خانه / اخبار داغ / حافظ ناظری از ازدواج تا پرفروش ترین آلبوم +بیوگرافی و اینستاگرام

حافظ ناظری از ازدواج تا پرفروش ترین آلبوم +بیوگرافی و اینستاگرام

به گزارش ساتین : حافظ ناظری (متولد ۸ مرداد ۱۳۵۸ در کرمانشاه )، فرزند شهرام ناظری آهنگساز و خواننده ایرانی است.

همسر شهرام ناظری همسر حافظ ناظری مهمانان خندوانه کنسرت حافظ ناظری دانلود آلبوم حافظ ناظری بیوگرافی شهرام ناظری بیوگرافی حافظ ناظری اینستاگرام خندوانه

عکس همسر شهرام ناظری و پسرش حافظ ناظری

خندوانه‌ای‌ها برای حافظ ناظری، فرزند شوالیه موسیقی ایران که متولد هشت مرداد است، تولد ویژه‌ای در نظر گرفته‌اند که با حضور جناب‌خان و دیگر عوامل برنامه برگزار خواهد شد.

یادگیری موسیقی را از نه سالگی در نزد پدرش آغاز کرد. او نوازنده حافظ (ساز) و دف می‌باشد. وی ساز حافظ را بر اساس ساز سه تار و الهام از نام حافظ شیرازی ابداع کرده است.وی هم اکنون ساکن امریکا ست

بُعد یازدهم نام یک آلبوم موسیقی به آهنگ سازی حافظ ناظری، فرزند شهرام ناظری است که در خارج از ایران با نام ناگفته (به انگلیسی: Untold) انتشار یافته است. این آلبوم بخش اول پروژه سمفونی رومی است و در این آلبوم حافظ ناظری موسیقی شرق و غرب را ترکیب کرده است. ناظری در این مجموعه از سه تار ابداعی خود استفاده کرده است. در این آلبوم برخی از ستارگان موسیقی جهان و خود شهرام ناظری نیز حضور دارند. هنرمندان این اثر طبق آن چه بر روی جلد آن نوشته شده است در کل برنده ۳۸ جایزه گرمی شده‌اند. حافظ ناظری برای ساخت این آلبوم حدود ۱۰ سال وقت صرف کرده است.

البته اثر کامل در ایران منتشر نشده و آلبوم بعد یازدهم در ایران به صورت منتخب و دربرگیرندهٔ فصل‌های ۲ و ۳ می‌باشد.

آثار و آهنگ های منتشر شده حافظ ناظری

  • شور رومی که در ایران به اسم مولویه منتشر شده‌است
  • سه تار نوازی در کنسرت ۷۷ (شهرام ناظری و کامکارها)
  • دف نوازی در اثر آواز اساطیر (شهرام ناظری و فیض بشی پور)
  • دف نوازی در اثر حیرانی (شهرام ناظری و گروه شمس)
  • آلبوم بعد یازدهم (بخش اول پروژه سمفونی رومی) – انتشار در زمستان ۱۳۹۲ (۲۰۱۴)
  • ناگفته‌ – انتشار در تابستان ۱۳۹۴ (۲۰۱۵)

حاشیه‌های فعالیت حافظ ناظری

پس از به بازار آمدن اولین آلبوم حافظ ناظری و انتشار ادعاهای وی دربارهٔ فعالیتهای موسیقایی و تحصیلاتش در آمریکا، سجاد پورقناد اولین انتقادها را دربارهٔ او، در مجله گفتگوی هارمونیک منتشر کرد. همچنین پس از انتشار دومین اثر او هوشنگ کامکار در نامه‌ای سرگشاده انتقادات گسترده‌ای را نسبت به آهنگسازی و نوع تبلیغات وی در روزنامه شرق به انتشار رساند.حافظ ناظری جوابیه‌ای تند در جواب هوشنگ کامکار ارائه داد.

همسر شهرام ناظری همسر حافظ ناظری مهمانان خندوانه کنسرت حافظ ناظری دانلود آلبوم حافظ ناظری بیوگرافی شهرام ناظری بیوگرافی حافظ ناظری اینستاگرام خندوانه

حافظ ناظری به شهری که آن را رمانتیک ترین و نوع دوست ترین شهر دنیا می خواند آمده تا تور جهانی کنسرت خود را کلید بزند.

او شب های پنجم و ششم شهریورماه «سمفونی رومی» را در باغ عفیف آباد شیراز روی صحنه می برد. اثری که او با آن توانست رکورد پرفروش ترین اثر از خاورمیانه را در غرب به دست بیاورد؛ اثری که البته بی حاشیه نبود و انتقادات بسیاری بر آن وارد شد و حافظ هم به اغلب آنها پاسخ داد؛ البته «ناگفته»هایی هم پیرامون این اثر باقی ماند ولی این طور که معلوم است این انتقادات بر روی عزم او اثر نگذاشته است؛ چرا که او در گفت و گو با روزنامه “خبر جنوب” از آغاز ساخت بخش دوم این پروژه خبر می دهد.

همسر شهرام ناظری همسر حافظ ناظری مهمانان خندوانه کنسرت حافظ ناظری دانلود آلبوم حافظ ناظری بیوگرافی شهرام ناظری بیوگرافی حافظ ناظری اینستاگرام خندوانه

instagram hafeznazeri

حافظ می گوید افتخار می کند که توانسته با این اث پلی میان فرهنگ شرق و غرب بزند. البته انتقادات در داخل ایران از کار او کم نبود. حافظ اینک می گوید که نقدکنندگان بیش از اینکه بر اثر تمرکز کرده باشند حب و بغض های شخصی خود را بیان کرده اند؛ اما گفت و گوی ما با او بی پرده بود. از او درباره جوابیه ای پرسیدیم که در پاسخ به انتقادات هوشنگ کامکار، از سرشناسان موسیقی سنتی ایران منتشر کرد؛ متنی که بیش و کم بسیاری از مخاطبان حافظ هم آن را خودستایانه تعبیر کردند؛ او البته می گوید که در این جوابیه «به صورت منطقی به سخنان احساسی پاسخ داده بود». پیرامون زندگی شخصی اش هم پرسیدیم؛ درباره نظر و انتقاداتش به پدرش شهرام ناظری.

آنچه در ادامه می آید پاسخ های حافظ ناظری به این پرسش هاست.

بگذارید از یک سؤال ساده شروع کنیم؛ آیا کارتازه ای در دست ساخت دارید؟

همان طور که می بینید هم اکنون تور جهانی خود را از شهر شیراز آغازکرده ام و به زودی روی بخش شماره ۲ سمفونی رومی کار خواهم کرد. پروژه ای که درباره آن طی مدت اخیر سوتفاهم های بسیاری پیش آمد و باید بگویم که نام این پروژه، نام یک اثر موسیقی نیست بلکه نامی نمادین و نشان دهنده تفکر موسیقایی من برای ادغام موسیقی غرب و شرق است؛ در واقع سمفونی ریشه در لغت گروه موزیسین دارد و نام رومی هم از نام مولانا جلال الدین گرفته شده که به نوعی نماد مشرق زمین است. به همین خاطر نامی نمادین بود که فرهنگ غرب و شرق را ارایه دهد.

به موضوع انتخاب نام این اثر خواهیم رسید ولی پیش از آن یک سؤال کلی دارم؛ شما بر جهانی شدن موسیقی تاکید دارید و اینکه ۳۸ تن از حاضران سمفونی رومی برندگان جایزه گِرَمی بوده اند. می خواهم بدانم به نظر شما چه موانعی در کشور ما بر سر جهانی شدن موسیقی ایرانی وجود دارد؟

صحبت درباره موانع موجود نیازمند بحثی عمیق است. در واقع باید جزء را ریشه یابی کنیم تا به مشکلات کلی پی ببریم. باید بپرسیم که هم اکنون ما به عنوان حافظان موسیقی سنتی چقدر توانسته ایم آن را به نسل جدید منتقل کنیم. دیگر باید وضع کنسرت ها و فروش آثار را در داخل کشور بررسی کرد.

به نظر من موسیقی ما در حرکتی نزولی با شیب سریع قرار دارد و این وضع نگران کننده است؛ آنچه می تواند شکافی عمیق میان نسل جدید و موسیقی سنتی ایرانی پدید بیاورد. من به عنوان کسی که مدت ها ایران نبودم و شما را از بیرون میبینم باید بگویم اینجا فضا به راستی خراب است؛ هیچ کس از موفقیت دیگری خوشحال نمی شود. هر کسی یک هفته به کلاس موسیقی می رود موی بلند می گذارد و به خودش لقب استاد میدهد. این موضوع در خانواده موسیقی به بیرون نشات پیدا میکند. آن وقت میبینیم که مانند یک سال گذشته استقبال مردم از کنسرت ها ۶۰ درصد افت میکند؛ حال آنکه در ۵ سال گذشته کنسرت رفتن در کشور باب بود.

اکنون همه کسانی که با یک تبلیغ ۱۰ شب کنسرت می دادند با چندین برابر تبلیغات ۲ شب هم نمی توانند سالنهای کنسرت را پر کنند. من این را بدان خاطر می گویم که چون به موسیقی عشق دارم سینه سپر کردهام و می گویم بگذار فحشش را بخورم ولی انتقادات را بگویم؛ این مصداق همان شعر است که می گوید جرمش این بود که اسرار هویدا می کرد. در واقع بسیاری اصلا سنت را نمیشناسند و می خواهند خلاقیت پدید بیاورند؛ طرف سه تار خود را به سختی کوک می کند ولی میخواهد ناجی موسیقی ایران باشد. من فکر می کنم پاسخ به این پرسش به حد مصاحبه شما نمیگنجد و شاید ۲۰ سال دیگر کسی مانند شما بنشیند و ببیند که آلبوم ناگفته چه اتفاق بزرگی را برای موسیقی ایران در جهان رقم زد. جای اینکه از آن در داخل کشور تقدیر شود همه به آن حمله کردند و حرف های رکیک نثارش کردند؛ من را دروغ گو خطاب کردند ولی ۲۰ سال دیگر مشخص می شود این چه قدم بزرگی در این فضای پریشان و سرخورده موسیقی ایران بود و شاید حتی برای من هم این موفقیت دوباره تکرار نشود. با وجود تمدن بزرگ ایران حسی در ما وجود دارد که قهرمان کشی می کنیم. کسی فیلمی می سازد و جایزه بزرگی را می برد و همه میگویند پارتی بازی کرده یا لیاقتش را نداشته است. آخر اینها چه حرفی است؛ چقدر تفرقه؟

بگذارید به نام اثر سمفونی رومی بپردازیم. گفتید نام را برای اینکه پلی میان شرق و غرب باشد انتخاب کرده اید ولی چرا این اثر ۳ نام دارد؟ سمفونی رومی، بعد یازدهم و ناگفته. منظور از بعد یازدهم و ناگفته چیست. آقای کامکار هم همین را از شما پرسیده بود؛ چرا مثلا بعد دوازدهم نه؟

چرا بعد نودم یا پنجم! یک استاد آکادمیک موسیقی باید بگوید چرا بعد یازدهم هست و هشتم نیست؟ من عاشق علم کهکشان ها هستم. در این علم تئوری تازه ای کشف شده که به آن تئوری ریسمانی گفته می شود و کشف شده که همه هستی ما بر روی ۲ ارتعاش ساخته شده است. این بعد، بعد یازدهم است که همان موسیقی است. بعد یازدهم در واقع بخشی از آلبوم ناگفته است.

در واقع من ۱۵ سال ایران نبودم و خبر کنسرتهایم که می آمد می گفتند حافظ ناظری ایران را فراموش کرده است. اینکه سونی تصمیم داشت کاری را از ایران منتشر کند به خبر بسیار داغی در ایران تبدیل شد و ما به خاطر قانون کپی رایت نمی توانستیم آن را در ایران منتشر کنیم. فکرش را بکنید اگر اثر در جهان منتشر می شد و در ایران نه من با چه هجمه ای روبرو میشدم این است که تصمیم گرفتیم بخشی از اثر را در ایران منتشر کنیم که در نهایت اثر ناگفته به نام بعد یازدهم منتشر شد.

منظورتان از ناگفته چیست؟ چه ناگفته ای؟

من می خواستم با ناگفته، ناگفته های فرهنگ ایران را در حد توان خود بیان کنم. چون فرهنگ ما را با معنایی متفاوت در دنیا ارایه می کنند؛ ما را با معنایی متفاوت می شناسند تا کشوری که پادشاه آن در ۳ هزار سال پیش لوح حقوق بشر را نوشته است. هدف من معرفی تصویر دیگری از ایران بود. همچنین قسمت دوم موسیقایی ناگفته اینگونه بود که این اثر تنها اثر موسیقی جهان است که در آن نوآوری را در هر ۳ جز اصلی سازنده موسیقی یعنی هم در آواز، موسیقی و ارکستراسیون می بینید. آثاری بوده اند که در یکی از این ۳ بعد متفاوت بوده اند ولی در ناگفته این اتفاق همزمان در هر ۳ بعد رخ داده است. من برای اولین بار در موسیقی کشورمان جسارت کرده ام تا اثری ۲۰ دقیقه ای تولید کنم که در آن یک لغت شعر نیست. همچنین در آهنگسازی تلفیق تازه ای از موسیقی شرق و غرب را می بینید.

بگذارید به همان انتقادات آقای کامکار برگردیم که کلید انتقادات بعدی را زد. برخی معتقدند در پاسخی که به ایشان دادید شأن بزرگتر را رعایت نکردید و پاسختان خودستایانه بوده است.

پاسخ خودستایانه نبود و من به سخنان احساسی ایشان پاسخی علمی دادم.

ولی در بخش هایی از متن شما جملاتتان…

جمله هایم منطقی بود. من در کل نمی خواهم به آن حاشیهها برگردم ولی ماجرا عمیق تر از آنچه بود که شما اطلاع داشتید. اتفاقاتی پیش از آن رخ داده بود.

چه اتفاقاتی؟

ایشان پیش از آن حرف هایی زده بودند که من در برابرشان سکوت کرده بودم ولی به آن مرحله که رسید ناچار شدم. منتقدان به من همه چیز گفتند؛ گفتند اثرت کلاسیک نیست ولی در بیلبورد به اثر شماره یک کلاسیک تبدیل شد و در سونی در زیر شاخه گرمی کلاسیک بیرون آمد. گفتند ۳۸ برنده گرمی در اثر نبوده بلکه ۲۵ نفر بودند. بعد ثابت شد من اشتباه کرده ام و تعداد برندگان ۴۲ نفر بوده است.

البته ایشان دیروز – پریروز در نشستی خبری حرف هایی زده است ولی اصلا در حد من نیست که بخواهم جواب این چیزها را بدهم. من در جوابیه همه حرف ها را محترمانه بیان کردم. در واقع شما از یک استاد آکادمیک انتظار نقد علمی دارید و نه نقد احساسی. وقتی شما درباره یک اثر صحبت می کنید که همگی نادرست است لابد هدفی از این بیان دارید، سوادش را ندارید یا اینکه سوادتان را از دست داده اید. اگر آن جوابیه را نکته به نکته ببینید متوجه میشوید که جواب علمی بوده است. اگر قرار بر نصیحت بود راه بهتری هم وجود داشت پس این نقد بر اثر حسادت بوده است.

آقای علیزاده در جایی گفته بودند «جوانان ما توهم نوآوری دارند». شما هم اشاره ای به نقش جوانان کردید. به نظرتان این انتقادات نوعی مقاومت در برابر نوآوری است؟

اگر لیونل مسی ۶۰ ساله شود و از خودش نابغه تر در فوتبال پیدا شود مسی از او تقدیر خواهد کرد ولی در دل از اینکه کسی بهتر از او پیدا شده طبیعتا از نظر روانشناسی موضعگیر می شود. این استادان چون دوره شان تمام شده جلوی بسیاری از اتفاقات جبهه می گیرند. البته باید دید که جوانان ما واقعا کار خلاقانه می کنند یا نه. باید دید خلاقیت چیست. وقتی شما روند کار آقای علیزاده را نگاه کنید، ایشان از نظر خلاقیت و نوآوری کارهایی دارد که در زمان خود خلاقانه بوده است ولی کارهای وی اشراف بر سنت هم داشته است. من کارهایی که بسیاری از استادان در ۲۰ سال گذشته منتشر کرده اند را گوش نکرده ام یا اینکه به نظرم برخی از آنها حرفی برای گفتن نداشته است.

با این حال در کار ترکمن آقای علیزاده می بینیم ایشان ردیف موسیقی ما را نواخته و بعد قطعه ترکمن را به عنوان برداشت ایشان از موسیقی ایرانی اجرا کرده است. این خلاقیتی است که میتوان درباره آن صحبت کرد چون آدمی است که به خوبی سنت را می شناسد. مانند پدر من. پدرم آنقدر بر موسیقی سنتی اشراف دارد که از دل آن چیز تازه ای آفریده است و این خلاقیت است. با این حال ۹۹ درصد از موسیقیدان های هم نسل من اشراف بر موسیقی ندارند.

در سال های گذشته چند جوان اثری را بیرون داده اند و در آن ۱۰ دقیقه آواز واقعی خواندهاند؟ همه چیز تبدیل به تصنیف و ریتم شده است. آیا راهی وجود ندارد برای عرضه موسیقی سنتی ایران به نوعی که جوانان از آن استقبال کنند؟ به نظر من این راه وجود دارد و من در اثر جدید خود این کار را می کنم. به نظر من گاهی انجام ندادن کاری، انجام کاری است. برای من کنسرت دادن و تولید اثر موسیقی برای شهرت و پول نیست و کسانی که با من کار کرده اند این را می دانند. برای من اولویت، ارایه پیامی به اجتماع است. در نشستی خبری یکی از خبرنگاران گفت سرانگشتی حساب کرده و متوجه شده در ۱۶ سالی که من در ایران کنسرت نداده ام حدود ۴۰ میلیارد تومان از دست داده ام. پرسید این به چه دلیل است. پاسخ دادم من دنبال این نیستم که مدام کنسرت بگذارم. من روی استیج که می روم انگار دارم پیش خدا جواب پس می دهم چون از خودم می پرسم چه چیزی به مردم ارایه می دهم. هم اکنون هم که با شما مصاحبه می کنم ۶ شب است که برای آماده سازی این کنسرت ها نخوابیده ام.

شما در کارتان خود را متأثر از چه کسی می دانید؟

من در خانواده ای استثنایی بزرگ شده ام که محل رفت و آمد استادان موسیقی بوده است. اسطوره من در موسیقی ایرانی در آواز استاد طاهرزاده و در نوازندگی استاد علی اکبر خان شهنازی هستند.

رقیب خود را در ایران چه کسی می دانید؟

هیچ کس. نه اینکه از دیگران بهترم بلکه به این خاطر که شخصیت و موسیقی من، ساز و آوازم شبیه هیچ کس نیست که رقیبی داشته باشم و از صمیم قلب آرزوی موفقیت برای همکاران دارم. وقتی اثر موسیقی از همکاران عزیزم در ایران بیرون بیاید موفقیت آن باعث می شود مردم سی دی من را هم بخرند. از این رو اگر اثر حافظ ناظری در دنیا شماره یک شد به جای اینکه موضع بگیریم باید به خود این طور بگوییم که کسی قدمی برداشته و بیاییم آن را کامل کنیم نه اینکه بگویم این دروغ بود و فلان بود.

به نظرتان پسر شهرام ناظری بودن چقدر دستیابی به این موفقیت ها را برای شما آسان تر کرد؟

در جهان هیچ؛ موسیقیدانان ایرانی در جهان به اندازه یک قطره هم شناخته شده نیستند و استادان ما وقتی خارج از کشور کنسرت می گذارند شاید تعداد زیادی هم در کنسرت ها شرکت نمی کند پس من هر کاری آن سوی دنیا کرده ام فقط خودم بوده ام. به نظر من مطرح شدن در کشوری ۷۰ میلیون نفری ساده تر از مشهور شدن در جهان ۵ میلیارد نفری است. در ایران یکی از خصلت های ما اسطوره سازی است هرچند در نسل جدید این خصلت دارد از میان می رود. من اگر هزاران برابر از شهرام ناظری موفق تر باشم تا ابد پسر شهرام ناظری خوانده میشوم چون در ایران نام های شهرام ناظری و شجریان، ورای موسیقی شده اند و اینک جزوی از فرهنگ ایران هستند.

چه انتقادی به کارهای پدرتان دارید؟

پدر من نه اهل مافیا و نه سیاست بازی است. در کشور ما کسانی که به نام می رسند به جز هنرشان اتاق فکری دارند که برایش سیاست گذاری می کنند. پدر من آنقدر انسان پاکی است که همه عمر از او سواستفاده شده و حقش را خورده اند. همه هنرمندانی که در ایران می شناسید در کنار شهرام ناظری شناخته شده اند؛ هوشنگ کامکار با گلستانه، تنبور شمس، آقای علیزاده شورانگیز، آقای عندلیبی با بی قرار و کیش مهر و… . در صورتی که آقای شجریان بهترین آثار زندگی خود را در کنار مشکاتیان ساخته و مشکاتیان دلیل آن کارها بوده است. باید به این فکر کنید و تاثیر پدرم را ببینید که همه کسانی که در کنارش بوده اند بهترین آثار خود را خلق کرده اند. آقای علیزاده با یک سال فاصله شورانگیز را با پدرم و راز و نیاز را با افتخاری تولید کرده است؛ آن تبدیل به شورانگیز و این تبدیل به راز و نیازشده است.

چرا شیراز را به عنوان اولین شهر از تور جهانی خود انتخاب کردید؟

در مدت اخیر ۲۰ مقاله درباره من در مطبوعات چاپ شده و می پرسند چرا کنسرت هایم را از شیراز آغاز کرده ام؛ چرا کرمانشاه نبوده است؟ راستش را بخواهید به نظر من شیراز یکی از زیباترین، عاشقانه ترین و رمانتیک ترین شهرهای ایران است. شیراز جنبه هایی دارد که اگر بدان ها پرداخته شود میتواند یکی از نمادهای دنیا باشد. من این را درک کرده ام و در حد توان خود می خواهم نقشی داشته باشم. قبر حافظ و سعدی و شکوه تخت جمشید در کنار هم برای یک شهر بسیار زیاد است. ۲۰ بار به تخت جمشید رفته و هر بار که می روم استخوان های تنم می لرزد. در آدم های این شهر یک عشق عجیبی است. عشقی است که من جای دیگری ندیده ام و این بود که من خواستم تور جهانی ناگفته از شهری که نماد فرهنگ و عشق است شروع شود و جلو همه انتقادات ایستادم.

بگذار سؤالی را بی پرده بپرسم. مخاطب از سخنان شما ممکن است این گونه برداشت کند که حافظ ناظری می گوید «من آنم که رستم بود پهلوان»!

پرسیدی رقیبی داری؟ گفتم من نمی گویم از کسی برتر هستم. تنها می خواهم بگویم که من شبیه کسی نیستم و خودم هستم و در کاری که می کنم یک دانه هستم و شبیه هیچ کس نیستم. ساز من، نوع طرز فکرم، کارهایی که می کنم وآوازی که می خوانم مال خودم است. به نظر من همه انسان ها با هم برابر هستند هرچند جایگاهمان متفاوت باشد. همیشه جلو آدمهای گردن کلفت گردنم کلفت تر شده و جلوی آدم های ضعیف گردنم خم شده است. من باید روزی آنقدر قدرتمند شوم که بتوانم به کسانی که بیرون منتظرم هستند کمک کنم. این بزرگترین آرمان زندگی من است.

اجازه بده مصاحبه را با زندگی شخصی شما تمام کنیم. ازدواج کرده ای؟ راستی برخی هم بر سر دانشگاهی که در نیویورک در آن درس خوانده ای سؤالاتی داشتند.

من عکسی با زلاتان ابراهیمویچ، کاپیتان تیم سوئد عکسی گرفتم. فکرش را بکن! می گفتند عکس را فتوشاپ کرده و قد خود را بلندتر کرده ام. من در ایران باید قد خود را هم ثابت کنم. چه رسد به دانشگاهی که درس خوانده ام و داشتن اثر شماره یک و برندگان گرمی.

نگفتی ازدواج کرده ای؟

نه. من هدف و مسئولیت بزرگی روی دوشم است که تا آنها را انجام ندهم نمی توانم به مسائل شخصی تر بپردازم.

همسر شهرام ناظری همسر حافظ ناظری مهمانان خندوانه کنسرت حافظ ناظری دانلود آلبوم حافظ ناظری بیوگرافی شهرام ناظری بیوگرافی حافظ ناظری اینستاگرام خندوانه

یک گفتگوی فوتبالی با حافظ ناظری

خودم و امثال خودم را می گویم و لطفا به کسی برنخورد! اصولا آدم هایی هستیم که منتظر نشسته ایم (به خصوص در فضای مجازی) تا حاشیه ها را به متن تبدیل کنیم. این قدر متن این حاشیه ها در زندگی مان پررنگ و به اصطلاح دوستی، گل درشت می شود که از اصل قضیه وا می مانیم. آن وقت اگر هم به ما انتقاد کنند بهمان برمی خورد و در همان فضای مجازی زمین و زمان را مورد لطف و مرحمت قرار می دهیم. بماند…

دنیای هنر که از قضا شامل ورزش نیز هست به شدت دچار اینگونه رفتارها و حاشیه ها می شود. بزرگنمایی حاشیه ها سرگرم کننده است اما اصل نیست. گویا حافظ ناظری هم در برخی از این نکات با من هم عقیده است. او هم معتقد است ما در ورزش ایران، مرد عمل نیستیم. لطفا متن زیر را بدون حاشیه بخوانید.

جریان فارسی صحبت کردن زلاتان چی بود؟

– جریان خاصی نیست. با دوستان جایی بودم که زلاتان هم در آنجا حضور داشت. ما را به هم معرفی کردند. دوست من با شوخی به او گفت من سوپراستار موسیقی ایران هستم. او هم تا این موضوع را شنید به فارسی به من گفت «سلام، حالت چطوره؟»؛ شایدم گفت «سلام، اینجا چه کار می کنی؟» خوب یادم نیست، اول فکر کردم اشتباه می شنوم. با تعجب گفتم «چی؟!» و دوباره جمله اش را تکرار کرد. البته فکر می کنم چون چندی قبل از اینکه زلاتان را ببینیم بازی سوئد و ایران برگزار شده بود، او چند لغت از ایرانی ها یاد گرفته است. به هر حال همه آدم ها چند لغت از هر زبانی را بلدند.

اهل ورزش هستی؟

– اگر بشود بسیار زیاد.

چه ورزش هایی؟

– فوتبال، تنیس، شنا و اسکی.

کدام را بیشتر انجام می دهی؟

– در ایران برای کمبود وقت بیشتر شنا می کنم. در خارج از ایران اسکی می کنم. تابستان ها هم در کانادا تنیس بازی می کنم. فوتبال را هم خیلی دوست دارم اما ۱۵ سالی هست که بازی نکرده ام.

استقلال یا پرسپولیس؟

– بارسلونا (می خندد) اما قرمز را خیلی دوست دارم.

چرا قرمز؟

– من با رنگ قرمز بسیار خوب ارتباط برقرار می کنم.

دقیقا الان حالت چطور است؟

– در فوتبال نتیجه گیری یک مسئله است و خوب بازی کردن مسئله ای دیگر. من در مصاحبه ام در روزنامه گلد گفتم که حتما پرسپولیس از جانب دروازه بان لطمه خواهد خورد. اشتباه پرسپولیس از دست دادن نیلسون بود. دوستان دیگر دروازه بان هم، دروازه بان های بسیار خوبی هستند اما نیلسون امتحان خودش را پس داده بود و من فکر می کنم این تیم نیازمند چنین تغییری نبود. پرسپولیس دچار مشکلاتی است و امیدوارم برانکو بتواند تحولی در این تیم ایجاد کند.

با نیلسون هم از نزدیک آشنایی داری؟

– نه، اصلا.

می دانستی نیلسون آهنگ های شما و پدر را گوش می دهد؟

– چه جالب؛ نه، برایم خیلی جالب است.

روزنامه یا مجله ورزشی هم می خوانی؟

– داخل ایران نه ولی به خواندن روزنامه های ورزشی علاقه دارم و دوست دارم آنها را دنبال کنم. من در نیویورک صبح که از خواب بیدار می شوم، سر میز صبحانه خبرگزاری های مختلف را باز می کنم و اولین قسمتی که می بینم، قسمت ورزشی است.

چه شاخه ای از ورزش را درون خبرگزاری ها دنبال می کنی؟

– فوتبال و البته تنیس. اصولا ورزش تنیس اتفاقات کمی را به دنبال دارد اما فوتبال را به شدت دنبال می کنم، به خصوص فوتبال ایران و اروپا. تمام بازی های بارسلونا را هم نگاه می کنم.

با این همه علاقه چرا ۱۵ سال است که فوتبال بازی نکردی؟

– داخل نیویورک زمین فوتبال به شکل طبیعی وجود ندارد. بیشتر هندبال رواج دارد. البته به خاطر حرفه ام و به خاطر اینکه ساز می زنم نباید زمین بخورم. از این بابت هم نگران هستم که بازی نمی کنم چون زمین خوردن تاثیر زیادی روی دستم می گذارد.

دوست داشتی ستاره ورزشی شوی؟

– باور کن اگر می توانستم ستاره ورزشی شوم، چرا که نه. آدم ها گاهی همان کاری را انجام می دهند که دوست دارند. در این صورت ستاره شدن یا نشدن زیاد فرقی نمی کند. مهمترین قسمت زندگی لذت بردن از آن است نه ستاره شدن اما ورزش واقعا اتفاق خاصی است. همین که ورزش می کنی، ماهیچه هایت با تو حرف می زنند. برای مثال تا به حال به ماهیچه ذوزنقه ای بالابر کتفت فکر کرده ای؟ همین حالا فکر کن! وقتی ورزش می کنی تمام این ماهیچه ها با تو حرف می زنند و صدایشان را هم با گرفتگی و درد عضلانی می شنوی.

این دیدگاه متفاوت نسبت به هر چیزی موجب آزارت نشده؟

– چرا؛ دقیقا برای این موضوع همیشه از من انتقاد می کنند. من وجودم اینگونه است. دیدگاه یک عامل بیرونی است که از درون هر انسانی شکل می گیرد، مثل هر شاعری که شعر حاصل احساسات درونی اوست. مولانا می گوید: «شعر چه باشد بر من تا که از آن لاف زنم/ هست مرا فن دگر غیر فنون شعرا» این یعنی چشمه درونی مثل آتش فشان می جوشد. انسان گوشه ای از احساساتش را با شعر بیان می کند. این دیدگاه من نیست که متفاوت است، گاهی آدم ها می خواهند دید متفاوت داشته باشند اما گاهی از درون متفاوت اند و این دیدگاه پنجره کوچکی به دنیای بیرون می شود.

برگردیم به ورزش؛ بعد از جریان زلاتان حرف و حدیث زیاد بود.

– فقط زلاتان نیست، من با خیلی از آدم ها در عالم ورزش آشنایی دارم. راستش قبل از هر قضاوتی باید فکر کنیم. من قبلا هم با ورزشکاران و هنرمندان زیادی برخورد داشته و با آنها عکس یادگاری گرفتم؛ مثل پائولو مالدینی، دل پیرو و خیلی های دیگر. گاهی اوقات شما صبح از خواب بیدار می شوید و می بینید شخصی با یک هنرمند مشهور یا یک ورزشکار عکس گرفته است. این موضوع می تواند تردیدبرانگیز باشد اما برای من که سابقه این نوع رفتارها را دارم این تردید وجود ندارد. در هر صورت هر کاری که من انجام دهم نه امروز بلکه تا زمانی که در ایران هستم حاشیه ساز و چالش برانگیز خواهد بود.

یک عکس ساده که این حرف ها را ندارد. هر کسی عکس زلاتان را می بیند فکر می کند زلاتان خواهش کرده تا با من عکس بگیرد. اساسا زلاتان انسان عصبی و پرخاشگر است و در این عکس او لبخند دارد و من کاملا جدی ایستاده ام، شاید همین موضوع موجب حساسیت های زیادی روی این عکس شده باشد. با این حال از امروز شما بدانید که من قرار است به نوکمپ بروم و اگر با مسی عکسی گذاشتم، تعجب نکنید. اصولا در نیویورک و شهرهایی نظیر آن کم پیش می آید داخل یک کافه و رستوران هنرمندان، ورزشکاران و حتی آدم های بزرگ را نبینید. اصلا آمریکایی ها یک ضرب المثلی دارند که می گوید: «اگر بتوانید یک هفته در نیویورک زندگی را تحمل کنید، در همه جای جهان می توانید راحت زندگی کنید.» آنجا خرج زندگی خیلی بالاست و برای همین بیشتر مختص آدم های خیلی مشهور یا خیلی موفق است. رقابت در آنجا بسیار زیاد است. خیلی طبیعی است که در آنجا تصادفا با این آدم ها برخورد کنید.

کدام فوتبالیست را دوست داری؟

– مطمئنا علی کریمی. علی کریمی هم نابغه بود، فقط باید از او درست حمایت می شد. معتقدم اگر از علی کریمی حمایت می کردند یکی از نابغه های فوتبال جان می شد. علی دایی و مهدوی کیا هم فوتبالیست های بسیار خوبی هستند. چند بازیکن جدید هم هستند که باید به آنها توجه کرد مثل امید عالیشاه. من تعجب می کنم چرا کی روش از او به تیم ملی دعوت نمی کند. امیر صادقیان هم اگر کنترل شود، واقعا آینده دار است و نبوغ مختص فوتبال را دارد.

در خانواده هم کسی اهل ورزش هست؟

– ورزش در سطوح بالاتر به هنر تبدیل می شود و هر ورزش در سطوح بالاتر به هنر تبدیل می شود و هر کسی از دیدن آن لذت می برد. هر خانواده ای جذب این نوع زیبایی و هنر می شود.

در دوران کودکی در کوچه فوتبال بازی می کردی؟

– بسیار زیاد. در آن موقع ها بازیکن مورد علاقه ام عابدزاده بود چون قدم بلندتر از سایرین بود و موها و چشم هایم سیاه بود، دوستانم می گفتند شبیه عابدزاده هستم. در آن زمان دروازه بانی می کردم و فوروارد هم بازی می کردم. یادم هست که سفارش داده بودم و برایم تیر دروازه با تور درجه یک ساخته بودند. همیشه چند دستیار داشتم و هر روز ساعت یک به بعد به دوستانم خبر می دادم، تیر دروازه را می آوردند و داخل خیابان می بستیم. در خانه همسایه ها را می زدیم و بچه هایی که فوتبال بازی می کردند را از خواب ظهر بیدار می کردم. از ساعت ۲ بعدازظهر تا هشت شب فوتبال بازی می کردم و در نهایت خاکی و زخمی به خانه برمی گشتیم.

کدام محله بودید؟

– خیابان آپادانا.

پنجره کسی را هم شکستید؟

– هزاران بار. چقدر توپمان درون خانه های مردم افتاد.

توپ تان را هم پاره می کردند؟

– چند بار. ما پسرها با فرهنگ فوتبال بازی کردن بزرگ شده ایم.

به عنوان کسی که گاهی از بیرون به ورزش ایران نگاه می کند، نظرت چیست؟

– ما در ورزش ایران خیلی حرف می زنیم و عمل نمی کنیم. باید بدانیم انسان ها واقعیت ها را می فهمند.

به همین شهرتی که داری راضی هستی؟

– من شهرتی ندارم و برای پیدا کردن آن دست به هر کاری نمی زنم و جلب توجه نمی کنم. ما می توانیم به سادگی شهرت پیدا کنیم، بدون اینکه کارهای عجیب و غریب کنیم.

۷۴ دیدگاه

  1. این بچه پولدار دیشب آمده بود تا پول پدرش را به رخ ملت بکشد!! با پول باباش رفته ۱۶ سال در گرانترین شهر دنیا و با بهترین آهنگسازان دنیا کار کرده!!! واقعا انتظار پیشرفت هم نداشته؟؟؟!!! این آقا چه گلی به سر این ملت زده یا کار بزرگی برای این مملکت کرده که باید رامبد برای ایشان در تلویزیون ملی جشن تولد راه بیندازد؟؟؟؟ فکر میکنید که چقدر پول داده تا یک قسمت کامل از برنامه خندوانه را گرفته برای جشن تولدش!!!! این بچه پولدارهای مرفه بی درد از بی تنوعی در زندگی رنج می برند درحالیکه مردم از بی نانی!!! برای رامبد متاسفم که روح خودش را برای فخر فروشی یک بچه پولدار در اختیار آن گذاشت. آنقدر دانشمند و انسان مفید توی این کشور هست که زندگیشون را وقف ایران کردند ولی تا حالا برای تولد کدومشون یک برنامه تلویزیونی ۲ ساعته اختصاص دادند؟؟؟!!!!! متاسفم ... که ارزشها داخلش عوض شده.

    (2)(7)
    • حسووووووود... بیشتراز این چیزی نمیشه گفت بهت...

      (7)(0)
      • دانشمندانی مثل پروفسور قریب یا باقری که کلی برای وضعیت نفت ایران و صنایع پتروشیمی و نیرو زحمت کشیدن حتی اسمی هم ازشون نیست تا خدای نکرده از دنیا برن. بعد این آقا رفته بزرگترین آهنگسازان دنیا را در اختیار گرفته تا براش ۵تا کاست بسازن!! بعد شما میگی این آدم بعد از ۱۶ سال که پول را از این مملکت خارج کرده و برده ریخته توی حلقوم اون غربیها، می خواستی این چندتا کاست هم بیرون نده یا کاستهاش بد در بیاد!!!!! من باید بمیرم که به این بیچاره حسودی کنم. فقط برای رامبد و برنامش متاسفم که با پول باباش خریدشون!!! برنامه ای که متعلق به همه مردم ایران بود تبدیل شد به یک جشن تولد خصوصی. واقعا رامبد جان برات متاسفم!!!

        (2)(1)
      • من با رضا موافقم که نباید ترجیح داده میشد به بهترینهای سرزمینمون حافظ ناظری در مقابل همایون پسر شجریان هیچه تازه این مثال همطراز خودشه
        اون لحظه رامبد گفت به خاطر کولر بیا پایین شمعو فوت کن نیومد پایین و مجبور کرد رامبد و شاه حسینی بیان بالا
        کلا لایق این برنامه مفصل نبود

        (0)(2)
    • تا زمانی که انسان هایی مثل شما با این تفکرات تو ایران هستند این کشور پیشرفت نمیکند.آقای ناظری رفته تلاش کرده به اینجا رسیده برای ایران افتخار آفریده بعد شما میگی اومده پولشو به رخ بکشه 🙂

      (4)(0)
      • رفته تلاش کرده؟؟؟؟ بکجا رسیده؟؟؟ واقعا متاسفم که اینقدر سطحی نگرید!! سعی کنید واقعیتهای اطرافتون را درست ببینید.

        (0)(2)
    • تعداد پولدارهای امریکا رفته و نرفته ... یا پولدارهای رفته و برنگشته ی این سرزمین کم نیست. شکرمیکنم که پولداری ایشون سبب ثروتمندی این عزیز شده.
      پول ، دارایی موقتی و بدون تضمینه اما ثروت در معنا، بعد معنوی و سواد زندگی هست از نظر من. کسی که به ثروت درونش پی ببره چه رفاه مالی داشته باشه چه نداشته باشه از یک سمفونی زیبا لذت میبره به دور از قضاوت و دغدغه های مملو از کینه و عقده. من به ایشون افتخار میکنم . به دور از استفاده و سو استفاده از شرایط سیاسی و بدون در نظر گرفتن نقطه ی زوم جامعه ی جهانی یک اثر هنری خلق کردن که ژرفای فاصله ش از این کره ی خاکی ذهن سالم رو سیال خواهد کرد.

      (2)(0)
    • خدا وکیلی ایول، حرف دلم رو زدی. دمت گرم

      (1)(0)
    • چقدددددر حسادت
      هر تعداد ایرانی مرفه باشند باید خدا رو شکر کنیم

      (4)(0)
      • ندا خانم
        کسی از مرفه بودن این آقا ناراحت نیست. انشاله که روزی برسه که همه مردم ایران در رفاه کامل زندگی کنند. لطفا به متنی که بنده نوشتم دقت کنید. من عرض کردم چرا باید برای ایشان در تلویزیون و در یک برنامه ملیجشن تولد خصوصی راه بیندازند؟ مگر ایشان چه کار شاخصی برای این مردم انجام داده؟ چه گلی به سر این مردم زده که ستودنی باشه؟
        وقتی ارزش گذاریهامون عوض میشه و به پول این آقا بیشتر از خدماتش و مفید بودنش بها میدیم، باید فاتحه ارزشهای واقعی را در کشور بخونیم!! بیایید به ارزشهای واقعی بها بدیم و از افرادی که واقعا برای این کشور دلسوزاندن و مردانه ایستادن و به این مملکت خدمت کردند تقدیر کنیم نه کسی که با کلی پول از این مملکت رفته و با ۴ تا کاست برگشته!!!!!

        (0)(2)
    • شما ها باید طرز تفکرتون رو عوض کنید. همینکه ایشون به ایران اومدن خودش همت و قدم بزرگیه. خیلی ها رفتند و دیکه برنگشتند....
      التماس تفکر

      (2)(0)
      • علی جان اونهایی که رفتند و برنگشتند، اگر تحصیلکرده بودند به درد این مملکت می خوردند، واقعا جا تاسف داشت ولی یک عده مثل این آقا که سودی برای این مردم ندارند جز اینکه با پولشون یک شب برنامه ملی کشور را بخرند و جشن تولد خصوصی توی تلویزیون راه بندازند، همان بهتر که بر نمی گشت!! میشه بگی ایشون برای ایران و ایرانی چکار کرده؟؟؟ میشه بگی چه قدم بزرگی برای این کشور برداشته و چه سنگی از جلوی پای مردم برداشته؟ من با برگشتن یا برنگشتن ایشان مشکل ندارم، من مشکلم اینه که ایشان کیه که باید براش ۲ ساعت جشن تولد بگیرند در تلویزیون؟؟؟؟؟
        التماس تفکر

        (0)(1)
    • سخت در اشتباهی برادر

      (1)(0)
    • سلام به همه به خصوص به هموطن عزیز آقا رضا
      ببینید خودتون هم میدونید که هدف برنامه رامبد گرفتن جشن تولد نبود، جشن تولد بخش کوچکی از برنامه بود اینقدر عصبانی نباشید آقای ناظری از استعداد و امکاناتی که داشته حداکثر استفاده رو کرده انصافا موفق هم بوده اگه همه ی ما هم از تواناییی و امکانات شخصی خودمون حداکثر استفاده رو بکنیم حتما موفق میشیم. میدونم شرایط سختی دارن همه جوون ها ولی............

      (2)(0)
    • سلام مجدد
      ببینید آقا رضا ایشون که نمی تونن به تنهایی مشکل یه کشور رو حل کنند،یه کشور به همه چیز نیاز داره هنر و موسیقی درست هم عاملی که قطعا تاثیر گذاره، درک میکنم چیه میگید(کاملا متوجه ام)ولی نباید شخصی همه چیز رو قضاوت کنیم باید دیدمون رو وسیع تر کنیم نگاهمون کلی تر باشه و ..... میدونید مشکل کشور ما گرفتن یا نگرفتن جشن تولد برای ایشون و امسال ایشون نیست.

      (2)(0)
      • درود بر شما پاییز خانم
        مشکل مملکت گرفتن جشن تولد برای ایشان نیست. مشکل مملکت عوض شدن ارزشهاست. وقتی به یک نفر که کل بازتاب زندگیش برای این مردم ۴ تا کاست هست تا این حد بها میدن ولی نوابغی توی این کشور دارن کار میکنن و زحمت میکشن که وجودشون هر روز برای کشور غنیمت محسوب میشه و هیچ نگاهی بهشون نمیشه، اینها باعث از بین رفتن انگیزه در انسانها میشه و نتیجش فرار مغزهایی هست که در آمریکا و اروپا در حال خدمتن. من کل صحبتم اینه که رامبد نباید بین مهمانهاش تا این حد تفاوت قایل بشه!! تا حالا برای کدوم یکی از مهمانهاش تا این حد مایه گذاشته بود؟ کارهایی که آقای ناظری انجام داده بی ارزش نیستند ولی چرا ایشان را در حد یک اسطوره ملی الکی بالا می بریم؟؟؟؟!!!!

        (0)(2)
    • تاحالا اینطور فک نکرده بودم .ولی اینو میدونم که معلوم بود دلش صاف و سادس ادما هرقدرم اظهار کنن باز از یه جایی در میزنه !!! واینکه خندوانه هیچوقت پول نمیگیره تا تولد برگزار کنه.پربیننده شدن تو دنیای امروز کشکی نیست که ... رامبد جوان واقعا بی ریا کار میکنه برای خندوانه .باتشکر

      (2)(0)
      • به نظر شخص من، وقتی اشک ریخت کاملا داشت فیلم بازی میکرد!! در واقع اشکی در کار نبود!! برای جلب نظر مردم بود که نشان بده کشور را خیلی دوست داره و البته ظاهرا هم موفق شد!!!! خندوانه اگر پول نمیگیره پس چرا تا به حال برای هیچ مهمانی اینکار را نکرده بود؟؟؟ واقعا انتظار دارید باور کنیم که اینکار خندوانه خود جوش بوده و رامبد بدون پول یک برنامه ۲ ساعته برای آقازاده راه انداخته؟؟؟؟؟!!! خواهش میکنم واقع بین باشیم نه احساسی نگر.

        (0)(2)
    • من واقعا برای آقارضا متاسفم که انقدر راحت درباره ی دیگران قضاوت میکنند و تهمت میزنن. رامبد جوان بارها ثابت کرده که بی ریا برای خندوانه کار میکنه و اگر برنامه رو دنبال کرده باشید تا به حال چندین تولد هم داشتن. چجوری و با چه مدرکی به آقای جوان و آقای ناظری تهمت میزنین؟ در ضمن اونجایی که با پول میشه پیشرفت کرد ایرانه آقا. در نیویورک کمپانی سونی بر اساس لیاقت افراد باهاشون کار میکنه نه پول و پارتی.

      (2)(0)
    • خفه کار کن بابا. حسادتو کنار بذار . این آقا نرفته با پول باباش پورشه سواری و دور دور کنه رفته در رشته موسیقی در بالاترین سطح زحمت کشیده و افتخار کسب کرده
      در ضمن حافظ به خندوانه کلاس داد

      (2)(0)
    • واقعا براتون متاسفم خوبه خودشون گفتن من چون پسر شهرام ناظریم زیادم افتخار نمیکنم به اینجا رسیدم باید به اونایی افتخار کردکه با سختی وبدون حمایت به جایی رسیدن در ضمن خوبه میگین پول باباش پس به هیچکی ربطی نداره و راجع به همشهری من لطفا درست صحبت کنید ایشون یکی از بهترین اهنگسازای دنیاست لازم نیست یکی مثل شما که از موسیقی که هیچی بلد نیست راجع به اقای ناظری نظر بدید

      (2)(0)
      • شما که بنده را نمی شناسید نمی تونید بگید که من از موسیقی سر در نمی آرم.من اگر برای یک آدم متکبری مثل آقای ناظری پیام گذاشتم مطمئن باشید که از موسیقی خیلی خوب سر در میارم. ای کاش ایشان این پیامها را می خوندند و از این غرور کاذبشون دست بردارند. چون این غرور به زمین می زنه ایشان را.

        (0)(2)
    • دوست عزیز اول درباره این ادم تحقیق کنید بعد بیآید قضاوت کنید اگر هم پولدار هستن از زحمات و دست رنج خودشون

      (1)(0)
  2. سلام و درود به خاندان بزرگ و فهیم ناظری
    حافظ عزیز وقتی اشک شمارا در خندوانه دیدم به قدری متاثر شدم که گویی احوال شما بر من منعکس شد تمام نگفته هات درباره ایران زمینو بخوبی حس میکردم متاثرم که در دورانی داریم زندگی میکنیم که تمام امواج منفی بر این سرزمین حاکمه وبلاخص هنر که با حمله ابلهان کوتوله رودرو ایستاده
    هنرمند عزیزم همچون پدر بزرگوارت محکم بایست وبدون کم نیستن انسانهای دانا وشریفی که پشت شما ایستاده اند واز شما حمایت میکنند
    جانم به فدای شما

    (1)(0)
  3. واقعا براتون متاسفم که چنین طرز فکری دارین آقای ناظری مایه ی افتخار این مملکتن همین که به ایران برگشتن هم خیلیه

    (1)(0)
  4. حافظ ناظری یکی از بهترین موسیقی دانان و آهنگسازان و از خوش صداترینهاست. ایشون رو با خواننده های هم نسلش مقایسه کنید و ببینید چند نفر در سطح کاری ایشون تو کل ایران داریم؟!! از شخصیت صادق و بی رنگ و ریایش هم که هر چه بگیم کم هست.
    دوست عزیز آقای رضا همین برنامه ۲ ساعته که شما اسمش رو میذارید تولد اختصاصی(!) به زعم اکثریت بینندگان پرو پاقرص خندوانه بهترین برنامه خندوانه در این چند سال بوده اگر به نظرات مردم در صفحه رامبدجوان نگاه کنید متوجه میشید. عجیبه که برنامه ای که این همه آدم ازش تا این حد لذت بردن شما رو اینقدر خشمگین کرده.
    ضمنا اینقدر نگین پول کشور رو برده اونور. ایشون اگر هم پولدارن به لطف هنر خانواده و خودشونه...نوش جونشون هم باشه لیاقتش رو دارن. طوری که شما راجع به ایشون صحبت کردید لایق اونهاییه که با اختلاس پول بیت المال رو بالا کشیدن و سر از اونور دنیا درآوردن و دیگه هم برنگشتن!!!!

    (2)(0)
    • آقای بامداد امید عزیز
      ایشان سنتی می خونن و این سبک خوندن فقط توی ایران طرفدار داره و ایشان مجبور بوده که برگرده!! بنده منکر این نیستم که این جشن تولد اختصاصی ۲ ساعته، زمان شادی را برای مردم فراهم کرد و نمیگم که مردم با دیدن این برنامه ناراحت شدن. حرف من اینه که ارزشها را در جامعه بهش درست بها بدیم و حفظشون کنیم. ایشان هر چقدر هم که آدم بزرگی باشن کاری برای این مردم نکردند که گره ای از مشکلاتشون باز کنه در حالی انسانهای بزرگی داریم که زندگیشون برای برداشتن باری از دوش این ملت گذاشتند و اسمی هم ازشون برده نمیشه. حرف من اینه که ارزشگذاریهامون را درست انجام بدیم و به انسانها به اندازه لیاقتشون بها بدیم نه پولی که برنامه میدن!!!!
      ایشون با پول پدرش از این کشور رفته و با بزرگترین موسیقی دانها کار کرده و هنوزم در برنامه میگه من از زیر صفر شروع کردم!!!!!!! از این ریاکاری و گول زدن مردم چی نصیبش میشه؟؟ چرا باید چنین آدمی را توی تلویزیون ایران اسطوره کنن؟؟؟ خواهش میکنم واقع بین باشیم دوست عزیز.

      (0)(1)
      • تو کشورهای دیگه وقتی هنرمندی معروف میشه یا به برنامه دعوت میشه،گره ای از مشکلات مردم باز کرده!؟؟آون گره رو باید مسئولین باز کنن.....یکم به هنر و هنرمندان احترام بذارید....در ضمن هیچ جای دنیا دانشمندان رو به دلایلی به برنامه تلویزیونی نمیارن...در ضمن همه ما داریم به کشورمان و جهان خدمت میکنیم حتی یه کارگر ساده دلیل نمیشه که همه ما رو به برنامه دعوت کنن.......فک کنم شما و خیلی های دیگه معنی ارزش رو درست متوجه نشدین که ارزش یه نفر رو اینقد سریع میبرید زیر سوال..تو کشورهای دیگه اگه البوم هنرمندشون تو بیلبورد در صدر باشه کلی بهش احترام میذارن اما اینجا طرف کن میبره کلی حرف و حدیث بارش میکنن اما وقتی یکیشون از دنیا رفت میشه افتخار...رامبد قبلش برای شفیعی جم تولد گرفت امشبم واسه فریدون اسرایی..و اینکه با پول نمیشه برنامه تلویزیونی رو خرید این کار مال خارجه که هر هنرمند واسه یکمپانیه و غیره،حتی آون جا هم خیلی کم میشه این کار رو کرد..بیاید یه ذره با هنرمندان مهربون باشیم..البته هنوز خیلی ها هستن که به هنر احترام میذارن....اگه الان خیام و مولانا و......تو زمان ما بودن همین حرفا و چه بسا بدتر و نثارشون میکردید و میگفتید مگه فردوسی چه گلی به سر ما زده و .

        (0)(1)
  5. من با آقا رضا کاملا موافقم.ای کاش به دانشمندان بی نامی که تو این مملکت زحمت میکشن تقدیر و قدردانی میشد.رامبد کار خوبی کرد که همچین برنامه ای ترتیب داد اما زیادی روی هم خیلی کرد.به هر حال ای کاش اگه قراره تقدیری هم صورت بگیره سراغ اون بی نام و نشونهای دلسوز این کشورم برن

    (1)(0)
  6. همه ارزو دارن تو کشورشون یکی مثل آقای ناظری و داشته باشن اونوقت خوندن نظرات شما خیییییییلی تاسف باره جز تاسف چیزی نمیشه گفت ........

    (0)(1)
  7. سلام، آیا خانم مهدیه محمدخانی ،خواننده سنتی، نامزد ایشون هستن؟!

    (0)(1)
  8. مردم ایران همیشه همین بودن.
    تایکی وضع مالیش خوب میشه
    تا هفت جدپشت سرشو ازفحشامون
    مستفیض میکنیم...اقای حافظ ناظری
    اگر باثروت همک ب اینجا رسیده باشه
    مگه به جای بدی رسیده؟بده ک اسم ایرانو
    توی دنیا باوجهه ی درستو انسانی نشون میدن؟
    به دوتاازاهنگای ایشون گوش بدینو بعد اگر
    حس ارامش بهتون دست نداد بگین موسیقیش
    بد بود...هرچند گوش مردم ایران انقدر بی ذوق
    شده ک واسه ی نفرمث پاشایی کواقعا از لحاظ
    موسیقی سطح پایینی داشت اون همه قیامت
    ب پامیکنن ولی ی نفر ک واقعا داره موسیقی
    اصیل و درست مملکتمونو بهمون نشون میده
    میگیم فلانو بهمان...خود اقای ناظری درست
    گفتن...همه ی این حرفا از حسادته...واقعا
    ایرانیا بجای نشون دادن فرهنگ چندهزارساله
    اشون نشستن و مدام دارن فرهنگ پوچو بیخود
    الانشونو ب رخ همه ی مردم دنیا میکشن...
    از ادمایی ک میرن و توپیج هرکسی ک دستشون
    میاد فحشای ناموسی مینویسن این چیزا اصلا
    بعید نیس....واقعا ادم بعضی وقتا بادیدن بعضی
    از ادما خجالت میکشه بگه من هموطن این ادمم
    متاسفم برای ایران ک داره کارش ب اینجاها
    کشیده میشه...

    (1)(0)
    • خانم پروین هدیه لو
      لطفا تمامی نظرات قبل از خودتون را درست و دقیق بخونید بعد نظرتون را بنویسید. در تمامی نظرهایی که ارایه شده هیچکس به هیچکس دیگه توهین نکرده و فحش نداده. فقط شما هستید که به افرادی که نظر مخالف با شما دارن توهین کردید و از هموطن بودن باهاشون خجالت میکشید!!!!!!!
      التماس تفکر و برداشتن نقاب

      (0)(0)
  9. یاسر ۱۱ مرداد ۱۳۹۵ at ۲:۱۶ ب.ظ

    در پاسخ شما باید گفت، حافظ ناظری بیشتر آهنگسازی میکنه تا خوانندگی. پس مقایسه ی ایشون با همایون شجریان که عمده کارشون خوانندگیست، کار اشتباهیه.

    (0)(0)
  10. آقا رضا، شما که انقدر متعصبانه داری با قضیه برخورد میکنی. علم فقط مهندسی و پزشکی نیست. موسیقی هم علم بزرگیه. دنیا بر پایه موسیقی بنا شده.
    تو این دنیایی که عمده موسیقی فقط سبک پاپ و راک شده و اگه ما ایرانی ها یکم غفلت کنیم، دیگه تا چند سال آینده اثری از موسیقی سنتی ما نه فقط تو دنیا، بلکه تو خود کشورمون هم باقی نمیمونه. پس به جای توهین و تعصبات بی جا، باید از این افراد که تعدادشون واقعا انگشت شماره، حمایت کنیم. نه اینکه از کشور و ملت برونیمشون و دلسردشون کنیم.

    و دوستان عزیزی که ایراد گرفتید با پول باباش رفته خارج از ایران تحصیل کرده. به جای ایراد گرفتن باید بهش افتخار کنید که انقدر آدم سالمی هست که با پول باباش رفته تحصیل کرده، نه با پول ملت.

    (0)(0)
    • آقا یا خانم ناشناس
      با نظر شما کاملا موافقم و این کاملا درسته که علم فقط مهندسی و پزشکی نیست و موسیقی هم یک علمه. من با اینکه به علم موسیقی کمک باید بشه و از موسیقیدانها و خوانندگان بزرگ باید تقدیر بشه هم کاملا درسته ولی حرف من اینه که الان ۲ سال خندوانه پخش میشه ولی تا بحال سابقه نداشته که یک برنامه بطور کامل به یک نفر اختصاص پیدا کنه و جشن تولد برای کسی راه انداخته باشن!! من دردم اینه که میگم آدمهایی هستند که توی این مملکت دارن چرخ مملکت را می چرخونن و سنگهای جلوی این چرخ بزرگ را با تمام وجود بر میدارن ولی حتی حاضر نیستیم اسمی از آنها بیاریمو بهشون بها بدیم و متاسفانه بعد از فوتشون تازه براشون مراسم میگیریم!!!! انسانهای بزرگی بخاطر این بی وفایی از این کشور رفتن و الان توی خارج باعث افتخار ما هستند ولی متاسفانه به درد هموطنشون نمی خورن. رامبد یک برنامه ملی داره اجرا میکنه پس وظیفه اش خیلی سنگسن و اینطور یک نفر را بالا بردن و بقیه را ندیده گرفتن باعث تخریب برنامه ایشان میشه.

      (1)(0)
      • مسئولین کشور ما همون قدر که به افراد نخبه امکانات و رفاه نمیدن همون قدر هم درباره هنرمندان بی رحمن...با نام بردن افراد نابغه تو برنامه ای مثل خندوانه مشکل حل نمیشه و باید مسئولین یه فکری کنن..البته تو خیلی برنامه ها درباره نخبه ها صحبت شده..و اینکه ما نباید اسم آدمای نخبه و دانشمندون رو تو تلویزیون اعلام کنیم مگه بخوایم ترورشون کنن..

        (0)(0)
  11. آقا رضا دوست عزیز از صحبتهاتون مشخصه که قصد ندارید ذره ای در فکرتون تجدید نظر کنید پس من هم دلیلی برای بحث با شما نمیبینم چون بی فایده است.
    فقط محض اطلاعتون این اولین برنامه مفصل خندوانه نبوده. اگه از اولین قسمت بیننده این برنامه بوده باشید رامبد برای چند نفر دیگه هم تولد گرفته قبلا مثلا رضا شفیعی جم یا مثلا برنامه عادل فردوسی پور که خیلی مفصل تر بود. آیا عادل فردوسی پور خیلی از این مشکلات این مردم رو تابحال حل کرده؟؟؟ نه! فقط یک مجری تلویزیونی است. ضمنا مفصل بودن این برنامه فقط بخاطر حافظ نبود بلکه بخش های قبل از ورود مهمان طولانی تر از قسمتهای دیگه بود.
    اما در مورد تقدیر از دانشمندان و زحمتکشان، اتفاقا خندوانه برخلاف برنامه های دیگر مثل دورهمی که ۹۵ درصد مهموناش رو بازیگران اونم اغلب بازیگران دسته چندم تشکیل میدن همواره سعی داشته تا از اقشار دیگه هم غافل نشه. به صفحه ویکی پدیای این برنامه مراجعه کنید تا لیست مهمانانش رو ببینید و متوجه شید که چقدر از پزشکان، نویسنده ها، دانشمندان و چهره های ماندگار تو این برنامه اومدن تا حالا... خواهشا صفحه ویکی پدیای این برنامه رو حتما ببینید.
    اتفاقا یک علت متفاوت بودن برنامه همینه که فقط چهره های آشنا رو دعوت نمیکنه بلکه آدمهای مهمی که کارهای مهمی کردن اما شاید کسی اسمشون رو تابحال نشنیده توی این برنامه معرفی و به مردم شناسونده میشن.
    و در آخر تهمت زدن گناه بزرگیه. اگر برای حافظ ناظری احترام قادل نیستید اگر برای رامبد جوان احترام قائل نیستید و بهشون تهمت رشوه میزنید اقلا به احترام اسم استاد شهرام ناظری دست از این تهمتها بردارید.

    (1)(0)
    • آقای بامداد عزیز
      ظاهرا شما هم نمی خواهید که عینک طرفداری یکجانبه و کورکورانتون را از چشم بردارید و من هم قصد ندارم بیشتر از این با شما بحث کنم. کسی را که خوابه میشه بیدار کرد ولی کسی را که خودش را بخواب زده نمیشه بیدار کرد!!!! التماس تفکر دوست عزیز!!

      (0)(1)
      • من فکر میکنم شما اساسا انسان مشکل داری هستین، چون تمام جوابها رو خوندم و همه تمام دلایل شما رو نقض کردن ولی شما از روی تعصب بیجا دائما روی حرفهای بی اساس خود پافشاری میکنید
        و جالب اینه خودتون بدون ذره ای فکر برای همه التماس تفکر دارید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

        (1)(0)
  12. من جهان خودم هستم

    چقد وقت دارین واسه حرف زدن، شما هم ی کاری کنین که ۲ ساعت ۴ ساعت رو آنتن تلویزیون باشین، والا

    (1)(0)
  13. با سلام خدمت هموطنان عزیزو هنرمنداقای حافظ ناظری .هرکس نام ایران را درجهان مطرح کند ما او را گرامی میداریم و محبوبیت آقای ناظری هیچ منافاتی بامعروفیت بقیه هنرمندان ودانشمند ان و ورزشکاران.دربعضی از نظرات هموطنان مطرح شده که پول باباش پول باباش پول باباش عزیزان باپول پدرش بوده پدرشم که دزدی نکرده.یعنی تحمل دیدن پولداربودن بقیه رو ندارید و این خیلی خیلی بداست و براتون ناراحتم.حالابحثها ونظرات صاحب نظران این رشته درحد خودشان است وما نمی تونیم نظر بدیم

    (1)(0)
  14. با سلام خدمت هم وطنان عزیزم

    این که ناراحتی نداره آقا رضا به رامبد میگم برای شما هم یه جشن تولد بگیره تا از دلخوریتون کم بشه. حله؟؟؟
    در ثانی آقای حافظ ناظری کار بسیار برجسته ای رو در جهان انجام دادند. شما برای جهان نه برای ایران چیکار کردید؟؟؟

    (1)(0)
    • سمیرا خانم
      تا وقتی آدمهای سطحی نگری مثل شما در این کشور هستند، وضعیت ما از این بهتر نمیشه و نباید انتظار داشت که پیشرفت پشمگیری در این مملکت رخ بده!! خواهر عزیز، من مثل حافظ ناظری عقده تولد گرفتن برای خودم توی تلویزیون ندارم. این انتقاد را برای این کردم تا ببینیم که جامعه ما به چه سمتی میره و به چه چیزهایی داریم ارزش میدیم!!! لطفا با چشم بازتر و فکر بازتر مطالب را بخونید. شاید بتونید تحلیل درست داشت باشید!!!!!!!!!!!!!

      (0)(1)
      • آقا رضا یه دور از بالا کامنتای خودتونو بخونید ببینید خندتون نمیگیره؟؟
        چقدرم راحت به همه انگ سطحی نگری و بی فکری میزنید.
        با این برچسب زدنها نمیتونید حقانیت خودتونو ثابت کنید. یک کلام بگید از این آدم خوشتون نمیاد یا اینکه باهاش خصومت شخصی دارید راحت!! لازم نیست ایقدر آسمون ریسمون به هم ببافید. بدون هیچ دلیل و سندی حرفی میزنید و روش پافشاری هم میکنید.
        ایشون ۱۵ سال تو این کشور نبوده اصلا! اونوقت عقده دیدن و تولد خودشو توی تلویزیون داشته باشه؟؟!!!! واقعا منطق از سر و روی صحبتهاتون میباره!!!
        توصیه میکنم شما که اینقدر اهل تفکر هستید کمتر وقتتونو به کامنت گذاشتن در فضای مجازی بگذرانید شاید شما هم تونستین افتخاری برای مملکتتون بیافرینید و براتون تو تی وی تولد گرفتن!! خدا رو چه دیدی!!

        (1)(0)
  15. من ارزو دارم تا بتوانم مانند حاقظ باشم ودارم تمام تلاشم را میکنم اسم حاقظ را زنده کردی

    (1)(0)
  16. حافظ باعث افتخارایرانه ,وشخصیتش عالی و والا است امیدوارم همیشه بیشترازاین موفق باشند واسم ایران را در جهان بالا ببرند

    (1)(0)
  17. برای یک قطعه ۵سال خیلیه م با وسواس برای هنروالای ایران ساخته شده وهمین البوم ۱۰سال .میتونست هرسال البوم وکنسرت بده وخیلی پولدار باشه ولی هیچ کدام را انجام نداده .خودش کارکرده وانقدرباغیرت هست که از پدرنگرفته .پدرش هم زحمت خودش بوده اینها هنرمندهستند اقازاده نیستند .حافظ بیشترازخودش هم برای ایران کار انجام داده درود برغیرتش ,خیلی ماه هست حافظ ,بسیارفروتن با وجود داشتن خیلی چیزها برای فخرفروشی ,یک تولد ۵دقیقه ایی ک قابلشرا نداره بیشتر باعث شادی ما شد .برای بقیه هم انجام شده وازهمه قشر مهمان داشته دانشمند هم امده .همه عزیز هستند .حافظ ک یکدونه است .

    (1)(0)
  18. ا+ول اینکه اقا رضا وامسال اون گناهی ندارن ما ها همینجوری هسنیم وقتی چیزیو درک نمیکنیم اینطوری عکس العمل نشون میدیم مطمعنا اگر اقا رضا توی امرش یه ساز هم دیده بود اینظور قضاوط نمی کرد به حرحال اقا رضا خودتونو خسته نکنید چون اقای ناظری به دید یک ادم کور به شمانگاه می کند ماها الان کار اقای ناظری درک نمیکنیم ۵۰سال بعد مرگ ایشون میفهمیم که ایشون چه بود وچه کار کرد ارزوی شقاعت دارم برای چشم اقا رضا

    (1)(0)
    • آقای مصطفی خان
      شما بجای انتقاد از بقیه در حفظ زبان فارسی و ملیت ایرانی، سعی کن بری کلاس سواد آموزی تا یاد بگیری کلمات فارسی را درست بنویسی!!! شما هنوز بلد نیستی اسمت را بنویسی آنوقت آمدی تقاضای شفای پشم من را می کنی؟؟؟!!! دوست عزیز "قضاوط" با این "ط" نیست. "قضاوت" را اینطوری مینویسن!!!!!!!!! کلمه درست "شفاعت" هست نه "شقاعت"!!! در ضمن اگر آقای ناظری به چشم یک آدم کور به من نگاه کنه من مشکلی ندارم چون از ایشون بیشتر از این هم انتظار نمیره!! واقعا متاسفم که آدمهای سطحی نگری مثل شما که توان فهم انتقاد سازنده را ندارن و همه چیز را به چشم یک حسادت بچگانه میبینن، طرفدار یک خواننده ملی و مهم مثل آقای ناظری توی این مملکت هستند!!!! شما از اون دوستهای نادانی هستید که آقای ناظری را به زمین میزنید.

      (0)(1)
      • دوست عزیز اولا در جهت حفظ زبان فارسی پشم نه و چشم!
        دوما باعث خوشحالی همه اعضای سطحی نگر این سایت است که شما با روشن فکری و دید بازتون و همچنین این حجم از عقده باعث پیشرفت و ترقی جناب حافظ خواهید شد! ان شاالله!

        (0)(1)
  19. چه دلبریه حافظ جون زیبا ,جذاب ,بانمک بقول جناب خان میخنده دل ادم قنج میره .چقدر بااخلاق وبا احساس همه چی تموم با انکه خارج بوده .خدا حفظش کنه پسراستاد ناظری هم هست دیگه هیچ

    (1)(0)
  20. برای یک قطعه ۵سال خیلیه با وسواس برای هنروالای ایران ساخته شده وهمین البوم ۱۰سال .میتونست هرسال البوم وکنسرت بده وخیلی پولدار باشه ولی هیچ کدام را انجام نداده .خودش کارکرده وانقدرباغیرت هست که از پدرنگرفته .پدرش هم زحمت خودش بوده اینها هنرمندهستند اقازاده نیستند .حافظ بیشترازخودش هم برای ایران کار انجام داده درود برغیرتش ,خیلی ماه هست حافظ ,بسیارفروتن هستند با وجود داشتن خیلی چیزها برای فخرفروشی ,یک تولد ۵دقیقه ایی که قابلش را نداره ,بیشتر باعث شادی ما شد .برای بقیه هم تولد گرفته وازهمه قشر مهمان داشته دانشمند هم امده .همه عزیز هستند .حافظ ک یکدونه است .

    (1)(0)
  21. واقعا بسیاری از ایرانی ها با ادعاهای زیاد در مورد فرهنگ و تمدن چند هزار سالمون ،در عمل نشون دادند که حسادت بخش بزرگی از زندگی انها رو در بر گرفته ،کسی موفقیتی به دست میاره با هزار نقد و عکس العمل های نادرست مواجه میشه .به جای این کارا از هنرمندان و قهرمان های این سرزمین حمایت کنیم که در نهایت همش به سود خودمونه و نام کشورمون در جهان شنیده میشه چون واقعیته که ایران بر خلاف تبلیغ های زیاد در مورد خودش ،واقعا در جهان ناشناخته و کشوری هم تراز با افغانستان و پاکستان و کشورهای افریقایی معرفی شده ،پس از کسانی که برای معرفی جلوه ای درست از ایران به جهان تلاش میکنن مثل همین اقایان ناظری ،حمایت کنیم که البته شایسته این حمایت و تقدیر هم هستند

    (1)(0)
    • واقعا نقطه نظر جالبی بود. من هم با شم کاملا موافقم. تمام حرف من هم همین بود که باید از کسایی که باعث سربلندی این کشور شدن و با تمام وجود برای رشد و شکوفایی و آسایش این کشور و مردمش تلاش کردند، به بهترین نحو تقدیر بشه. باید از آدمهای بزرگی توی اقتصاد، صنعت، پزشکی و.... هم به همین شکل تقدیر بشه. اما ایا اینکار انجام شده؟ آیا بجز آقای ناظری و شاید چند بازیگر سینما از کس دیگری هم تقدیر شده؟؟ حسادت یک حس بچگانه است که در مورد تحلیل مسایل مهم اجتماعی جایگاهی نداره. امیدوارم بجایی برسیم که بجای تهمت حسادت به همدیگر، به عمق مطلب پی ببریم و بفهمیم که منظور از انتقاد چیه و کورکورانه از کار اشتباه رامبد عزیز دفاع نکنیم!!!!

      (0)(1)
  22. من خیلی از برنامه ای که آقای ناظری مهمان خندوانه بودند لذت بردم. چقدر آدم دوست داشتنی و فهمیده و پُری بودن خدا برای این سرزمین حفظشون کنه حافظ نازنین رو. برای خودم متاسف شدم که از کارهایی که ایشون کرده بودند بی خبر بودم و موسیقیشون رو که گوش کردم دو چندان بهشون علاقه مند شدم. واقعا کارشون درسته!
    البته از همچون پدری باید هم همچین پسری بوجود بیاد. خدا نگهدارش باشه

    (1)(0)
  23. سایه خانم
    من نه با آقای ناظری مشکل دارم و نه از ایشان بدم میاد و نه به کسی انگ زدم بلکه شما هستید که الان دارید به بنده توهین می کنید و تحمل شنیدن یک حرف حساب و یک نظر مخالف خودتون را ندارید. دلیل صحبتهای من حرفهای خود آقای ناظری در برنامه خندوانه است. پیشنهاد میکنم شما که عاشق آقای ناظری هستید!! یک بار دیگه برنامه را نگاه کنید تا حرفهای ایشان را متوجه بشید. متاسفانه با وجود تمام کامنتهایی که در بالا گذاشتم ولی شما متوجه منظور بنده نشدید. ظاهرا شما بیشتر از من عقده تولد گرفتن توی تلویزیون را دارید که راجع به بقیه هم اینطور فکر میکنید. انتقاد من به ارزش گذاری اشتباه جامعه است. انتقادم بخاطر این هست تا جلوی فرار انسانهای مفیدی که برای کشورشون زحمت کشیدن را بگیرم. ظاهرا شما از همه بیکارترید که تمام کامنتها را خواندید و در نهایت یک تحلیل نادرست انجام دادید!!!
    واقعا باید توی این کشور التماس تفکر داشت!!!

    (0)(1)
  24. اقارضا حرفهای شما درسته ولی درمورد حافظ بزرگ صدق نمیکنه ,ایشون بخاطر پول داشتن به امریکا نرفتند ویک اتفاق ایشون را بردند که قراره کتابش را دراینده بنویسه ,ایشون دریک جای کوچک مثل یک اتاق سالها درغربت وتنهایی زندگی کرده وتلاش ,حتی ۸سال هم پدرشون را ندیدن ,پدری که قبلش بارها به امریکا می امد ولی بعد حافظ نرفت یعنی حافظ کاملا روی پای خودشون وتلاش به اینجا رسیدن ,واینکه گفتید خارج کی کلاسیک گوش میده بزرگترین کنسرت خارج را ایشون داشتند با استقبال زیاد,پولی هم به نوازنده ها نداده ونداشته که بده خود کمپانی سرمایه گذاشته ,واینکه استاد ناظری ثروتمند نیست ,از نظر مالی ولی دلی زیاد .وخیلی جاها اصلا چیزی از هنر نمیدونند بیخودی به حافظ تاختند حتی همین برنامه منظورم به بعضی خبرگزاریها واستادایی که هیچ نمیدانند بود به حرف شما نبود اقا رضا .ادمهای موفق زیاد از این چیزها برای زیراب زدنشون میزنند ولی خدا ومردم با حافظ هستند.

    (1)(0)
  25. بخشهایی از حرفهای حافظ عزیز رادرگفتگو مهرپارسال وقبلتر میذارم که بهتر اشنا بشید شما از دور میبینید درباره کسی قضاوت نکنیم .
    من ۱۴ سال صبوری کردم و در ایران کنسرت نداشتم. موسیقی برای من صد درصد جنبه‌ی مادی ندارد. فکر می‌کنم، وقتی هنر تبدیل به تجارت می‌شود، آن روح الهی و آسمانی‌اش را از دست می‌دهد. البته اهل شعار نیستم، به مادیات هم علاقه دارم، اما در اولویت‌های بعدی‌ام قرار دارند.
     من هم می‌توانستم مثل بقیه چند کنسرت با درآمدهای آن‌چنانی برگزار کنم و جزو سرمایه‌داران ایران به‌شمار آیم، اما جلوی همه‌ی این‌ها ایستادم و خواستم درسم را پس دهم و فکر می‌کنم، در حد خودم وظیفه‌ام را انجام داده‌ام.
    سال گذشته، برنامه‌ی ما این بود که از فروردین تا شهریورماه، ستاره‌های دنیا به ایران بیایند و نه‌تنها کنسرت‌های‌مان برگزار شود، بلکه در کنارش مسترکلاس رایگان نیز برگزار کنیم، برای این همه جوانی که در ایران موسیقی کار می‌کنند و موقعیت این را ندارند که با دنیا و حرکت‌های جهانی که اتفاق می‌افتد، همسو شوند.
      برای این کار شش‌ماه برنامه‌ریزی و بسیار تلاش کردم تا این ستاره‌ها به ایران بیایند. آن‌ها نیز از شش‌ماه قبل برنامه‌ها، کلاس‌ها و کنسرت‌های‌شان را کنسل کردند. 
    در این شرایط، اجرای ما لغو شد، بدون این‌که جوابی به ما بدهند و دلیلی ارائه کنند. ما برای این اتفاق حدود ۱۰۰ هزار دلار جریمه شدیم، یعنی نه‌تنها درآمدی نداشتیم، بلکه ضرر و زیان هم دادیم
    من مرد جنگ هستم و کوتاه نمی‌آیم. عشق عجیبی نسبت به ایران دارم. خیلی‌ها به من می‌گویند که شما نیازی ندارید در ایران کنسرت داشته باشید؛ اما من همیشه می‌گویم، به ایران عشق دارم و فکر می‌کنم، وظیفه دارم که برای کشورم قدمی در حد توان و بضاعتم ‌بردارم
     البته شاید برای ایران بضاعتم کم باشد، اما وظیفه دارم. پس از آن اتفاق دوباره سعی کردم از فروردین‌ماه این کار را انجام دهم و ستاره‌ها را دور هم جمع کنم. آن‌ها باز هم برنامه‌های شخصی‌شان را برای سفر به ایران لغو کردند، اما مسؤولان باز هم جوابی نمی‌دهندبدترین اتفاق این بود که دیدگاه منفی نسبت به ایران در این آدم‌های بزرگ ایجاد شد. بحث صرفا دعوت از هنرمندان خارجی نیست، من از اسطوره‌های موسیقی حرف می‌زنم نه یک هنرمند خارجی معمولی که در خیابان ساز می‌زند.

    (1)(0)
  26. من از وقتی به ایران آمدم پیشنهادی برای حضور در یکی از شبکه های تلویزیون داشتم، یا اینکه عکسم روی جلد روزنامه ها باشد و حتی پیشنهادهای میلیاردی به من می دادند. باور کنید من اگر پانزده سال پیش این کارها را کرده بودم که اکنون چندین دستگاه ماشین داشتم و می توانستم پنت هاوس داشته باشم و اینجا در رفاه کامل زندگی کنم ولی تمام اینها را برای رسیدن به یک آرزوی بزرگتر رها کردم. برای یک امید! رفتم آمریکا و در حد بضاعت یک اثری را در همان دنیایی که به دیدن کنسرت های موسیقی سنتی ما نمی آمد، تولید کردم و همین سی دی در نوع خودش به شماره یک دنیا تبدیل شد و این کار را یک آدم تک و تنها بدون حمایت کشور خودش و بدون حمایت هیچ کس دیگری از صفر شروع کرد و ساخت. من خودم را فدا کردم. مانند یک دانشجو در یک سوییت کوچک پانزده سال تلاش کردم و کاری را ساختم که رییس بزرگترین کمپانی موسیقی دنیا را مجاب به سرمایه گذاری روی چنین کارهایی بکند اما متاسفانه در کشور خودم به جز فحش و افترا چیز دیگری نصیبم نشد!
    من خیلی زحمت کشیده‌ام. روزی ۲۰ ساعت کار می‌کنم. بیشتر از سه ساعت نمی‌خوابم. حس می‌کنم یک بچه‌ی کلاس چهارم دبستانم ,که هیچ است، در جهان اما آرزویش رسیدن به بزرگترین قله‌های جهان است
    شاید توجهی که در خارج از ایران به من می‌شود، ۵۰ برابر باشد؛ اما عشقی به این خاک و آدم‌های آن دارم که اگر در صورتم هم بزنند، می‌گویم این طرف را هم بزن. تا جان در بدن هست و نفس در سینه، خواهم جنگید.
    با این‌حال وقتی در مقابل این پرسش قرار می‌گیرد که چطور به موسیقی و فرهنگ ایران پایبند مانده است، سکوت می‌کند، اشک در چشمانش حلقه می‌زند و حدود یک‌دقیقه تلاش می‌کند گریه نکند

    (1)(0)
  27. آره دیگه با منطق جناب رضا لابد فریدون آسرایی هم پول داده براش تولد بگیرن خخخخخخخخخخخ

    (1)(0)
    • به آقای رضا بفرمایید من حاضرم بهش پول قرض بدم تا رامبد برای اونم تولد بگیره شاید کمی از این حجم عقده کم بشه، التماس تفکر!خخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

      (1)(0)
  28. دانش و جایگاه ایشان را درموسیقی این مرز و بوم باید متخصصین این امر بررسی کنند اما آنچه به عیان در اظهارنظرهای آقای حافظ ناظری مشاهده می شود خودستایی و غروری بی مهار است؛ اینگونه بی هیچ نشانی از حرمت و تعهد اساتید و بزرگان موسیقی ملی ایران را کم مایه انگاشتن کار کسانی است که آداب بزرگی و بالانشینی را نمی دانند حافظ ناظری شاید موسیقی دان متبحری شود اما تا زمانی که دربند خودش گرفتاراست جلوه هنرش فروغی ماندگارنخواهد داشت...

    (1)(0)
  29. اقا رضا همین پنج شنبه در این برنامه تولد فریدون اسرایی گرفته شد که زمانش نیم ساعت بود ولی برای حافظ عزیز ۵دقیقه کمتربودحتما ایشون هم پول دادند !!این چه حرفیه واقعا بی ریاوصاف وصادق بودند,من دلم میگیره ازاین حرفها.هنرمند حساسه وبا محبت مردم دلش گرم میشه برای حافظ عزیز که کمترین کار بوده دروطنی که دوستش داره ولی نامهربونی دیده ازحسودانی که انگ دروغ بهش زدند,چقدر خوشحال شدند ,ازشادی بقیه ما هم خوشحال بشیم بهترین خاطره برای انها وهم ما بوجودمیاد اقای اسرایی گفتند بهترین تولد عمرمه .خندوانه یک برنامه شاده وازش انتظار برنامه دیگه ایی نباید داشته باشی ان عزیزان باید در برنامه های دیگر دعوت بشن .هرچند دراین برنامه همه قشری امده. .فکرکنم ازاین به بعد رسم تولد هم هست وباید شاهد تولد زیادی باشید.

    (1)(0)
    • بله دقیقا درست می فرمایید، مطمئن باشید افرادی که از موفقیت و ارج نهادن به کسی ناراحت می شوند کسانی هستند که در زندگی به جایی نرسیدند و با این حرفها میخواهند سرپوشی روی کم کاری ها و ناکامی های خود بگذارند...

      (1)(0)
  30. عاشقتم حافظ ، خدا حافظت باشه

    (1)(0)
  31. رضا کجایی بیا دادا کجا رفتی ما کامنت جدید میخایم از رضا جون،التماس تفکرررررررر

    (1)(0)
  32. التماااااااس تفکر دوست عزیز

    (0)(1)
  33. درود بر روشنفکر آنی
    مهندس (( رضا ))
    کسی که قله های روشنگری را در نوردیده !!!

    (1)(0)
  34. در صورتی که آقای شجریان بهترین آثار زندگی خود را در کنار مشکاتیان ساخته و مشکاتیان دلیل آن کارها بوده است. باید به این فکر کنید و تاثیر پدرم را ببینید که همه کسانی که در کنارش بوده اند بهترین آثار خود را خلق کرده اند.

    خیییییییییییییلی بچه پرویی حافظ ناظری. هیچ کس هیچ کاری نکرد الا بابای تو

    (0)(0)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*