خانه / حوادث / متلک پراکنی مرگبار در تهران

متلک پراکنی مرگبار در تهران

ساعت ۲۱ شامگاه دوشنبه ۲۸ اردیبهشت سال جاری گزارشی از یک دعوای خونین به مأموران کلانتری پاسدار گمنام در منطقه ۱۴ تهران مخابره شد. تجسس‌ها نشان داد این درگیری خونین بین دو جوان بوده که یکی از آنها زخمی شده است.

متلک‌پرانی پسری به دختران یک محله در خیابان پاسدار گمنام تهران عاقبتی مرگبار داشت.

همزمان با رسیدن مأموران به صحنه حادثه، پیکر نیمه‌جان جوان ۳۱ ساله‌ای با آمبولانس اورژانس به بیمارستان بازرگانان انتقال یافت. هنوز چند ساعتی نگذشته بود که «علی رجبی» به خاطر خونریزی شدید تسلیم مرگ شد.

ماجرای این جنایت خیابانی خیلی زود به بازپرس ویژه قتل اطلاع داده شد و تیم‌های تخصصی پلیس آگاهی تهران مأموریت یافتند تا از جزئیات قتل خونین رازگشایی کنند. وقتی مأموران دست به کار شدند، پی بردند علی به خاطر مزاحمتی که چند پسر جوان برای دخترهای محله‌شان ایجاد کرده بودند، به قاتل اعتراض کرده است که با میانجیگری رهگذران و عذرخواهی قاتل همه پراکنده شدند. اما انگار پسر خشن، کینه به دل گرفته و زمانی که علی از خودرو پیاده می‌شود تا به سمت خانه‌اش برود، از پشت، چند ضربه چاقو به گردن وی می‌زند و پا به فرار می‌گذارد.

کارآگاهان با تحقیق از دوستان علی توانستند قاتل فراری را شناسایی کنند و وی تحت تعقیب ویژه پلیس آگاهی قرار گرفته است.

«حسین رجبی» گفت: پنج فرزند داشتم و علی فرزند دوم من بود و ۳۱ سال سن داشت. تنها نان‌آور خانه و کمک‌خرج من بود. قرار بود امسال دامادش کنم. شب حادثه علی دیر کرده بود، هرچقدر تماس هم که می‌گرفتیم تلفن همراهش را جواب نمی‌داد. خیلی نگران شدم. چند ساعتی گذشت که دوستانش تماس گرفتند و گفتند علی در بیمارستان است. خودم را به بیمارستان رساندم که متوجه شدم درگیری شده و پسرم را با چاقو زخمی کرده‌اند که همان ضربه باعث پارگی شاهرگ اصلی گردنش شده و علی به کما فرو رفته است. بعد از چند ساعت جدال با مرگ نتوانست مبارزه کند و تسلیم شد.

وی افزود: دوستانش می‌گویند دعوا بر سر حمایت علی از دختران محله‌مان در برابر مزاحمان بود که علی با چند پسر جوان سر متلک انداختن درگیر شد و بعد از درگیری با قاتل روبوسی می‌کند و قضیه را خاتمه می‌دهد، اما طرف مقابل دست‌بردار نبوده و هنگامی که پسرم داشت به خانه بر‌می‌گشت، بدون اینکه متوجه شود از پشت ضربه‌ای به گردن وی می‌زند و بلافاصله از محل متواری می‌شود.

پدر سیاهپوش ادامه داد: پس از مرگ علی به آگاهی رفتم و شکایتی را مطرح کردم که امیدوارم سریع‌تر قاتل پسرم دستگیر و به جزای کارش برسد.

۳ دیدگاه

  1. آخه به تو چه این دخترا روزی با ۱۰۰ تا پسر دوست میشن اونوقت تو میای فردین بازی درمیاری الان اون دخترا با دوست پسراشون .... ایشون الکی رفت زیر خاک پدر دخترا فک کنم میدید کاری نداشت این آقا کاسه داغتر از آش شده

    (0)(0)
    • اگه طرف بخاطرخواهر خودت با لشوش دست به یقه شده بود یا بخاطر تو با یک بچه‌باز درگیر شده بود هم همینو میگفتی؟

      من نمیدونم خانواده‌ی تو چطور هستند ولی حیوانات انسان‌نمای زیادی رو دیدم که دنبال زن و دخترهای سالم هم می‌افتند.

      (1)(0)
  2. درسته که .... کشور این مرد رو در فهرست شهداء نمیگذارند ولی پیش خدا جایی نمیره و بیگمان خانواده‌ش خیر این رادمردی رو خواهند دید.

    (1)(0)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*