خانه / حوادث / وقتی زن جوان در حمام بود ،مرد افغان سرنوشت کودک دو ماهه را سیاه کرد + عکس

وقتی زن جوان در حمام بود ،مرد افغان سرنوشت کودک دو ماهه را سیاه کرد + عکس

مرد ۳۴ ساله ای که در یک اقدام جنون آمیز، نوزاد دو ماهه اش را به دلیل گریه صبحگاهی به دیوار کوبید و او را به طرز فجیعی کشت،

صبح روز گذشته در حالی به ارتکاب جنایت اعتراف کرد که با سوالات تخصصی و فنی قاضی ویژه قتل  عمد، در چاه عمیق تناقض گویی افتاد. صبح روز گذشته، قاضی ویژه قتل عمد برای انجام بررسی های میدانی و تحقیق درباره پرونده ای جنایی به یکی از شهرک های حاشیه مشهد عزیمت کرده بود تا در محل ارتکاب جرم به اسناد و مدارک محکمه پسند دست یابد.

همسر صیغه ای قساوت قلب چیست قتل کودک سایت طلاق گرفته ها زن مطلقه برای صیغه زن در حمام حوادث مشهد افغانی قاتل افغانی در ایران ازدواج با مردان افغانی اخبار قتل اخبار جنایی

در حالی که مقام قضایی از سپیده دم مشغول تحقیق درباره پرونده جنایی بود، ناگهان صدای زنگ تلفن همراه وی، سکوت صبحگاهی را شکست و ماموران انتظامی از ماجرای مرگ مشکوک نوزاد دو ماهه ای در مرکز درمانی خبر دادند.

عقربه های ساعت به هشت صبح نزدیک می‌شد که قاضی «کاظم میرزایی» به همراه عوامل بررسی صحنه جرم و کارآگاهان اداره جنایی، عازم بیمارستان شهید هاشمی نژاد شدند تا این موضوع را از نزدیک بررسی کنند. پزشکان بیمارستان در حالی از مرگ پسر دو ماهه خبر دادند که آثار کودک آزاری روی گردن و سر وی مشهود بود.

قاضی با تجربه ویژه قتل عمد با دیدن خراشیدگی کنار گردن و کوفتگی که روی سر «بنیامین» وجود داشت بلافاصله پی به ارتکاب جنایتی هولناک برد و با استفاده از شیوه های فنی و قضایی به تحقیق در این باره پرداخت. ابتدا مقام قضایی از پدر و مادر نوزاد که او را به بیمارستان رسانده بودند سوالاتی کرد. آن ها که گویی سخنان شان را با یکدیگر چند بار مرور کرده بودند به قاضی میرزایی گفتند: «صبح زود در حال خوردن صبحانه بودیم که ناگهان احساس کردیم چیزی در گلوی نوزاد گیر کرده است.

بعد هم حال او وخیم شد که بلافاصله به بیمارستان رساندیم. در این هنگام قاضی شعبه ۲۱۱ دادسرای عمومی و انقلاب از مادر کودک سوال کرد: پس این خراشیدگی ها را چه کسی روی سر و صورت فرزندتان ایجاد کرده است؟ مادر که با شنیدن این سوال دست و پایش را گم کرده بود پس از مکث کوتاهی گفت: نمی دانم! حتما در بیمارستان ایجاد شده است.

پسرم زنده بود که او را به مرکز درمانی آوردیم اما حالا می گویند فرزند شما فوت کرده!! قاضی ویژه قتل عمد که دیگر یقین داشت جنایت هولناکی در پی کودک آزاری رخ داده است، دامنه تحقیقات را به محل زندگی زوج مذکور کشاند. مادربزرگ نوزاد به مقام قضایی گفت: قبلا دامادم نوزاد را اذیت می کرد و گاهی او را کتک می زد!

قاضی میرزایی با شنیدن این جملات، دستور بازداشت زوج مذکور را صادر کرد و از پزشکان قانونی خواست علت مرگ نوزاد را اعلام کنند. اما هنوز نظریه پزشکی قانونی به دادسرا گزارش نشده بود که قاضی ویژه قتل عمد با پوشه ای از اسناد و مدارک مستند پشت میز قضاوت نشست و مادر ۲۲ ساله نوزاد را سوال پیچ کرد.

قاضی گفت: طبق اظهارات همسایگان که در پرونده وجود دارد شما همسر دوم «ح-ح» هستی و او گاهی فرزند شما را کتک می زد به طوری که صدای گریه های وحشتناک نوزاد را همسایگان شما نیز شنیده اند! زن جوان با مشاهده مدارکی که فکر نمی کرد در طول دو ساعت جمع آوری شده باشند به ناچار لب به اعتراف گشود و گفت: همسرم معتاد بود که از او طلاق گرفتم و با این مرد ۳۴ ساله افغانی ازدواج کردم ولی او گاهی «بنیامین» را کتک می زد.

امروز (دیروز) هم حدود ساعت پنج بامداد از خواب بیدار شدم و چای نبات برای پسرم درست کردم چرا که قصد استحمام داشتم و امکان داشت در این مدت پسرم از خواب بیدار شود. به همین دلیل به همسرم گفتم: وقتی «بنیامین» بیدار شد و گریه کرد، چای نبات به او بدهد تا ساکت شود! ولی چند دقیقه بعد از داخل حمام ناگهان صدایی را شنیدم که انگار شیئی محکم به زمین افتاد البته حدود سه بار این صدا را شنیدم! وقتی هراسان بیرون آمدم، دیدم پسرم بی هوش است و دستانش به یک طرف می افتاد. بلافاصله او را به درمانگاه رساندیم ولی دیگر نفس نمی کشید! البته قبلا هم همسرم او را با دست کتک می زد یا گلویش را می گرفت اما امروز خیلی محکم او را زده بود به طوری که صدایش را از داخل حمام شنیدم! و بعد فهمیدم که او پسرم را سه بار به دیوار کوبیده است! وی در پاسخ به سوال دیگر قاضی میرزایی که پرسید چرا ماجرای کتک زدن فرزندت را به اورژانس اجتماعی بهزیستی یا مراکز دیگر اطلاع ندادی؟ گفت: همسرم مرا تهدید می کرد و می گفت: وای به حالت اگر کسی از این موضوع چیزی بفهمد. من هم می ترسیدم!

در پی اعترافات این زن جوان، پدر کودک نیز مقابل میز قضاوت قرار گرفت و بعد از آن که فهمید دیگر همه چیز لو رفته است گفت: من در واقع با همسر دیگرم زندگی می کنم و از او صاحب فرزند ۱۰ ساله ای هستم! اما از گریه های «بنیامین» خسته شده بودم! امروز صبح هم وقتی از خواب بیدار شد و مادرش را ندید شروع به گریه کرد. من که دیگر عصبانی شده بودم او را بلند کردم و چند بار به زمین کوبیدم به طوری که بخشی از بدنش روی فرش قرار گرفت و سرش به زمین اصابت کرد. این گزارش حاکی است، با اعترافات صریح مرد «دو زنه!» در جلسه بازپرسی، قاضی کاظم میرزایی با صدور قرار بازداشت موقت، وی را در اختیار کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی قرار داد تا تحقیقات درباره زوایای تاریک این پرونده جنایی و همچنین چگونگی قتل نوزاد دو ماهه ادامه یابد.

یک نظر ثبت شده

  1. …إِنَّهُ یرَ‌اکُمْ هُوَ وَقَبِیلُهُ مِنْ حَیثُ لَا تَرَ‌وْنَهُمْ ۗ إِنَّا جَعَلْنَا الشَّیاطِینَ أَوْلِیاءَ لِلَّذِینَ لَا یؤْمِنُونَ ﴿٢٧﴾«اعراف» …در حقیقت، او و قبیله‌اش، شما را از آنجا که آنها را نمى‌بینید، مى‌بینند. ما شیاطین را دوستان کسانى قرار دادیم که ایمان نمى‌آورند. (۲۷)
    وَقَالَ الشَّیْطَانُ لَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ‌ إِنَّ اللَّـهَ وَعَدَکُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدتُّکُمْ فَأَخْلَفْتُکُمْ ۖ وَمَا کَانَ لِیَ عَلَیْکُم مِّن سُلْطَانٍ إِلَّا أَن دَعَوْتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِی ۖ فَلَا تَلُومُونِی وَلُومُوا أَنفُسَکُم ۖ مَّا أَنَا بِمُصْرِ‌خِکُمْ وَمَا أَنتُم بِمُصْرِ‌خِیَّ ۖ إِنِّی کَفَرْ‌تُ بِمَا أَشْرَ‌کْتُمُونِ مِن قَبْلُ ۗ إِنَّ الظَّالِمِینَ لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ ﴿٢٢﴾ «ابراهیم» و چون کار از کار گذشت [و داورى صورت گرفت‌] شیطان مى‌گوید: «در حقیقت، خدا به شما وعده داد وعده راست، و من به شما وعده دادم و با شما خلاف کردم، و مرا بر شما هیچ تسلطى نبود، جز اینکه شما را دعوت کردم و اجابتم نمودید. پس مرا ملامت نکنید و خود را ملامت کنید. من فریادرس شما نیستم و شما هم فریادرس من نیستید. من به آنچه پیش از این مرا [در کار خدا] شریک مى‌دانستید کافرم». آرى! ستمکاران عذابى پردرد خواهند داشت. (۲۲)
    إِنَّ عِبَادِی لَیْسَ لَکَ عَلَیْهِمْ سُلْطَانٌ إِلَّا مَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْغَاوِینَ ﴿۴٢﴾ «حجر» در حقیقت، تو را بر بندگان من تسلّطى نیست، مگر کسانى از گمراهان که تو را پیروى کنند، (۴۲)
    وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ کَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ‌ رَ‌بِّهِ ۗ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّ‌یَّتَهُ أَوْلِیَاءَ مِن دُونِی وَهُمْ لَکُمْ عَدُوٌّ ۚ بِئْسَ لِلظَّالِمِینَ بَدَلًا ﴿۵٠﴾ «کهف» و [یاد کن‌] هنگامى را که به فرشتگان گفتیم: «آدم را سجده کنید،» پس [همه‌] -جز ابلیس- سجده کردند، که از [گروه‌] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید. آیا [با این حال،] او و نسلش را به جاى من دوستان خود مى‌گیرید، و حال آنکه آنها دشمن شمایند؟ و چه بد جانشینانى براى ستمگرانند. (۵۰)

نظرتان را ثبت نمایید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد .بخش ‌های مورد نیاز علامت‌ گذاری شده ‌اند * *

*