خانه / حوادث / من خام حرف های شیطانی سعید شدم / او گفت فقط با انجام این کارمی توانیم با هم ازدواج کنیم!

من خام حرف های شیطانی سعید شدم / او گفت فقط با انجام این کارمی توانیم با هم ازدواج کنیم!

صبح روز دوشنبه گذشته مدیر و منشی یک شرکت تولیدی ایزوگام در حالی که به صندلی بسته شده بودند، خودشان را با زحمت فراوان به در ورودی شرکت در طبقه سوم ساختمان تجاری واقع در منطقه کلاهدوز رساندند و با ایجاد سر و صدا، از اهالی ساختمان کمک خواستند.

 

سردار بهمن امیری مقدم فرمانده نیروی انتظامی خراسان رضوی با تشریح این پرونده جنایی گفت: وقتی همسایگان در شرکت مذکور را گشودند، با صحنه ای دردناک رو به رو شدند. مدیر ۴۴ساله شرکت بر اثر ضرب و جرح و کتک کاری های شدید حال مناسبی نداشت، به طوری که دستش شکسته و صورتش نیز به شدت زخمی شده بود.

اهالی ساختمان با دیدن این وضعیت، بلافاصله با نیروهای امدادی و پلیس تماس گرفتند و دقایقی بعد، مدیر شرکت توسط اورژانس به بیمارستان انتقال یافت و موضوع توسط مأموران انتظامی مورد بررسی قرار گرفت.

مقام ارشد انتظامی خراسان رضوی اضافه کرد: منشی شرکت که آسیبی ندیده بود، در تشریح ماجرا و به عنوان یکی از شاکیان پرونده، گفت: حدود ساعت ۸صبح طبق معمول با آسانسور به محل شرکت در طبقه سوم ساختمان آمدم، در همین حال دو مرد جوان که لباس کار به تن داشتند مدعی شدند از سازمان آب برای بررسی تأسیسات لوله کشی ساختمان آمده اند، اما وقتی من در ورودی شرکت را باز کردم، آن ها به زور وارد شرکت شدند و دست و پاهای مرا با چسب پهن به صندلی اتاق بستند. سپس آن ها که تا این لحظه ماسک بهداشتی بر صورت داشتند، کلاه کشی هایشان را بر سرشان کشیدند و در حالی که مرا تهدید می کردند، منتظر مدیر شرکت ماندند.

حدود ساعت ۹:۳۰ صبح وقتی مدیر شرکت وارد شد، او را نیز با تهدید اسلحه کمری به گروگان گرفتند و پس از کتک کاری زیاد به صندلی دیگری بستند.
سردار امیری مقدم تصریح کرد: منشی ۲۸ساله این شرکت در ادامه اظهاراتش به ماجرای حواله بانکی اشاره کرد و ادامه داد: یکی از سارقان کنار مدیر شرکت ایستاد و سارق دیگر با تهدید به مرگ مرا سوار خودروام کرد و به بانکی در منطقه سناباد برد تا فیش نقدی ۱۱۰میلیون تومانی را که از مدیر شرکت گرفته بودند، وصول کند.من هم از ترس با آن ها همکاری کردم و بعد از دریافت پول ها از بانک، به طرف خیابان ارگ سابق به راه افتادیم، آن جا سارق مذکور پول ها را به دلار تبدیل کرد و پس  از آن هم مرا به شرکت بازگرداند و با بستن دست و پاهایم، هر دو نفر از محل فرار کردند.

 

رئیس پلیس خراسان رضوی افزود: با توجه به حساسیت موضوع، این پرونده به پلیس آگاهی ارجاع شد و کارآگاهان با تجربه پلیس آگاهی در همان بررسی های مقدماتی به اظهارات منشی شرکت مشکوک شدند چراکه دختر جوان فرصت های زیادی برای افشای هویت گروگانگیر مسلح داشت، اما به راحتی با دزدان مسلح همکاری کرده بود و حتی در ماجرای وصول چک بین بانکی و واریز ۱۵میلیون تومان به حساب خودش در حالی که فرصت کافی برای آگاه کردن مأمور مسلح بانک را داشته، هیچ تلاشی نکرده است.

فرمانده انتظامی خراسان رضوی ادامه داد: منشی شرکت به عنوان مظنون اصلی این ماجرا با صدور دستور قضایی بازداشت شد اما هرگونه همکاری با دزدان مسلح را انکار کرد تا این که کارآگاهان به ردیابی و رصدهای اطلاعاتی پرداختند و به ماجرای دوستی خیابانی این دختر با جوانی ۳۰ساله پی بردند. تحقیقات نشان می داد، مشخصات دوست خیابانی منشی شرکت با سرکرده سارقان مسلح مطابقت نزدیکی دارد اما دختر جوان همچنان نقش خود را در این ماجرا تکذیب می کرد.

سردار بهمن امیری مقدم گفت: کارآگاهان پس از تجزیه و تحلیل های اطلاعاتی و برگزاری جلسات کارشناسی با حضور رئیس پلیس آگاهی، تحقیقات خود را روی دوست خیابانی منشی شرکت متمرکز کردند اما او هیچ سرنخی از خود برجای نگذاشته و چون «شبحی مرموز»بود.

با وجود این، کارآگاهان که با تبدیل پول های مسروقه به دلار احتمال می دادند اعضای باند قصد خروج از کشور را دارند، تحقیقات خود را در شاخه ای دیگر از عملیات پلیسی ادامه دادند تا این که سرنخ هایی از جعل اسناد به دست آمد. بررسی این سرنخ ها نشان می داد سرکرده باند مدارکش را به فردی سپرده است تا با شناسنامه جعلی بتواند از کشور خارج شود.

وی افزود: وقتی کارآگاهان این اطلاعات را به منشی شرکت نشان دادند و او فهمید که فریب یک عشق خیابانی را خورده است، لب به اعتراف گشود و راز دستبرد مسلحانه به شرکت را فاش کرد. ولی سرکرده مرموز باند هیچ اطلاعات دقیقی از خودش به دخترجوان نداده بود.

این دختر ۲۸ساله که از هفت ماه قبل با سرکرده باند آشنا شده بود، در اعترافاتش گفت: وقتی «سعید» فهمید که مدیر شرکت ایزوگام فرد پولداری است به من گفت هیچ آدمی پولدار نمی شود مگر آن که دست به کار خلاف زده باشد. آن ها حق من و تو را خورده اند و ما باید این پول ها را از آن ها پس بگیریم تا بتوانیم با یکدیگر ازدواج کنیم. من خام حرف های شیطانی  سعید شدم و او مرا راضی کرد تا با آن ها همکاری کنم ولی از محل زندگی سعید و دوستش که در این ماجرا نقش داشت، هیچ اطلاعی ندارم.

رئیس پلیس خراسان رضوی در ادامه تشریح پرونده گروگانگیری و سرقت مسلحانه اضافه کرد: در نهایت کارآگاهان با انجام یکسری فعالیت های اطلاعاتی و مراقبت های پلیسی موفق شدند جوان ۳۰ساله (سرکرده باند) که در یک خوابگاه دانشجویی ساکن شده بود، را شناسایی کنند و با کسب مجوز قضایی، آن محل را به محاصره درآورند.سردارامیری مقدم تصریح کرد: کارآگاهان در یک عملیات هماهنگ و غافلگیرانه سرکرده باند را به همراه همدستش که جوانی ۲۰ساله بود، دستگیر کردند.

 

وی گفت: در بازرسی از اتاق متهمان، سلاح کمری به همراه دلارها و لباس های مورد استفاده سارقان کشف و ضبط شد. فرمانده انتظامی خراسان رضوی خاطرنشان کرد: تحقیقات مقدماتی کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی نشان می دهد سرکرده این باند که «رحیم» نام دارد و معروف به سعید است، هنگام ارتکاب جرم خود را «رابین هود» معرفی کرده و در حالی که مدیر شرکت را کتک می‌زده، اظهار داشته است : «من رابین هودم که باید پول های شما را بین فقرا تقسیم کنم»، در حالی که او با فریب دختر جوان، پول ها را بین خود و همدستش تقسیم کرده است و منتظر آماده شدن مدارک جعلی بود تا بتواند به خارج از کشور بگریزد.

سردار امیری مقدم یادآور شد: ادامه تحقیقات نشان داد، سرکرده باند تحت تعقیب قضایی بوده و از چند سال قبل در کشور ترکیه زندگی می کرده است. او سپس در کشاکش ماجرای جدایی از همسرش، به مشهد گریخته و پس از آشنایی با جوان دانشجو و همچنین منشی شرکت، نقشه سرقت را طراحی کرده است.

روزنامه خراسان

نظرتان را ثبت نمایید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد .بخش ‌های مورد نیاز علامت‌ گذاری شده ‌اند * *

*