مهارت‌ های فروش در دوران جدید که باید یاد گرفته شود!

0

بیشتر ما یک تصویر ذهنی از «فروشنده‌ی بالفطره» داریم: آدمی خوش‌صحبت و پرانرژی که انگار برای قانع‌کردن دیگران به دنیا آمده است. اما وقتی نتیجه‌ی کار تیم‌های فروش را از نزدیک نگاه می‌کنیم، تصویر عوض می‌شود. عملکرد بالا بیشتر از آنکه به شخصیت وابسته باشد، به یک فرایند تکرارشونده، تمرین هدفمند و بازخورد درست وابسته است. به همین دلیل سازمان‌های جدی سال‌هاست روی آموزش فروش سرمایه‌گذاری می‌کنند و آن را جزو زیرساخت رشد می‌دانند، نه یک هزینه‌ی جانبی.

در این مطلب بررسی می‌کنیم چرا فروش یک مهارت قابل‌یادگیری است، این مهارت از چه اجزایی ساخته می‌شود و یک فروشنده‌ی تازه‌کار یا یک مدیر تیم چطور می‌تواند مسیر یادگیری را بدون سردرگمی شروع کند.  برای اینکه بهتر درک کنید یک آموزش فروش خوب و حرفه‌ای چگونه است حتما می‌توانید مقاله مرتبط با آموزش فروش در سایت سلز کوچینگ را مطالعه کنید:

https://mag.salescoaching.school/sales-training/

فروش، یک فرایند است نه یک نمایش

از دهه‌ی ۱۹۸۰ به بعد پژوهشگران و مشاوران فروش تلاش کردند رفتار فروشندگان موفق را تحلیل کنند. یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌ها پژوهش نیل راکهام و تیمش بود که به شکل‌گیری رویکرد SPIN Selling انجامید. نتیجه‌ی اصلی آن پژوهش ساده و مهم بود: فروشندگان برتر بیشتر سؤال می‌پرسند، کمتر شعار می‌دهند و به‌جای معرفی محصول، مشکل مشتری را روشن می‌کنند.

همین‌جاست که تفاوت «فروشنده‌ی پرحرف» با «فروشنده‌ی حرفه‌ای» دیده می‌شود. اولی ویژگی‌های محصول را ردیف می‌کند؛ دومی ابتدا می‌فهمد مشتری چه می‌خواهد و چرا همین حالا باید تصمیم بگیرد. چنین رفتاری قابل‌آموزش است، چون به قدم‌های مشخص تقسیم می‌شود: آماده‌سازی، شروع گفت‌وگو، کشف نیاز، ارائه‌ی راه‌حل، مدیریت اعتراض، بستن قرارداد و پیگیری.

نکته‌ی جالب این است که حتی کتاب‌های کلاسیک مذاکره مثل «بله را بگیرید» نوشته‌ی راجر فیشر و ویلیام یوری یا «هرگز به‌خاطر تفاهم تسلیم نشو» نوشته‌ی کریس وس، همین منطق را دنبال می‌کنند: نتیجه‌ی بهتر از ساختار بهتر می‌آید، نه از کاریزمای محض.

چه چیزهایی باید یاد گرفت؟

مهارت‌های فروش را می‌شود در چند گروه دسته‌بندی کرد. هر گروه را باید جداگانه تمرین کرد، چون ضعف در یکی از آن‌ها کل نتیجه را پایین می‌آورد.

  • شناخت مشتری و بازار: اینکه مخاطب چه کسی است، چه مشکلی دارد و تصمیم خرید را چه کسانی می‌گیرند.
  • ارتباط و پرسشگری: پرسیدن سؤال‌های باز، گوش‌دادن فعال و خلاصه‌کردن حرف مشتری.
  • ارائه‌ی ارزش: تبدیل ویژگی محصول به نتیجه‌ای که مشتری برایش پول می‌دهد.
  • مدیریت اعتراض و مذاکره: پاسخ به «گران است»، «باید فکر کنم» و «با دیگران هم صحبت کرده‌ام».
  • پیگیری و مدیریت رابطه: برنامه‌ی تماس بعد از فروش و تبدیل مشتری به مشتری تکراری.

بررسی نمودار فروش توسط دو مدیر

برای کسی که تازه وارد این حوزه شده، یک دوره‌ی خوب آموزش فروش می‌تواند این مهارت‌ها را به‌ترتیب بچیند، تمرین بدهد و بازخورد بگیرد. اما حتی بدون دوره هم می‌شود با خواندن، شنیدن تماس‌های ضبط‌شده و نقش‌آفرینی با همکاران شروع کرد.

اشتباه رایج: تجربه را با مهارت یکی گرفتن

تجربه ارزشمند است، اما تکرار یک روش ضعیف برای ده سال، ده سال تجربه‌ی مفید نمی‌سازد. روان‌شناس سوئدی آندرس اریکسون در پژوهش‌هایش درباره‌ی «تمرین هدفمند» نشان داد پیشرفت واقعی از تمرین عمدی بخش‌های ضعیف و گرفتن بازخورد فوری می‌آید. در فروش هم همین‌طور است: فروشنده‌ای که هر روز همان اشتباه را در جلسه‌ها تکرار می‌کند، فقط عادتش را محکم‌تر می‌کند.

برای همین بسیاری از تیم‌های موفق، جلسه‌های هفتگی بازبینی تماس دارند. چند تماس انتخاب می‌شود، با هم شنیده می‌شود و فقط یک مهارت برای بهبود در هفته‌ی بعد تعیین می‌گردد. این کار ساده و کم‌هزینه است، اما اثرش در چند ماه کاملاً دیده می‌شود.

چطور شروع کنیم؟

سه قدم ساده برای شروع:

  1. وضعیت فعلی را اندازه بگیرید. نرخ تبدیل، میانگین زمان بستن قرارداد و دلایل اصلی «نه» را یادداشت کنید.
  2. یک مهارت را انتخاب کنید. مثلاً سؤال‌های کشف نیاز. فقط روی همان تمرکز کنید.
  3. تمرین و بازخورد را برنامه‌ریزی کنید. هفته‌ای دو بار نقش‌آفرینی ۲۰ دقیقه‌ای با یک همکار.

اگر مدیر فروش هستید، هر سه قدم را می‌شود به تیم هم منتقل کرد و به‌مرور یک فرهنگ یادگیری ساخت. اگر فروشنده‌ی مستقل یا صاحب کسب‌وکار کوچک هستید، همین الگو را با خودتان اجرا کنید.

نمونه‌ی یک هفته‌ی تمرین برای فروشنده‌ی تازه‌کار

برای اینکه این حرف‌ها فقط تئوری نماند، یک برنامه‌ی هفتگی ساده را در نظر بگیرید. دوشنبه سه تماس یا جلسه‌ی خود را بازنویسی می‌کنید و می‌نویسید چه سؤالی پرسیده‌اید و چه سؤالی را نپرسیده‌اید. سه‌شنبه یک بخش از کتاب یا مقاله‌ی آموزشی می‌خوانید، مثلاً فصل مربوط به کشف نیاز. چهارشنبه با همکار نقش‌آفرینی می‌کنید و او نقش مشتری سخت‌گیر را بازی می‌کند. پنج‌شنبه نتیجه‌ی تمرین را در یک یادداشت کوتاه ثبت می‌کنید و برای هفته‌ی بعد یک مهارت جدید انتخاب می‌کنید.

این برنامه کمتر از سه ساعت در هفته وقت می‌گیرد، اما اگر ده هفته ادامه یابد، از بیشتر فروشندگانی که این کار را نمی‌کنند جلو می‌افتید. مهم‌ترین عنصر در این الگو نه زمان بلکه تکرار و ثبت نتیجه است. بسیاری از افراد با دیدن یک ویدیو یا شرکت در یک کارگاه احساس پیشرفت می‌کنند، اما بدون ثبت و سنجش، تغییر رفتار رخ نمی‌دهد.

چه چیزی را نباید از فروشنده‌ی حرفه‌ای انتظار داشت؟

فروشنده‌ی حرفه‌ای جادوگر نیست. او نمی‌تواند به کسی که نیاز ندارد، محصولی بفروشد و نباید هم چنین کاری بکند. فروش حرفه‌ای یعنی پیدا کردن مشتری مناسب، توضیح صادقانه‌ی ارزش و کمک به او برای تصمیم‌گیری آگاهانه. این نگاه اخلاقی در بلندمدت به اعتماد، تکرار خرید و معرفی می‌انجامد. تیم‌هایی که برای فروش سریع زیر قول‌های بزرگ می‌زنند، معمولاً با ریزش مشتری و شکایت روبه‌رو می‌شوند.

آکادمی سلز کوچینگ چه خدماتی ارائه می‌کند؟

اگر می‌خواهید مسیر یادگیری را ساختارمند و با راهنمایی مربی پیش ببرید، آکادمی سلز کوچینگ به مدیریت مهدی ترابی (دارای DBA بازاریابی و فارغ‌التحصیل مذاکره از دانشگاه میشیگان) برنامه‌هایی ارائه می‌کند که مهارت‌های نرم و سخت فروش را کنار هم می‌آورد.

اگر مطمئن نیستید کدام مسیر برای شما یا تیم‌تان مناسب است، می‌توانید شماره‌ی خود را در سایت سلز کوچینگ برای مشاوره‌ی رایگان ثبت کنید؛ طبق اعلام مجموعه، پاسخ‌گویی در کمتر از ۲۴ ساعت کاری انجام می‌شود. اولین قدم را همین امروز بردارید: وضعیت فعلی تیم یا مهارت خودتان را بنویسید و با مشاور درباره‌ی مسیر بعدی صحبت کنید.

دوره‌ی آنلاین، حضوری یا مشاوره‌ی فروش؟ چطور انتخاب کنیم

بسیاری از افرادی که می‌خواهند فروش را جدی یاد بگیرند، اول این سؤال را می‌پرسند: بهتر است در یک دوره‌ی آنلاین ثبت‌نام کنم، به کلاس حضوری بروم یا از مشاوره‌ی فروش کمک بگیرم؟ پاسخ به شرایط شما بستگی دارد. دوره‌ی آنلاین انعطاف‌پذیر است و برای کسی که وقت محدود دارد مناسب است، به شرطی که تمرین و بازخورد داشته باشد. دوره‌ی حضوری یا نیمه‌حضوری معمولاً برای نقش‌آفرینی و تمرین مذاکره قوی‌تر است، چون می‌توانید رفتار شرکت‌کنندگان دیگر را ببینید و فوری بازخورد بگیرید. مشاوره‌ی فروش هم زمانی بیشترین ارزش را دارد که کسب‌وکار فعالی دارید و می‌خواهید مشکل مشخصی مثل ریزش مشتری، قیمت‌گذاری یا عملکرد تیم را حل کنید.

قبل از ثبت‌نام در هر دوره‌ای، سه سؤال را از برگزارکننده بپرسید: خروجی دوره دقیقاً چه مهارتی است؟ چند درصد زمان به تمرین عملی اختصاص دارد؟ و بعد از پایان دوره چه نوع پشتیبانی یا پیگیری وجود دارد؟ قیمت دوره فروش به‌تنهایی معیار خوبی نیست؛ دوره‌ای که رفتار شما را تغییر دهد، حتی با هزینه‌ی بیشتر، بازگشت سرمایه‌ی بهتری دارد.

هوش مصنوعی در فروش: دستیار است نه جایگزین

یکی از داغ‌ترین موضوعات این روزها استفاده از هوش مصنوعی در فروش است. ابزارهای هوشمند می‌توانند پیش‌نویس پیام پیگیری بنویسند، تماس‌ها را خلاصه کنند، سؤال‌های متداول مشتری را دسته‌بندی کنند و پیش از جلسه اطلاعات عمومی درباره‌ی شرکت مشتری را جمع کنند. اما اعتماد، همدلی و تشخیص نیاز واقعی هنوز مهارت انسانی است. فروشنده‌ای که یاد بگیرد از هوش مصنوعی برای کارهای تکراری استفاده کند و وقتش را صرف گفت‌وگوی باکیفیت کند، از رقیبانش جلو می‌افتد. یک قاعده‌ی ساده: هر متنی که ابزار می‌نویسد، پیش از ارسال با لحن و واقعیت‌های مشتری خودتان تطبیق دهید.

فروش در واتساپ و اینستاگرام: همان اصول، فضای متفاوت

بخش بزرگی از گفت‌وگوهای فروش امروز در پیام‌رسان‌ها و اینستاگرام اتفاق می‌افتد. اصول همان‌هاست: اول سؤال بپرسید، نیاز را بفهمید، بعد پیشنهاد بدهید. تفاوت در سرعت و لحن است. پاسخ کوتاه و سریع، یک سؤال در هر پیام، و پرهیز از فرستادن متن طولانی و کاتالوگ بی‌مقدمه، معمولاً نتیجه‌ی بهتری می‌دهد. وقتی مشتری آماده‌ی تصمیم شد، گفت‌وگو را به تماس تلفنی یا جلسه ببرید تا جزئیات مهم‌تر بدون سوءتفاهم مطرح شود.

جمع‌بندی

فروش مهارتی است که با ساختار، تمرین و بازخورد رشد می‌کند. هر چه زودتر استعداد را از معادله حذف کنیم و فرایند را جایگزینش، سریع‌تر پیشرفت می‌کنیم. نتیجه معمولاً کمی کندتر از شعارهای «فروشنده شو در یک هفته» می‌آید، اما پایدار است و با تغییر بازار از بین نمی‌رود.

ممکن است شما دوست داشته باشید
ارسال یک پاسخ