوانه اندک یا مطالعه ریشهیی از شعر کلاسیک یا نیمایی در این آشفتهبازار شعر و شاعری و هرج و مرج فرهنگی دست و پا میزنند. احمدیفر افزود: متاسفانه بعضی از قلم بهدستان ادبی با در اختیار داشتن ناصواب سکوهای رسانهیی، رفیقبازی و باندبازی، به تبلیغ تراوشهای ذهن بیمار آنان میپردازند و به ناحق به تمجید و تعریف آثارشان زبان میگشایند. او گفت: از طرف دیگر شاعرانی هستند که از عمر مایه گذاشته و دارای شخصیت شعری هستند و هرگز در موجهای کمجان و گذرای شعری که سالها در این سرزمین جاری است، گرفتار نیامدهاند و استوار و پویا به رسالت و دستورالعملهای نیمای بزرگ و شاملوی جاودانه و دیگر سرایندگان شعر امروز که آتیه زلال زندگی و بازتابدهنده واقعیت در ارتباط های جامعه هستند، با اقتدار و استوار گام بر میدارند؛ هرچند ممکن است برای عرضه آثار خود خود زمینهای آنچنان که باید نداشته باشند. آنها در چهار گوشه ایران هستند و دورادور مراقب اوضاع و نگران سرنوشت فرهنگی این موجهای ریز و درشت هستند و میبینند که هیچکدام از این امواج تاکنون به ساحل سلامت نرسیده و نخواهند رسید.
این شاعر با یادآوری این نکته که شعر امروز مانند همیشه زنده و باوقار و با توشهای از مهربانی و امیدواری به جدال با ناپاکی و سیاهی برخاسته است، ادامه داد: شعر امروز با نگاهی عمیق به جریان زندگی و بازآفرینی شاعرانه حقیقت و روشنایی که ضرورت حیات اجتماعی است، پیش میرود.
نمونه شعر سیروس احمدی فر
قصۀ دوست دارم رو تو میگی پوشالیه
دل من اما از این ناباوری ها خالیه
تو داری غریبه میشی با من و نمیدونی
که میونِ غربتِ غم ها دلم چه حالیه
روزگاری آدما مثل فرشته پاک بودن
دلا اون روزا برای همدیگه هلاک بودن
قصۀ “داش آکلو”بخون،بخون تا بدونی
عاشقای قدیمی عاشق سینه چاک بودن
دل تو امروزیه گل های کاغذی میخواد
دل من قدیمیه این گل ها رو میده به باد
تو منو دست فراموشی سپردی میدونم
دیگه حتا روزی اسم من به یادت نمیاد
دلامون سیاه شدن برای هم تنگ نمیشن
مثل آسمون دیگه زلال و یک رنگ نمیشن
اونکه گفت مهربونی تا دنیا دنیاس میمونه
راست میگفت گمون می کرد دلامون از سنگ نمیشن
دل تو قصۀ دوست داشتنو باور نداره
دل من عاشق عشقیه که آخر نداره
اگه یه روز شنیدی که باغ بی خزونی هست
اون غمستونِ منه که گل پرپر نداره
یکی نیست به روشنی ها دلمو عاشق کنه
روی رود غربت من دستاشو قایق کنه
بسکه آدما رو با دل های سنگی می بینم
میونِ سینه، دلم، همین روزاس که دق کنه
