خانه / اخبار داغ / جمشید مشایخی در کنار همسر ،دختر و پسرانش +عکس

جمشید مشایخی در کنار همسر ،دختر و پسرانش +عکس

ماجرای عشق آتشین جمشید مشایخی به همسرش گیتی رئوفی!

جمشید مشایخی (متولد ۱۳۱۳، تهران) بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون ایران است. وی دارای نشان درجه یک فرهنگ و هنر است.نادر و نازنین و سام مشایخی فرزندانشان هستند.

عکس های قدیمی و قبل از اتقلاب جمشید مشایخی

همسر نادر جمشیدی همسر جمشید مشایخی همسر بازیگران مهمانان خندوانه گیتی رئوفی دختر جمشید مشایخی پسر جمشید مشایخی بیوگرافی سام جمشیدی بیوگرافی جمشید مشایخی Nader MashayekhiJamshid Mashayekhi

جمشید مشایخی، دارای تحصیلات ناتمام در رشته تئاتر است. وی سال ۱۳۳۶ به استخدام اداره تازه تأسیس هنرهای دراماتیک درآمد و به عنوان بازیگر کار خود را در برنامه نمایشی کانال سوم غیردولتی آغاز کرد و با ایفای نقش در فیلم کوتاه «جلد مار» هژیر داریوش به همراه فخری خوروش جلوی دوربین رفت. او حتی به خاطر بازی سینمایی اش برای مدتی از کار تأتر اخراج شد. در واقع کار حرفه‌ای خود را از سال ۱۳۴۹ به طور رسمی شروع کرد. بازی جمشید مشایخی در نقش انسان‌های بی رحم و همچنین نقش‌های تاریخی همچون «شازده احتجاب»، «کمال الملک» و رضا تفنگچی/خوشنویس در سریال «هزار دستان» نشانگر از توانایی بازیگری اوست. با این حال، در کارنامه بازیگری او، نقش‌های کم ارزش و گاه بی‌ارزش نیز شاهد هستیم که به گفته خود، پذیرفتن آن نقش‌ها را برای کمک به کارگردان‌ها قبول می‌کند؛ هرچند که به کارنامه بازیگری اش لطمه وارد شود. او در سال ۱۳۶۳، بابت بازی در دو فیلم گل‌های داوودی و کمال‌الملک، برندهٔ سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر شد. از نمایش‌های مهم او بازی در نقش «بزرگ آقا» در نمایش میراث کارِ بهرام بیضایی در تالار ۲۵ شهریور در آذر ماه ۱۳۴۶ بود.

جمشید مشایخی و همسرش در برنامه خندوانه

همسر نادر جمشیدی همسر جمشید مشایخی همسر بازیگران مهمانان خندوانه گیتی رئوفی دختر جمشید مشایخی پسر جمشید مشایخی بیوگرافی سام جمشیدی بیوگرافی جمشید مشایخی Nader Mashayekhiجمشید مشایخی و نوه اش صحرا

همسر نادر جمشیدی همسر جمشید مشایخی همسر بازیگران مهمانان خندوانه گیتی رئوفی دختر جمشید مشایخی پسر جمشید مشایخی بیوگرافی سام جمشیدی بیوگرافی جمشید مشایخی Nader Mashayekhi

instagram jamshidmashayekhi1

مشایخی در سال ۹۳ به عنوان سفیر سلامت چشم و بینایی و در سال ۹۴ به عنوان سفیر سلامت از سوی وزارت بهداشت و دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران معرفی و به وی تندیس سلامت اهدا شد.

همسر نادر جمشیدی همسر جمشید مشایخی همسر بازیگران مهمانان خندوانه گیتی رئوفی دختر جمشید مشایخی پسر جمشید مشایخی بیوگرافی سام جمشیدی بیوگرافی جمشید مشایخی Nader Mashayekhi

جمشید مشایخی و همسرش و دو پسرش (نادر و سام)

نادر مشایخی (متولد  ۵ آذر ۱۳۳۷ در تهران) آهنگساز و رهبر ارکستر و فرزند بازیگر قدیمی تئاتر و سینما، جمشید مشایخی است.

وی پس از پایان تحصیلات ابتدایی در تهران، به هنرستان عالی موسیقی راه یافت و پس از آن تحصیلات خود را در دانشگاه موسیقی وین در اتریش و در رشتهٔ آهنگسازی، رهبری و موسیقی الکترونیک ادامه داد و با درجهٔ ممتاز فارغ‌التحصیل شد.

مشایخی در سال ۲۰۰۱ «آنسامبل وین ۲۰۰۱» را تشکیل داد و از همان سال‌ها رهبری گروه‌هایی چون وین ۲۰۰۱ و کاپلا کوندورتا و همکاری با هنرمندانی چون هانا شیگولا را آغاز کرد.

همسر نادر جمشیدی همسر جمشید مشایخی همسر بازیگران مهمانان خندوانه گیتی رئوفی دختر جمشید مشایخی پسر جمشید مشایخی بیوگرافی سام جمشیدی بیوگرافی جمشید مشایخی Nader Mashayekhi

جمشید مشایخی و عروسش (همسر نادر)

از دیگر فعالیت‌های این آهنگساز شرکت در جشنواره‌های موسیقی در اروپا، آمریکا و آسیا، رهبری ارکستر سمفونیک تهران و اجرای کنسرت با این ارکستر در اتریش (دو بار) و آلمان، تدریس در دانشگاه تهران، دانشکدهٔ موسیقی دانشگاه هنر، دانشکدهٔ صدا و سیما و کنسرواتوار تهران اشاره کرد.

نادر مشایخی از سال ۱۳۹۳ به عنوان رهبر ارکستر شهر تهران برگزیده شد و به اجرای کنسرتهای متعدد پرداخت وی از سال ۹۲ تا به حال به تدریس رهبری ارکستر و آهنگسازی و تاریخ موسیقی و … در آموزشگاه موسیقی محمد اسماعیلی مشغول است.

در حال حاضر اوضاع جسمی تان خوب است؟

جسمم سالم نیست و هزار بلا سرم آمده. عمل کردم و ۵ سانتی متر از روده ام را برداشته اند. در پایم پلاتین است، بعد از آن تصادفی که با ماشین داشتم هزار بالا سرم آمد اما خدا را شکر هنوز می توانم کار کنم. مثل سابق دیگر سالم نیستم ولی هنوز سرپا هستم.

استاد! چطور سعی کردید روحیه تان را حفظ کنید و در دوران بیماری شاداب باشید و با بیماری تان بجنگید؟

همه اینها از غیرت ماست. من همیشه در شرایط مختلف خیلی کتاب می خوانم. کتاب ها درس های زیادی به من دادند که یکی از آنهاصبر و توکل بر خدا بوده.

هنوز هم اهل مطالعه هستید؟

من کتاب خواندن را خیلی دوست دارم. با اینکه چشمم برای مطالعه ضعیف شده و عینک می زنم و کمی هم اذیت می شوم اما باز هم دوست دارم کتاب بخوانم. البته دوباره می خواهم به پزشک مراجعه کنم تا شاید عینک جدیدی بدهند و راحت تر مطالعه کنم. تا جایی که چشمم اذیت نشود در طول روز کتاب می خوانم. بیشتر هم به کتاب های ادبی و تاریخی علاقه دارم و معمولا هم کتاب هایی که به آثار بزرگان ادب مربوط می شود را می خوانم.

همسر نادر جمشیدی همسر جمشید مشایخی همسر بازیگران مهمانان خندوانه گیتی رئوفی دختر جمشید مشایخی پسر جمشید مشایخی بیوگرافی سام جمشیدی بیوگرافی جمشید مشایخی Nader Mashayekhi

نادر مشایخی

نشریه بخارا را هم خیلی دوست دارم و واقعا از خواندن مطالبش لذت می برم. مطالبی از استاد بزرگ شفیعی کدکنی در این نشریه منتشر می شود که واقعا برای جذاب است. جذابیت مطالب ای نشریه آنقدر برای من زیاد است که خیلی وقت ها آنها را ۲ بار یا حتی بیشتر می خوانم. البته مطالب و مقاله و نوشته ها برای من هنوز هم درس است و با دقت آنها را دنبال می کنم.

بیشتر چه کتاب هایی می خوانید؟

همیشه از خواندن آثار بزرگان ادب لذت می برم و به نظرم نباید این آثار ارزشمند را رها کرد. چند وقت پیش کتابی می خواندم که درباره شمس و حضرت مولانا بود. در این کتاب ضمن پرداختن به ماجرای آشنایی و رابطه این ۲ بزرگوار، مطلب جالب دیگری هم نوشته شده بود. در این عالم ۷ وادی وجود دارد که وادی هفتم رسیدن به حقیقت است. ما نمی دانیم کسی به این وادی رسیده یا نه. رسیدن به حقیقت یعنی یک نفر آنقدر از بدی ها و رذائل پاک شده و اهریمن درون را به بند کشیده تا به مرحله مهم حقیقت رسیده.

چقدر سعی کردید  در طول زندگی شیوه زندگی سالم و درستی داشته باشید و با برنامه ریزی زندگی کنید؟

زمان ما شیوه زندگی ها تفاوت می کرد و همه بیش از الان سالم زندگی می کردند. قرار است حرف هایم در قالب گفت و گو چاپ شود و نمی خواهم دروغ بگویم اما همیشه سعی کرده ام زندگی سلامت و درستی داشته باشم و بدون اغراق می گویم همه زندگی ام را مدیون همسرم هستم.

من عاشق شدم و به هر تقدیر به عشقم رسیدم و با هم زندگی کردیم. ما از سال ۱۳۳۶ که ازدواج کردیم تا امروز کنار هم و در زندگی همراه هم بودیم. من حتی مدیریت مالی زندگی مان را هم به همسرم سپرده ام و همه دستمزدهایم را هم به ایشان می دهم. منظورم این است اینقدر به او اعتماد دارم که می دانم بهترین ها را برای زندگی مان می خواهد. من حتی کلبه ای هم که دارم به نام همسرم است.

همسر نادر جمشیدی همسر جمشید مشایخی همسر بازیگران مهمانان خندوانه گیتی رئوفی دختر جمشید مشایخی پسر جمشید مشایخی بیوگرافی سام جمشیدی بیوگرافی جمشید مشایخی Nader Mashayekhi

بعد از این همه سال زندگی مشترک با همسرتان هنوز هم عاشق هستید؟

بله. همسرم همیشه کنارم بوده. من سعی کردم برای او در زندگی آرامش فراهم کنم و کنار هم زندگی خوبی داریم. خدا را از این بابت شکر می کنیم.

رمز ماندگاری و پایداری عشقتان در چیست؟

ما هیچ وقت به هم دروغ نمی گوییم. من هر اتفاقی که بیرون از منزل بیفتد را برای همسرم تعریف می کنم. همسرم هم همین طور است. عشق ما در طول این سالها همیشه پابرجا بوده ولی شکلش عوض شده. زمانی که ما جوان بودیم با هم طور دیگری بودیم و حالا جوری دیگر. البته عشق در دنیای امروز هم عوض شده و حال و هوای متفاوتی پیدا کرده.

همسر من محرم من است و سال ها برای زندگی مان زحمت کشیده پس من هم باید قدردان او باشم. همسرم خیلی هوای من را دارد. وقتی از سر کار بر می گردم و خسته هستم خیلی ناراحت می شود که چرا با این سن و سالم هنوز کار می کنم. اما با این وجود به من می رسد تا خستگی ام زودتر برطرف شود.

برایم غذا آماده می کند، پای حرف هایم می نشیند، با هم دردل می کنیم و حرف می زنیم. همه اینها روحیه من را خوب می ک ند و باعث می شود اصلا خستگی را حس نکنم، اما مهمترین اصل زندگی ما اعتماد به هم بوده و هست.

همسر نادر جمشیدی همسر جمشید مشایخی همسر بازیگران مهمانان خندوانه گیتی رئوفی دختر جمشید مشایخی پسر جمشید مشایخی بیوگرافی سام جمشیدی بیوگرافی جمشید مشایخی Nader Mashayekhi

سحر نوه جمشید مشایخی

این اعتماد و صداقت در زندگی شما از کجا نشات می گیرد؟

از همان صداقت. ما هیچ وقت هیچ مساله پنهانی ای از هم نداشتیم. او مادر ۳ فرزند من است که برای تربیت و رشد آنها از جان مایه گذاشته. ما در حال حاضر ۴ نوه داریم، پس بعد از این همه سال زندگی اگر به هم اعتماد نداشته باشیم که به قول معروف کلاهمان پس معرکه است و زندگی برایمان معنایی ندارد. همسر من معلم بوده و در زندگی هم معلم خوبی بوده. من همیشه معتقدم قلب انسان باید برای یکی بتپد. شاید درست نباشد این حرف را بزنم اما قلب انسان کاروانسرا نیست که هزاران نفر به آن بیایند و بروند.

الگوی شما در زندگی تان چه کسانی بودند؟

پدر من مرد بسیار زیبایی بود و بسیار محترم و متشخص رفتار می کرد. همه کارهای او برای من الگو بود. کنار پدر، مادرم هم از لحاظ تربیتی تاثیر زیادی روی ما داشت و الگوی خوبی برایمان بود. مادرم روی حرف زدن ما خیلی حساس بود و نمی گذاشت کوچک ترین حرف زشت و ناشایستی به زبان بیاوریم.

یادم می آید یک بار وقتی ۴ساله بودم، از موضوعی ناراحت شدم و لفظ پدرسوخته را به زبان آوردم. آقایی نزدیک ما سیگار می کشید. مادرم با خاکستر سیگار دست من را سوزاند و گفت «این کار را کردم تا یادت بماند دیگر هیچ وقت از این حرف ها نزنی.»

باور کنید آن روز من دلم برای مادرم بیشتر سوخت تا خودم و سوختگی دستم، از این ناراحت بودم که چرا کاری کردم که مادرم دلخور شود.

آثار تربیتی در کودکی روی جوانی و بزرگسالی همه تاثیر زیادی دارد. پدر و مادر هم مهم ترین نقش را در این زمینه دارند و باید برای تربیت درست فرزندانشان وقت بگذارند، آموزش ببینند تا آنها را از راه درست تربیت کنند. من اگر در زندگی ام یاد گرفته ام اول از پدر و مادرم بوده، بعدها از همسرم و معلمان عزیزم.

البته آن زمان سیستم آموزشی در مدارس هم با حالا خیلی تفاوت می کرد. یادم می آید در مدرسه جدول ضرب من بود و برای اینکه ما جدول ضرب را خوب یاد بگیریم من و ناصر حجازی را فلک کردند. یک پای او و یک پای من را به هم بستند و فلک مان کردند.

همسر نادر جمشیدی همسر جمشید مشایخی همسر بازیگران مهمانان خندوانه گیتی رئوفی دختر جمشید مشایخی پسر جمشید مشایخی بیوگرافی سام جمشیدی بیوگرافی جمشید مشایخی Nader Mashayekhi

گیتی رئوفی

این روزها جامعه دچار تنش شده و جوان ها هم دغدغه های زیادی دارند. توصیه شما برای رسیدن به آرامش و زندگی بدون استرس برای جوان ها چیست؟

متاسفانه در دنیای امروز فرشته عشق از ما قهر کرده و دور شده و جامعه مان به دروغ، خیانت، و دورشدن از عشق آلوده شده. شاید درست نباشد این را بگویم اما متاسفانه برخی دختر و پسرهای ما حس های زودگذر و هوس را با عشق اشتباه می گیرند. متاسفانه در فیلم های ما عشق واقعی ۲ نفر به هم را درست نشان نمی دهند و همه چیز سطحی شده. من همیشه می گویم اول باید عاشق خدا بود، بعد عاشق ایران و میلت ایران که در آن میان یک نفر هست که قلبت از میان همه فقط برای او بتپد.

شخصی که تمام وجود توست، حضرت حافظ می فرماید: «اگر بر جای من غیری گزیند دوست، حاکم اوست/ حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم.» این معنای عشق است. جوان ها باید همدیگر را دوست داشته باشند، وقتی به هم علاقه مند شدند به این فکر نکنند یکی بهتر از طرفشان گیرشان می آید، با صداقت با هم زندگی کنند و به هم عشق واقعی بورزند.

شما به دلیل شهرت و محبوبیتی که دارید الگوی بسیاری از افراد جامعه هستید. فکر می کنید چه درسی باید به جوان ها بدهید تا آنها هم در زندگی شان موفق شوند؟

من نمی توانم به آنها بگویم هیچوقت در زندگی ام اشتباه نکرده ام، هیچ وقت راه اشتباه نرفته ام و اسطوره بودم و حالا شما باید از من درس بگیرید. اما من می گویم جوان ها از تجربه های بزرگترهایشان استفاده کنند، پای حرف پدر و پدربزرگشان بنشینند و از زندگی آنها درس بگیرند. من هیچ وقت نمی گویم جوان های این دوره بد هستند اما ما قدیمی ها خوبیم. اصلا این طور نیست. ما فقط سعی کردیم که خوب باشیم و متاسفانه الان این سعی و تلاش را نمی بینم.

کتکی که از پدر خوردم

من گیتی رئوفی هستم. پدرم افسر شهربانی بود.پدرم مردی بسیار سخت گیر و متعصب بود. یک روز پدرم از محل کارش که در اداره شهربانی بود، سر زده به خانه آمد و همین که خنده مرا که آن موقع ده-یازده ساله بودم،شنید، به شدت عصبانی شد، کتکم زد و گفت: صدای هیچ زن و دختری نباید از خانه بیرون برود.

یکی از تیمسارهای ارتش که همسایه ما بود دختری به نام نسرین داشت.من به دیدنش می رفتم و با او صحبت می کردم پدرم دو مرتبه مرا در انتهای کوچه با او دید یک روز به خانه آمد و گفت؛ دخترم با نسرین کاری داشتی؟ گفتم؛ بله می خواستم درباره درس چند سوال از او بپرسم، پدرم با قاطعیت گفت: از تو خواهش می کنم دم در نرو، گفتم؛چشم! چند روز گذشت باز نسرین مرا صدا کرد. از بدشانسی باز پدرم از راه رسید و مرا دید و با خشم گفت؛ مگر من به تو نگفتم توی کوچه نرو؟ دوباره مرا کتک زد و گفت، تورا کتک زدم که تا وقتی ازدواج نکرده ای، دیگر دم در نروی، الان اگر دم دربایستی، مردم می گویند برای شوهر پیدا کردن دم در آمده است!

جمشید مشایخی پسر دایی من است

جمشید مشایخی پسر دایی من است. مایل به ازدواج با جمشید نبودم و عقیده داشتم او نمی تواند در آینده همسر خوبی برایم باشد. یک روز جمشید با برادرش به خواستگاری آمد و فردای آن روز به همراه مادر و خواهرهایش آمدند و روز بعد باز خودش و پدرش و فردای آن روز خودش با عمه اش آمدند،اما چقدر اشتباه می کردم که تمایل به ازدواج با او نداشتم چون تمام حرف هایی که امروز در عین پختگی می زند، آن روزها در سن ۲۴ سالگی می زد.

من و جمشید مانند تمام زن و شوهر ها گاهی هم دعوایمان می شود و به خاطر موضوعی دو سه دقیقه با هم مشاجره می کنیم، اما تا حالا اتفاق نیفتاده که با همدیگر قهر کنیم. وقتی اختلاف بین ما به وجود می آید، یک مقدار من کوتاه می آیم و یک مقدار هم جمشید و خیلی زود همه چیز را فراموش می کنیم. اگر زنی که ازدواج کند، به خود بقبولاند مالک شوهرش نیست بلکه شوهرش شریک زندگی او است و اشتباهات سهوی شوهرش را نادیده بگیرد و مرد هم همینطور بیندیشد، زندگی مشترک شیرین و لذت بخش می شود. به خصوص در زندگی های مشترکی که زن و شوهر یا یکی از آن ها هنرمند است این اصل باید بیشتر رعایت شود.چون هنرمند متعلق به مردم است و باید به خواسته های مردم احترام بگذارد.

مهریه ام فقط یک شاخه گل میخک سفید بود

یک روز به مطب دندان پزشکی رفته بودم. دو خانم جوان که در مطب بودند با دیدن جمشید ذوق زده شدند و یکی از آنها به دوستش گفت: مریم برو دوربین عکاسی را از داخل اتومبیل بیاور تا با آقای مشایخی عکس بگیریم. دوستش با عجله رفت و کمی بعد در حالی که دوربین عکاسی در دست داشت برگشت و هر دو با جمشید عکس گرفتند، این نوع رفتار مردم با جمشید برای من نه فقط پذیرفتنی است، بلکه غرور انگیز هم هست و افتخار می کنم که همسر چنین مردی هستم.
یک روز پدر شوهرم، در مورد مهریه از من سوال کرد. من سکوت کردم. پدر شوهرم رو به جمشید گفت: خودت مهریه همسرت را تعیین کن، جمشید عدد یک را نوشت و مقابل آن نوشت به اضافه ۱۰۰هزار صفر. من اما، گفتم که دوست دارم مهریه ام فقط یک شاخه گل میخک سفید باشد.

در حفظ کردن دیالوگ ها با او همکاری می کنم

من هنر واقعی را تئاترمی دانم، زمانی که با جمشید ازدواج کردم، او در تئاتر فعالیت می کرد،اما فیلم و سریال هایی را هم که بازی کرده دوست دارم به طوری که، به هنر و حرفه جمشید خیلی احترام می گذارم و هنگامی که می خواهد در فیلم و یا سریالی بازی کند محیط خانه را برایش مناسب می کنم تا آرامش داشته باشد تا بتواند نقش خود را خوب ارایه بدهد یا هر وقت سناریویی به خانه می آورد تا بخواند، در حفظ کردن دیالوگ ها با او همکاری می کنم.

جمشید نمی گذارد به پشت صحنه فیلمهایش بروم

من طی تمام سال های زندگی مشترک، جمشید را مثل فرزندم تر و خشک کرده ام و بارها به او گفته ام تو مثل بچه بزرگ من هستی. من خیلی دوست داشتم که پشت صحنه فیلم ها یا سریال ها را ببینم، اما هر بار خواسته ام را با جمشید در میان گذاشتم،به من گفت: اگر تو پشت صحنه بیایی، من فکر می کنم در خانه ام، تو گیتی هستی و من جمشید هستم،در نتیجه پرسوناژ یادم می رود. به همین خاطر تا حالا، فقط دوبار سر صحنه فیلمبرداری رفته ام.

من شوخ طبع هستم و با وجود آنکه این روزها روحیه ام خراب است وقتی می بینم جمشید به خاطر گرفتاری ها و مشکلات حرفه اش کسل یا ناراحت است و اخم هایش درهم رفته با او شوخی کنم و حرف های شیرین می زنم تا از آن حالت بیرون بیاید و لبخند روی لب هایش بنشیند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*