خانه / آخرین اخبار / بیوگرافی محمد اصغری (مجری هواشناسی) +مصاحبه

بیوگرافی محمد اصغری (مجری هواشناسی) +مصاحبه

محمد اصغری، اول اسفند ۱۳۴۹ به این دنیا کوچیده و متولد فصل گل یخ در تهران است. لیسانس فیزیک را از دانشگاه شهید بهشتی گرفته و کارشناسی ارشد هواشناسی را در دانشگاه آزاد خوانده است.

سال ۷۴ همزمان با تحصیل در مقطع فوق لیسانس، به واسطه یکی از استادانش به سازمان هواشناسی معرفی شده و همچنان به عنوان پیش بین ارشد در این اداره مشغول کار است. اصغری، ۲۰ سال سابقه تدریس و معلمی دارد و مدرس فیزیک دانشگاه نیز هست.

همسر محمد اصغری دختر محمد اصغری بیوگرافی محمد اصغری بیوگرافی مجریان

اصغری علاوه بر اجرای تلویزیون، استاد دانشگاه هم هست و فیزیک درس می دهد. دو دختر دارد که یکی از آنها امسال وارد دانشگاه شده و دیگری سوم دبیرستان است، همسرش هم در دانشگاه شهید بهشتی مشغول کار است. اصغری بر این باور است که اعتقادات مذهبی بهترین راه برای موفقیت در زندگی است.

گفتگو با محمد اصغری مجری معروف هواشناسی کشور

ایستادن پای تخته کلاس، قانع تان نکرد که رفتید سراغ نقشه های هواشناسی استودیوی خبر؟
واقعا یک اتفاق بود. پس از تست صدا و اجرا و کار با پرده آبی، خوشبختانه یا متاسفانه قبول شدم و بعد از مدتی تمرین رفتم روی آنتن.

فقط اتفاق؟ علاقه ای در کار نبود؟
خب بعدا علاقه آدم بیشتر می شود، ولی در ابتدا یک اتفاق بود. کمتر کسی می تواند ادعا کند از ابتدا شغلش را با علاقه انتخاب کرده است.

آفتابی شدن جلوی دوربین، کلاس هایتان را شلوغ تر کرده است؟
من در دانشگاه آزاد، فیزیک تدریس می کنم، اما خدا را شکر کلاس هایم شلوغ است و تعداد دانشجویانی که غیبت می کنند کم.
پس تدریس تان خوب است.
نمی دانم. شاید هم خوب نمره می دهم.

یعنی کسی از درس شما نمی افتد؟
اتفاقا خیلی ها نمره نمی آورند و تهدید هم می کنند منتها من کار خودم را انجام می دهم.

خب برگردیم به آب و هوا. می توانیم شما را ستاره هواشناسی تلویزیون بدانیم؟
نه. در تلویزیون اصلا ستاره هواشناسی نداریم. ستاره ها، پشت صحنه اند. یک برنامه در صورتی می تواند قوی ارائه شود که آدم های بزرگ و قدرتمندی پشت سرش باشند، وگرنه خیلی ها در ویترین، آمد و شد دارند.

سبک اجرا و کارشناسی هایتان منحصر بفرد است یا در دنیای آن ور آب هم مابه ازا دارد؟
حتما مابه ازاهای بسیار بهتر از من وجود دارد. شک نکنید که بعضی از شبکه های آن ور آب از ما جلوترند، لذا الگوپذیری اجتناب ناپذیر است. من اجراهای هواشناسی در BBC، ‍CNN، یورونیوز، الجزیره و… را می بینم. در این میان از مسائل سیاسی که بگذریم انصافا اجرای هواشناسی CNN خیلی قشنگ، جذاب و طبیعی است و شما با هر زبانی می توانید تشخیص دهید چه می گوید. همان طور که هنگام انتخاب یک مربی خارجی فوتبال، به دنبال کسی می گردیم که سبک بازی تیم مان به او بخورد، در اجرا و هواشناسی هم باید شبکه های مختلف را رصد کنیم و خودمان را با نمونه های موفقی که ارزش تقلید کردن دارند، وفق دهیم.

پس کی باید در قالب خودمان شکل بگیریم و صاحب سبک شویم؟
قطعا با توجه به فرهنگ مان باید به خودمان شبیه باشیم. البته این را هم فراموش نکنید که اصلا امکان ندارد بتوانیم صد درصد از آنها تقلید کنیم، ولی به هرحال چون رقابت تنگاتنگ و فشرده ای وجود دارد مجبوریم برای جذب مخاطب با رعایت خط قرمزها تا حدودی به آنها نزدیک شویم البته این زمان می برد.
چگونه؟ آنها که متوقف نمی شوند و منتظر رسیدن ما نمی مانند.
بله، اما حرکتشان کند خواهد شد. شاید پیش بینی وضع هوا، بهترین شاهد این مدعا باشد. تا چند سال قبل، مرزنشین های ما، اطلاعات آب و هوایی مورد نیازشان را صرفا از شبکه های آن ور آب می گرفتند، اما پیشرفت علمی ما در این حوزه اعتمادشان را جلب کرده و این یعنی فاصله موجود از میان رفته است. مطمئن باشید در اجرا هم همین طور خواهد شد.

همسر محمد اصغری دختر محمد اصغری بیوگرافی محمد اصغری بیوگرافی مجریان

از نرم افزار جدیدی که قرار بود برای بهبود کیفیت تصاویر و نقشه ها خریداری شود چه خبر؟
متاسفانه مشکلات مالی بر سر راه است و مدیران هواشناسی و صدا و سیما در حال مذاکره اند تا راه حلی بیابند.

فکر می کنید چه زمانی به آن دسترسی خواهید داشت؟
نمی دانم. از دست من خارج است. اظهارنظر درباره آن از پیش بینی وضع هوا هم سخت تر است. (باخنده)

فانتزی کلام و ادبیات خاص شما تا چه حد در جدی تلقی شدن حرف ها و پیش بینی هایتان از سوی مخاطب، موثر و کارساز بوده است؟
بازخورد و عکس العمل های خوب و قشنگی در پی داشت. من هم می توانستم سبک قدیمی ها را ادامه بدهم منتها پس از مشورت های زیاد با آدم های بزرگ به این نتیجه رسیدم که حضور جلوی دوربین نباید مرا از خود واقعی ام دور نماید و باعث شود نقش بازی کنم زیرا در رادیو چون دیده نمی شوید می توانید به شنونده کلک بزنید اما تقلید کردن و مصنوعی بودن در تلویزیون به راحتی قابل تشخیص است.

پس خود واقعی محمد اصغری خیلی جذاب بود که توانست جو رسمی آیتم هواشناسی خبر را عوض کند؟
نظر لطف شماست.

همین ؟
به هر حال باید به روز باشیم تا تکراری نشویم در غیر این صورت از چشم خواهیم افتاد.

محمد اصغری می تواند الگو و اشل خوبی برای تهیه هواشناس های رسانه باشد؟
نه. من دوست ندارم چنین باشد.

می خواهید تک باشید؟

نه. می خواهم هر کس خودش باشد تا موفق شود. این را پیشکسوت ها به ما گفته اند.

این درست اما وقتی خودِ واقعی شان آن طور که باید و شاید جذاب نیست چه؟
هر کسی جذابیت هایی دارد که اگر تقلید نکند به چشم می آید.

با این همه می دانستید برخی موافق شیوه شما نیستند و معتقدند چون آیتم هواشناسی در قالب برنامه ای علمی تعریف و گنجانده می شود لحن و گویش جدی تر طلب می کند؟
دقیقا همین طور است. بسیاری از اساتیدم هم این انتقاد را مطرح می کنند و می گویند بعضی وقت ها خیلی از علم دور می شوی و کوچه بازاری صحبت می کنی! البته حق دارند من هم ضعفم را قبول دارم. باید چارچوب های کلی را رعایت کنم و برای موفقیت بیشتر تلاش نمایم.

در این صورت هم که می شوید یکی مثل همه و جذابیت تان را از دست می دهید؟
هواشناسی یک علم است و با صددرصد کوچه بازاری صحبت کردن نمی توان آن را به درستی ارائه داد. باید یک نسبت تناسب ببندیم تا علاوه بر علمی صحبت کردن، سطح کار هم افت نکند و مخاطب راضی باشد.
از سوی دیگر، قبول دارید گاهی اوقات خیلی روان سخن نمی گویید و مکث هایی که در توضیحات تان دارید این گونه به ذهن متبادر می سازد که روی آنتن زنده و در لحظه به دنبال واژه مناسب برای جمله بندی حرف هایتان هستید؟
بالاخره همه ما گاهی اوقات برای این که جمله هایمان تکراری نشود و قشنگ تر جلوه کند در حین حرف زدن به دنبال کلمه هم می گردیم و این جستجو، ناخودآگاه مکث هایی را سبب می شود.

شاید این ویژگی برای افراد معمولی عادی باشد اما در یک رسانه فراگیر باعث مختل شدن ارتباط نمی گردد؟
گفتیم راز موفقیت هر کس در این است که خودش باشد. شما حتی در کلاس درس هم برای این که بتوانید زیباتر تدریس کنید و مفاهیم را جا بیندازید مجبورید فکر کنید و تفکر در کلام شما مکث ایجاد می کند. نمی توانی مثل ضبط صوت حفظ کنی یا حرف های دیروزت را تکرار نمایی. ضمن این که معمولا چیزهایی که در لحظه خلق می شوند جذاب و توجه برانگیزند و کمتر کسی نسبت به آنها بی تفاوت است اما مثلا حرف هایی که مهمانداران هواپیما ها قبل از پرواز بیان می کنند آن قدر برای مسافران تکراری شده که کاملا نسبت به آن بی احساسند.

پس این مکث ها هم در دیده شدن شما بی تاثیر نبوده اند؟
شاید. این را شما باید بگویید.

قبل از آن که مجری  ـ کارشناس هواشناسی اخبار شوید به حرف های پیش بین های رسانه اعتماد داشتید؟
صددرصد. چون قبل از آن که وارد صداوسیما شوم پیش بین بودم و کسانی که جلوی دوربین می رفتند با من هم مشورت می کردند. پیش بینی، یک کار گروهی است و همه در آن مشارکت دارند. اسم این اتاقی که الان در آن نشسته ایم و گفت وگو می کنیم Discussion room است. اتاق دیسکاشن، جایی است که هر روز صبح، پیش بین ها دور هم جمع می شوند و راجع به وضعیت آب و هوا صحبت می کنند و همدیگر را قانع می نمایند لذا اگر به پیش بینی هایمان ایمان نداشتیم اصلا ارائه نمی دادیم.

میانه تان با کف بینی و پیشگویی چطور است؟
خیلی بد. هیچ اعتقادی به این حرف ها ندارم.

شغل شما را که با آنها اشتباه نمی گیرند؟
هر چه زمان می گذرد تعداد آدم هایی که این اشتباه را مرتکب می شوند کمتر می شود. یادم می آید روزهای اول که جلوی دوربین رفته بودم، کشاورزی تماس گرفت و گفت من ماشینم را فروخته ام و با پولش بذر خریده ام؛ شما را به خدا کاری کنید باران بیاید وگرنه ورشکست می شوم! این بنده خدا واقعا فکر می کرد باریدن باران دست ماست و نمی توانست باور کند من کسی نیستم و تنها آنچه نقشه ها نشان می دهند را می گویم.

مهم است مخاطب رسانه، پیش بینی وضع هوا را از زبان چه کسی بشنود؟
نباید مهم باشد زیرا کار ما فردی نیست و اختلافی بین حرف ها وجود ندارد.

فکر نمی کنید استفاده از یک مجری ـ کارشناس ثابت باعث جلب بیشتر اعتماد مردم و در نتیجه ممتاز شدن موقعیت این آیتم در رسانه می شود؟
نه. مجری آیتم هواشناسی با گوینده خبر فرق دارد. جنس کار ما باعث می شود مجری ها متفاوت باشند تا با گذشت زمان، جملات و حرکاتشان تکراری نشود و دلنشین باشند.

شما که تکراری نشده اید؟
نمی دانم باید از مردم بپرسید.

خودتان چه فکر می کنید؟
اگر زیاد جلوی دوربین بیایم به تکرار خواهم افتاد.

همسر محمد اصغری دختر محمد اصغری بیوگرافی محمد اصغری بیوگرافی مجریان

اجرای خبرهای هواشناسی در تلویزیون و رادیو، اقتضای خاص و جداگانه ای دارد؟
در تلویزیون، سخت تر است و باید حرفه ای باشی، اما در رادیو خیلی چیزها قابل تشخیص نیست.

مثلا ؟
از روی صدا نمی توان خیلی به حرف ها اعتماد کرد، اما از حالات چهره می توان این را فهمید که مثلا محمد اصغری مطمئن است هوای این هفته تهران بارانی نیست. در رادیو می توان آنچه در دلت نیست را به زبان آوری و… البته من نیز قبل از این که جلوی دوربین حاضر شوم رادیو را تجربه کرده ام لذا همواره به افرادی که تازه برای تست دادن مراجعه می نمایند تاکید می کنم مدت زمان زیادی را در رادیو سپری کنند. الان هم مجریان تلویزیون آنهایی هستند که از رادیو شروع کرده اند.

خب تا از بحث اصلی مان دور نشدیم بگویید اولین پیش بینی رسانه ای وضع هوا در کشور ما دیدنی بود یا شنیدنی؟
من که یادم نیست، اما آن طور که پدرم تعریف می کرد قبل از پیروزی انقلاب، آقای منشی زاده تنها کسی بوده که هر شب با نقشه به تلویزیون می آمده و بدون کروماکی (پرده آبی)  و LCD، وضع هوا را پیش بینی و اعلام می کرده و ظاهرا خیلی مطرح بوده و به چشم می آمده است. الان هم اگر از قدیمی ترها بپرسید منشی زاده یادتان هست؟ فوری در ذهنشان مجسم می شود. ایشان پیشکسوت همه ما بودند و ۲ سال قبل شنیدم فوت کردند. این را هم اضافه کنم که آن موقع احتمال خطا و اشتباه در پیش بینی ها خیلی زیاد بود و تنها به کشور ما منحصر نمی شد، زیرا امکانات، ضعیف و محدود بود و فقط نقشه های واقعی (actual)  را در دسترس داشتند تا تصمیم بگیرند که مثلا سرعت این موج چقدر است و چه زمانی به کشور می رسد. لذا خیلی پارامترها را از دست می دادند.

اطلاعاتی که در اختیار مردم قرار می دهید چقدر داغ و تازه از تنور بیرون آمده است؟
معمولا یک روز بحث و مشورت و پس و پیش می کنیم و نظر می گیریم تا نتیجه اش بشود آن ۲ دقیقه روی آنتن.

یعنی اطلاعاتی که ۲۴ ساعت قبل به دست آمده را ارائه می کنید؟
بله. البته لحظه آخر هم که می خواهیم روی آنتن بیاییم، دوباره اوضاع را بررسی می کنیم، ببینیم آنچه پیش بینی کرده ایم اتفاق افتاده یا نه. معمولا هم کمی داده ها را تغییر می دهیم و به روز می کنیم.

پیش بینی که وارونه اتفاق افتاد؟
سال گذشته ۲ بار برای تهران، بارش برف پیش بینی کردیم، اما این اتفاق نیفتاد و مردم از این بابت خیلی شاکی بودند. (با خنده)

وارونه ها اذیتتان نمی کند؟
هر چه زمان جلوتر می رود، وارونگی ها کمتر می شود (می خندد)  البته درک و فهم و تشخیص مردم خیلی بالا رفته و دیگر مثل قدیم نیست که هر اشتباهی را به جوک و خنده تبدیل کنند. ما قانونی داریم به نام اینرسی یا قانون اول نیوتن که طبق آن مثلا برای هل دادن یک ماشین ثابت به نیروی زیادی نیاز است، اما وقتی از حالت سکون به حرکت درآمد، یک نفر هم به تنهایی می تواند از عهده کار برآید. هوا هم همین حالت را دارد، یعنی پیش بینی شروع بارندگی یا اولین برف زمستان، خیلی سخت و دشوار است. در ابتدای بهار و پاییز هم که در حال گذر از یک فصل به فصل دیگر هستیم، چون ناپایداری ها لحظه ای ایجاد می شوند، احتمال خطا خیلی زیاد است. با این حال یک زمانی پیش بینی وضع هوا مثل پیش بینی وقوع زلزله بود، اما الان پیشرفت ها چشمگیر است و از این بابت باید شکرگزار خدا باشیم.

از جوک و شوخی هایی که آن زمان برای اشتباهات هواشناسی در جامعه، دهان به دهان می گشت، موردی در خاطر تان مانده است؟
آنها را که از بس شنیده ایم، تکراری شده اند، اما چندی قبل بنده خدایی از یکی از استان ها تماس گرفته بود و خیلی جدی تشکر می کرد که ما ممنونیم از این همه برفی که برایمان فرستاده اید!
یادم می آید چند سال قبل هفته نامه گل آقا، اظهارنظر یکی از مسوولان وقت هواشناسی درباره وضعیت آب و هوایی ۵۰ سال آینده ایران را سوژه کاریکاتوری کرده و در شرح طنزش نوشته بود: «شما آب و هوای ۲۴ساعت آینده را درست پیش بینی کن، ۵۰ سال بعد پیش کش!»

در حال حاضر مدت زمانی که می توانید وضع هوا را با درصد خطای کمتری پیش بینی و اعلام کنید و با شهامت هم پای حرفتان بایستید، چقدر طولانی تر شده است؟
الان طبق آماری که داریم معمولا ۹۸ درصد پیش بینی های ۲۴ ساعته مان درست از  آب در می آید. حالا هر چه این زمان بیشتر شود درصد خطا هم بالاتر می رود، خود من در چند هفته اخیرواقعا به مدل هایمان ایمان پیدا کرد، یعنی آنقدر خطاها را کم کرده ایم که تا یک هفته را براحتی می  توانیم پیش بینی کنیم، درباره هفته دوم به بعد نیز اگر نقشه ها موارد خوب و مثبتی نشان دهند، حتما اعلام می کنیم، چون می گویند خبر خوش را حتی اگر احتمال وقوعش ۵۰ ـ ۵۰ هم باشد، بگویید.
آن بازه زمانی ۵۰ ساله را هم که شما می گویید، در هیچ جای دنیا نمی توانند بصراحت حرفی درباره اش داشته باشند.

برخی شبکه های برون مرزی فعالیت هایی در راستای پیش بینی و تحلیل وضع هوای دیگر کشورها دارند. این پیش بینی ها درباره ایران، چقدر قابل اعتمادند؟ شما هم از آنها استفاده می کنید؟
نقشه های ما با هواشناسان آمریکا، انگلیس، فرانسه و… یکسان است.
تحلیل هایمان متفاوتند. به هر حال ما برای پیش بینی، موارد خاص خودمان را در ذهن داریم و آلودگی  هوا، پستی و بلندی های اطراف یک شهر و منطقه و… را در نظر می گیریم، اما هواشناسی که در لندن نشسته، نمی تواند این چیزها را تشخیص بدهد. شما بروید آنچه ما اعلام می کنیم را با سایت های مختلف و حرفه ای مثل Weather.ir مقایسه کنید ببینید خطای کداممان بیشتر است. آنها ریزه کاری هایی که ما به آن آگاهیم را لحاظ نمی کنند.

از زاویه دید شما، بسته خبری آب و هوا بیرون از حوزه خبر هم در قالب یک برنامه روتین مستقل، زمینه و ظرفیت جذب و همراهی مخاطب را دارد؟
بله، حتما. آرزوی من همین است.

حوصله مخاطب را سر نمی برد؟
نه. جذابش می کنیم. جذابیتش هم تنها به مجری نیست.

شما فکر می کنید پربیننده ترین برنامه تلویزیون در سایر کشورهای دنیا چیست؟
نمی خواهید که بگویید هواشناسی؟!
نه. برنامه های مستندند. شاید جالب باشد بدانید بیشتر شبکه های مستند دنیا، پولی هستند یعنی به دلیل کثرت مخاطب از بیننده پول می گیرند و برایش برنامه پخش می کنند. جذابیت مستند هم به تصویر است. اگر بتوانیم پدیده هواشناسی را به شکل مستند ارائه دهیم اصلا نیازی نیست مجری بیاید و توضیح دهد و بعد از مدتی خسته کننده شود. طبیعت و آب و هوا آنقدر جذاب و رنگارنگ هست که مخاطب هیچ وقت دلزده نشود.

پس می توانیم مستند هواشناسی داشته باشیم؟
بله. حتی برای درازمدت.

چرا خودتان برای تحقق رویایتان پا پیش نمی گذارید؟
خرج دارد. وسعم نمی رسد. یک نفر باید به عنوان تهیه کننده پیشنهاد بدهد تا من ارائه اش کنم.

حتی پیشنهادش را هم مطرح نکرده اید؟
پیشنهاد داده ام منتها با تغییر مدیریت ها به فراموشی سپرده شده یا مورد توجه قرار نگرفته است.

یعنی می خواهیم به همین آیتم های محدود و محصور در خبر بسنده کنیم؟
بالای ۵۰ درصد اطمینان دارم و پیش بینی می کنم که با توجه به نیاز روز افزون مردم، این برنامه خارج از حوزه خبر شکل می گیرد.

جایی که دوست داشته باشید همواره از وضع آب و هوایش با خبر باشید؟
به یک جا فکر نمی کنم. معمولا جاهایی که بارندگی است برایم جالبند و دوست دارم از شروع و خاتمه بارش هایشان مطلع شوم.

چقدر به آسمان نگاه می کنید؟
خیلی زیاد. حتی شب ها دائم پرده اتاقم را کنار می زنم و نگاه می کنم ببینم چه اتفاقی در حال وقوع است.

در روزگار امروز هم می توان با مشاهده آسمان و مدد گرفتن از تجربیات شخصی و برخی علائم و نشانه ها، پیش بینی درستی از اوضاع جوی داشت؟
این برمی گردد به پیشگویی که قبلا صحبتش را کردیم، البته آدم هایی هستند که به صورت تجربی می  توانند فقط برای منطقه خودشان پیش بینی کنند. یادم می آید یک پیرمرد کشاورز هرمزگانی بود که واقعا پیش بینی هایش درست از آب در می آمد و مدتی هم با ما در تماس بود و مثلا با اعتقاد می گفت شما در رادیو اعلام کردید از بعدازظهر در بندرعباس باران می بارد، اما تجربه من می گوید این اتفاق فردا صبح رخ می دهد و خیلی اوقات هم همان طور می شد.

پس هنوز هم کسانی هستند که به سلاح تجربه از علم و امکانات شما جلوتر باشند؟

این آدم ها محدودند و البته احتمال خطایشان هم بیشتر است. علم بعلاوه تجربه، پیشرفت کار ما را نشان می دهد.

از آن کشاورز خبری دارید؟
نه، متاسفانه ارتباطش را قطع کرد. احتمالا با خشکسالی مواجه شده و باغش را برچیده است.

کسی که بیش از همه هوایتان را دارد؟
مادرم، همسرم، خانواده ام و همکارانم.

شما هوای چه کسی را دارید؟
همه. (می خندد)

فیلم هواشناسی را چند بار دیده اید ؟
فقط یک بار در تلویزیون دیدم.

اتفاقی؟
نه. تعدادی پیامک برایم آمد. حتی همکاران پخش تلویزیون هم پیامک داده بودند که می خواهیم این فیلم را پخش کنیم، حتما ببین.

چقدر با آن ارتباط برقرار کردید؟
خیلی قشنگ بود. معمولا فیلم های نیکلاس کیج را می بینم. هر نقشی را به او می سپارند خیلی واقعی بازی می کند.

سیمای یک هواشناس واقعی را می توان در این فیلم به تماشا نشست؟
نه. زیرا این فیلم مربوط به زمانی می شد که هواشناس ها با کروماکی سروکار داشتند، الان ویدئو وال داریم و تصاویر LCD پشت سرمان واقعی است.

عجیب نیست با وجود این که حرفه شما ارتباط تنگاتنگی با برنامه ریزی پروسه تولید یک فیلم یا سریال دارد، تاکنون مورد توجه فیلمسازان داخلی قرار نگرفته است؟
شاید برایشان پرخرج می شود و به دردسر می افتند. این روزها فیلم های سینمایی خیلی جمع و جور و کم هزینه ساخته می شوند. کسانی که بخواهند راجع به شغل ما فیلم بسازند، باید یکی دو سال نحوه کار و پیش بینی را از نزدیک لمس کنند تا بتوانند اثر خوب و ماندگاری ارائه دهند.

شاید هم دل خوشی از پیش بینی هایتان ندارند؟
نه. این طور نیست ما در خاورمیانه حرف اول را می زنیم.

اما عمده برنامه ریزان پروژه های سینمایی و تلویزیونی، شیوه های سنتی پیش بینی وضع هوا را قابل اعتمادتر از اخبار می دانند؟
آدم هایی که این حرف ها را می زنند اگر بیایند و رودررو با خود ما بحث کنند، قانعشان خواهیم کرد. خود من یک بار شنیدم رضا رشیدپور در مصاحبه ای گفته ما به پیش بینی ها اعتقادی نداریم. تعجب کردم و مدتی بعد که همدیگر را در تلویزیون دیدیم، گفتم رضا نظر تو این است؟ گفت خدا شاهد است که من چنین چیزی نگفته ام و خبرنگار آن مصاحبه برای آن که گفت و گویش جذاب شود، حرف مرا برگردانده است! متاسفانه بعضی ها هم با دیدن یک خبرنگار جوگیر می شوند و برای مطرح کردن خودشان یک سازمان را تخریب می کنند. البته در مجموع این آدم ها در حال کم شدن هستند.

گروهی هم معتقدند پیگیری وضع هوا از طریق تلفن همراه و اینترنت، دقیق تر و موثق تر از رادیو و تلویزیون بوده و با درصد خطای کمتری همراه است؟
اصلا قبول ندارم. این مورد هم مثل همان اظهارنظرهای قبلی است.

البته طبیعی است قبول نداشته باشید. چاقو که دسته خودش را نمی برد؟!
وقتی عرض می کنم تعداد آدم هایی که به ما اعتماد ندارند در حال کم شدن است، یعنی به هر حال کار ما بهتر شده اگر هم قبول ندارید، مقایسه کنید ببینید با چه اعداد رنگارنگی مواجه می شوید. به هر حال هر کسی در حیطه کاری خودش ادعایی دارد، چون عمرش را برای این کار گذاشته است. اگر به اخباری که از صدا و سیما پخش می شود، بی اعتماد باشیم که دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شود.

تاکنون به نماز باران رفته اید؟
بله.
چتر هم با خودتان برده  بودید؟
نه. اما از پدرم شنیده ام که قدیمی ها آنقدر ایمان و اعتقاد داشتند که با چتر به نماز می رفتند.

یعنی شما به کارتان ایمان نداشتید؟

چرا اما من هیچ وقت چتر نداشته ام، حتی قبل از این که وارد هواشناسی شوم هم نیازی به چتر احساس نمی کردم. چون باران را خیلی دوست دارم و معتقدم اگر چتر لازم بود، خداوند هنگام بارندگی در کله هر آدمی یک چتر باز می کرد! پس حتما باید باران و برف به سر آدم بخورد. (می خندد)

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*