خانه / آخرین اخبار / عروسی های رویایی که شر می شوند/ آتلیه های استانبول میزبان عروس و دامادهای تبریزی

عروسی های رویایی که شر می شوند/ آتلیه های استانبول میزبان عروس و دامادهای تبریزی

آتشی ویرانگر که بنیان خانواده ها را از هم می پاشد و البته حالا این آتش دیگر مختص به خانواده های عیانی و آنچنانی نیست، بلکه متاسفانه مانند “وبایی”همه گیر، دامان خانواده های متوسط و کم درآمد را نیز آلوده کرده است.

از دیدگاه جامعه شناسان و کارشناسان مربوطه یکی از عوامل جدایی و “طلاق” چشم و هم چشمی،  تشریفات پر خرج، بلند پروازی های بیمارگونه، بریزوبپاش های پراسراف است.

“لباس عروسی فوق اعلا، ۱۰۰ میلیون تومان به بالا! لباس داماد کم خرج تر نیست، اما…!۱۱۲ میلیون تومان چون هنر خیاط است و پارچه فلان مارک، خودش هم دست دوز! آرایشگاه عروس و داماد را هم که نگو انگار که آدم ها را در این آرایشگاه ها به هنرپیشه های سینمایی تبدیل می کنند، انصافا پای گچ و بزک “سوپر استاری”می شوند!

شیرینی هم که باید آنقدر سنگین باشد تا با کامیون و خاور حمل کنند؟! تشریفات عروسی هم  که باغ نداشته ی پدرش را تزئین می کنند! پولش که مهم نیست! مهم این است که کسی بهتر از آنها تشریفات عروسی برگزار نکند…

اینها تنها بخشی از تشریفات برخی عروسی های سوپر لوکس در شهرها است که برخی خانواده هایی با ثروت ها کلان را مشغول می کند و چشم و هم چشمی حاصل از آن دامن خانواده های سطح متوسط را نیز آلوده کرده است.

 

زندگی کارمندی با مد و تشریفات جور در نمی آید

“محمد” کارمند، ۲۸ سال سن دارد و اول زندگی باید به دنبال طلاق همسرش باشد. پای درد دلش که می نشینم “آه “از نهادش بالا می آید و گرفتاری حاصل از چشم و هم چشمی های همسرش را به یاد  می آورد.

وی می گوید: من از دیدن  پیشرفت دیگران  درموقعیت اجتماعی و موفقیت های مالی واقعا خوشحال می شوم، مخصوصا وقتی در خصوص فامیل یا خانواده همسرم باشد اما متاسفانه این ارزش ها برای همسرم بیشتر به چشم و هم چشمی، حسادت و نوعی رقابت تبدیل شده، اوایل به دلیل اینکه همسرم را خیلی دوست داشتم، رفتارش را نادیده می گرفتم.

محمد ادامه می دهد: به دلیل همین علاقه هم بود که چشمم را به روی خیلی از رفتارهایش بستم. سرمایه اولیه زندگی من ۶۰ میلیون تومان بود که به اصرار همسرم ۲۰ میلیون را رهن خانه دادیم و مابقی را صرف تشریفات عروسی کردیم!

این جوان می افزاید: تازه بماند که جدای همه اینها  به خاطر”برند” بودن وسایل خانه مجبور شدم تا خرخره زیره بار قرض بروم، دیگر توان ندارم،  دو شیفت کار می کنم زندگی من اول جوانی شده است کار…کار… کار و پاس کردن چک های برگشتی را هم که بماند، حالا می بینم که عشق و علاقه چشمانم را به روی اشتباهات زنم بسته بود، دیگر کشش این همه قرض و بدهی را ندارم”طلاق” تنها راه چاره است، ای کاش این رفتار غلط را نداشت تا آخر زندگی خودم نوکریش را می کردم.

و این تنها یک طرف ماجرا نیست این داستان هر چند موضوع اش کم و بیش یکی است، اما حکایت های شنیدنی و گوناگون دارد.

 

ارمغان بلند پروازی، بریز و بپاش های مردانه ” ورشکستگی” است

این بار پای درد و دل یک خانم جوان می نشینیم که چشم و هم چشمی های همسرش او را پای میز”طلاق” کشانده است.

“سمیه” پنج سال است که ازدواج کرده اما بریز و بپاش همسرش وبلند پروازی، یک زندگی پر از ورشکستگی را برایشان رقم زده است.

در میان حق حق اشک اینچنین آغاز می کند: با عشق ازدواج کردیم اما او خیلی بلند پرواز بود بهترین تشریفات عروسی را برگزار کردیم، همسرم به این تشریفات هم قانع نبود، عکس های عروسی را در آتلیه ی یکی از کشورهای همسایه گرفتیم، وی  می گفت: « عروسی ما باید چشم همه را در آورد! » که خوب زد و چشم خوشبختی مان را از کاسه درآورد، همسرم پولدار آنچنانی نبود با مقداری سرمایه اولیه و پول قرضی مانورهایی می داد که بیا و ببین! ماه عسل به آفریقا رفتیم! این دروغی بود که من برای هزارمین بار با خودم تکرار کردم: « ما رفتیم”آنتالیا”!» در آخر هم که آنقدر زیر بار قرض رفت تا طلبکارها به سراغش آمدند و زندان نصیب خوشبختی مان شد. من هم که باید اول جوانی مطلقه شوم و گوشه خانه به بخت سیاه خودم گریه کنم!

 

بادآورده را باد می برد

“آیدین نیکوند” کارشناس حقوقی این چنین می گوید: هدف از ازدواج وصول رسیدن به آرامش و سعادت، تقوا و دوری از گناهان است و ازدواج کانون به آرامش رسیدن است. فردی را می شناختم که مدتها زحمت کشیده و همیشه درگیر رسیدن به مدارج عالی بود و بعد از سالها زحمت وتلاش یک شبه به آنچه که می خواست رسید.

وی ادامه داد: مدرک، تخصص، خانه، ماشین، پرستیژ، ماه عسل تلاش اش بود که حقیقتا هم حق اش بود. اما بدون آشنایی قبلی و بدون مشورت با خانمی ازدواج کرد که او نیز سودای یک شبه پولدار شدن را در سر داشت هر دو جوان، هر دو کم تجربه، تشریفات عروسی به خواست خانواده دختر به بهترین شکل برگزار شد.

نیکوند ادامه داد: ولی خوب همه ما می دانیم زندگی که پایه و اساس اش چشم و هم چشمی، بلند پروازی، پول باشد از بنیان خراب است. نمایش هایی که برای فخر فروشی به دیگران راه اندازی می شود زود پایان می گیرد و در این میان چیزی جز سرمایه ی خرج شده و بدهی و قرض باقی نمی ماند. در این میان خانواده های زیادی را در  همین تبریز خودمان می شناسم که اتفاقا آنها هم سال ها زحمت کشیده اند و با زحمت پول روی پول گذاشته زندگی و ثروتی برای خود درست کردند، این انسان ها همیشه جزخیرین گمنام هستند، دارایی این انسان ها ماندگار است چون قدر زحمت و همت خود را می دانند.

وی اضافه می کند: جوانانی که ابتدای زندگی خود را با مشورت، خیر و نیکی، بخشش، تشریفات کم آغاز می کنند بدون در نظر گرفتن اینکه از چه طبقه ای هستند در زندگی موفق تر می شوند و زندگی پایدارتری دارند.

***

با نگاهی به آنچه که در این گزارش هم سعی شد به گوشه ای از آنها پرداخت شود می توان گفت، بیهوده گرایی، چشم و هم چشمی، نا شکری در برابر نعمات، اسراف، بریزوبپاش همه بلای خانمان سوزی است که غیر از ویرانی در زندگی چیزی باقی نمی گذارد حالا بعضی عده معدود چه اصراری به انجام این کارها دارند، ما هم حیرانیم!

گزارش از آیرین رحیمیان /نصر نیوز

دیدگاهتان را ثبت کنید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش ‌های مورد نیاز علامت‌ گذاری شده ‌اند %s *

*