مغولان چند سال بر ایران حکومت کردند
مغول ها چند سال در ایران حکومت کردند مغول ها حدود چند سال در ایران حکومت کردند اجتماعی پنجم
مغولان چند سال بر ایران حکومت کردند
ایلخانان یا ایلخانیان نام دودمانی از مغولها است که از سال ۶۵۴ تا ۷۵۶ ه.ق (۱۲۵۶ تا ۱۳۵۶ میلادی) به مدت حدود ۱۰۰ سال در ایران حکومت کردند. امپراتوری ایلخانی بهطور رسمی بهعنوان ایرانزمین یا بهزبان ساده ایران شناخته میشد.
لشکریان چنگیزخان نخستین بار در سال ۶۱۶ ه. ق (۱۲۱۹ میلادی) به خراسان حمله نمودند. چنگیزخان در سال ۶۲۴ ه.ق (۱۲۲۷ میلادی) به مغولستان بازگشت و در آنجا درگذشت. خانات از بخش جنوب غربی امپراتوری مغول تأسیس شد. در سال ۶۴۸ ه.ق (۱۲۵۱ میلادی)، منگوقاان پسر تولی خان و نوه چنگیز خان (خاقان امپراتوری مغول) بر آن شد تا با اعزام برادرانش هولاکو و قوبلای به ترتیب بر ایران و چین پیروزیهای مغولها را تحکیم و تکمیل کند. هولاکو با فتح ایران دودمان ایلخانان ایران و قوبلای با فتح چین دودمان یوآن چین را بنیان نهادند.
فتح ایران به دست هلاکوخان پیامدهای مهمی چون پایان کار اسماعیلیهای الموت و انقراض خلافت عباسی را در پی داشت. ایلخانان در ابتدا دین شمنی داشتند، سپس به مسیحیت نسطوری گرویدند، اما از دوران غازان خان در سال ۱۲۹۵ به اسلام گرویدند. ایلخانان مسلمان، خود را سلطان نامیده و نامهای اسلامی برگزیدند. در دهه ۱۳۳۰، دودمان ایلخانان توسط بیماری طاعون سیاه ویران شد. آخرین خان آن ابوسعید بهادرخان در سال ۱۳۳۵ درگذشت و پس از آن خانات از هم پاشید. فرمانروایان ایلخانی، گرچه اصالتی غیرایرانی داشتند، سعی کردند با گره زدن خود به گذشته ایران، اقتدارشان را تبلیغ کنند و مورخانی را به خدمت گرفتند تا مغولان را به عنوان وارثان ساسانیان (۲۲۴–۶۵۱ میلادی) ایران پیش از اسلام معرفی کنند
قلمروی اصلی آنها در جایی است که اکنون بخشی از کشورهای ایران، آذربایجان و ترکیه است. ایلخانان در بزرگترین حدّ خود، بخشهایی از چین، عراق، سوریه، ارمنستان، گرجستان، افغانستان، ترکمنستان، پاکستان، بخشی از داغستان امروزی و بخشی از تاجیکستان مدرن را نیز شامل میشد.
از سال ۶۱۸ تا سال ۶۵۴ ه. وضع حکومت ایران و ادارهٔ آن تحت استیلای مغول به این شکل بود که خانان مغول یک نفر را مستقیماً از مغولستان به عنوان حاکم جهت ادارهٔ این مملکت و سرداری قشون مقیم آن میفرستادند و این قبیل حکام به دستیاری عمال و دبیران ایرانی به گردآوری مالیات و ادارهٔ امور کشوری و دفع مخالفان اقدام میکردند. در این دوره حکومت برعهدهٔ چهار نفر به شرح زیر بود:
حکومت جنتمور (۶۳۳–۶۳۰): بعد از فتح خوارزم جوجی فاتح این بلاد حکومت این قسمت را به جنتمور که در آن زمان سردار لشکر بود واگذاشت سپس در سال ۶۳۰ ه.ق اوگتای خان نیز حکومت خراسان و مازندران را رسماً به اسم جنتمور صادر نمود.
حکومت نوسال (۶۳۷–۶۳۳): امیری کهنسال بود که بعد از مرگ جنتمور جانشین او شد و بر همان نواحی حکومت میکرد.
حکومت گرگوز (۶۴۱–۶۳۷): یکی از دبیران جوجی بود که بعد از مرگ نوسال حاکم ممالک تسخیر شده از رود جیحون تا حدود فارس و گرجستان و موصل و بلاد روم شد. در هنگام غیبت وی پدر عطاملک جوینی (تاریخنگار نامدار ایلخانی) اداره حکومت را عهدهدار بود.
حکومت امیرارغون (۶۵۴–۶۴۱): بعد از کشته شدن گرگوز جانشین او شد و در حدود سیزده سال بر ایران حکومت کرد
وقتی مغولها به ایران حمله کردند، سلطان محمّد خوارزمشاه به جای ایستادگی در مقابل دشمن، پا به فرار گذاشت. به این ترتیب، مغولها وارد ایران شدند. آنها به هر شهری که میرسیدند، مردم آنجا را با بیرحمی به قتل میرساندند و اموال آنان را غارت میکردند.
از جمله کسانی که در مقابل مغولها ایستادگی کرد، سلطان جلالالدّین خوارزمشاه، پسر سلطان محمّد، بود. او در چند جنگ، مغولها را شکست داد امّا سرانجام از چنگیزخان شکست خورد.
حملهی مغولها از وحشیانهترین و زیانبارترین حملهها در تاریخ ایران بوده است. مغولها بسیاری از کتابخانهها را سوزاندند و آثار هنری را از بین بردند. پس از مرگ چنگیز، فرزندان او تصمیم گرفتند بار دیگر به ایران حمله کنند.
مردم مسلمان ایران حکومت مغولها را نمیپذیرفتند؛ به همین دلیل، در بعضی از شهرها و روستاهای ایران، قیامهایی بر ضدّ حاکمان مغول صورت گرفت.
حملهٔ مغول به ایران به سه لشکرکشی مغول به ایران در فاصله سالهای ۱۲۱۹ تا ۱۲۵۶ میلادی (۶۱۶–۶۵۴ ه. ق) اشاره دارد. این لشکرکشیها به حکومت خوارزمشاهیان، اسماعیلیان الموت و حکومتهای محلی اتابکان سلجوقی خاتمه داد و منجر به ایجاد حکومت ایلخانان مغول به جای آنها در ایران شد.
حملهٔ مغول در پی قتل ۴۵۰ بازرگان مغولی در شهر اترار آغاز شد. شروع نخستین لشکرکشی در سپتامبر سال ۱۲۱۹ میلادی (پاییز ۵۹۸ خ. / ۶۱۶ ق) و به فرماندهی چنگیز خان بود. سلطان محمد خوارزمشاه در همان سال با سپاهی به مبارزه با مغول برآمد، ولی از جوجی پسر چنگیز شکست خورد و از آن پس تصمیم گرفت که از مواجهه با لشکر مغول خودداری کند. چنگیز برای دستگیری سلطان محمد دو نفر از بزرگان لشکر خود را به تعقیب او فرستاد. سال بعد سلطان محمد در بستر مرگ، جلالالدین خوارزمشاه را به جانشینی خویش برگزید و جلالالدین بیش از ۱۰ سال پس از مرگ پدر در برابر سپاهیان مغول ایستادگی کرد. دومین لشکرکشی در سال ۶۲۶ ه.ق به امر اوگتای قاآن و به فرماندهی جرماغون نویان بود. این لشکرکشی به قصد پایان دادن به مقاومت جلالالدین خوارزمشاه و تسخیر مناطقی که تحت سلطه خوارزمشاهیان باقیمانده بود، انجام شد. در پایان این دو حمله مغولان به سلطنت خوارزمشاهیان بر ایران پایان دادند و بسیاری از شهرهای ایران مانند طوس و نیشابور به کلی ویران و مردم آن قتلعام شدند. خط سیر تخریب و ویرانی فقط منحصر به شمال و شمال شرقی ایران نبود، در مرکز و غرب ایران نیز شهرهای دامغان، ری، قم، قزوین، همدان، مراغه و اردبیل هدف حمله قرار گرفتند.
سومین لشکرکشی در سال ۱۲۵۴ میلادی (۶۵۴ ه.ق) ۴۰ سال پس از شکست و فرار سلطان محمد خوارزمشاه، با هجوم هولاکوخان به ایران آغاز شد. هلاکوخان در این لشکرکشی تسخیر قلعههای اسماعیلیه را اولین هدف خود قرار داد. رکنالدین خورشاه آخرین خداوند الموت در تسخیر این قلعهها به هلاکو کمکهایی نیز کرد؛ اما، سرانجام خود او نیز به دنبال تسخیر این قلعهها کشته شد. بدین ترتیب دولت خداوندان الموت به پایان رسید. هلاکوخان سپس در سال ۱۲۵۸ میلادی (۶۵۶ ه.ق) به بغداد لشکر کشید و با سقوط بغداد، خلافت عباسیان پس از حدود ۵۱۸ سال پایان یافت. پس از این پیروزی بود که حاکمان مغول کوشیدند تا به جای ویرانی و قتلعام مردم بر آنان حکومت کنند.
