خانه / بورس و سهام / بورس در هفته ای گذشته / بزرگترین بله برون قرن !

بورس در هفته ای گذشته / بزرگترین بله برون قرن !

۵ سال گذشته اما به اندازه ۱۵ سال پیر شده است . خانواده دختر مورد علاقه اش به ازدواج آنها از اول هم رضایت نداشته اند چون او را در شان خانواده خود نمی دانند .

چند بار خواستگاری رفته اما جواب رد شنیده است. پیش ریش سفیدهای فامیل رفته و آنها را هم واسطه کرده اما مرغ پدر و مادر شیرین هم چنان یک پا دارد. ولی می داند که شیرین هم او را می خواهد هرچند در این ۵ سال نگذاشته اند با او حتی یک دقیقه هم حرف بزند.

حالا برای آخرین بار در سرای خانه آنها ایستاده است و می خواهد کار را یکسره کند . چشم در چشم شیرین می دوزد و از او می خواهد اگر پاسخش منفی است بگوید تا برای همیشه برود و با درد خود تنها بماند . تمام نگاه ها به شیرین است اما . . .شیرین می خواهد حرف بزند اما . . . بغض امانش نمی دهد . بغضش می ترکد و به داخل اتاقش می رود.

دل پدر شیرین می لرزد. دیگر تاب نمی آورد و هرچند ناراضی است اما از فرهاد می خواهد که اینبار برای بله برون بیایند. فرهاد حس می کند در خواب است . باورش نمی شود که پس از ۵ سال در حال رسیدن به عشقش است. از خانه بیرون می آید . اشک هایش سرازیر می شود. همان جا فقیر پا برهنه ای را می بیند و به شکرانه تحقق آرزویش کفشش هایش و هرچه پول دارد به او می دهد و تصمیم می گیرد تا خانه از خوشحالی با پای برهنه بدود ..

بله برون است .. همه فامیل هستند .. پدر و مادر فرهاد با عمه عصمت هماهنگ کرده اند که اگر مهریه بالای ۱۱۴ سکه گفته شد و اصرار کردند عمه عصمت به نشانه قهر بلند شود که آنها بترسند و دخترشان را بدهند. صحبت ها رسمی میشود . پدر شیرین می گوید که مهریه دخترشان ۳۰۰۰ هزار سکه است. جو متشنج می شود و هرچه می گویند کوتاه نمی آید. فرهاد لحظه به لحظه بیشتر در خودش فرو می رود. رنگش مثل گچ سفید شده است ولی کسی حواسش به او نیست. در فکرش لحظه به لحظه و ثانیه به ثانیه آن ۵ سال سخت می گذرد. حالا که نزدیک به توافق است همه چیز در حال خراب شدن است.

حالا وقت اجرای نقشه عمه عصمت است. عمه ناگهان با ناراحتی از جا بلند می شود و می گوید ما می رویم که صدای بلندی می آید . فرهاد بر زمین افتاده است . شیرین به سمتش می دود. چشم های فرهاد بسته است انگار سالهاست که بسته بوده است . بدنش سرد است . همه دور فرهاد حلقه می زنند. گریه می کنند و شیون سر می دهند اما ..

این روزها بزرگترین بله برون قرن در وین در جریان است . غربی ها مهریه سنگین می خواهند اما تیم مذاکره کننده هسته ای ما زیر بار نمی رود. قرار نیست به هر زیاده خواهی ای تن داد . آمریکایی ها و شرکایشان می خواهند زور خود را بزنند و اگر تزلزلی در مردان دیپلمات ایرانی دیدند امتیاز بگیرند. مردانی که نه از قاجار هستند و نه اینجا ترکمانچای است . دیپلمات های کارکشته ای که در یک لحظه می توانند در چشم های ۶ ابرقدرت جهانی نگاه کنند و حرف از حق بزنند. ما فقط حقمان را می خواهیم نه چیزی بیشتر . ما همان چیزی را می خواهیم که بنابر قوانین بین الملل هر کشوری حق دارد داشته باشد . اگر فشارها کماکان ادامه داشته باشد و سر عقل نیایند ظریف می ماند و آخرین نقشه ای که پیش از رسیدن به مقصد با یارانش مرور کرده اند . هر لحظه ممکن است عمه عصمت در وین از جا بلند شود ..

این هفته بازار سرمایه را با جوی از انفعال و تردید شروع کردیم . صحبت ها و گمانه زنی های هسته ای به گونه ای بوده که بازار به دو گروه خوشبین ها و بدبین ها به نسبت مساوی تقسیم شده است. عرضه ها در این هفته زیاد بود اما برای هر عرضه ای تقاضایی هم وجود داشت و اینها در شرایطی بود که روز یکشنبه شاهد عرضه اولیه سیدکو به قیمت هر سهم ۱۵۰ تومان هم بودیم. قیمتی که کاملا با توجه به جو گروه منصفانه به نظر می رسید و صف سنگینی هم برای آن شکل گرفت که البته روز چهارشنیه بخش عمده ای از آن عرضه شد.

در بازار سرمایه ایران آنهایی که اعتقاد به شکست مذاکرات دارند به طور کامل نقد شده اند . آنها که اعتقاد به تمدید دارند ۵۰ درصد نقد شده اند و نظرشان این است که حتی در صورتیکه توافق بشود چند درصد بالاتر مجدد می توانند وارد بشوند. البته این فرضیه درست به نظر نمی رسد چون خیلی از صفوف خرید سهم ها همین الان هم عرضه کننده ای ندارند چه برسد پس از حل بحران هسته ای . آن دسته از سهم هایی که حجم مبنا ندارند نیز برای رشد نیازی به معامله درصدی از سهامشان ندارند. درصورت توافق در مذاکرات تنها شانس خرید سهامداران در سهم هایی خواهد بود که صندوق توسعه ، سازمان خصوصی سازی یا حقوقی های همیشه عرضه کننده ای چون رضوی یا ملت در آنها سهامدارند .

آنهایی که به مذاکرات خوشبینند نیز سبد خود را به دید توافق با سهم هایی از گروه های مستعد تر بسته اند. دیگر از اینجا به بعد دست تقدیر است که مشخص کننده آینده سرمایه گذاری ها خواهد بود .

چون کمی مقدمه طولانی شد از حاشیه ها و اخبار دیگر سیاسی و اقتصادی می گذریم و توجه خود را معطوف به متن بازار می کنیم.

این هفته خپارس با زیان جدید ۳۱۸ ریالی رونمایی شد . در گزارش اخیر فروش شرکت هم کاهش معنادار ۴۲ درصدی را نشان می دهد . اما طبق روال معمول بورس ما که هرچه زیان سهم بیشتر اعلام شود ارزنده تر می شود به محض بازگشایی صف خرید سنگین چند ده میلیونی برای آن تشکیل شد صفی که در حقیقت فرصتی شد برای فروش ۱۲۹ میلیون سهم به افراد و سهامداران جو زده و هیجانی و گیر کردن همان خریداران در صف فروش ۷۰ میلیونی !
عملکرد سازمان هم در باز کردن این سهم در آن قیمت اصلا فکر شده و قابل توجیه نبود.

برخی اوقات حس می کنیم که تمام تصمیمات سازمان در لحظه گرفته می شود مثل سیدکو که ابتدا اعلام شد قرار است به هر نفر آنلاین ۵۵۰۰ سهم داده شود و ۳۰ دقیقه بعد اعلام شد نفری ۴۰۰۰ سهم !
حال باید دید تعیین سهمیه ۵۵۰۰ سهمی با چه میزان محاسبات فنی و کارشناسی ! صورت گرفته بوده است که در نیم ساعت عددش تغییر کرد.

گروه سیمان یکی از گروه هایی است که اکثر تحلیلگران و بنیادی کاران بازار معتقدند که افت قیمت سهم هایش در چند ماه اخیر دلیل بنیادی و منطقی داشته است . مطلبی که در هفته های گذشته به آن اشاره شد و با عرضه اولیه سیدکو بیشتر به چشم آمد. طبق روال همیشه هرگاه سهمی در گروهی عرضه اولیه می شود تا مدتی آن گروه را با اقبال بازار مواجه می کند اما عرضه سیدکو و صف سنگین آن حتی برای یک روز هم موجب سبز شدن نمادهای سیمانی نشد که این جای تامل دارد.

هرچند هفته پیش صحبت های خوبی در مورد تعیین تکلیف نمادهای پالایشی شنیده شده بود این هفته باز هم خبری آمد که امیدهای سهامداران را کمی نا امید کرد. گویا مشکل کیفی سازی فعلا بین وزارت نفت و شرکت پخش و پالایش حل نشده است و این قصه کماکان ادامه خواهد داشت. واقعا باید کمی هم خودمان را جای سهامداران سهم های پالایشی بگذاریم. گاهی انسان لنگ یک هزارتومانی می شود و درست نیست سرمایه قشر بزرگی از سهامداران بازار سرمایه اینطور قفل شده باشد.

اما در گروه لاستیک و پلاستیک سرانجام آنچه تمام فعالان و تحلیلگران بازار متعاقب کاهش قیمت جهانی کائوچو منتظرش بودند فرا رسید. پکرمان در گزارشی عالی سود خود را نسبت به گزارش قبل با افزایش ۴۲ درصدی اعلام کرد و لبخند را به لب های سهامداران خود آورد. همچنین در این گروه پکویر هم گزارش ۹۴ خود را با افزایش ۱۱ درصدی نسبت به دوره قبل روانه کدال کرد.

البته سهامداران باید توجه داشته باشند که این کاهش نرخ کائوچو بر طبق مفروضات صورت های مالی پسهند تاثیر بالایی بر بهای تمام شده محصولات آن نخواهد داشت که در گزارش ۶ ماهه حسابرسی شده بر آن تاکید شده است . در تولیدات پسهند که به صورت سفارشی است حدود ۱۵۰ ماده اولیه مختلف استفاده می شود که این موجب شده است نرخ میانگین با کاهش بهای کائوچو تغییر چندانی نکند. در چند روز اخیر سهم با فشار فروش و جو سنگینی مواجه بوده است و به نظر می رسد در روزهای آینده عرضه ها در سهم کماکان ادامه داشته باشد.

در گروه پتروشیمی و محصولات شیمیایی آنقدر بحث نرخ خوراک حاشیه ایجاد کرده است که سهم های این گروه از چشم سهامداران و بازار سرمایه افتاده است و دیگر هیچ خبری از رونق سال گذشته در آنها نیست. نه در روزهای مثبت بازار مورد توجه هستند و نه منفی . البته از حق نباید گذشت که قیمت برخی از سهم های این گروه واقعا به سطوح نازلی رسیده است و برای افرادی که دید بلند مدت دارند می تواند فرصتی خوبی جهت خرید سهم در قیمت های مناسب باشد.

در گروه بانکی در این هفته کماکان بانک قوامین و حکمت بیش از بقیه مورد توجه بودند و معاملات این ۲ سهم جلب توجه می کرد. اگر به این جمع وگردش را که فعلا نماد آن بسته است اضافه کنیم باید گفت که امسال تا اینجا سال بانک های کوچک تر بوده است.

طبق اطلاعات منتشر شده از بانک قوامین عمده دلایل افزایش سود این بانک در ۶ ماهه نخست فروش دارایی های ثابت بوده است. همینطور کاهش هزینه های مالی از محل تسویه وام ۳ هزار میلیارد تومانی به بانک مرکزی . بر طبق اطلاعات منتشر شده وقوام در آینده نزدیک افزایش سرمایه ۲۰۰ درصدی از محل سود انباشته و آورده خواهد داشت.

اما در خبری دیگر اعلام شد که بانک حکمت موفق شده است مجوز اداره کل نظارت بر بانک‌ها و موسسات اعتباری بانک مرکزی جهت ورود به فعالیت در بازارهای ارزی و انعقاد قراردادهای فاینانس را اخذ کند. از طرفی سیاست های بانک از ارائه وام های خرد به سمت تسهیلات مشارکتی رفته و این تسهیلات از ۴۲ درصد در سال ۹۲ به ۷۷ درصد در سال ۹۳ رسیده است. بر طبق اطلاعات منتشر شده از شرکت فروش مجتمع تجاری ایرانیان در منیریه در دست اقدام و کار نصب و راه اندازی ۳۰۰ دستگاه ATM از شهریور ۹۳ نیز آغاز شده است. همچنین شنیده هایی که از افزایش سرمایه سهم در آینده نزدیک به گوش می رسد و مجموع عوامل فوق موجب شده است تا حکمت پس از وگردش و وقوام سومین بانکی باشد که مورد توجه بازار قرار گرفته است و در ۷ روز اخیر شاهد حجم بی سابقه ای در معاملات آن باشیم.

اما فایرا یکی از سهم های شگفتی ساز بود به گونه ای که در گزارش اخیر خود تعدیل چشمگیر ۲۳۰ درصدی را به بازار اعلام کرد . فایرا با رشد قیمتی ۵۰ درصدی به بازار بازگشت و سهامدارانش را به شعف آورد. هرچند بازار انتظار تعدیل مثبت از فایرا داشت اما میزان آن تا این حد قابل پیش بینی نبود.

این هفته شاهد شفاف سازی مهمی بودیم. در مورد فاذر که در یک ماه اخیر رشد بی سابقه ای کرده بود و در روزهای اخیر نیز با رشد بی وقفه و صف خرید مواجه بود اما در شفاف سازی صورت گرفته اعلام شد که اتفاق خاصی برای سهم رخ نداده و تعدیل مهمی نیز وجود ندارد که توجیه کننده رشد قیمت سهم باشد . پس از این شفاف سازی عرضه ها بر روی سهم شدت گرفت اما با جوی که توسط گروه های ذینفع ایجاد شد به طور موقت سهم کنترل شد امری که صرفا فرصت کوتاهی ایجاد کرد تا کسانی که سرمایه های سنگینی در فاذر دارند زمان خروج داشته باشند.

اصولا پس از هر شفاف سازی اتفاقی که می افتد این است که سهامداران به دو دسته تقسیم می شوند. یک عده می فروشند و عده دیگر با مابقی نقدینگی خود تلاش می کنند جلوی افت قیمت سهم را بگیرند. 

اما در گروه ساختمان حاشیه های کرمان پایانی ندارد و تازه وارد فاز جدیدی از خود شده است . به دنبال تحلیل های صورت گرفته و شفاف سازی شرکت مشخص شد که اعداد عجیب و غریبی که برای ناو سهم بیان می شده است هیچ پایه و اساسی نداشته و با ورود تحلیلگران بنیادی توسط سایت ها و رسانه های مختلف تمام ترفندهای گروه های سفته بازی که بر روی آن فعال بودند رو شد و همین امر موجب شد که ترمز آن کشیده شود و روند آن معکوس شود هرچند به دلیل درگیر بودن منافع گروه هایی خاص این جدال در عرضه و تقاضا ادامه خواهد یافت.

اما چیزی که بیش از پیش در این تحولات جلب نظر می کرد گل به خودیه سفته بازان آماتوری بود که با بیان اعداد عجیب و غریب ۱۲ هزار تومانی و حتی بالاتر توجهات و حساسیت ها را به سهم جلب کردند و با هیاهوی ایجاد شده مشخص شد که یک جای کار می لنگد. چیزی که در ثنوسا عکس آن را شاهد هستیم . یعنی با وجود این که حرکت سهم مشخص است از کدام محل است اما گروه هایی که بر روی آن فعالند در سکوت و به دور از جنجال کار خود را ادامه می دهند و کماکان سهم در مسیر رشد است . اینجاست که باید گفت سفته باز هم سفته بازان قدیم !

به هر حال با وجود حساسیت های به وجود آمده بهتر است تا مجددا آینده سازان بهشت ، کحافظ و یا بنیروی دیگری بر پرونده بورس ایران اضافه نشده است مسئولان سازمان بورس فکری جدی برای این قبیل موارد بکنند تا بورس همواره امن ترین پایگاه برای سرمایه ها باشد.

اما در پایان مطلب شاید بد نباشد نگاهی به ادامه داستان شیرین و فرهاد بی اندازیم.

خواندیم که : عمه ناگهان با ناراحتی از جا بلند می شود و می گوید ما می رویم که صدای بلندی می آید . فرهاد بر زمین افتاده است . شیرین به سمتش می دود. چشم های فرهاد بسته است انگار سالهاست که بسته بوده است . بدنش سرد است . همه دور فرهاد حلقه می زنند. گریه می کنند و شیون سر می دهند اما ..

اندکی زمان می گذرد و فرهاد حالش جا می آید و کم کم چشمهایش را می گشاید. مادرش از خوشحالی دست به سوی آسمان می کند و شکر خداوند را به جای می آورد. او را از زمین بلند می کنند و به آرامی بر روی صندلی می نشانند. حالا فرهاد لبخند را بر روی لب های شیرین می بیند. لبخندی که پدر شیرین هم می بیند و با صدای بلند می گوید : به شکر سلامتی فرهاد جان و به خاطر رضایت دخترم همان ۱۱۴ سکه قبول است . مبارک باشد ..

همه دست میزنند و فریاد خوشحالی سر می دهند.

آن چه در وین در جریان است می تواند همین باشد. معامله ای که طرفین تلاش می کنند در ثانیه های پایانی اش تا می توانند از هم امتیاز بگیرند و با دست پر به کشورشان برگردند. از این جهت است که این روزها سگرمه ها در هم است و وقتی مذاکره کنندگان از محل مذاکرات خارج می شوند کمتر مثل سابق لبخند بر لب دارند.

پس سهامداران این روزها زیاد نباید به اخبار لحظه ای و اظهار نظرات رسانه های مختلف توجه کنند چون بر طبق برخی از شواهد مثل آنچه پیش از این اتفاق افتاد ممکن است همه چیز در دقیقه ۹۰ برخلاف آنی شود که گمان می رود . حال باید منتظر ماند و دید عمه عصمت از کدام طرف زودتر بلند می شود !

هادی طهماسبی- کارشناس و تحلیلگر بازار سرمایه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شدبخش های مورد نیاز علامت گذاری شده است *

*